مشاوره خانواده

انسان سالم،بی مسئله نیست...

آنچه‌ کودکان را عصبی می‌کند:

گاهی اوقات هیجان زیاد یا به عبارتی واکنشهای سریع ممکن است مشکل ساز شوند.پس باید استرس و عصبانیت افراد را از دوره کودکی کنترل نمود. بسیاری افراد معتقدند کودکان در کودکی هر طور باشند در آینده نیز با همان خصوصیت روحی واکنش نشان می‌دهند. البته این‌که برخی صفات ملکه ذهن می‌شود صحت دارد اما کلیت ندارد.
اگر توجه کرده باشید همه کودکان در مواردی دچار حساسیت و آسیب‌پذیری می‌شوند اما آیا این مورد در برخی شدید تر است یا خیر؟

واکنشهای پرخاشگرانه و ناشی از کم تحملی با افزایش سن رو به کاهش می‌گذارد و تعداد کودکانی که در کودکی و بزرگسالی اخلاقی تند داشته باشند کم است.حالات شدید هیجانی و عصبی در پسران 2 برابر دختران است. اما به طور کلی این گروه در اقلیت هستند.

کودکانی که در خانواده‌های کم درآمد هستند بیشتر و شدیدتر ازدیگر کودکان واکنش‌های شدید و پرخاشگرانه دارند. حالات تند روحی در بزرگسالی به کلی برطرف نمی‌شود اما تغییر می‌کند.

برای مثال افراد بزرگسال در برخورد با ناکامی و شکست خود را به زمین نمی‌اندازند یا شروع به زدن به سر و صورت خود مانند کودکی نمی‌کنند. اما ممکن است گوشه گیر شده و در خود فرو روند یا با کلمات و واژه‌های ناراحت‌کننده اطرافیان را بیازارند.
شاید برایتان عجیب باشد که بدانید مشخص شده تعداد خانمهایی که در دهه20 و 30 سال عمر خود هستند و واکنش‌های سریع و بدون تامل به مسائل نشان می‌دهند بر عکس دوران کودکی از آقایان در این سنین بیشتر است.30 ساله‌های مجرد نیز به مراتب بیشتر از 30 ساله‌های متاهل دچار تندی و واکنش‌های لحظه‌ای نا خو شایند می‌شوند. به طور کلی افراد در دهه 30 سالگی ملایم‌تر از دهه 20 سالگی هستند.

از طرف دیگر افرادی که در کودکی مرتبا بد اخلاقی می‌کرده اند در سن 30 سالگی عموما رضایت چندانی از زندگی خود نخواهند داشت. اما افرادی که در کودکی به ندرت و به طور انگشت‌شمار بد اخلاقی می‌کرده‌اند اصولا در  30 سالگی رضایت بیشتری از زندگی خواهند داشت.

در ضمن افراد بسیار بداخلاق در کودکی در بزرگسالی نیز کم و بیش این ویژگی را به خود دارند اما به طور کلی از سال 1970 به بعد تند خویی در افراد شدت یافته. شاید به همین دلیل است که قدرت تحمل نسل جوان امروز به مراتب کمتر از نسل گذشته است !

در سنین میانسالی و کهنسالی نیز به دلیل تغییر نگرش نسبت به زندگی و شاید اهمیت کمتر به امور مادی افراد  بسیار کمتر دچار واکنش‌های شدید و آنی می‌شوند.

عصبانیت‌ به دنبال تقلید.

بررسی‌ها نشان می‌دهد تقلید پذیری کودکان بسیار زود شروع می‌شود اما در دوره ابتدایی به اوج خود می‌رسد و در این راستا نیز کودک بیشتر از رفتار و اعمال دیگران الگوبرداری می‌کند.

کودکان به علت رشد و تکامل تدریجی شخصیت مرتبا در حال الگو برداری از اطرافیان هستند. الگو‌پذیری در دوره قبل از دبستان محدود به والدین و خواهر و برادرها می‌شود که تاثیر این گروه بسیار زیاد خواهد بود. اما در دوره دبستان به دلیل گستردگی بیشتر روابط از همسالان و معلمان خود نیز الگو می‌پذیرند و تمایل به تقلید از آنها دارند.
لازم به ذکر است که در این دوران چنانچه گفتگو‌های افراد با رفتار و اعمالشان متناقض باشد کودکان بیشتر از رفتارها می‌آموزند تا از صحبت‌ها و بعضا دستورهای آمرانه. البته جنسیت کودک  فرزند چندم بودن و فاصله سنی خواهر و برادران نیز از جمله عواملی است که بر الگوپذیری و تقلید کودکان تاثیر دارد.

از طرف دیگر یکی از منابع مملو از الگو برای کودکان تلویزیون است که کودکان در سن دبستان یعنی از حدود 7 یا 8 سالگی بیشترین تمایل را به دیدن برنامه‌های تلویزیونی نشان می‌دهند. و از آنجایی که صحنه‌های خشن و پرخاشگری را نیز از برخی برنامه‌ها می‌آموزند به الدین توصیه می‌شود که در این سن اجازه ندهند کودکان بیش از روزی چند ساعت که نهایتا4 ساعت است به تماشای تلویزیون بنشینند.

کودکان نیز قادر به ابراز همدردی هستند.

کودکان از سنین پایین قادر به بروز احساس همدردی با اطرافیان هستند. کودکان وقتی به عینه تاثیر کارهای خود را بر دیگران مشاهده و حس نمایند بتدریج یاد می‌گیرند که به دیگران آزار نرسانند و در صورت امکان به آنها کمک نمایند. وقتی کودکتان محبت می‌کند به او بگویید که کار خوبی کرده و در حد امکان او را تشویق نمایید.

کاری کنید که از توجه شما نسبت به احساسات خود ش هم آگاه شود. وقتی با شما صحبت می‌کند به چشم‌هایش نگاه کنید و این ارتباط چشمی را از دست ندهید. وقتی در مورد کار خوبی که انجام داده برایتان صحبت می‌کند می‌توانید به او  آفرین بگویید.

رفتارهای خوب یعنی واکنش‌های صحیح و احترام‌آمیز فرزندتان نسبت به دیگران. به کودکتان بیاموزید که در هنگام خواستن چیزی از کلمات ممکنه یا لطفا استفاده کند و پس از گرفتن چیزی یا انجام شدن کاری نیز حتما تشکر کند. در هنگامی که او عصبانی است به جای پرخاش بیشتر با ارامش و لحنی مطمئن با او صحبت کنید تا به این ترتیب با همدردی احساس خشم او را نیز کنترل نمایید و کاهش دهید.

تحقیقات نشان داده فرزندانی که از دوران کودکی مسوولیت‌پذیر بار می‌آیند از احساس همدردی و محبت بیشتری نیز نسبت به دیگران برخوردارند.

پرهیز از امر و نهی و سرزنش.

روانشناسان معتقدند هر گونه ناراحت کردن از نظر کلامی که تکرار شود می‌تواند آزار کلامی تلقی شود. که مسخره کردن ‌ سرزنش‌های زیاد‌  نادیده گرفتن توانایی‌ها و عدم ارزش به شخصیت از آن جمله‌اند. 

چنین افرادی دو برابر دیگران در معرض مشکلات شخصیتی و اضطراب و افسردگی قرار می‌گیرند و این عوارض طولانی‌مدت بوده و در برخی موارد تا پایان عمر با آنها باقی می‌ماند.

ناامنی کودکان را خشن می‌کند.

والدین به منظور کنترل رفتار کودکان آنها را مورد سرزنش و تحقیر و تنبیه بدنی قرار ندهند زیرا ممکن است واکنش کودکان به این گونه رفتارها خشونت باشد.  محققان روانشناسی معتقدند کودک در سالهای ابتدایی به ویژه در سنین قبل از مدرسه مطمئن‌ترین افراد را والدین خود می‌داند.

اما اگر والدین به دلیل عدم آگاهی کودک را مرتب مورد سرزنش و تنبیه قرار دهند او احساس حقارت و ناامنی کرده و همین امر نه تنها می‌تواند زمینه‌ساز بروز مشکلات روحی بلکه بسیاری از اختلالات جسمی در وی شود.

کارشناسان معتقدند از انواع پیامدهای احساس ناامنی و تحقیر شدن در کودکان می‌توان به بی‌اشتهایی و یا پرخوری‌  هیجان منفی و بیش از حد   اختلال در خواب و حتی ترس و شب ادراری اشاره نمود. در ضمن این گونه کودکان  در رفتارهای اجتماعی نیز از خشونت استفاده کرده تا دیگران را کنترل کنند.

در واقع از شیوه رفتاری والدین با خودشان برای رفتار با دیگران استفاده می‌کنند.کودکانی که مورد تنبیه و خشم مداوم والدین قرار می‌گیرند تصور می‌کنند بهترین راه‌حل برای رسیدن به اهداف خشونت است. لازم به ذکر است والدینی که به جای خشونت از محبت همراه با قاطعیت برای رفتار با کودکان استفاده می‌کنند به مراتب آرام تر هستند و کودکانی بهتر نیز تربیت می‌کنند.

مادران ناراضی کودکان عصبی‌تری دارند.

 کودکانی که مادرشان از رضایت و آرامش کافی برخوردار نیستند بیشتر دچار استرس می‌شوند.

بررسی‌ها نشان داده هورمون کورتیزول که همان هورمون استرس است در کودکانی که مادرانشان دچار استرس هستند یا ناراضی می‌باشند  نسبت به کودکان دیگر بیشتر ترشح می‌شود. به همین دلیل میزان استرس و اضطراب نیز در این گروه افزایش می‌یابد. 

بنا بر پیشنهاد محققان بهتر است این گروه از کودکان ساعات بیشتری را در مهد کودک بگذرانند.

 بررسی‌ها روی شمار وسیعی از کودکان 3 تا 4 ساله نشان داده آنهایی که مادرانشان طی 6 ماه گذشته از نظر شغلی دچار مشکلات بیشتری بوده اند در وضعیتی قرار می‌گیرند که میزان هورمون کورتیزول آنها در عصر تقریبا به 2 برابر صبح می‌رسد.لازم به ذکر است که درتحقیقات مشخص شده حتی مادرانی که در مورد استرس و نارضایتی خود کلامی نیز حرف نمی‌زنند این استرس را از طریق حرکات یا لحن خود به فرزندان انتقال می‌دهند.

محبت والدین کودکان را آرام می‌کند.

هر چه والدین رابطه صمیمانه‌تری نسبت به کودکان داشته باشند، او احساس تایید بیشتری گرفته و اعتماد به نفس در وی تقویت می‌شود. فرزندانی که والدینشان با آنها رابطه احساسی بهتری دارند، رفتار معقولانه تری دارند.
فرزندان باید احساس کنند، حتی اگر رفتاری می‌کنند که مورد پسند والدین نیست، باز هم آنها به او علاقه دارند. کارشناسان تربیتی معتقدند کودکان همواره تصویر ذهنی خود را درآینه والدین می‌بینند. و آنچه در مورد خود فکر می‌کنند به واسطه واکنش‌ها و عکس‌العمل‌های والدین ایجاد می‌شود.

 

+   مشاوره خانواده ; ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۳

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir