مشاوره خانواده

انسان سالم،بی مسئله نیست...

نقش پدر در اقتدار خانواده:

بیش از نیمى از مردان بزهکار با پدران خود ارتباط مناسبى نداشته اند، براین اساس بى توجهى پدران در تربیت فرزندان، از عوامل مهم بزهکارى کودکان در آینده است.کارشناسان نقش پدر را در تربیت کودکان در سن ۳ تا ۶سالگى، بویژه در پسران بسیار مهم مى دانند. آنان معتقدند که همانندسازى کودک از پدر خود بیشتر از مادر است.تحقیقات نشان مى دهد دخترانى که ارتباط مناسب با پدرانشان دارند، در همسر گزینى تمایل بیشترى به همسرانى با خصوصیات پدر خود دارند.

همچنین پسران از پدران خود مرد بودن، شوهر بودن و پدر بودن را مى آموزند . اگر پدر به فرزند، خانواده و همسر خود بى توجه باشد، در این صورت همانندسازى صحیحى از سوى پسر با پدر انجام نمى شود و پسران از نظر شخصیتى دچار مشکلات بسیارى مى شوند. شاید بتوان گفت، مسئولیت پدرى، مسئولیت بسیار سنگینى است که با آگاهى، خلاقیت، فداکارى و اخلاق همراه است. باید در نظر داشت که تصور کودک از پدر، فردى مقتدر و شجاع است به گونه اى که شغل، موقعیت پدر، پایگاه اقتصادى، نظریات و تحصیلات پدر در زندگى فرزندان نقش بسزایى ایفا مى کند. اگر پدرى دچار مشکلات اخلاقى شود، بر شخصیت کودک تأثیر مى گذارد و کودک با سرافکندگى به زندگى ادامه مى دهد.

پدر، اقتدار خانواده است:

پدرانى که بین عمل و گفتارشان تفاوت است، پدرانى که فرصت کافى براى ارتباط با فرزندان خود ندارند، الگوى مناسبى براى همانندسازى فرزندان نیستند. با این همه فرزندان در مسیر رشد از افراد بسیارى تأثیر مى گیرند که در این میان نقش پدر بسیار پررنگ تر و با اهمیت تر است. نحوه استدلال پدر و به کارگیرى وسائل براى ارتباط با کودکان تأثیر مستقیمى روى رفتار کودک دارد. پدر با رفتار و حرکات خود به کودک جهت مى دهد و موجب رشد و یا سقوط شخصیت فرزند خود مى شود. 

 کارشناسان مسائل اجتماعى درباره نقش پدر در تربیت فرزندان، معتقدند: پدر و مادر در خانواده داراى جایگاه ویژه اى هستند. بار عاطفى خانواده بر عهده مادر و رهبرى و مدیریت خانه بر عهده پدر است.

تحقیقات روى خانواده هایى، که داراى پدر معتاد هستند، نشان مى دهد کودکان این خانواده ها همواره احساس تحقیر مى کنند. چرا که اقتدار پدر را از بین رفته مى بینند وهمیشه پدر را از دوستان و اطرافیان خود پنهان مى کنند.

مدت حضور پدر در خانواده و رفتار مسالمت آمیز او در خانه سبب مى شود که کودکان در فراگیرى دروس مدرسه بسیار جدى تر عمل کنندیک پدر در جایگاه پدر بودن براى تربیت فرزندش باید روان شناسى مربوط نوجوانى و جوانى را به خوبى بداند و خود را به الگوهاى جوانان نزدیک کند.
 فرزندان در خانواده نسبت به شغل، رفتار و ارتباطات اجتماعى پدر بسیار حساس هستند، این در حالى است که این حساسیت نسبت به مادران تحصیل کرده و داراى پایگاه اجتماعى بالا، بسیار کمتر است.
 دلیل اهمیت پایگاه اجتماعى پدر براى فرزندان، نقش رهبرى پدر در خانه و خانواده است.

پدران باید باتوجه به وضعیت اجتماعى امروز، بحث اینترنت و آموزش هاى غیرمستقیمى که از سوى رسانه ها به کودک داده مى شود، سعى کنند دیدگاه هاى خشک را براى تربیت فرزندان خود به کار نبرند.

پدران باید شناخت مناسبى از ویژگى هاى دوران جوانى و نوجوانى فرزندان خود داشته باشند و خود را به وضعیت رفتارى آنان نزدیک کنند.
 خانواده ها مسافرت خانوادگى را هرچندوقت یک بار در برنامه زندگى خود داشته باشند؛ مسافرت به خانواده ها فرصت گفت وگو و تعامل بیشتر را مى دهد و بویژه براى پدران زمینه اى را ایجاد مى کند که فارغ از مشغله کارى خود در محیطى صمیمى با فرزندان خود تعامل داشته باشند.

مشغله کارى پدر عامل تنزل شخصیت کودک:

بسیارى از کارشناسان معتقدند هنگامى که حضور پدر در خانواده به دلیل مشغله کارى یا هر وضعیت دیگر کمتر باشد، ویژگى شخصیتى و اخلاقى کودک نیز دچار تنزل مى شود.


تحقیقات در زندگى بزهکاران نشان مى دهد که در دوره حساس بین ۳ تا ۶ سالگى نقش پدر در زندگى این افراد یا نبوده و یا کم رنگ بوده است.
 محبت مادر براى یک سال و نیم ابتداى زندگى کودک بسیار ضرورى است و احساس اعتمادبه نفس کودک نیز به دلیل همین محبت مادر شکل مى گیرد. پدر به عنوان واسطه بین دنیاى بیرون و خانواده، نقش اصلى در شکل گیرى ارزش هاى اخلاقى و وجدانیات کودک دارد.

 کودکان بویژه پسران در سنین ۳ تا ۶ سالگى، نیاز بیشترى به پدر دارند و پدران نیز باید برنامه ریزى لازم را براى حضور بیشتر در منزل داشته باشند.

گاهى مادر بیش ازحد به کودک محبت مى کند که منجر به تربیت فرزندان زیاده خواه و بى مسئولیت مى شود. بعضى وقت ها هم مادر از همان ابتدا به کودک بى توجهى مى کند. این امر هم سبب مى شود تا کودکان عزت نفس کافى نداشته باشند.

 اگر پدر خود را ملزم به رعایت اصول اخلاقى بداند، کودک همانندسازى بسیارخوبى از پدر مى کند، اما گاهى وقت ها پدر رفتارهاى مناسبى از خود نشان نمى دهد، درنتیجه کودکان هم بدون توجه به اصول اخلاقى پرورش پیدا مى کنند.

بى توجهى به کودکان و مشغله زیاد پدر و مادر سبب مى شود کودکان بدون توجه به ارزش هاى اجتماعى و اخلاقى و غیرمتعهد بزرگ شوند.

والدین هماهنگ با فرزند خود باشند:
 هرچقدر پدران در تربیت فرزندان خود هماهنگ و همگام باشند، فرزندان از تعادل روحى - شخصیتى بیشتر برخوردار مى شوند.  والدین باید نسبت به شرایط روحى - روانى فرزندان خود توجه داشته باشند.

پدر نباید از قدرت خود براى کنترل فرزند استفاده کند. شخصیت پدر، تحصیلات، دیدگاه وى، شغل، نگرش و سطح درآمد پدر متغیرهایى است که کودک در آینده از آنها تأثیر مى پذیرد. براساس تحقیقات پدران بیکار نسبت به پدران شاغل بیشتر رفتارهاى خشن از خود نشان داده اند که تأثیر این موضوع در رفتار کودکان در جوانى و نوجوانى مشخص شده است.
اگر پدران نسبت به روحیه فرزندان خودآگاه باشند، توانمندى کودک خود را بشناسند، کودک شرایط رشد مناسبى را طى خواهد کرد و رفتارهاى پرخطر او در سال هاى آینده نیز کاهش پیدامى کند.

 پدر با توجه به قدرت و اقتدار خود در خانواده، براى هدایت اعضا تلاش مى کند تا آرامش و آسایش در خانه و خانواده فراهم شود.

 

+   مشاوره خانواده ; ٤:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱۳

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir