مشاوره خانواده

انسان سالم،بی مسئله نیست...

سوء استفاده عاطفي چيست؟

 

 

سوء استفاده هر رفتاري است كه به قصد ايجاد كنترل و انقياد يك انسان ديگر انجام مي گيرد و مي تواند استفاده از ترس, توهين و تجاوز كلامي يا جسمي را شامل شود.

 


سوء استفاده عاطفي نوعي سوء استفاده است كه ماهيتاً عاطفي و هيجان است نه جسمي. سوء استفاده عاطفي هر چيزي را شامل مي شود.

سوء استفاده كلامي و انتقادگونه و فنون ظريفتري چون سرزنش, دستكاري و ترشرويي همه مثال هايي از سوء استفاده عاطفي هستند.

سوء استفاده عاطفي مثل شستشوي مغزي است كه در آن بطور منظم اعتماد به نفس, ارزش شخصي, اعتماد به دريافت هاي شخصي و خود پنداره افراد تخريب مي شود.

سوء استفاده عاطفي چه بوسيله زخم زبان و تحقير مداوم انجام گيرد و چه بوسيله تشر زدن يا تحت عنوان "راهنمايي" , "آموزش" و "پند" , نتيجه هميشه يكسان است. در واقع سوء استفاده شونده, هويت و ارزش شخصي خود را از دست مي دهد.

سوء استفاده عاطفي به هسته دروني شخص آسيب وارد مي كند, زخمهايي ايجاد مي كند كه عميق تر و مزمن تر از جراحت هاي بدني است.

 انواع سوء استفاده عاطفي

 سوء استفاده عاطفي اشكال مختلفي دارد. سه الگوي عام رفتار سوء استفاده گرايانه عبارتند از: پرخاشگري, انكار و ناچيز شماري.

 پرخاشگري

_بد زباني, متهم سازي, سرزنش, تهديد و دستور دادن, شكل هاي پرخاشگرانه سوء استفاده مي باشند. رفتارهاي پرخاشگرانه معمولاً مستقيم و آشكار هستند. مقام بلامنازعي كه سوء استفاده كننده از طريق بي اعتبار ساختن سوء استفاده شونده به دست آورد تعادل و خود مختاري حاكم بر روابط سالم بزرگسالي را از بين مي برد. اين الگوي ارتباطي والد _ كودك (كه شايعترين شكل سوء استفاده كلامي است) زماني به آشكارترين وجه, خود را نشان مي دهد كه سوء استفاده كننده وضع و حالت پرخاشگرانه به خود مي‌گيرد.

 _ سوء استفاده پرخاشگرانه گاه مي تواند شكل غير مستقيم به خود بگيرد و حتي با رفتار "ياري كردن" خلط شود. انتقاد, نصيحت, ارائه راه حل ها, موشكافي, استنطاق و پرسش از يك شخص ديگر مي تواند تلاشهاي صادقانه براي كمك تلقي شود ولي در برخي موارد اين رفتارها تلاشي در جهت تحقير و كنترل يا خوار سازي است نه كمك. سوء استفاده كننده وقتي مي گويد "من اين را بهتر از همه مي دانم" در لحن او قضاوت پنهاني است كه براي آن موقعيت نامناسب است و در روابط هم سطح, نابرابري ايجاد مي كند.

 انكار

 _سوء استفاده كننده به منظور تحريف يا تكذيب دريافت هاي سوء استفاده شونده از جهان, ي اعتبار سازي را به كار مي بندد. بي اعتبار سازي وقتي رخ مي دهد كه سوءاستفاده كننده از قبول واقعيت امتناع مي ورزد و آن را نمي پذيرد. براي مثال اگر سوء استفاده شونده اظهار دارد كه سوء استفاده كننده به او توهين كرده است سوء استفاده كننده مصرانه مي گويد "من هرگز اين كا را نكردم", "من نمي دانم تو درباره چه صحبت مي‌كني" و غيره.

 _ مضايقه كردن يك شكل ديگر انكار كردن است و شامل امتناع از شنيدن, امتناع از رابطه برقرار كردن و قهر كردن مي شود. اين شيوه انكار, گاه "اصلاح از طريق سكوت" خوانده مي شود.

