مشاوره خانواده

انسان سالم،بی مسئله نیست...

انواع ترس و راهکارهای درمانی:

 

واکنش فرد در برابر محرکهای تهدید آمیز ترس نامیده می شود . البته ترس همیشه جنبه ی نابهنجاری ندارد و حتی گاهی نیز مفید است ، زیرا یک هشدار در مقابل خطرات است ، لذا در طبقه بندی ترسها باید به ترسهای طبیعی نیز اشاره کرد و آگاهی از ترسهای طبیعی در کودک برای مربیان و درمانگران و مشاوران کودک جهت تشخیص ترسهایی که باید درمان شوند ، اهمیت دارد .


در جدول زیر ترسهای متداول و سطوح سنی گوناگون نشان داده شده است :

 

           سن           

                                 ترسها

 

  6 - 0 ماهگی  

  9 - 6 ماهگی

  یک سالگی

  دو سالگی

  سه سالگی

  چهار سالگی

  6 تا 12 سالگی

 13 تا 16 سالگی

 19 سالگی به بعد

 

 

صداهای بلند ، عدم مراقبت

  بیگانه ها

 جدایی ، آسیب ، توالت

 موجودات خیالی

 سگ ، تنهایی

 تاریکی

مدرسه ، آسیب ، رویدادهای طبیعی ، رویداد های اجتماعی

 آسیب ، آسیب اجتماعی

 آسیب ، رویدادهای طبیعی و جنسی

 

قبل از بحث در مورد چگونگی ایجاد ترس در کودکان و سبب شناسی و درمان آنها لازم می داند تعدادی از ترسهای متداول را که در جدول بالا نام برده شده است و دارای زیر مجموعه ی بزرگی هستند که شناسایی آن برای خوانندگان ضروری است ، بیان کنیم .

1- آسیب ( ترس از آسیب دیدگی بدنی )

این ترس به دو شاخه ی فرعی تر غیر انتزاعی ( واقعی ) و انتزاعی ( مجرد ) تقسیم می شود .

الف - ترسهای آسیب دیدگی بدنی انتزاعی

مهمترین این ترسها عبارتند از : جنگ ، شورش ، غذای سمی ، غذاهای خاص ، مردن ، فوت فردی از خانواده ، بیمار شدن ، میکروب ، خفه شدن ، تحت عمل جراحی قرار گرفتن ، بیمارستان ، جهنم ، شیطان ، رعایت نکردن قوانین مذهبی ، ربوده شدن ، گم شدن ، به فرزندی پذیرفته شدن ، جدایی پدر و مادر ، دیوانه شدن .

ب - ترسهای آسیب دیدگی بدنی غیر انتزاعی

پرواز در هواپیما ، ترس از ارتفاع ، آب عمیق ، بیگانه ها ، برهنه دیده شدن

2- ترس از رویدادهای طبیعی

الف - طوفان ( گردباد ، سیل ، زمین لرزه ، رعد و برق )

ب -  تاریکی

ج - مکانهای دربسته ( حمام ، داخل کمد ، آسانسور ، محبوس ماندن ، اطاق های عجیب )

د - حیوانات ( مار ، سوسک ، عنکبوت ، موش ، مارمولک ، قورباغه ، سگ ، گربه ، اسب یا گاو )

ه - سایر چیزها ( مانند : آتش ، افکار ترسناک یا خیال و وهم ، ارواح ، تنها ماندن ، کابوس ، موجودات فضایی ، هیولا ، چهره های پشت پنجره ، ماسکها و عروسکها ، دیدن خون ، دیدن افراد ناقص الخلقه ، توالت )

3- ترسهای ناشی از اضطراب اجتماعی :

الف - آموزشگاه - این ترس هم در دوره ی ابتدایی و کودکی و بزرگسالی دیده می شود .

ب - جدایی ( جدایی از والدین ، بخش هایی از خانواده ، به خواب رفتن در شب )

ج - عملکردها ( ترس از آزمون یا امتحان ، مورد انتقاد قرار گرفتن ، اشتباه کردن ، مطلبی را با صدای بلند در کلاس خواندن )

د - روابط متقابل اجتماعی ( شرکت در رویدادهای اجتماعی ، شخص دیگری را عصبانی کردن ، جمعیت ، لمس شدن از جانب دیگران )

ه - مسائل پزشکی ( پزشک یا دندانپزشک ، گلوله خوردن )

و - موارد دیگر مانند سوار اتومبیل یا اتوبوس یا مترو شدن

4- ترس از عوامل متفرقه ( کثافت ، اسباب بازی های پشمالو ، آژیر افراد مسن ، رد شدن از خیابان ، افراد زشت رو ، صداهای بلند مانند باز کردن در بطری ، ترقه ، انفجار ، افراد یونیفرم پوش ، افراد جنس مخالف ، دفع مدفوع ، افراد نژادهای دیگر )

عوامل مؤثر در نوع و میزان ترس:

عوامل متعددی در ایجاد ترس مؤثرند که از مهمترین آنها سن ، جنس ، تجارب گذشته ، میزان رشد ذهنی ، ارزشهای اجتماعی و فرهنگی و بالاخره درجه امنیتی است که کودک از آن برخوردار است .

مسأله ی سن عامل مهمی است و کودکان در سنین مختلف ترسهای متفاوتی دارند و امکان دارد ترسی برای سنی خاص متناسب و در سن بالاتر غیر عادی محسوب گردد .

شمار ترس در کودکان با افزایش سن کاهش حاصل می کند و میزان و شدت آن در سه سالگی و یازده سالگی به اوج خود می رسد  با این تفاوت که ترس در سه سالگی جنبه ی موقتی دارد یعنی افراد ، اشیاء و حیوانات موجود در محیط موارد ترس او را تشکیل می دهند در حالی که در سن یازده سالگی ترس بیشتر جنبه ی تعمیمی دارد یعنی کودک زمانی از چیزی ترسیده است و حالا آن را تعمیم می دهد ، این نوع ترس غالباً با اضطراب و نگرانی همراه است .

عامل جنسیت نیز در نوع و میزان ترس قابل تعمق است . دختران نسبت به پسران ترس بیشتری نشان می دهند و نوع ترس در آنان نیز فرق می کند . دختران بیشتر از مار و موش و سوسک می ترسند ولی پسران از مورد انتقاد دیگران واقع شدن ترس دارند .

علل ترس:

ترس حاصل یادگیری است ، یعنی کودک می آموزد که از اشیاء و اشخاص و فرصتهای ترسناک در زمینه های مختلف بترسد و این یادگیری ممکن است به صورت شرطی شدن کلاسیک ، شرطی شدن عامل ، یادگیری مشاهده ای و تقلید باشد .

درمان ترس :

 سه شیوه از پر کاربردترین شیوه های درمان ترس بشرح زیر است:

1- شیوه ی حساسیت زدایی نظامدار :

در این شیوه چندین موقعیت ترس آور که شدت ترس از آنها به تدریج افزایش می یابد ، فراهم می شود ، سپس از شخص می خواهند که این ترس آور را یکی پس از دیگری نظاره کند .

در این موقع مشاهدات وی با رهایی از فشار ( relaxation  ) یا واکنشهای دیگری که با ترس توافقی نداشته باشد ، قرین می شود تا بتوان ترس آورترین صحنه را به راحتی مشاهده کرد .

این روش در کاستن ترسهای بزرگسالان مؤثر بوده است ، اما علی رغم توصیه استفاده از این روش برای کودکان هنوز هم حمایت کامل به عمل نیامده است .

2- شیوه ی مدل سازی :

 این روش از پر کاربردترین شیوه ی رفتاری مدل سازی است .

شیوه ی مدل سازی نشان داده است که می تواند برای کنترل شرایط ، بسیار خوب عمل کند و در مورد گروههای سنی نسبتاً بیشتری به کار آید .

هر چند به نظر می رسد مشاهده ی یک مدل واحد ، در کاستن از ترس مؤثر باشد اما مشاهده مدلهای چندگانه و استفاده از محرکهای ترس آور گوناگون در کارورزی ، احتمالاً به کارایی روش می افزاید .

" مدل سازی همراه " ( مدل سازی و شرکت در برنامه ) روش دیگری از مدل سازی است . در این روش کودک ترسو ضمن مشاهده ی صحنه ی ترسناک که با پیشروی تدریجی همراه است سرانجام به مدل می پیوندد . مثلاً برای درمان کودکانی که از آب می ترسیدند فیلمی را به آنها نشان دادند که در آن سه پسر بچه همسال ( مدلها ) که از آب می ترسیدند به انجام کارهایی مانند شرکت در امتحان شنا مشغول بودند ، مدلهای داخل فیلم در انتها بر ترس خود غلبه می کردند ، یعنی به تدریج در طول فیلم ترس آنها کاهش می یافت و فیلم سرانجام نشان می داد که آنها با شادی در استخر مشغول بازی هستند . بلافاصله پس از مشاهده ی فیلم ، پژوهشگران کودکان را در یک مرحله ای ده دقیقه ای شرکت در برنامه به استخر می بردند و کودکان را تشویق می کردند تا به فعالیت هایی بپردازند که در آزمون شنا معمول است .

این شیوه یکی از شیوه های درمانی مؤثر شناخته شده است .

3- شیوه ی شناختی درمانی :

برخی از پژوهشگران برای درمان ترس کودکان به مطالعه ی تأثیر باورها و شناخت پرداخته اند و کار این پژوهشگران با موفقیت همراه بوده است .

در این تحقیق کودکانی را که از تنها بودن در یک اتاق تاریک به مدت سه دقیقه هراس داشتند به سه گروه " شایستگی " ، " محرک " و " کنترل " تقسیم کردند . پژوهشگر کودک تنها را به داخل اتاق تاریک می برد . اتاق مجهز به دستگاه تنظیم جریان برق بود و کودک را قادر می ساخت روشنایی اتاق را تنظیم کند . کودک همچنین می توانست با استفاده از دستگاه ارتباط داخلی هر زمان که بخواهد پژوهشگر را به داخل اتاق بخواند . پژوهشگر اتاق را ترک و برای آنکه بداند کودک چه مدت می تواند تاریکی را تحمل کند ، زمان خروجش از اتاق را ثبت می کرد . به دنبال این پیش آزمون ، به کودکانی که در وضعیت " شایستگی " جای گرفتند آموخته شد تا جمله هایی مانند " من پسر ( یا دختر ) شجاعی هستم " ، " من می توانم مراقب خودم باشم " را با خود تکرار کنند و به کودکان گروه " محرک " جمله هایی مانند " بودن در تاریکی تفریح خوبی است " آموزش داده شد . منظور از آموزش چنین جمله هایی این بود که نیروی بالقوه ی ترس از تاریکی در آنان کم شود . به آنهایی که در گروه " کنترل " بودند ، جملات نامربوطی مانند : " علی یک بره دارد " آموخته شد . در آزمون نهایی که بلافاصله پس از کارورزی انجام شد ، کودکانی که تکرار جمله های " شایستگی " را آموخته بودند ، بهبودی نشان دادند . این بهبودی نشان داد که در برخورد با محرک ترس آفرین ، برخی تعدیل ها صورت گرفته است .

+   مشاوره خانواده ; ۸:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٠

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir