مشاوره خانواده

انسان سالم،بی مسئله نیست...

تعادل در رفتارهای فردی و اجتماعی:

 
از مضمون برخی روایات استفاده می شود که اساسا ایمان در پرتو مدارا کردن با مردم، محفوظ می ماند و با دقت بیشتر می توان چنین استنباط کرد که در صورت فقدان ملایمت و مدارا، بر اثر خشونت و تندی و ناسازگاری و تعصّب، انسان، گرفتار هیجانات عصبی شده، سرمایه های ایمان و تقوای خود را بر باد خواهد داد.
بدیهی است در موقع بروز ناملایمات و مشکلات در زندگی انسان، شخصی که شیوه مدارا را در پیش نمی گیرد، به آسانی عصبانی می شود و نیروی خرد و عقل از انسان فاصله می گیرد و لذا اعمال و رفتارهایی که زیبنده یک فرد مؤمن نیست، از او صادر می شود. پس انسان، در پرتو مدارا کردن، قدرت پیدا می کند که ذخایر ایمانی خویش را محفوظ نگه دارد.
خودروهای شخصی و جمعی ای که میلیون ها انسان را از جایی به مکان و مقصد دیگری انتقال می دهند، بدون وجود انعطاف در لاستیک های چرخ هایشان، چنین تحرّکی نداشتند.
آری! زندگی انسان نیز سختْ محتاج مدارا کردن و رفق و انعطاف است. راه زندگی، همیشه هموار نیست و سنگلاخ هایی نیز در آن وجود دارد که با برخورداری از مدارا و ملایمت می توان از آنها عبور کرد.
اگر روحیه مداراگرایی، توسط پدران و مادران در محیط خانه و پس از آن توسط مربیان و معلمان در محیط مدرسه ها به کودکان و جوانان آموزش داده شود، به تدریج، همچون دیگر توانایی ها و استعدادها، در وجود آنها تقویت می شود و تکامل می یابد.
در جامعه کنونی ما بسیار دیده می شود که جوانان (اعم از دختر و پسر) در عین برخورداری از رشد جسمی و رشد ذهنی، متأسفانه از رشد اجتماعی مناسب برخوردار نیستند، از دیگر انسان ها گریزان اند، دارای حالت جنگندگی و خشونت هستند و کمترین نشانی از روحیه مدارا در آنان وجود ندارد. در نتیجه، انسان های پر توقّعی هستند که همیشه انتظار دارند که دیگران با آنان نرمش و ملایمت (و حتّی اطاعت) داشته باشند. این عدّه فراموش کرده اند که هنر انسان، در این نیست که ذهنش از معلومات فراوان انباشته باشد بلکه هنر انسان، در این است که بتواند با دیگران زندگی کند!
 
به طور کلّی، انسان ها باید در مسیر زندگی، حالت فَنَری داشته باشند. هر قدر فنرهای یک خودرو، قوی تر و سالم تر باشند، بهتر و راحت تر چاله ها و ناهمواری ها را رد می کند و با سلامت بیشتری از آنها می گذرد. ولی وقتی فنرهای یک خودرو، حالت فنری را از دست داده باشند، در برخورد با یک دست انداز کوچک هم دچار شکست می شوند و خودرو از حرکت و پویایی باز خواهد ماند.
در جامعه ای که خودساخته نیست، افراد، نوعا دارای مدارا و ملایمت نیستند؛ برخوردها تند و شکننده است؛ ارتباط افراد با یکدیگر تند و تیز بوده، از نرمش و ملاطفت و گذشت، کمتر اثری دیده می شود.

کلی ترین ویژگی های مداراگرایی:

شاید کلی ترین ویژگی فرد مداراگرا آن است که نسبت به خود، واقع بین است. بدین معنا که درباره انگیزه هایش خود را فریب نمی دهد، هدف های قابل دسترس (نه دور و دراز و خیالی) برای خود طرح می کند، برای خودش هم احتمال خطا در نظر می گیرد، و از تعارضات غیر لازم، پرهیز می نماید. او با مشکلاتش به طور عینی برخورد می کند، درست مانند زمانی که به حل یک مسئله ریاضی و یا تنظیم تعادل دوچرخه و یا ساختن یک میز می پردازد، خود را با حقایق لازم و مربوط، آشنا می سازد و اطمینان می یابد که مشکل را شناخته است، آن گاه برای حل آن، برنامه ریزی می کند.
در مقابل، انسانی که از مداراگرایی دوری می کند، همواره درباره انگیزه های واقعی خویش، خود را فریب می دهد، خود را بی خطا می پندارد، و عادتا به کمک مکانیزم های دفاعی و زور، خودخواهی هایش را اعمال می کند، تا خود را از اضطراب های ناشی از تعارض و ناکامی برهاند.

نقش مدارا در روابط اجتماعی:

انسانی که از نظر اجتماعی به رشد و کمال رسیده است، به این حقیقت معترف است که هرچه روابط انسان با دیگران، بهتر و سالم تر باشد، میزان پیشرفت او در زمینه مسائل اجتماعی بیشتر خواهد بود. از طرفی دیگر، رعایت اصل «مدارا» در جهت بهبود و رشد روابط انسان با دیگران بسیار مؤثر است؛ اما برای تقویت این اصل باید اراده و خواستی قوی داشت.

اگر برداشت انسان این باشد که خود از دیگران برتر است یا با آنها فرق دارد، هرگز نمی تواند روابط خوبی با افراد دیگر داشته باشد. نخستین گام، درک این نکته است که هر انسانی باید به دیگران توجه داشته باشد و برای آنها ارزش قائل شود و هیچ وقت یک جانبه و مستبدانه درباره افراد و عملکرد آنها تصمیم نگیرد و قضاوت ننماید.
برخی صاحب نظران چنین می گویند که روابط اجتماعی، موضوعی کاملاً متغیر و دگرگون شونده است و ارائه قاعده یا روشی خاص برای موارد گوناگون آن میسّر نیست و هر موقعیت اجتماعی، به واکنشی ویژه نیاز دارد. با وجود این، برخی روش های عمومی هست که ایجاد روابط متعادل و خوب اجتماعی را آسان تر می کند.
معمولاً مدارا در ایجاد روابط اجتماعی سالم و خوب، نقشی اساسی ایفا می کند. وقتی انسان در برخوردهای خود با دیگر افراد، مهربانی، نرمش و ملایمت و در یک کلام «مدارا» به خرج می دهد، اگرچه دیگران هم در روابط خود، ضعف ها و مشکلاتی داشته باشند، ولی آن شخص با عملکرد خود نه تنها آنان را بر اشتباهات و ضعف های خویش آگاه می سازد، بلکه خود، عامل اصلی در تقویت و رشد روابط اجتماعی خواهد بود.
گاهی مشاهده می شود که برخی از افراد با به کارگیری اصل مدارا، از بروز مشکلات و تنگناها و حتی درگیری های اجتماعی (که جز به وسیله مراجع قضایی جامعه، حل و فصل نمی شود)، جلوگیری می کنند. از این رو باید اعتراف کرد که هر شخصی که در صدد رشد و بهبود روابط اجتماعی خود است، باید به تقویت و رشد خصیصه با ارزش «مدارا» یا به تعبیر عامیانه ترش: «گذشت» و «سازگاری» همّت گمارد.

تأثیرات مثبت مدارا بر رفتارهای فردی:

به طور کلّی اگر به بررسی و مطالعه رفتارهای فردی یک انسان که صفت مدارا را سرلوحه زندگی روزمرّه خویش قرار داده است، بپردازیم، می توان ویژگی ها و تأثیرات مثبت بسیاری (که جملگی ناشی از به کارگیری خصیصه نیکوی مداراست) در زندگی فردی او بیابیم، که برخی از آنها به شرح زیر است:
1 . چنین شخصی، هم قادر و هم خواهان گرفتن مسئولیت متناسب با سنّ خود و توانایی های خود است.
 
2 . این توانایی را دارد که در حالت تعارض و نگرانی و ناکامی، تصمیمات سازنده و مفید بگیرد.
 
3 . در تجاربی که متعلق به محدوده رشد سنّی اوست، با لذت شرکت می کند.
 
4 . مایل به پذیرش تجارب و مسئولیت های مربوط به نقش و یا موقعیت خویش در زندگی است.
 
5 . با اشتیاق به حل و فصل مشکلاتی که بر سر راه خویش می بیند، می پردازد.
 
6 . به جای عذرتراشی و دلیل تراشی برای شکست های خود، از آنها عبرت می گیرد.
 
7 . بیشترین ارضای خویش را در موقعیت ها و تجارب واقعی زندگی می بیند و نه در رؤیاها و توهّمات.
 
8 . از اندیشه و استعدادهای فکری خویش برای طرح برنامه های عملی استفاده می کند.
 
9 . موفقیت خویش را بیش از حد، بزرگ نمی بیند.
 
10 . می داند چگونه و چه وقت، کار کند و چگونه و چه وقت به تفریح بپردازد.
 
11 . به موقعیت هایی که در ازای رسیدن به موفقیت، او را از هدف و رغبت واقعی اش دور می سازد، پاسخ منفی می دهد.
 
12 . به موقعیت هایی که موقتا برای او نامطلوب است، ولی در آینده نزدیک، تأثیرات مثبتی در زندگی او دارد، پاسخ مثبت می دهد.
 
13 . خشم خود را در جریان دفاع از حقوق خویش، بی پرده (اما به دور از خشونت کلامی یا رفتاری) ابراز می دارد و در عین حال، شرایط زمانی و مکانی را هم در نظر می گیرد.
 
14 . محبّت خویش را مستقیما نشان می دهد و شواهدی متناسب با میزان و نوع محبت، در عمل، ابراز می دارد.
 
15 . زمانی که تغییر علت ها و عوامل به وجود آورنده ناراحتی ها از توان او خارج است، قدرت تحمل درد و ناکامی عاطفی را داراست.
 
16 . انرژی خویش را روی یک هدف معیّن و واحد که مصمم به رسیدن به آن است، متمرکز می کند.
 
17 . به این نتیجه رسیده است که شخصی که کمتر با خود در ستیز است، بیشترین نیرو و توانایی خود را در مقابله با موانع خارجی به کار می بندد.
 
18 . عادات و نگرش های ذهنی خویش را آن چنان سازمان یافته در اختیار دارد که می تواند در مواجهه با مشکلات، سازش لازم را داشته باشد.
 
19 . چون خود را معصوم از خطا و گناه نمی داند، اشتباهات دیگران را غیر قابل جبران نمی بیند و بزرگ نمایی نمی کند.
 
20 . تجربه به او نشان داده است که مدارا و عدم خشونت، نوعی سرمایه گذاری «اعتماد» و «محبّت» در قلب های دیگران است.
 

+   مشاوره خانواده ; ۸:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir