مشاوره خانواده

انسان سالم،بی مسئله نیست...

دو حرفی پر درد سر:

 

تنها دو حرف. که با این وجود بلند گفتن آن برای خیلی ها سخت تر از گفتن جملات متعدد است، جملاتی مثل خواهش می کنم، خوشحال می شوم، چه کاری باید انجام دهم، افتخار می دهید و خلاصه تکرار جملات کلیشه ای که تعداد حرف هایش بی شک چند برابر حروف به کار گرفته شده در «نه» است!

 اغلب ما از گفتن این دو حرف ساده پرهیز می کنیم و خود (و احتمالاً چندین و چند نفر بی گناه دیگر) را با یک مجموعه طولانی از دردسرها و مشکلات ناشی از نگفتن همین «نه» ساده روبه رو می سازیم.

به عبارت دیگر پشت این مانع به ظاهر کوچک موفقیت در جا می زنیم، و کلی فرصت و امکان بزرگ و کوچک را از خودمان می گیریم. خیلی از ما طوری بزرگ شده ایم که دائماً سعی می کنیم دیگران را راضی و خوشحال نگه داریم و با نگفتن این کلمه دو حرفی نیز فداکارانه و اغلب ساده لوحانه با تصور اینکه داریم دیگران را خوشحال می کنیم خود را گرفتار عواقب و پیامدهای سنگین نگفتن نه یا همان گفتن بله نابجا، می کنیم. در صورتی که می توانیم راه های دیگری را برای راضی نگه داشتن و خوشحال کردن دیگران انتخاب کنیم.


به هر حال اگر شما هم از بله گفتن های نابجا (یعنی از همان عوارض ناشی از نه نگفتن ها)، خسته شده و به زبان ساده می خواهید نه گفتن را تجربه کنید.

 خوب است قبل از پاسخ دادن به درخواست های دیگران این موارد را در گوشه و کنار ذهنتان داشته باشید:


۱- وقتی کسی از شما درخواستی می کند، همیشه می توانید از او چند لحظه ای برای فکر کردن زمان بخواهید، و در این زمان تمام جوانب موضوع را در نظر بگیرید.

می توانید از روش سئوال سازی کوتاه در مورد مسئله ای که با آن مواجه شده اید کمک گرفته و از خود سئوالات روشنی بپرسید و جواب ها را هم به همان روش در ذهن خود به تصویر بکشید. این سئوال و جواب ها شما را به نتایج حاصل از انجام یا عدم انجام درخواست صورت گرفته، نزدیک تر می کند.


۲- در مرحله بعد اگر به این نتیجه رسیدید که گفتن نه بهترین پاسخ، در شرایط موجود است پس با خیال راحت (البته به روشی درست) نه بگویید و از گفتن آن نگران نباشید.


۳- در هنگام گفتن کلمه «نه» مستقیم در چشم طرف مقابل نگاه کنید، و با صدایی واضح و بلند نه بگویید، حتی با حرکت سر موضوع را کاملاً تاکید کنید.


۴- یادتان باشد، اگر بله را در حالی که می خواهید نه بگویید به زبان بیاورید، علاوه بر اینکه از موضع راستی خارج شده اید، حسی از بی میلی و سنگینی برای انجام آنچه عهده دار انجامش شده اید را نیز خواهید داشت، پس فشارهای مضاعفی را هم در طول انجام عمل متحمل می شوید.

 این همان قیمتی است که شما برای نگفتن یک نه ساده مجبورید بپردازید. (البته این تازه فقط بهای ظاهری موضوع است چون خلاصه بی صداقتی از موضع راستی خارج است و ناراستی را هم که خودتان می دانید چه بلاها بر سر آدم می آورد!!!)


۵- اگر می خواهید به کسی که در حال حاضر تحت فشار موارد مختلفی قرار دارد نه بگویید بهتر است این نه گفتن بسیار صمیمانه، نرم و ساده و در عین حال همراه با پاسخی از سر همدلی بوده و به شکلی باشد که حداقل اگر فشار او را کم نمی کند، افزایش هم ندهد. سعی کنید در چنین مواقعی به راه حل های دیگری هم فکر کنید. برای مثال به دوستتان که از شما می خواهد کودکش را نگه دارید تا به دکتر برود، می توانید بگویید نه! لطفاً مرا ببخش. می دانم که پیدا کردن فرد دیگری برایت سخت است اما من کار مهمی دارم و به کسی قول داده ام، بیا با هم فکر کنیم شاید بتوانیم کس دیگری را پیدا کنیم، مثلاً همسایه تان چطور است؟! می خواهی من با او صحبت کنم؟!


۶- یادتان باشد، که اولین کلمه نه باشد. یعنی جمله خود را با این کلمه دو حرفی شروع کنید. این کار موضوع را در طول گفت وگو ساده تر می کند پس به جای اینکه از ابتدا سعی کنید به بیراهه بزنید و آسمان و ریسمان ببافید خیلی ساده از همان اول نه بگویید.

منظور این است که اگر واقعاً بهترین پاسخ «نه» است پس همین کلمه را ادا کنید و به روش های متفاوت و دردسرساز آن روی نیاورید؛ روش هایی نظیر روش «محبوب بمانم».

در این روش فرد با اینکه می خواهد نه بگوید اما تمام تلاش خود را نیز به کار می برد تا مبادا از محبوبیت اش در نزد طرف مقابل کم شود.

 در این روش که خیلی هم شایع است نه گفتن معمولاً با معذرت خواهی و توجیهات پیاپی و تعارفات کلامی صورت می گیرد، همراه با یک رشته طولانی از من من کردن های مکرر و ادای کلماتی مانند:

نمی دانم چه باید بگویم، عذر تقصیر مرا بپذیرید، واقعاً شرمنده ام، معذرت می خواهم، در فرصتی دیگر جبران می کنم و... خلاصه کلی کلمات قلمبه و تغییر رنگ و خم و راست شدن و وجدان درد و از این جور چیزها از علائم اولیه آن است. بعضی از روش های نه گفتن خیلی نامناسب اند.

نه گفتن هایی از قبیل: دیوانه شده ای، چه شوخی بی مزه ای و... یا شکلی از نه گفتن که معمولاً با نوعی حمله و تهاجم و گاهی اهانت به فرد درخواست کننده همراه است نظیر تو اصلاً نمی فهمی، حتی شرایط را هم درک نمی کنی، اگه فقط کمی فکر می کردی هرگز چنین درخواستی را نمی کردی، خوب معلوم است که من هرگز وقتم را برای انجام کار بی اهمیتی مثل این هدر نمی دهم. یا باز هم مثل همیشه در خواست های نابجا، یک کم فکر کن جانم! و... بنابراین بهتر است از همان نه صادقانه استفاده کنیم، پس برای تمرین و در ابتدا توصیه می کنم از نه گفتن به چیزهای کوچک شروع کنید .

 مثلاً: وقتی به شما پیشنهاد خرید چیزی که مورد نیازتان نیست می شود .به تلفنی که درست وسط ساعت استراحت شما زنگ می زند. حتی درخواست تست کننده عطر در فروشگاه هم می تواند فرصت خوبی برای تمرین نه گفتن را در اختیارتان قرار دهد. پس این فرصت ها را از دست ندهید. نه گفتن را به عنوان یک پروژه برای خودتان اجرایی کنید.

+   مشاوره خانواده ; ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir