مشاوره خانواده

انسان سالم،بی مسئله نیست...

بیائید زندگی را زندگی کنیم:

 


آن چیزی که همه بر آن توافق داشته و دارند این است که خانواده مانند یک پیکر است. یک عنصر زنده که از اعضای مختلفی تشکیل شده است. این پیکر اما نیاز به تغذیه دارد؛ باید چیزهایی به او بدهیم تا سرپا و سلامت بماند.

شاید مناسب باشد زندگی را به پیکر انسان تشبیه کنیم. اگر تغذیه انسان خوب و براساس قاعده باشد، می‌تواند در برابر بیماری‌ها، سختی‌ها و استرس‌ها مقاومت کند. خانواده هم باید درست تغذیه شود تا در برابر مشکلات قد خم نکند.

 عقل و عشق؛ ستون‌های چاردیواری :

ما باید یاد بگیریم و به فرزندانمان هم یاد بدهیم که خانواده یک عنصر زنده است. در این پیکره، همه اجزا به هم پیوسته‌اند. اگر یکی از اعضای خانه به هر دلیلی ناراحت، نگران یا افسرده باشد نمی‌توان انتظار داشت که اعضای دیگر بدون توجه به او زندگی عادی خود را ادامه دهند. این قانون طبیعت است که حیات همه اجزای هر پیکره زنده‌ای به یکدیگر وابسته و بر یکدیگر اثر گذارند.

 برای یک زندگی شیرین و همراه با تفاهم باید همه افراد خانواده با هم همراه باشند. همراهی گام اول زندگی موفق زیر یک سقف و در یک چاردیواری است. همین جا به این نکته اشاره کنیم که تفاهم به این معنی نیست که همه افراد خانواده باید در تمام موضوعات هم رای و هم عقیده باشند؛ بلکه منظور در کنار هم بودن است. این که به رای دیگران احترام بگذاریم و در یک جمع دوستانه به حل مشکلات بپردازیم.

نکته دوم که متاسفانه در این روزگار کمتر به آن توجه می‌شود این است که خانه و خانواده برای زنده بودن بیش و پیش از هر چیز به عقل و عشق نیاز دارد.

همه‌چیز در چاردیواری‌هایمان می‌ریزیم جز عشق و محبت و پس از مدتی تعجب می‌کنیم از این که می‌بینیم دور و برمان پر شده از توقع، انتظار، بدخلقی، خشم، غم و... که همه مانند میکروب‌هایی خطرناک بر پیکر زندگی می‌تازند.

 این روزها همه افراد آنقدر درگیر مسائل و مشکلات زندگی روزمره شده‌اند که اصل زندگی را فراموش کرده‌اند. به همین دلیل همه‌چیز در چاردیواری‌هایمان می‌ریزیم جز عشق و محبت و پس از مدتی تعجب می‌کنیم از این که می‌بینیم دور و برمان پر شده از توقع، انتظار، بدخلقی، خشم، غم و... که همه مانند میکروب‌هایی خطرناک بر پیکر زندگی می‌تازند. اگر فکری برای مقابله با این تهاجم نکنیم، همین‌ها زندگی را از پا درمی‌آورند و ما به عنوان افراد یک خانه، مانند این است که همیشه روی گسل فعالی زندگی می‌کنیم. هر آن باید منتظر باشیم که زلزله‌ای زندگی‌مان را از هم بپاشد.

 راه‌حل چیست؟

برای این که زندگی‌هایمان، بو و رنگ واقعی زندگی بگیرد باید فکری کنیم. باید نوری بر این چاردیواری‌ها بتابد. نباید دست روی دست بگذاریم و آن قدر نگاه کنیم تا زندگی جلوی چشمان ما از پا دربیاید. فرصت ما برای زندگی محدود است. بیهوده این فرصت را از دست ندهیم.

پس بیایید سفره‌هایمان را روی زمین واقعی پهن کنیم. باید یاد بگیریم از دنیای فکر و خیال بیرون بیاییم. با ای کاش و حیف و... کاری از پیش نمی‌رود. خانواده ما همین است که هست و ماها همین‌هایی هستیم که می‌بینیم. باید برای بهتر شدن همین شرایط گامی برداشت و کاری کرد. باید از خیال‌های پوچ و واهی دور شد بهتر است. گام بر زمینی که روی آن زندگی می‌کنیم بگذاریم و راه‌های پیش‌رو را بهتر بشناسیم. خیال‌های غیر واقعی، ما را در جایی بین زمین و آسمان نگه می‌دارد. در چنین شرایطی راه به هیچ کجا نمی‌بریم. باید این فکرها را دور بریزیم؛ مانند نیاکان‌مان در چهارشنبه‌سوری‌های قدیم. باید زندگی را جور دیگری ببینیم. این کار سخت نیست. فقط باید باورش کنیم.

از همین امروز، سهم عقل و عشق را در زندگی‌هایمان بیشتر کنیم. دست به زانو بگیریم و بلند شویم و در دنیای واقعی راه‌های سعادت را بجوییم. این خواستن، گام نخست است.

+   مشاوره خانواده ; ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir