مشاوره خانواده

انسان سالم،بی مسئله نیست...

کاستی های زندگی را مدیریت کن!

 

مدیریت

منظور ما از توانمندى، عملکردى پیوسته و نزدیک به کامل، در یک فعالیت است. شاخصه اول یک فعالیت توانمندانه ، آن است که بتوانید آن را پیوسته انجام دهید. ممکن است شما گاهى بتوانید ضربه‏اى افتخارآفرین همانند «پله» به توپ بزنید. اما این، یک توانمندى به حساب نمى‏آید ، مگر این که بارها و بارها آن را تکرار کنید.

 فعالیتى توانمندانه است که همواره بتوانید خود را با احساس خوشبختى و پیروزمندى، آماده انجام آن کنید و با بیشترین توانمندى‏ها - و نه با برطرف کردن کاستى‏ها - به برترى برسید . البته منظور این نیست که کاستى‏ها را به فراموشى بسپاریم بلکه شما باید یاد بگیرید که با کاستى‏هاى خود بسازید و با رهاشدن از این بند ، توانمندى‏هاى خود را بیشتر کنید. شما باید بر روى توانمندى‏هایتان سرمایه‏گذارى کنید و کاستى‏هایتان را مدیریت نمایید.

برای موفقیت بهترین راه سرمایه گذاری بر توانائی ها و مدیریت کاستی هاست.

براى ساختن یک زندگى نیرومند دو ابزار نیاز است . نخستین ابزار این است که چگونه مى‏توان به کمک چیزهایى که مى‏آموزید ، هوشمندى خود را بالا ببرید.

پرسش این است که آیا مى‏توان در همه ی زمینه‏ها بهتر شد؟ البته که در هر زمینه‏اى مى‏توانید بهتر شوید. پرسش این است که آیا تنها با تمرین، مى‏توان به جایى رسید که فعالیتى را پیوسته و در حد نزدیک به کمال انجام داد؟

پاسخ به این پرسش، منفى است، زیرا « با تمرین، همواره نمى‏توان کامل شد.» و توانمندى در هر فعالیت، نیازمند به برخوردارى از گونه‏اى هوشمندى طبیعى هم هست .

 دومین ابزار ، نظام مناسب براى تشخیص هوشمندى برتر است. یک راه مطمئن، براى شناسایى بزرگ‏ترین توانمندى نهفته در هر فرد وجود دارد . یک گام به عقب برگردید و بیندیشید که چه فعالیتى را با شتاب و بى‏دردسر انجام داده‏اید و گام‏هاى آن را بدون آموزش پیشین، به آسانى برداشته‏اید.

به خاطر آورید که آیا چنان غرق در آن فعالیت شده بودید که زمان را فراموش کنید؟

 اگر چنین فعالیتى را به خاطر دارید، تکرار آن یا نمونه‏هاى آن در ماه‏هاى بعد را پى‏گیرى کنید. در این صورت، در گذر زمان، به هوشمندى برتر خود آگاه مى‏شوید و مى‏توانید به پالایش آن به سوى یک توانمندى شایسته و نیرومند ، اقدام کنید.

 چگونه مى‏توان هوشمندى‏هاى خود را شناخت؟

توانمندى‏هاى فردى را مى‏توان از واکنش‏هاى ناگهانى و بى‏واسطه از مغز به رخدادها، شناخت. این گونه واکنش‏ها، بهترین سر نخ را از هوشمندى‏هاى شما به دست مى‏دهند. آنها جایگاه ارتباط هاى نیرومند مغزى را آشکار مى‏سازند. برخى از پیروزى دیگران در کار ، خشنود مى‏شوند. چیزى که از دید اغلب ما پنهان مى‏ماند. گروهى دوست دارند که سردرگمى‏ها را به سامان بیاورند. برخى از میهماندارى لذت مى‏برند. پاره‏اى از پاکیزه کردن مکان‏ها خوشحال مى‏شوند. گروهى عاشق اندیشه‏هاى نو هستند و گروهى نیز به حقیقت‏یابى و تجزیه و تحلیل، علاقه‏مند هستند. براى برخى از مردم، تنها یادگیرى، معنا و مفهوم دارد. براى برخى، کمک به دیگران، اقدامى مثبت به حساب مى‏آید و... .

این فهرست را مى‏توان به شماره انسان‏هاى روى زمین توسعه داد. سرشت ما آن چنان بى‏همتا و ویژه تنیده شده که هر کدام، خشنودى‏هاى اندک و متفاوتى را تجربه مى‏کنیم. توصیه ما این است که به وضعیت‏هایى توجه ویژه کنید که براى شما خشنودى به همراه دارند. اگر توانستید آنها را شناسایى کنید ، در راه صحیح پیروى از هوشمندى‏هاى خود افتاده‏اید. واکنش‏هاى ناگهانى، آرزومندى، یادگیرى با شتاب و خشنودى، به شما کمک مى‏کنند تا پى‏گیر مسیر هوشمندى‏هاى خود باشید. در زندگى روزمره، گاهى بایستید و با دقت به نشانه‏ها و نواها گوش فرا دهید. اینها به شما کمک مى‏کنند تا هوشمندى‏هایتان را بشناسید.

چگونه مى‏توانیم با کاستى‏هایمان کنار بیاییم؟

با کاستى‏هاى خود چه کنیم؟ بسیارى از ما انباشته از کاستى‏هاى فراوان هستیم. هر چند که به توانمندى‏هاى خود بنازیم و هر چه این توانمندى‏ گاهى آشکار شوند ، اما باز هم احساس مى‏کنیم که اژدهاى کاستى‏ها همچنان در نهاد ما لانه کرده است. امیدواریم تا کنون قانع شده باشید که کاستى‏ها زیاد بااهمیت نیستند . بنابراین، نمى‏گویم که تنها بر توانمندى‏هاى خود تکیه کنید و کاستى‏ها را به دست فراموشى بسپارید بلکه بایستى بر توانمندى‏ها تمرکز کرده، کاستى‏ها را با یافتن راه‏هایى، اداره و مهار کنید.

بهترین راه مدیریت کاستى‏ها کدام است؟

نقطه آغازین، شناخت کاستى‏هاست. تعریف ما از کاستى‏ها، امرى است که بر سر راه کارکرد برتر، مانع ایجاد مى‏کند. این تعریف، ساده به نظر مى‏رسد ولى با تعریف و برداشتى که از کاستى‏ها داریم، متفاوت است. ما در ذهن خود، منطقه‏هاى ناکارآمد فراوان داریم ولى بسیارى از آنها مهم نیستند . چرا؟ زیرا بر سر راه کارکرد برتر ما قرار نمى‏گیرند و اعتبارى ندارند. از این رو، نیازى به مدیریت آنها نیست و تنها بایستى این گونه کاستى‏ها را فراموش کرد.

براى مثال، ناآگاهى از جدول تناوبى عناصر یا ندانستن کار با طیف‏سنج، براى شما کاستى به حساب نمى‏آید ، زیرا نمى‏خواهید به پژوهش‏هاى علمى در این زمینه‏ها بپردازید.

اینها را باید دانش‏ها و مهارت‏هایى دانست که به هنگام نیاز، به سویشان مى‏رویم و مى‏آموزیم ، ناهوشمندى در حوزه ارتباط با دیگران، براى یک مدیر روابط عمومى یا یک سخنران دانشگاهى به راستى مشکل‏آفرین و کاستى مى‏باشد.

 براى کنار آمدن با کاستى‏ها چه باید کرد؟

 نخست باید فهمید که هر کاستى از کدام دسته است. مهارت، آگاهى یا هوشمندى. اگر کاستى‏ها به حوزه مهارت یا آگاهى مربوط باشند ، حل مسئله ، بسیار آسان است و باید به فراگیرى مهارت‏ها یا دانش‏هاى لازم آن پرداخت.

به موارد زیر فکر کنید و به کشف توانمندى‏هاى خود بپردازید و آنها را مدیریت کنید:

هر توانمندى، تنها یک توانمندى است و ناکامى‏ها، تنها یک فرصت هستند .فرصتى که با بهره‏گیرى از آن مى‏توان به پیشرفت ادامه داد.

براى رسیدن به برترى، باید بر روى توانمندى‏هاى خود سرمایه‏گذارى کنیم.

اگر خود را به درستى نشناسیم، دیگران را هم نخواهیم شناخت و آن گاه است که گرفتار دیدگاه‏هایى بر پایه جنسیت، نژاد، مذهب و...، در ارزیابى انسان‏ها مى‏شویم. به کلى‏گرایى در مى‏افتیم و درباره ی دیگران، داورى‏هاى ناشایست انجام مى‏دهیم.

هوشمندى هر کس، بى‏همتا و پذیرفتنى است.

+   مشاوره خانواده ; ٥:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٢

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir