پیشرفت سریع زندگی صنعتی باعث شده تا بین نسل جوان و نوجوان با والدین و بزرگ ترهای خانواده اختلافاتی ایجاد شده و به عبارتی شکاف بین نسل ها به وجود آید، اما چرا باید در برخی اوقات این فاصله آنقدر زیاد باشد که زمینه بروز ناهنجاری های متعددی را در کانون خانواده بین والدین و فرزند پدید آورد؟


قدم اول: شخصیت فرزند خود را بشناسید.


اگرچه شکل گیری شخصیت فرزند در دستان والدین است، اما به هر حال محیط بیرون حال مدرسه باشد یا محیط های دوستانه نقش مهمی را در شکل گیری ابعاد شخصیتی فرزندتان دارد، از این رو سعی کنید این شخصیت را تا حد زیادی واکاوی کنید. حساسیت های فرزندتان را بشناسید و برای آنها احترام قائل شوید. به دوستان فرزندتان احترام بگذارید، آنها را جدی بگیرید و این موضوع را همیشه مدنظر قرار دهید. همچنین برای تفریح و اوقات فراغت نظر وی را جویا شوید و وی را تا جایی که مسیرش منحرف نشده آزاد بگذارید.


قدم دوم: از موضع بالا با وی سخن نگویید.


یکی از مهم ترین نکات در شکل گیری رابطه ای دوستانه با فرزند این است که همیشه از موضع پدرانه با وی سخن نگویید و همیشه آمرانه با وی برخورد نکنید. مگر می شود همیشه به فرزندتان دستور بدهید و در عوض از وی بخواهید همچون یک دوست با شما صمیمی باشد؟ سعی کنید در کنار موضع یک پدر یا مادر در برخی اوقات با وی نرم تر و صمیمی تر برخورد کنید. اگر با موضوعی موافق نیستید او را به جای نهی کردن راهنمایی کنید و همیشه این اصل را به جای دستور دادن و امر و نهی کردن انتخاب کنید و در اولویت قرار دهید.


قدم سوم: امین و رازدار وی باشید.


همیشه رازدار فرزندتان باشید و اگر هم موضوعی را می خواهید به همسر خود بگویید سعی کنید مورد را کاملا در خفا مطرح کرده و طوری وانمود کنید که واقعا به کسی نگفته اید. رازداری و اعتمادسازی از مهم ترین ارکان صمیمیت با فرزند است چراکه برای او اولین نکته در داشتن یک رابطه صمیمی با شما این است که در وهله اول بتواند شما را همچون دوستی صادق و رازدار بپندارد و این موضوع همان هنر جلب اعتمادسازی شماست و نه چیز دیگر.


قدم چهارم: ارتباط کلامی مناسب با او داشته باشید.


با فرزندتان ارتباط کلامی مناسب و بجایی داشته باشید؛ به آن معنا که با رعایت جایگاه شما به عنوان پدر یا مادر سعی کنید با فرزندتان حداقل دقایقی از شبانه روز را در خلوت با هم صحبت کنید و از نقطه نظرات هم باخبر شوید. سعی کنید در این محاورات از مشکلات و دغدغه های احتمالی فرزندتان باخبر شوید و برای آنها حتما راه حلی بیابید و به راحتی از کنار آنها نگذرید. سعی کنید قبل از این که فرزندتان از شما درخواست کمک کند خودتان به کمک وی بروید و نگذارید هرگز برای رفع مشکلش به غریبه ها رو بزند حتی اگر دوست وی باشد. شناسایی این موقعیت ها تنها در صورتی امکان پذیر است که شما رابطه کلامی مناسبی را با فرزندتان داشته باشید.


قدم پنجم: از خودخواهی و خود رأیی پرهیز کنید.


داشتن رابطه ای صمیمی با فرزند با خودرایی و خودخواهی جور درنمی آید و هرگز در کنار هم قرار نمی گیرند. این به آن معناست که امکان ندارد شما فردی خودرای و خودخواه در تصمیم گیری ها باشید و در کنار آن رابطه ای خوب و مناسب با خانواده داشته باشید. حتی اگر تصمیم شما درست و صحیح است، اما در اکثر اوقات اصل مشورت با اعضای خانواده را فراموش نکنید. مخصوصا اگر تصمیم مورد نظر درخصوص فرزندتان باشد حتما به نظر وی گوش کنید و اگر هم با آن موافق نیستید، اما به هر حال به آن احترام گذاشته و سعی کنید با گفتمان آن را حل کنید.


قدم ششم: از هر نوع مقایسه بپرهیزید.


هرگز به عنوان یک پدر یا مادر فرزندتان را با دیگر بچه ها مقایسه نکنید. این موضوع برای آنها بسیار دردناک و آزاردهنده می باشد. فرزندتان را آن گونه که هست، بپذیرید؛ البته این به آن معنا نیست که مشوق او باشید بلکه سعی کنید در همه حال زمینه رشد و تعالی وی را مهیا کنید، اما مقایسه وی با همسن و سالانش کار بسیار غلط و مردودی است و صمیمیت بین شما را از بین می برد.