_ مقابله كردن زماني اتفاق مي افتد كه سوء استفاده كننده شخص تحت سوء استفاده را بخشي از خود تلقي مي كند و هر نظر يا احساسي را كه بين آنها تفاوت ايجاد مي كند, انكار مي كند.

 ناچيز شماري

 _ ناچيز شمردن شكل افراطي انكار است. در اين شيوه سوء استفاده كننده حادثه اي را كه اتفاق افتاده انكار نمي كند ولي تجربه يا واكنش عاطفي سوء استفاده شونده را در قبال آن حادثه زير سؤال مي برد. عباراتي چون "تو بيش از حد حساس هستي", "تو خيلي اغراق مي كني" يا "تو از كاه كوه مي سازي" همگي بيان‌كننده اين نكته هستند كه عواطف و دريافت هاي سوء استفاده شونده معيوبند و نبايد به آنها اعتماد كرد.

 _ ناچيز شماري زماني رخ مي دهد كه سوء استفاده كننده مي گويد آنچه شما انجام داده ايد يا گفته ايد, نامربوط و بي اهميت است. اين فن شكل ظريف ناچيز شماري است.

 انكار كردن و ناچيز شماري, آسيب زننده هستند. اين دو روش علاوه بر پايين آوردن عزت نفس, ايجاد تعارض و نامعتبر ساختن واقعيت, احساسات و تجارب, در واقع مي توانند دريافت ها و تجربه عاطفي شما را زير سوال ببرند و بي اعتبار سازند.

 درك روابط سوء استفاده گرانه

 هيچ كس نمي خواهد در يك رابطه سوء استفاده گرانه قرار گيرد ولي افرادي كه از سوي والدين يا اشخاص مهم ديگر مورد سوء استفاده كلامي قرار مي گيرند اغلب خودشان در مقام يك بزرگسال در موقعيت هاي مشابه, سوء استفاده گرانه عمل مي كنند. اگر والدين بر تجارب و هيجانات شما نام بگذارند و درباره رفتارهاي شما داوري كنند شما ياد نمي گيريد معيارهاي خاص خودتان را شكل دهيد, ديدگاه خاص خودتان را بپرورانيد و بر احساسات و دريافت هاي خود متكي باشيد. در نتيجه وقتي يك سوء استفاده كننده عاطفي در برابر شما شكل و حالت يك كنترل كننده را مي گيرد همان احساسات پيشين و حتي آرامش بخش به شما دست مي دهد هر چند چنين احساساتي مخرب هستند.

 افراد مورد سوء استفاده قرار گرفته اغلب گرفتار احساساتي چون ناتواني, آزار, ترس و خشم هستند: نكته طنز آميز اين است كه سوء استفاده كننده ها هم گرفتار همين احساسات هستند خود سوء استفاده كننده احتمالاً در يك محيط عاطفي سوء استفاده گرانه بار آمده و در چنين محيطي است كه آنها سوء استفاده گري را به عنوان شيوه مقابله با احساسات ناتواني, آزار, ترس و خشم خود انتخاب مي كنند.

 در نتيجه سوء استفاده كننده ها به سوي اشخاصي جذب مي شوند كه خودشان را ناتوان و درمانده مي يابند, كساني كه ياد نگرفته اند براي احساسات, دريافت ها يا ديدگاه هاي خود ارزش قائل شوند, چنين واكنش هايي به سوء استفاده كننده ها اجازه مي دهد تا احساس امنيت و كنترل بيشتري كنند و از مقابله با احساسات و دريافت هاي خود اجتناب كنند.

 نخستين گام به سوي تغيير, شناسايي الگوي روابط شما مخصوصاً با اعضاي خانواده و ساير اشخاص مهم است. فقدان صراحت و وضوح در نوع رابطه اي كه شما با اشخاص مهم برقرار مي كنيد مي تواند به شيوه هاي مختلف خود را نشان دهد. براي مثال, ممكن است در برخي موارد به عنوان يك " سوء استفاده كننده" عمل كنند و در برخي موارد ديگر به عنوان يك " سوء استفاده شونده"، شناختن خود و درك گذشته خود مي تواند از ايجاد مجدد روابط سوء استفاده گرانه در زندگي شما پيشگيري كند.

 آيا شما از خود سوء استفاده مي كنيد؟

 معمولاً به اشخا�%

+   مشاوره خانواده ; ۳:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۸

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir