مشاوره خانواده

انسان سالم،بی مسئله نیست...

دیواری بین زن و شوهر:

شاید فکر کنیم که زندگی کردن نیازی به مهارت ندارد و همه ما ذاتا می ‌دانیم چگونه زندگی کنیم، اما اگر این طور بود هیچ مشکلی را در زندگی زناشویی خود تجربه نمی‌ کردیم در صورتی که هر کدام از ما در زندگی دچار مشکلات کوچک و بزرگی هستیم که نمی‌ دانیم چگونه به وجود آمده‌ اند و چگونه می‌ توانیم آنها را برطرف کنیم. وقتی بدانیم مشکلات از کجا آغاز می ‌شوند و چگونه ادامه می ‌یابند و بزرگ می ‌شوند، می ‌توانیم جلوی آنها را بگیریم و وقتی بدانیم که یک زندگی بدون مشکل چه مزیت‌ هایی دارد آن وقت قبل از هر چیز درصدد یاد گیری مهارت‌ های زندگی برمی ‌آییم...

 

روان شناسی نوین اهمیت داشتن جو مناسب خانوادگی را در 3 نکته بیان می‌ کند ، اولین نکته بهداشت روانی زن و شوهر است، وقتی روابط زناشویی بهبود پیدا کند زن و شوهر هم از لحاظ روانی وضعیت مناسبی دارند، اما اگر این روابط خدشه ‌دار شود، زن و شوهر نیز از آرامش درونی برخوردار نیستند و به اصطلاح در محل کار خود تمرکز لازم را ندارند.

 

دومین نکته سلامت روانی فرزندان در محیطی سالم و صمیمی است، وقتی بچه‌ ها شاهد روابط خوب و صمیمی والدینشان هستند هم الگوبرداری‌های مناسب و هم فضای صمیمی را تجربه می‌ کنند و احساس امنیتی که برای رشد لازم دارند را از خانواده می ‌گیرند و در آینده نیز با همسران خود روابط مناسبی خواهند داشت.

سومین نکته این است که ما وقتی در زندگی زناشویی روابط خوبی با همسرمان داریم، می ‌توانیم انرژی خود را ذخیره و صرف کارهای مثبت دیگر کنیم، زن و شوهر‌هایی که با هم تنش ‌های زیادی دارند تمام وقت شان را صرف همین مسائل می ‌کنند و انرژی برای کارهای دیگر مثل مطالعه یا پرداختن به علایق و رشد کردن ندارند.

اکنون که اهمیت داشتن یک خانواده صمیمی و دور از مشکل برایمان روشن شد، خوب است به دنبال ریشه مشکلات بگردیم و بفهمیم که از کجا نشات می‌ گیرند.

ریشه بسیاری از مشکلات ما در زندگی زناشویی افکار غیرمنطقی است که بین زن و شوهر رواج دارد و این افکار رفتارهای غلط ما را در پی دارد که نهایتا بروز مشکلات زناشویی نتیجه آنهاست.

 

افکار غیرمنطقی: دیواری بین زن و شوهر

1- همه باید مرا تایید کنند و دوستم داشته باشند. مثلا همسرم بیشتر از این که به خودش فکر کند، باید به من فکر کند.

2- من باید فردی با کفایت و باهوش باشم و در همه جنبه‌ های ازدواج به بهترین شکل عمل کنم. باید بدانیم که هیچ کس کامل نیست و اگر ما این گونه فکر کنیم به هر حال یک جا ممکن است در زندگی درست عمل نکنیم و آن وقت است که احساس بی‌ کفایتی و این که همسر خوبی نیستیم ما را می‌ آزارد.

3- کار اشتباه باید بشدت تنبیه شود و باید کارهای اشتباه همسرم را تلافی کنم. کسانی که این گونه فکر می‌ کنند می ‌خواهند همسرشان را آن طور که دوست دارند اصلاح کنند که هیچ گاه نیز نمی ‌توانند، چراکه این روش نتیجه عکس می ‌دهد.

4- هر گاه همسرم کاری را اشتباه انجام دهد او را سرزنش می‌ کنم. سرزنش بزرگ‌ ترین آسیب ‌ها را به زندگی مشترک وارد می‌ آورد.

5- همسرم باید بداند که من چه می ‌خواهم و خواسته ‌هایم را به او نمی ‌گویم. بعضی‌ ها فکر می ‌کنند اگر خواسته ‌هایشان را به همسرشان بگویند از ارزش آن کم می ‌شود و دیگر فایده ‌ای ندارد. باید خواسته‌ ها را گفت بویژه مردها معمولا خواسته‌ های زنان را نمی ‌دانند.

6- اگر همه چیز وفق مراد من پیش نرود، فاجعه است و آنچه می‌ خواهم از همه چیز مهم‌ تر است. با این باور هیچ گاه توقعاتمان برآورده نشده و رنجش ‌ها روی هم انباشته می ‌شود.

ریشه بسیاری از مشکلات ما در زندگی مشترک، افکار غیرمنطقی است که بین زن و شوهر رواج دارد

7- نکند زندگی زناشویی‌ ام در خطر قرار گیرد و من و همسرم با شکست روبه ‌رو شویم. ترسیدن از آینده می ‌تواند آینده را خراب کند و وقتی راجع به مساله ‌ای تفکرات منفی وجود داشته باشد ناخودآگاه درست پیش نخواهد رفت. لزومی ندارد که وقتی اتفاق بدی نیفتاده است ما از ترس آن اتفاق زندگی خود را تلخ کنیم.

این تفکرات غیرمنطقی می ‌تواند ضربه‌ های سهمگینی به زندگی وارد کند، اما اگر بتوان آنان را با افکار منطقی جایگزین کرد هم خودمان راحت‌تر زندگی می ‌کنیم و هم همسرمان.

 

+   مشاوره خانواده ; ٧:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۳

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir