مشاوره خانواده

انسان سالم،بی مسئله نیست...

از حال بد به حال خوب (1)

حالم خوبه! چون به زمین نزدیکم. ریشه هام در اعماق تاریکی گم نمی شن. در جست و جوی آب و روشنایی در حرکت اند. نبض زمین رو می شنوم. گرمای خاک رو حس می کنم. نوری که پوسته سخت تنم رو می شکافه، از جنس آفتابه! مهربون و صمیمیه. به نوای نور اعتماد می کنم، قد می کشم و بالا می روم. به تو که به من خیره شدی سلام می کنم. با من خبری هست، که مثل گل، میل شکفتن داره و مثل میوه بی تاب رسیدنه! منتظرم باش! من به زودی در رگ های احساست جاری می شم.

حالم خوبه! چون آسمان از من دور نیست. آبی آرام، منو صدا می زنه. می تونم تو رنگ آرامش فرو برم. همه رنگ های نگاهم رو محو کنم. از محو هم عبور کنم و به نادیده ها، دیده بشم. می تونم مثل ابری، پر از حادثه بارون بشم. مثل باد، آزاد بشم. مثل مسافر، همواره در سفر باشم. می تونم متن روشنی برای طلوع خورشید باشم و شبی پر از آواز جیرجیرک ها. می تونم وسیع باشم. می تونم روح یک شعر در خیال یک شاعر مهتاب زده باشم. منتظرم باش! من به زودی در رویای تو تعبیر ساده ای از خوشبختی می شم.

 حالم خوبه! چون لبخندم حاضره و غم هام همیشه غایب اند. می تونم با هر بهانه ای در هوای کودکی نفس بکشم، به تلفن همراه کودکی ام زنگ بزنم و ساعت ها بی آن که نیاز به شارژ داشته باشم، با کودکی ام گپ بزنم. می تونم تازگی رو با احساس سپاس از بودن تکثیر کنم. می تونم از لحظه های در حال عبور با خودم عکس های رنگی بگیرم. می تونم از روی هر جمله مهرآمیز، مشق کنم. می تونم صدای خنده هامو مثل کفترای روی بوم، هی پر بدم. می تونم مزه زندگی توی آبی که می نوشم باشم. می تونم طعم لذت توی سیبی که می بویم باشم. منتظرم باش. به زودی، لحظه دیدار تو با خودت، در قاب آیینه می شم.

حالم خوبه! چون با درخت ها دوستم. سبزم هنگام بهار و هنگام هجرت به آغوش زمین، زرد و سرخ و نارنجی ام. یکی منو که رو تاب نشستم هل بده! بی تاب کندن از زمین و رسیدن به آسمونم. پر از وسوسه پروازم. یکی هلم بده. مشتاق عبور از دریای توفانی ام. وقت انتظار، صبورم. وقت حرکت، اهل خطر کردنم. وقت ناچاری، تسلیمم! منتظرم باش! به زودی یکی تو رو هل می ده. یکی که عین خودته!

حالم خوبه! چون با چشم هام آشتی ام. با گوش هام رفیقم. وقت سکوت، شنوایم. با رویاهام همراهم. وقت بیداری، هشیارم. با زندگی، همبازی ام. وقت بازی، خوشحالم. با آدم ها، دوستم. وقت دوستی حساسم. با عشق، همدلم. وقت عاشقی، دیوانه ام. حالا به من بگو: حال تو چطوره؟ حال من که خوبه!

اگه حالت خوب باشه، خبر خوبیه! انگار یکی به من اضافه شده، وسیع تر شدم. اما اگه حالت بد باشه باید کمی حوصله کنی. تا با هم ریشه های حال بد رو بکنیم. حال بد، خودشو با نشونه هایی معرفی می کنه، نام و نام خانوادگی، محل و روز تولد و بقیه نشونه ها. تو با این شناسنامه، از احوال خودت باخبر می شی. مثلاً نشونه هایی مثل: تنبلی، افسردگی، خستگی بی دلیل، کلافگی، خشم و زودرنجی، منفی بافی، تنگ نظری، حسادت، ترس و دودلی، این حالت ها نشونه های حال بده!

حال خوب هم نشانه هایی داره مثل: آرامش و صبوری، شادی و سرخوشی، مثبت بینی و نیک اندیشی، فعال بودن، مسوول بودن، حساس بودن، مهرورزی کردن، لبخند زدن و خیلی نشونه های دیگر.

توجه کن که مبدا و منشا همه این حالات تو هستی.

 نقطه پیدایش هر کدوم از این حالت ها، تویی!! هیچ کس نمی تونه حال تو رو خوب یا بد کنه، به جز احساس تو و خواست تو.

تو برای رسیدن به حال خوب نباید به دنبال بهانه هایی خارج از وجودت بگردی، دستگیره هایی که به اون ها بچسبی و با تعلق و وابسته شدن به اون عوامل، احساس خوشایندی به تو دست بده.

اگه تو به دنبال دستگیره باشی همیشه این خطر هست که این دستگیره ها لق بشن یا از جا کنده بشن، اون وقته که تو با اولین برخورد سقوط می کنی و تعادلت رو از دست می دی.

تو باید بیاموزی که به جای ردیف کردن نداشته هات و شمردن بایدها و نبایدها، به چیزهایی نگاه کنی که واقعی اند، ملموس و مهم هستند.

چیزهای واقعی نکاتی هستند که ارتباط مستقیم با نیروهای حیاتی تو دارند. مثل اهمیت ساده بودن، آرامش داشتن، صبور بودن، اتکا به نفس داشتن و مصمم و با اراده بودن. این نشانه ها، هم ملموس اند و هم بسیار مهم، چون غیبت هر کدوم از این خصوصیات تو رو از نظم و تعادل خارج می کنه و امکان حرکت و رشد به تو نمی ده و احساس شادمانی رو از تو می گیره.

+   مشاوره خانواده ; ٩:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢٢

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir