مشاوره خانواده

انسان سالم،بی مسئله نیست...

مزایای بروز احساسات:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 
 
 
احساس های قشنگ خود را آشکار کنید.
  • یکی از راه های خوشحال کردن دیگران این است که احساسات خوب خود را نسبت به او بیان کنیم، ابراز احساسات به والدین، همسر، فرزند و خواهر ، برادر و دوست و همکار هر فرد دیگری که در زندگی ما نقش دارد موجب بهبود و انسجام روابط می شود...


    جملات و کلمات زیبای بسیاری وجود دارد که با گفتن آن ها احساسات زیبا اما مخفی خود را برای نزدیکان‌مان آشکار می کند. در طول زندگی ما لحظاتی هست که از حضور فردی در زندگی خود بیش از پیش لذت می بریم و به او افتخار می کنیم اما هیچ گاه این لحظات زیبا را با خود او به اشتراک نمی گذاریم. زمانی پیش می آید که می توانیم با ادای چند کلمه رمانتیک و زیبا، غم و اندوه را از دل اعضای خانواده یا اطرافیانمان پاک کنیم و موجب خوشحالیشان شویم اما تنها این کلمات را در ذهن خود مرور می‌کنیم  و از بروز آن به علت های مختلف جلوگیری می کنیم.

    برخورداری از ابراز علاقه و محبت دیگران یکی از انرژی هایی هست که یک رابطه خوب برای بقا به آن نیاز دارد. شاید رفتار و اعمال شما به گونه ای باشد که رضایت شما از اطرف مقابل را نشان دهد اما به زبان آوردن آن حس زیبایی که در وجود شما پدید آمده، لذت  جدایی دارد که اثر آن در حفظ رابطه به مراتب بیش از اثر رفتار و اعمال به جای شماست.

    نمونه ای از جملاتی که در موقعیت های مناسب دیگران از شنیدن آن خوشحال می شوند:

    -          از اینکه والدین با شخصیت و باتجربه ای مثل شما و پدر دارم خوشحالم.

    -         از اینکه می بینم همسرم درکمال ادب و متانت رفتار می کند لذت می برم.

    -         خوشحالم که همکار توانمندی چون تو دارم.

    -         از این که پسرم به ورزش علاقه دارد به خودم افتخار می کنم.

    -         ممنون که اتاقم را مرتب کردی، این کار در حقیقت وظیفه من بود.

    -         شما برای من زحمات زیادی کشیده اید، امیدوارم بتوانم روزی لطف شما را جبران کنم.

    -         از رانندگی شما لذت بردم، حس کردم که داخل ماشین شما آرامش و امنیت کافی وجود دارد.

    -         استاد، احساس می کنم در کلاس شما دانش و آگاهی من بیش از حد انتظار ارتقا پیدا کرده.

    -         واقعا مهارت مادرم در آشپزی تحسین برانگیزه.

    -         تربیت خوب و صحیح پدر و مادرم بود که من به این موفقیت ها رسیدم.

    -         از اینکه شما همسایه ما هستید احساس رضایت می کنم.

    -         من می دونم که شما به من علاقه دارید و به خاطر من سختی های زیادی را متحمل شدید.

    -         اجناس مغازه شما همیشه تازه و درجه یک هستند.

    بروز احساسات شما مزایای دیگری هم دارد. هنگامی که دیگران با تعریف و تمجید شما مواجه می شوند، حس خرسندی و رضایت جسم و روح آن ها را جلا می دهد که همین امر موجب می شود تا خلق و خوی طرف مقابل بهتر شده و در انجام اموری که از او تمجید شده بیش از پیش مهارت و علاقه نشان دهد. ابراز علاقه به دیگران میل به زندگی و امید را در آن ها تقویت می کند و حس "بیهوده بودن" یا "بی ارزش بودن کارهایشان" را در ذهنشان کمرنگ می کند.

    خانواده هایی که والدین آن ها از کلمات محبت آمیز و احساسی برای ارتباط با یکدیگر استفاده می کنند، علاوه بر اینکه از زندگی آرام و صمیمی تری نسبت به دیگران برخوردارند، ناخودآگاه به فرزندان خود آموخته‌اند که با استفاده از کلمات محبت آمیز و احساسی پدر و مادر خود یا هر فرد دیگری را در زمان لازم مورد تعریف و تمجید قرار دهند.

 
 
انواع خود باوری:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 
 
از دیدگاه های مختلف خودباوری به اقسامی تقسیم می شود که
عبارت است از:

• خودباوری انسانی:

دست یافتن به این باور که هر شخصی، به لحاظ انسان بودنش، دارای یک سری خصوصیات برتر ( نظیر استعداد، توانایی، ظرفیت و زمینه رشد)  است که اگر وی از توانمندیهای موجود به نحو احسن استفاده نماید، قادر خواهد بود به بالاترین مراتب انسانیت دست یابد اولین گام در خودشناسی است. اگر انسان ارزش های انسانی و گرایش های متعالی خود را نادیده بگیرد، به خودباختگی دچار شده و ماهیت حیوانی یا پست تر از آن پیدا می کند.


• خودباوری فردی:

هر شخصی دارای شایستگی، استعداد و توانمندی های خاصی است که در صورت شناسایی درست و به موقع  و بهره مندی مناسب از آنها، می تواند به تمام اهداف خود در زندگی دست یابد و در برخورد با مصائب زندگی احساس حقارت و ناامیدی نکند. در این صورت است که فرد به استقلال اندیشه و اعتماد به نفس سازنده ای دست می یابد، که موفقیت وی را در همه ابعاد زندگی تضمین می کند.

• خودباوری اعتقادی:

هویت فکری و فرهنگی هر شخصی در زندگی بر اساس اعتقادات قلبی و ایمانی وی شکل می گیرد. چارچوب آموزه های دینی، نظام و اصول زندگی هر شخصی را مشخص می کند و بر این اساس، فرد به این باور می رسد که رشد و کمال واقعی وی جز در بستر احکام و مقررات دینی میسر نیست.

• خودباوری ملی:

خودباوری ملی، در مقابل از خودبیگانگی و خودباختگی ملی مطرح می شود چرا که هر ملتی دارای فرهنگ و تمدن خاصی است که گاهی باورهای ملی و فرهنگی یک جامعه در اثر عدم شناخت و یا تبلیغات سوء و جذاب دیگر ممالک، دستخوش تغییر می گردند، نمادها و ارزش های رایج جوامع دیگر ارزشمند می شوند و افراد جامعه به پیروی و تقلید از آن ارزش ها ترغیب می شوند. این کار به تدریج، غلبه و نفوذ همه جانبه بیگانگان را در عرصه های مختلف آن جامعه هموار می سازد که سرانجام، اقتدار و استقلال آن جامعه ، با تهدیدی جدی مواجه می شود.

 


راه های تقویت خودباوری:

اعتماد به نفس

- هر فردی دارای یک سری استعدادها، توانمندی ها و قابلیت های است که  ناشناخته مانده اند، بایستی برای شناخت، پرورش و به کارگیری استعدادهای خود تلاش لازم را داشته باشید چرا که اعتقاد بر این باور باعث  تقویت امیدواری و تلاش شما خواهد شد.

- بر ویژگی های مثبت و برتر خود تکیه کنید و سعی نمایید آنها را به دیگران نشان دهید.

- برای شایستگی و توانمندی های خود ارزش قا ئل شوید و به دنبال کشف توانمندیهای ناشناخته خود باشید.

- پیش ازهر فعالیتی ،هر چند ساده، تفکر کنید.

- در مقابل وقایع زندگی مناسب ترین عکس العمل را نشان دهید.

- پیامد اندیشه خود را  عملی سازید.

- در پی شناخت مشکلات و به دنبال حل مسئله باشید.

- مسئولیت پذیر باشید.

- استقلال داشته باشید و به دیگران خودتان را وابسته نکنید.

- در حل مسائل از راهکارهای علمی و عملی استفاده کنید.

-در مورد خودتان فکر کنید.


 
 
روشهای کمک به افراد افسرده:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 
 

قانون شماره یک:

چه یک گیاه باشد، چه حیوان و چه انسان، اگر زنده باشد، با مهر و محبت شما شانس بیشتری برای پیشرفت و کامیابی دارد...

قانون شماره دو:

تنهایی کشنده است. لازم نیست حرف من را باور کنید، فقط کافی است آمار مرگ و میر کودکانی که در یتیم خانه هستند را با آنهایی که در خانه و با خانواده بزرگ می شوند مقایسه کنید. یا مرگ و میر سالمندان بیماری که در خانه پرستاری می شوند و آنهایی که در خانه سالمندان.

 

کسی که افسرده است به طور ناخواسته دیگران را از خود دور می کند. این افراد هر چیزی که می شنوند یا می بینند و به هر چه که فکر می کنند، هر چه که می گویند و هر کاری که انجام می دهند از فیلتر آن افسردگی رد می شود. هر زمان که اطلاعات از یک احساس منفی فیلتر شود، تحریف می گردد. می بینید که خیلی وقت ها که به آنها می گویید درمورد افسردگیشان حرف بزنند، بیشتر و بیشتر افسرده شان می کند. ممکن است عقب بکشند و برنجند.

کاری که شما می توانید بکنید تا دوباره به حالت طبیعی برگردند و از زندگی لذت ببرند چیست؟

پیشنهادات زیر شاید به نظر خیلی ساده برسند اما واقعاً موثرند.

·مدام به آنها سر بزنید.

·به چشمانشان نگاه کنید و بیشتر به آنها لبخند بزنید.

·دستانشان را در دست بگیرید و شانه شان را نوازش کنید.

·بیشتر به حرفهایشان گوش دهید.

·سرگرمشان کنید.

·به آنها بگویید که کدام کارهایشان شما را تحت تاثیر قرار داده است، به فکر انداخته تان، احساس بهتری به شما داده یا باعث شده روحیه تان بهتر شود.

·بلندشان کنید و به سمت خوشی بکشانیدشان. با آنها به پیاده روی، سینما، یک رستوران زیبا یا حتی باغ وحش بروید.

·اگر به خودشان تکان ندادند، اشکالی ندارد. از آنها بخواهید با شما کارت بازی کنند، شطرنج بازی کنند یا یک فیلم کمدی بگیرید و در کنارشان تماشا کنید. یادتان باشد نباید آنها را مجبور به کاری بکنید.

·از آنها بخواهید چیزهایی را لمس کنند. اشیائی با بافت ها و رنگ های مختلف بیاورید و از آنها نظرشان را بخواهید. یک غذای خوشمزه و خوش ظاهر برای آنها درست کنید. سعی کنید لذت های کوچک وارد لحظاتشان کنید.

·بلند به آنها بگویید که برایتان مهم هستند. بگویید که دلتان برایشان تنگ شده و دلتان می خواهد برگردند و دوباره با شما خوش بگذرانند.هر چیزی که درموردشان دوست دارید را به زبان بیاورید.

·کارهایی که فقط با دوستان صمیمی خود انجام می دهید با آنها تکرار کنید. مثلاً با آرنجتان به بازویشان بزنید یا آرام با یک دسته کاغذ لوله شده بزنید روی سرشان. باید سعی کنید رفاقت خود را به آنها نشان دهید.

·به جای اینکه بپرسید حالشان چطور است بپرسید دوست دارند برای خوش گذراندن امروز چه کاری کنند و در آن کار همراهیشان کنید. به آنها بگویید که کاملاً مشخص است که حالشان بهتر شده و بعد حالشن را بپرسید و واقعاً به جوابی که می دهند گوش کنید.

·اگر خجالت زده بودند یک داستان مشابه درمورد خودتان بگویید و پشت سر آن داستان های دیگری که از خجالت زدگی کسان دیگر شنیده اید را مثل لطیفه برایشان تعریف کنید. هیچ چیز بیشتر از دیدن احساس خجالت زدگی دیگران این درد را در انسان تخفیف نمی دهد.

·اگر افسرده هستند پس حتماً احساس ناامیدی می کند. این مشکل برایشان بدون راه حل به نظر می رسد. بعد ازاینکه برای کم کردن شدت افسردگیشانبه آنها کمک کردید، اگر دوست داشتند درمورد آن صحبت کنند به آنها نشان دهید که چطور می توانند این مشکل را شکسته و به چند تکه تبدیلش کنند و بعد ببینند که کدام قسمت آن مهمتر است و سعی کنند راه حل های سالمی برای آن مشکل خاص پیدا کنند تا بتوانند مشکلات و دشواری ها را حل کنند نه تحمل.

چیز مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که اکثر کسانی که مرتکب خودکشی می شوند بین انجام دادن یا ندادن آن شک و تردید دارند. آنها در انتخاب بین درد زندگی کردن و درد مردن تردید دارند. اگر بتوانیم ارتباط آنها را با لذت های زندگی بیشتر کنیم و از  طرف دیگر دردی که با خودکشی نصیبشان می شود را در نظرشان شدیدتر جلوه دهیم آنوقت نتیجه مثبت خواهیم گرفت.

قوانین را به یاد داشته باشید؛ این را هم بدانید که همیشه استثناهایی هم وجود دارند. دستورالعمل ها را فراموش نکنید و آنها را برحسب موقعیت خود تغییر دهید. شاید نتوانیم جلوی خودکشی را بگیریم، اما می توانیم برای جلوگیری کردن از خیلی از آنها کمک کنیم.

پس سهم خودتان را برای نجات دیگران انجام دهید.


 
 
تجربه زندگی سرشار از خوشبختی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 

 
 
 
 شاید برخی عادت‌ها در نظر زوج‌های کم تجربه و حتی با تجربه چیز مهمی نباشد با این حال چنانچه پیوسته و با خلوص آنها را به‌کارگیرند، این عادات ستون فقرات روابطی را شکل خواهند داد که زن و مرد می‌توانند عمیقا از آن راضی و خشنود باشند.

زندگی سرشار از خوشبختی به راحتی به دست نمی‌آید. زن و مرد برای به دست آوردن آن هر دو باید به یک اندازه وقت و انرژی بگذارند. در ادامه مطلب توصیه‌هایی به هر دو آمده است.

یکدیگر را خوشحال کنید:

زوج‌های خوشبخت برای خوشحال کردن هم، خود را وقف یکدیگر می‌کنند. هدف نهایی که همواره روی آن تمرکز می‌کنند خوشحال کردن یکدیگر است نه آنکه موجب ناراحتی یکدیگر شوند. این مسئله خیلی ساده به‌نظر می‌رسد اما در عمل ممکن است بسیار دشوار باشد. بنابراین سعی کنید فقط به‌مدت یک هفته به‌طورمرتب مراقب هر عملی که انجام می‌دهید یا هر حرفی که می‌زنید، باشید و از خودتان بپرسید: آیا عملی که می‌خواهم انجام دهم یا حرفی که می‌خواهم بزنم موجب خوشحالی همسرم خواهد شد یا اینکه او را ناراحت خواهد کرد؟

برای آنکه به نتیجه برسید، هریک از شما باید 2 لیست تهیه کنید؛ یک لیست در مورد کارهایی که موجب ناراحتی شما می‌شود و لیست دیگر برای نشان دادن کارهایی که دوست دارید همسرتان برای خوشحال‌کردن شما انجام دهد. سپس لیست‌هایتان را با یکدیگر عوض کنید، خواهید فهمید چه کارهایی را باید و نباید انجام می‌دادید.

آداب مسرت بخش عشق و دوستی را کاملا به‌جا آورید.

آداب، عاداتی هستند که موجب ساختن یک رابطه و تقویت آن می‌شوند. در حقیقت حرکات ما بر احساساتمان تأثیر می‌گذارد.

در اینجا چند پیشنهاد در مورد آدابی که شما و همسرتان باید در باره آن فکر کنید، ارائه می‌دهیم:

- هرروز با ارسال نامه‌ای الکترونیک یا پیامک و یا گفتن سخنی دلنشین به یکدیگر ابراز محبت کنید.


- هر روز به یکدیگر زنگ بزنید (به‌ویژه برای شوهرها مهم است).


- نسبت به تولد یکدیگر اهمیت خاصی قائل شوید. به جای آنکه 2 روز مانده به تولد در تنگنا قرار بگیرید و در نهایت، هول‌هولکی چند شاخه گل برای همسرتان بخرید، جلوتر در فکر چیزی باشید که حقیقتا موجب شادی هر دوی شما خواهد شد.


- هر شب قبل از خواب، دو کلمه محبت‌آمیز به یکدیگر بگویید؛ هر روز یک تعریف جدید به‌کار ببرید.


- مهم است که دست‌کم هر دو‌هفته یک‌بار ساعاتی را برای شب‌نشینی دونفره و بیرون رفتن فقط به‌خودتان اختصاص دهید.


-فضایی ایجاد کنید تا بتوانید حرفتان را صادقانه و آزادانه بیان کنید.

هرگاه رابطه‌ای شما را بترساند و نتوانید احساسات و عقاید خود را ابراز کنید، در آن‌صورت آن رابطه نادرست است. زوج‌های خوشبخت بین خود احساس امنیت به‌وجود می‌آورند که به لطف آن می‌توانند بدون هیچ واهمه‌ای، از احساسات، مشکلات و ناکامی‌هایشان حرف بزنند. این آرامش خاطر پایه و اساسی را برای زن و مرد فراهم می‌آورد تا بر مبنای آن مشکلات و مسائلی که موجب ناراحتی آنان می‌شود را با یکدیگر حل و فصل کنند.

گاه پیش می‌آید که فردی با یک‌سری توقعات وارد رابطه‌ای می‌شود. اما اگر از توانایی برقراری ارتباط و مذاکره برخوردار نباشد، این امر منشأ کشمکش و درگیری بر سر قدرت خواهد بود که اغلب رابطه را به تباهی می‌کشاند.

در زمان مشکلات مهارت ارتباطی به‌کار ببرید.

تکنیکی که هر زن و مردی باید اتخاذ کنند، «تکنیک گوش دادن_حرف زدن» نامیده می‌شود. درمیان اغلب زوج‌ها، یکی از زوجین حتی قبل از اینکه اجازه دهد طرف مقابل همه حرف‌هایش را در رابطه با مشکلش بزند، می‌خواهد راه‌حل ارائه دهد. «تکنیک گوش‌دادن_حرف زدن» از پیش در نظر دارد قبل از آنکه زن و مرد راه حلی ارائه دهد، هر یک از آنان بتوانند هر چه که برای گفتن دارند را بیان کنند. این امر به آنان اطمینان می‌دهد که طرف مقابل کاملا به همه حرف‌های آنان گوش داده است.«تکنیک گوش دادن- حرف‌زدن» اینگونه عمل می‌کند: یکی از آنان شیئی را میان دستانش می‌گیرد، این شیء نمادی از حق حرف زدن است که به نوبت در دستان طرفین قرار می‌گیرد تا زمانی‌که در دستان یکی از آنان قرار دارد فرد این حق را دارد تا همه حرف‌هایش را بزند. در این مدت طرف مقابل نمی‌تواند هیچ حرفی بزند جز آنکه حرف‌های همسرش را تکرار کند و یا شرح دهد، خصوصا آنکه نمی‌تواند حرف همسرش را قطع کند. سپس نمادی که نشان حق‌حرف زدن است در دستان طرف مقابل قرار می‌گیرد و همان عمل در مورد او نیز انجام می‌شود.

زمانی‌که زن و مرد این تکنیک را به‌کار گیرند، هر یک از آنان بدون آنکه حرفشان قطع شود و یا مورد پرخاش و انتقاد قرار گیرند، اطمینان دارند که حرف‌هایشان کاملا شنیده خواهد شد. زوجین تنها زمانی‌که به‌طور کامل حرف‌های یکدیگر را بشنوند، شروع به بررسی راه‌حل‌هایی که می‌توانند چاره‌ساز مشکل باشند، می‌کنند.

باید به‌طور مرتب به یکدیگر توجه نشان دهید نه آنکه از یکدیگر روی برگردانید.

زمانی‌که همسرتان در خانه نشسته و شما از کنارش رد می‌شوید آیا می‌ایستید و کلمه‌ای محبت‌آمیز در گوشش زمزمه می‌کنید یا اینکه با خونسردی و بی‌تفاوتی از کنارش عبور می‌کنید؟ اینجاست که تفاوت بین توجه نشان دادن یا عکس آن، روی‌برگرداندن مشخص می‌شود.

تحقیقات انجام شده در زمینه ازدواج حاکی از آن است که زوج‌های خوشبخت هر فرصتی را برای همدلی با یکدیگر غنیمت می‌شمارند. آنها به‌دنبال راهی هستند تا از نظر احساسی به یکدیگر نزدیک شوند. نزدیک‌شدن به همسر بدان معناست که او در اولویت اولویت‌هایتان قرار دارد؛ یا به عبارتی اولویت شماره یک شماست.

جنبه مهم دیگر این وضعیت آن است که طرفین سعی می‌کنند به اتفاق هم دست به کاری بزنند که برای هر دو آنها شادی‌آور است؛ با یکدیگر به پیاده‌روی بروند، بعد از غذا با هم قهوه یا چای بنوشند، به اتفاق هم مطالعه کنند یا با هم موسیقی گوش دهند. این مثال‌ها، روش خوبی برای نزدیک شدن زن و شوهر به یکدیگر است.یکی از شیوه‌هایی که به‌شدت زن و مرد را به یکدیگر نزدیک می‌کند آن است که زمانی‌که همسرتان وارد اتاق می‌شود، با بلند شدن از جایتان نشان دهید که احترام زیادی برایش قائل هستید. فکر می‌کنید که این حرکت از مد افتاده و قدیمی است؟ مطمئنا بله اما کمک می‌کند تا به طرف مقابلتان احساس خیلی خاصی دهید.

در میان زوج‌هایی که از یکدیگر رویگردان هستند، صمیمیتی دیده نمی‌شود. همانطور که گفته‌اند، هر عمل نیکی، عمل نیک دیگری در پی دارد و هر عمل بدی، عمل بد دیگری به‌دنبال خواهد داشت.


 
 
چگونه زندگی زناشویی خود را تباه کنیم:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 

وقتی می‌ دانید چه چیزهایی می ‌تواند شما را مریض کند از آنها اجتناب می ‌کنید مثلا می ‌دانید که اگر در سر ما لباس کافی نپوشید سرما می ‌خورید. حال اگر بدانید که یک زندگی مشترک چگونه آسیب می ‌بیند و به پایان می ‌رسد می‌ توانید جلوی این اتفاق را بگیرید و نگذارید که زندگی زناشویی‌ تان تباه شود.

 اگر می ‌خواهید زندگی زناشویی ‌تان را تباه کنید، باید به موارد زیر عمل کنید:

1- به تنها چیزی که اهمیت می ‌دهید خواسته ‌های خودتان باشد و به خواسته ‌های طرف مقابل خود فکر نکنید.

در هر موردی شما از همسرتان بیشتر می ‌فهمید. در همه موارد خود را عقل کل بدانید و همسرتان را نادان فرض کنید.

فقط به احساسات خود اهمیت دهید و احساسات همسرتان را نبینید. مثلا ناراحتی شما خیلی مهم‌ تر از ناراحتی همسرتان باشد.

در هر جمعی ایرادات همسر خود را بگویید. در جمع به همسرتان احترام نگذارید و دایم او را مورد تمسخر قرار دهید.

5 ـ هرگز به اشتباهاتتان اقرار نکنید و معذرت نخواهید.

6 ـ هر چیزی را حسابی بزرگ کنید و از هر اتفاق کوچکی فاجعه بیافرینید.

7 ـ از همسرتان توقع هدایای گرانبها داشته باشید و ارزش هر چیز را با قیمت آن بسنجید.

8 ـ هرگز از همسرتان تشکر نکنید و هر کاری که او انجام می‌ دهد را پای وظیفه قرار دهید و کارهای خود را بزرگ ببینید.

9 ـ دائما همسرتان را با دیگران مقایسه کنید و به او بگویید که دیگران از او بهترند.

10 ـ فقط از خودتان حرف بزنید و اصلا از احوال همسرتان باخبر نشوید.

11 ـ از هر جا ناراحتید سر همسرتان خالی کنید و دلیلش را هم به او نگویید.

12 ـ خانواده همسرتان را مسخره کنید و از آنها ایراد بگیرید.

13 ـ عشق‌ورزی نکنید و احساسات مثبت خود را به همسرتان منتقل نکنید.

14 ـ هرگز به همسرتان نگویید دوستت دارم.

15 ـ مرتب بکوشید همسرتان را تغییر دهید. از لباس پوشیدن و حرف زدن تا شخصیت و رفتارش را مورد انتقاد قرار دهید و بخواهید که تغییر کند و آن طور که شما دوست دارید باشد.

16ـ از همسرتان توقع داشته باشید که از نظر ظاهر، تیپ، اندام و... مثل هنرپیشه‌ ها باشد.

17 ـ همیشه با بدترین سر و وضع بگردید و تا می ‌توانید نجوش و بداخلاق باشید.

18 ـ دائما حسادت کنید و همسرتان را فقط برای خود بخواهید و او را از دوستان و خانواده و آشنایانش برانید.

19ـ سر هر مساله کوچکی دعوا راه بیندازید و جر و بحث کنید.

20 ـ وانمود کنید که از نظر ظاهر و تیپ گرفته تا اخلاق، رفتار، خانواده و... از همسرتان برتر هستید.

21 ـ کاملا همسرتان را زیر سلطه خود بگیرید و نگذارید نفس بکشد.

22 ـ سراغ علایق همسرتان نروید. هرچه همسرتان دوست دارد مورد انتقاد قرار دهید.

 اگر دقت کنید خواهید دید که هر کدام از ما دچار یک یا چند مورد از این اشتباهات می ‌شویم و وقتی با مشکلات روبه‌ رو شدیم دنبال دلیل می ‌گردیم در حالی که دلیلش خود ما بوده ‌ایم.

حال اگر می‌ خواهید زندگی زناشویی ‌تان عاری از مشکلات شود به خودتان مراجعه کنید و افکار غیرمنطقی و رفتارهای غلط را در خود حذف کنید و آن گاه شاهد بهتر شدن زندگی باشید.


 
 
خلو ت باخود:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 

 

 

بهتر است تا گاه گاهی با خودمان خلوت کنیم، فاصله بین اعمالی که انجام می دهیم با گفتاری که بر زبان می آوریم بسنجیم، گفتار و کردار خود را با یکدیگر مقایسه کنیم و عملکرد خود را با وظایفمان مقایسه کنیم. در مجموع این ها انصاف را جستجو کنیم و حضور خدا را، خدایی که برهمه زندگی ما واقف است و روزی باید پاسخگوی اعمال خود در محضر او باشیم را از یاد نبریم.

به نظر شما ما آدم ها چه میزان با خودمان روراست هستیم؟ چه میزان اعمال و رفتار خود را خداپسندانه قضاوت می کنیم و چه میزان جراتِ رای به اتهام و مجازات خود داریم؟

 چه زیباست وقتی آدم ها مشغول عبادت و راز و نیاز با خداوند هستند در خلوتشان سری هم به اعمال خود بزنند، شاکی، متهم، شاهد و قاضی کردار خودشان باشند، حکم صادر کنند و متهم درونیشان را مجازات نمایند، مجازاتی که در راه اصلاح اشتباهات و گناهان صورت می گیرد. چه خوب بود وجدان های ما خود مجری قانون و مامور اجرای آن بودند. اگر وجدان ما مانند یک افسر پلیس قوانین انسانیت را در وجودمان کنترل و اجرا کند بدون شک توانسته ایم قاضی خوبی باشیم. قاضی توانایی که بدون دادخواست متهم را مجازات می کند، مانع انجام اشتباهات می شود و از تناقض بین واقعیت درونی و ظاهر رفتار فرد جلوگیری می کند.
  ارزش این کار بیش از آن چیزی هست که ما تصورش را می کنیم، زیرا این دنیای گذرا چه ما باور داشته باشیم و چه باور نداشته باشیم روزی برای ما به پایان خواهد رسید و روحمان به خدا خواهد پیوست و تنها همراه ما در محضر خداوند اعمالی است که خود آن را توشه راه می نامیم.
 همان توشه راه است که خدای عدالت آن را قضاوت می کند، قضاوتی همه جانبه که به قول امروزی ها"مو لای درز آن نمی رود" چه وحشتناک است انسان در دادگاهی قرار بگیرد که بر تمام واقعیات اعمال او آگاه است، قاضی قدرتمندی دارد که قضاوتش راه فرار ندارد، در مجازاتش هم راهی جز تحمل آن وجود ندارد. واقعا که تصور این همه عدالت برای افرادی که آخر و عاقبت را جدی نمی گیرند امری محال است.
 برخی از آدم ها فکر می کنند که تنها تظاهر به انجام کارها، مسئولیت آن ها را در قبال وظابفشان رفع کرده است یا اینکه با دروغ و تزویر می توانند به پاداش اخروی آنچه تظاهر می کنند برسند. این افراد معمولا در قبال دیگران بسیار قانونمند هستند و برای هر اتفاقی آسمان و ریسمان را به هم می بافند، اما اعمال خود را هرطور که مایلند انجام می دهند و هنگامی که با اعتراض روبه رو می شوند به توجیهات بی ثبات متوسل می شوند و یا اینکه با نگرش و اقدامات سطحی خود سعی بر تبرئه آن را دارند. آن ها با بی اهمیت جلوه دادن اشتباه خود و برابر دانستن آن با قوانین مربوطه از اتهامات فرار می کنند یا به دیگران نسبت می دهند.
 وارد شدن در مسیری که ظاهر و باطن ما را از هم دور می کند، ازچند دروغ ساده و تظاهر کوچک شروع می شود که به زودی تبدیل به بزرگترین نمونه تزویر و عوام فریبی خواهد شد، بدون آن که خود متوجه شویم یا عواقب آن را که شامل دیگران می شود درک کنیم.
 برای قظاوت در اعمال خود از دید طرف مقابل به آن ها بنگریم، توقعات آن ها را نسبت به خود بدانیم و عادلانه رفتار کنیم، حق را به حق دار بدهیم حتی اگر کاملا به سود ما نباشد. با خودمان رو راست باشیم، برای اعمال خود چوب خط داشته باشیم، یک چوب خط خوب و یک چوب خط بد، چوب خط بد ما باید هیچ وقت با چوب خط خوبمان برابری نکند و از آن بیشتر نشود.
 

انسان در خلوت دست کم می تواند برای خود مشخص کند که ظاهر و اعمالش چه میزان با یکدیگر برابری دارند و چه فاصله ای میان گفتار و شعارهای خود با کردارش وجود دارد. با دانستن این مطلب می توان از خیالبافی دورتر شد و واقعیت زندگی و آخرت را بهتر دید.


 
 
چگونه جذابتر شوید؟!
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 

 

 

 

زیبایی شما کاملا به حالات فیزیکی و روحی شما بستگی دارد. اما نگذارید این موضوع بر شما غلبه کند. شاید تمایل داشته باشید که هر ماه یکی از این روش ها را بکار گیرید تا در طول سال زیبا به نظر برسید.

۱- ورزش کنید :

اگر درباره ارجحیت های زیبایی می اندیشید ، هیچ چیز به اندازه برنامه ورزشی منظم تاثیر مثبت ندارد. اگر شما از شنا، والیبال ، تنیس یا دوچرخه سواری لذت می برید، سعی کنید که آن نظم را در آن ورزش دنبال کنید . حتی ۳۰ دقیقه پیاده روی در روز تاثیر شگرفی در بر دارد.

۲- مدلتان را عوض کنید :

با آرایشگرتان مشورت کنید که چه مدل موی دیگری به شما میاد. گاهی اوقات سالها کشیدن خط چشم به یک طریق یا استفاده از عطر یکسان باعث میشود خیلی سخت مدلهای جدید را بپذیرید .
 
۳- کمدتان را مرتب کنید :
 
در کمدتان را بازکنید و ببینید چه لباس هایی را در ۲ سال گذشته نپوشیده اید. آنها را کنار بگذارید و در مورد کشوی میز آرایشتان نیز لوازمی که خیلی وقت است استفاده نمی کنید دور بریزید.

۴- سری به دکترتان بزنید:

دست کم سالی یکبار سری به پزشک و دندانپزشک خود بزنید. هیچ وقت نگذارید که بیش از ۱۲ ماه از آخرین ویزیت شما با دندانپزشکتان بگذرد. دندان های سفید یکی از مهم ترین اصول زیبایی شماست.

۵- همیشه یک وقت برای موهایتان داشته باشید :

موهای شما یکی از اصلی ترین پایه های زیبایی شماست. در هر قرار آرایشگاه ، قرار بعدی را هماهنگ کنید تا مطمئن شوید که به موهایتان سروقت میرسید.

۶- به باشگاه ورزشی بروید:

تناسب اندام شما چقدر برایتان مهم است ؟ مطمئن باشید که همان قدر هم در انرژی جسمی و روحیه شما موثر است.

۷- صحیح غذا بخورید :

درباره رژیم غذایی تان تجدید نظر کنید تا میزان انرژی تان را به حداکثر برسانید. اینکار را با حذف غذاهای مشخصی شروع کنید تا زمانی که به یک فرمول غذایی مناسب برسید. مواد غذایی کم چرب و کم شکر مصرف کنید تا به یک تعادل برسید.

۸- یک تغییر بزرگ داشته باشید :

این تغییر حتی میتواند شامل بلوند کردن یا فر کردن موهایتان باشد.

۹- مهربان باشید :

یک کار خیرخواهانه انجام دهید بی آنکه انتظار تلافی داشته باشید . اینگونه کارها باعث تغییرات مثبت بزرگی در احساس شما میشوند. رفتار مودبانه همیشه منجر به زیبایی درونی و بیرونی میشوند.

۱۰- آب بنوشید:

مقدار زیادی آب بنوشید . نوشیدن مقدار زیاد آب در روز به لاغرهایی که میخواهند چاق شوند و چاق هایی که میخواهند لاغر شوند توصیه میشود. کارهای کوچک دیگری که باعث میشود رفتارتان بهتر شود را امتحان کنید. لبخند بزنید. به حرف دیگران گوش کنید، صاف بنشینید، در طول روز به بدنتان کش و قس دهید…

۱۱- یک هدف در نظر بگیرید :

هدفی را در نظر بگیرید که با سعی در رسیدن به آن از شر چند کیلو اضافه وزنتان خلاص شوید.

۱۲- خوب بخوابید :

به اندازه کافی بخوابید. موقع شب خواب خوبی داشته باشید تا صورتتان شفاف شود. نور اطاق هنگام خواب باید در کمترین حد ممکن باشد. شب زودهنگام بخوابید و سحر گاه از خواب برخیزید تا انرژی های کیهانی که در جهان در هنگام صبح پخش میشوند به بدنتان برسد. اینکار از لحاظ علمی ثابت شده است.

 
 
10 تاکتیک برای کنترل زمان :
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 
 
 
 
 
مدیریت زمان یک فرایند است، مراحل آن به هم مرتبط و پیوسته اند، و پرش از هریک از مراحل این فرایند سبب اختلال در مرحله بعدی شده و در نهایت فرد و سازمان را به مطلوبیت دلخواه در زمان تعیین شده نمی رساند.
 در این پست با نگاهی نو می خواهیم به این نتیجه برسیم که اگر بتوانید زمانتان را مدیریت و راهبری کنید می توانید.راحت تر و سالم زندگی کنید.

مراحل اساسی در مدیریت زمان:

 

1. تعیین هدف: من می دانم برای چه تلاش می کنم.

 اهداف کلی و اختصاصی خود را مشخص ساخته و برای خود مقصدهای شفاف و روشنی ایجاد کنید. اینکه بدانید برای چه تلاش می کنید بسیار بااهمیت و برانگیزاننده است.
 
 2. برنامه ریزی: من به زمانبندی بسیار اهمیت می دهم.
 
با توجه به اهداف درنظر گرفته شده برنامه خود را تدوین کرده و بکوشید فعالیتهای فردایتان را همین امروز تنظیم و زمان بندی کنید.
 
3. تصمیم گیری: من مصمم به اجرای برنامه هایم هستم.
 
قطعاً پس از تعیین اهداف و بعد از برنامه ریزی و زمان بندی براساس هدف ها، باید به طور مصمم در راستای حرکت و اجرا قرار گرفت. مصمم بودن از اساسی ترین ویژگی های انسان های موفق است، ضمن آنکه شروع تغییرات در زندگی با شروع و یا عدم انجام یک تصمیم شکل می گیرد.
 برای پرورش قدرت تصمیم خود، بهترین روش «تمرین و تکرار» و مهم ترین شاخص توان «نه گفتن» است. 

4 اولویت بندی: من به طور جدی به اولویت ها معتقدم.

 کارهایتان را براساس فوریت و اهمیت، فهرست کرده و بر مبنای آن اقدام کنید. سعی کنید در هر زمان، اولویت مشخص شده را باارزش ترین و مهم ترین فعالیت تلقی کنید تا اینکه ضمن برخورداری از تمرکز لازمه به حداکثر رضایت نیز برسید.
 
5. مکلف بودن: من موظف هستم.
 
خودتان را موظف کنید، تجربه نشان داده است که اصولاً آنگاه که مجبور و موظف باشید، بهتر، سریع تر و پرثمرتر کارهایتان را به انجام می رسانید و به همین دلیل است که گفته می شود: «وجود و طرح یک نیاز، نیازمند مرتفع شدن آن است.» در این زمینه استفاده از قانون معروف «کارایی اجباری» موثر است. این قانون بر این باور است که برای انجام امور هیچ گاه وقت به اندازه کافی وجود ندارد ولی برای انجام مهم ترین کارها، همیشه زمان کافی وجود دارد، فقط کافی است که اجبار داشته باشید.
 
 6. پایبندی: من متعهد هستم.
 
به انجام تعهدات خود در زمان مقرر و تعریف شده، پایبند باشید و عمل کنید، برای این کار باید از خودتان به طور جدی و همه جانبه مایه بگذارید و کار کنید. پس بدون وقفه کار کنید و متوجه باشید که از خود مایه گذاشتن به خاطر آنچه که به ارایه، اجرا و انجام آن متعهد شده اید، از جمله اصول مهم اخلاقی ـ انسانی است که اثرات زیادی در افزایش کارآیی خواهد داشت. 

7. خودباوری: من مطمئن هستم.

 قدرتمندانه به خودتان باور و اعتماد داشته باشید. مطمئن باشید می توانید در زمان معین به اهداف مشخص خود برسید، وجود چنین باورهایی قدرتی عجیب و خارق العاده در سطوح جسمی، فکری و عاطفی شما ایجاد کرده و مانند موتوری پرشتاب و مولد شما را به حرکت و پویایی می کشاند.
 
8. آراستگی: من با سهولت به نتیجه می رسم.
 
 اگر می خواهید زمان خود را کنترل و مدیریت کنید و کارهایتان را به درستی و بدون استرس و اضطراب به انجام برسانید، تردیدی نداشته باشید که رعایت اصول چیدمان، نظارت و آراستگی محیط فیزیکی کارتان از نقشی بسیار بااهمیت برخوردار است. امکان ندارد میز کارتان نامرتب، به هم ریخته و شلوغ باشد، ولی بتوانید زمان خود را مدیریت کنید. بنابراین سعی کنید محیط و محل کارتان همیشه مرتب، تمیز و منظم باشد.
در این ارتباط تعدادی از صاحب نظران مدیریت، استفاده از قانون چهار قسمتی «بیندازید، ارجاع دهید، عمل کنید، بایگانی کنید» را توصیه کرده و می گویند کارهایتان را بلافاصله تقسیم بندی کنید و پس از بررسی ببینید در کدام وضعیت قرار می گیرد، اگر قرار است به آن کار مشخص و موردنظر، توجهی نشود پس برگه ها و موارد مربوط به آن را از روی میز و محل کار خود جمع آوری کرده و دور بیندازید. اگر انجام آن عملیات و فعالیت با فرد یا قسمتی دیر از سازمان مرتبط است، آن را ارجاع دهید. اگر مربوط به خودتان است در راستای اجرای آن عمل کنید، و بالاخره اگر دیگر نیازی به فعالیت ندارد و یا فقط جهت اطلاع و استحضار است، پس از مطالعه آن را بایگانی کنید. توجه و رعایت چهار قسمت ذکرشده سبب می شود همیشه میز کارتان مرتب و آرامش بخش و محل کارتان زیبا و تمیز باشد.
 
9. تغییر: من به بازآفرینی و نوآفرینی مستمر معتقدم.
 
در چگونگی و نحوه به کارگیری محورهای مرتبط با مدیریت و راهبری زمان، هیچ گاه بر یک روش یا شیوه خاص پافشاری نکنید. اصرار بی جا و بی حد در هر موردی و همچنین نگاه انحصارطلبانه و تک بعدی بر روی هر مسأله ای و اینکه تصور شود هر موضوعی فقط یک راه حل دارد، علاوه بر اینکه توان خلاقیت و برنامه ریزی را از شما سلب
می کند، جز رنجش و محدودیت چیز دیگری به بار نخواهد آورد؛ پس به تغییر بیندیشید و سعی کنید همیشه در حال تغییر و تحول باشید. به بیان دیگر به بازآفرینی و نوآفرینی خود بپردازید، آگاه باشید که جهان و بشریت با سرعتی سرسام آور در حال تغییرند و اگر خودتان را از این قافله ای که هیچ گاه بازنمی ایستد، جدا کرده و یا فاصله بگیرید معلوم نیست به کجا برسید. بنابراین ضروری است که هرازگاهی به عقب برگشته و جنبه های مختلف زندگی را مرور کرده تا متوجه شویم که چه چیزی را می خواهیم و چه مواردی را مایلیم تغییر کند.
 
10. اعتدال: من اندیشمندانه تلاش می کننم. 

بدانید برای چه کار می کنید، و برای چه زمان خود را مدیریت می کنید. برای دانستن چنین مواردی قبل از هر چیز لازم است زندگی، کار، تلاش و موفقیت را برای خود به صورت عقلایی و اندیشمندانه تعریف کنید تا اینکه به اعتدال برسید. یعنی به این نتیجه دست یابید که تمامی این موارد برای آن است که: «بهتر زندگی کنید نه اینکه خود را با کار و تلاش هلاک کنید».

 نتیجه: با رعایت ترتیبی مراحل ذکرشده، اگر توانایی انجام چنین مهمی را داشته باشید که عاقلانه بیندیشید و ابعاد مختلف و متفاوت زندگیتان را در حالتی از تعادل نگه دارید، آنگاه: 

 -از زندگی سالم و شادی برخوردارید.

 ـ از کار خود رضایت دارید.
 
 ـ با استرس و اضطراب کمتری مواجه هستید.
 
ـ و بالاخره اینکه از نحوه و شیوه اعمال مدیریتی که برای کنترل و تقسیم بندی زمان خود به کار برده اید، لذت برده و احساس سربلندی و اعتماد به نفس شما را به سمت موفقیت های بعدی سوق می دهد.

 
 
زندگی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 




 

 
 





شعری فوق العاده زیبا از سهراب سپهری در وصف زندگی
 
شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم 
زندگی،  راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم. 
سهراب سپهری





 
 
 
 

 
 
رابـطـه زنـاشـویـی و اعـتـماد به نـفـس:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 

رابـطـه زنـاشـویـی و اعـتـماد به نـفـس

 

اعتمادبه‌نفس جنسی یعنی اعتماد داشتن به بدن خود و پذیرفتن تصویر آن همان‌طور که هست و توانایی‌هایی که دارد و لذتی که می‌تواند ایجاد کند.

 

احساس آرامش و راضی‌بودن از بدن و رابطه زناشویی کار آسانی نیست اما در هر سنی امکا‌ن‌پذیر است. کافی است احساس آزادی درونی داشته باشید و نگاه مثبتی به خود بیندازید. داشتن اعتماد به نفس جنسی، یعنی جرأت دادن به خود برای ملاقات با همسر و وارد شدن به یک رابطه زناشویی بدون هیچ ترسی...

 

به کسانی که گمان می‌کنند بدنی ایده‌آل ندارند، نمی‌توان اظهار علاقه و با آنها رابطه‌ای را آغاز کرد زیرا دچار نوعی درگیری درونی می‌شوند و به مرور زمان، این درگیری باعث سستی بدنی و کاهش میل و اشتیاق جنسی خواهد شد.

 

نداشتن اعتماد به نفس جنسی به خصوص در میان زنان شایع است. اگر زنان مطمئن باشند از نظر جنسی جذاب هستند و همسرشان دوستشان دارد، اعتماد به نفس جنسی پیدا می‌کنند ولی اگر زنی احساس کند بین او و آنچه در اجتماع مد روز است؛ مانند جوانی، لاغری، عضلانی بودن و... شکاف عمیقی پیش آمده، نگاهی که به خود دارد منتقدانه‌تر می‌شود و همین امر می‌تواند اعتماد به نفس جنسی او را تخریب کند. البته اعتماد به نفس جنسی در مردان هم مهم است. در واقع قدرت نعوظ، اندازه آلت تناسلی و حسی که به همسر خود منتقل می‌کنند و میزان توانایی در ارضا کردن همسر، اعتماد به نفس جنسی‌شان را بالا می‌برد. 

چگونه اعتماد به نفس جنسی را افزایش دهیم؟

 

برای داشتن اعتماد به نفس جنسی تنها آشتی کردن با بدن خود کافی نیست بلکه از لحاظ روحی و ذهنی نیز باید با خود آشتی کرد. تخیل، احساس و کنجکاوی از اصول اصلی روابط جنسی است. این رابطه را زن و شوهر خلق می‌کنند و بال و پر پیدا می‌کند. زن و شوهر وقتی اعتماد به‌نفس جنسی پیدا می‌کنند که رابطه جنسی‌شان را در نظر خود هیجان‌انگیز جلوه دهند و اجازه بدهند لذت طرف مقابل آنها را درگیر و با خود همراه کند. بهترین دارو برای کسانی که اعتماد به نفس جنسی ندارند، این است که حین برقراری رابطه جنسی، فرد به خود اجازه ‌دهد احساساتش کنترل او را در اختیار بگیرد و این بدنش باشد که هر طور می‌خواهد عمل کند و مغز به هیچ عنوان دخالت نداشته باشد. در واقع اعتماد به نوازش‌ها، بازی‌های جنسی و عمل طرف مقابل است که اعتماد به نفس جنسی فرد را بالا می‌برد.

1_ به طرف مقابل اعتماد کنید

 

گاهی ترس از اینکه قضاوت طرف مقابل در مورد ما چه باشد، باعث می‌شود به خصوص در اولین برخوردها، میل جنسی به شدت کاهش یابد. گاهی یک کلمه، یک نگاه یا یک تجربه بد، باعث از دست دادن اعتماد به نفس جنسی فرد می‌شود. همسر خوب، همسری است که از نظر جنسی همسر خود را سرکوب نکند و به همراه او یک رابطه لذت‌بخش به وجود آورد. مسخره یا مقایسه کردن اشتباه بزرگی است. اعتماد به نفس جنسی در یک مرد یا زن با نگاه‌های همسر تقویت می‌شود. چیزی به نام حافظه جسمی واقعا وجود دارد. اندام‌های ما تمام تجربه‌های مثبت و منفی را در خود ذخیره می‌کنند. هر چه تجربه‌های مثبت ما بیشتر باشد اعتماد به نفس جسمی و جنسی‌مان بالاتر می‌رود.

 2 خود را ماساژ دهید

 

سعی کنید هر روز صبح بعد از بیدار شدن یا شب موقع خواب، لباس‌هایتان را درآورید و بدنتان را ماساژ دهید. پاها، شکم، گردن و.... چشمانتان را ببندید، نفس عمیق بکشید و دستانتان را شل کنید. ماساژ باعث کاهش فشارها و فعال‌تر شدن شما می‌شود.

 3 حرکت داشته باشید

 

بدوید، راه بروید، دوچرخه‌سواری و شنا کنید. نباید فقط برای لاغر شدن یا ماهیچه‌ای کردن بدنتان ورزش کنید. تحرک برای سلامت جسم و آزاد شدن فکر خوب است.

 4 تفریح کنید

 

اشتیاق، اشتیاق می‌آفریند. برای دیدن یک فیلم خوب به سینما بروید، کتاب خوبی بخوانید و تا می‌توانید تخیل خود را پرورش دهید. 

5 به احساسات خود توجه کنید

 

در یک رابطه زناشویی، روی عملی که انجام می‌دهید و آنچه حس می‌کنید، تمرکز داشته باشید. تمام حواستان باید به چیزی باشد که روی بدنتان اتفاق می‌افتد. یاد بگیرید هنگام برقراری رابطه جنسی بیش از اینکه با مغزتان فکر کنید، با بدنتان تفکر کنید.

 

 

6 جرات خواستن پیدا کنید

 

یاد بگیرید در یک رابطه جنسی آنچه دوست دارید، از همسر خود تقاضا کنید. با دادن اطلاعات درست و راهنمایی به جا، هم شما اعتماد به نفس پیدا می‌کنید هم همسرتان.

 

 

7 گاه «نه» بگویید

 

اگر از نوعی رفتار خوشتان نمی‌آید به همسرتان بگویید. ساکت بودن در این لحظات باعث کاهش میل جنسی می‌شود.


 
 
خدایا ، تو را می خوانیم:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 

 

خدایا  ، تو را می خوانیم

 
 
Iran_Eshgh
 
وقتی‌ قلب‌هایمان‌ کوچک‌تر از غصه‌هایمان‌ می‌شود
وقتی‌ نمی‌توانیم‌ اشک‌هایمان‌ را پشت‌ پلک‌هایمان‌ مخفی‌ کنیم‌
و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ می‌شکند،
وقتی‌ احساس‌ می‌کنیم‌ بدبختی‌ها بیشتر از سهم‌مان‌ است‌ و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛
وقتی‌ امیدها ته‌ می‌کشد و انتظارها به‌ سر نمی‌رسد،
وقتی‌ طاقتمان‌ طاق‌ می‌شود و تحملمان‌ تمام...
 
 
 
آن‌ وقت‌ است‌ که‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم‌ و مطمئنیم‌ که‌ تو،
فقط‌ تویی‌ که‌ کمکمان‌ می‌کنی...
آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را صدا می‌کنیم، تو را می‌خوانیم.
آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را آه‌ می‌کشیم، تو را گریه‌ می‌کنیم، تو را نفس‌ می‌کشیم.
 
 
وقتی‌ تو جواب‌ می‌دهی،
 
 
دانه‌دانه‌ اشک‌هایمان‌ را پاک‌ می‌کنی‌ و یکی‌یکی‌ غصه‌ها را از توی‌ دلمان‌ برمی‌داری،
‌ گره‌ تک‌تک‌ بغض‌هایمان‌ را باز می‌کنی‌ و دل‌ شکسته‌مان‌ را بند می‌زنی،
‌ سنگینی‌ها را برمی‌داری‌ و جایش‌ سبکی‌ می‌گذاری‌ و راحتی؛
‌ بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی‌ می‌دهی‌ و بیشتر از لب‌ها، لبخند،
‌ خواب‌هایمان‌ را تعبیر می‌کنی‌ و دعاهایمان‌ را مستجاب‌ و آرزوهایمان‌ را برآورده،
‌ قهرها را آشتی‌ می‌کنی‌ و سخت‌ها را آسان.
‌ تلخ‌ها را شیرین‌ می‌کنی‌ و دردها را درمان،
‌ ناامیدها، امید می‌شود و سیاه‌ها سفید سفید...
 
 
 
خدایا
تورا صدا میکنیم ،تو را می خوانیم

 
 
ده نشانه مهم از پایان زندگی زناشویی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳٠
 

 ارسالی از بهترین دوستم:

آقای همایون رقابی.

با تشکر.

طبق آمار از آکادمی روانشناسی امریکا درمورد ازدواج و طلاق،
زنان بیشتر از مردان شروع‌کننده طلاق و جدایی هستند
درواقع، در اکثر موارد طلاق‌هایی که زنان آغازکننده آن بوده‌اند،
مردان گیج و سردرگم متعجبند که اشکال کار کجا بوده است.
این به آن خاطر نیست که زنان کمتر از مردان در زندگی زناشویی خود احساس خوشبختی می‌کنند
اما دلیل آن این است که زنان سالهای زیادی را در بدبختی به زندگی خود ادامه می‌دهند
تا جایی که دیگر طاقت نیاورده و اعتراض می‌کنند.
مشاوران ازدواج هشدار می‌دهند که وجود ارتباط در ازدواج برای بادوام و ماندگار شدن آن حیاتی است.
آماری مثل این نشان می‌دهد که در عدم تمایل به ادامه زندگی زناشویی،
زنان زیادی جسارت لازم را دارند و نظراتشان را به همسر خود اعلام می‌کنند.

بااینحال نشانه‌هایی وجود دارد که بفهمید زندگی زناشوییتان به پایان خود نزدیک است.
برای اینکه بفهمید چه زمان در زندگیتان مشکل به‌وجود می‌آید
نیاز نیست که فکر بقیه را بخوانید.
تشخیص واضح‌ترین و ابتدایی‌ترین نشانه‌هایی که زندگی‌زناشوییتان به مشکل خورده است،
می‌تواند کمکتان کند بموقع زندگیتان را نجات دهید.
در زیر به 10 نشانه اشاره می‌کنیم.


1. نداشتن علایق مشترک.

بااینکه برای زوج‌ها طبیعی است بخواهند به دنبال علایق شخصی خودشان باشند
اما زمانی می‌رسد که این فاصله بسیار زیاد و مشخص می‌شود.
زوج‌ها از انجام کارها به همراه هم دست می‌کشند و زمان بیشتری را جدا از هم می‌گذرانند.
روانشناسان این را نشانه مشخص طلاق می‌دانند
چراکه افراد به دنبال لذت‌های خارجی می‌روند
چون نمی توانند آن کیفیات را در ازدواجشان پیدا کنند.

2. رفتارهای انتقادی.

رابطه طوری آغاز می‌شود که دو طرف شدیداً به هم علاقه نشان می‌دهند
و اشکالات همدیگر را به‌راحتی می‌پذیرند.
با گذشت زمان، کیفیت ازدواج کاهش می‌یابد
و زوج‌ها به دنبال اشکالات همدیگر می‌گردند
و آنها را به هم متذکر می‌شوند.
این مکانیزم رفتار به آنها این امکان را می‌دهد احساس عدم ارتباطشان را توجیه کنند
و دیگر نخواهند با هم باشند.
اگر حس می‌کنید نمی توانید هیچ کار درستی پیش چشم همسرتان انجام دهید،
احتمالاً زمان جدایی نزدیک است.

3. رازها و دروغ‌ها.

زمانی را به یاد بیاورید که عادت داشتید همه چیز را با هم درمیان بگذارید.
همسرانی که دیگر به هم نزدیک نیستند،
اطلاعات را از هم پنهان می‌کنند
و حرفهایشان را با همسرشان نمی‌زنند.

4. اجتناب.

بعضی‌ها می‌گویند از روبه‌رو شدن و بحث دوری می‌کنند.
اما در همه ازدواج‌هایی که به پایان خود نزدیک است
زمانی می‌رسد که دیگر بحث کردن ارزش ندارد.
این زمانی است که زوج از حرف زدن با هم طفره می‌روند
و خودشان را با کارها و آدم‌های دیگر مشغول می‌کنند
تا مجبور نشوند با همسرشان حرف بزنند:
چیزهایی مثل تلویزیون
و بیشتر وقت‌ها بچه‌ها.

5. نرسیدن به تفاهم.

حدود 75 درصد از همه زوج‌ها حداقل در یک مورد مهم هیچ‌وقت به تفاهم نمی‌رسند.
مداوم سر آن موضوع با هم جنگ و جدل می‌کنند.
اگر سر یک موضوع دیگر با هم به اختلاف بخورند،
این موضوع را هم وسط می‌کشند.

6. نبود رابطه‌جنسی و صمیمیت.

برای زوج‌ها عادی است که با گذشت زمان به رکود صمیمیت برسند.
اما اگر ماه‌ها و حتی سالها از زمانی که شما دو نفر با هم صمیمی بودید می‌گذرد،
می‌توانید این را نشانه وجود مشکل در رابطه‌تان قلمداد کنید.
حتی در ازدواج‌های ناپایدار هم
صمیمیت جنسی نشاندهنده این است که هنوز میلی به بقای ازدواج وجود دارد.
وقتی زوج‌ها دیگر با هم صمیمی نباشند
و مشکلی هم با این وضعیت نداشته باشند،
می‌تواند نشانه نزدیک شدن ازدواجشان به نقطه پایان خود باشد.

 

7. مشکلات مالی.

متخصصین گزارش می‌کنند که بیش از نیمی از زوج‌ها بر سر مسائل مالی با هم بحث و جدل می‌کنند.
شاید پول یک مسئله اصلی نباشد
اما می‌تواند موجب بروز مسائلی که با فردیت، کنترل و خودمختاری و استقلال در ارتباط است، شود.


8. مراقبت نکردن از خود.

وقتی به‌نظر می‌رسد همسرتان به خودش نمی‌رسد،
شدیداً نشانه این است که ازدواجتان مراحل انتهایی خود را می‌گذراند.
بهداشت شخصی و رسیدگی به خود بخش مهمی از رابطه است
و اگر انجام نگیرد،
راهی برای دور کردن کردن طرف مقابل است.

9. فقدان احترام.

احترام گذاشتن به یکدیگر در زندگی زناشویی برای ماندگار و بادوام شدن آن امری لازم و ضروری است.

وقتی شما یا همسرتان به همدیگر احترام نگذارید،

چه با حرف نزدن با همدیگر باشد

چه انجام کارهایی که می‌دانید همسرتان اصلاً دوست ندارد،

بدانید که فقط زمینه را برای طلاق مهیا می‌کنید.

در این مورد، زوج‌ها همیشه در انتهای ازدواج احساس گناه می‌کنند

و بچگانه امیدوارند که کارهایشان اینقدر طرفشان را ناراحت بکند که خودش دنبال طلاق برود.

 

10. خیانت.

خیانت همیشه هم به طلاق منجر نمی‌شود.

اما بیشتر ازدواج‌ها بعد از بی‌وفایی چندان دوامی پیدا نمی‌کنند.

و اگر هم ماندگار شوند، تاثیرات آن کیفیت رابطه و خوشبختی زوج را پایین می‌آورد.

خیلی از زوج‌هایی که به دنبال طلاق هستند از این راهکار استفاده می‌کنند.

تغییر رفتار نسبت به همدیگر می‌تواند بسیار زیرکانه باشد.

در گذشته خیلی از مردان و زنان تمایلی به ابراز احساسات و بیان حرف‌های خود به همدیگر نداشتند

و به دنبال مشاوره هم نمی‌رفتند چون دوست داشتند زندگی زناشوییشان واقعاً کامل و بی‌عیب به نظر برسد.

با گذشت سالها این "دروغ" دیگر جایی ندارد.

بااینحال فشارهای اجتماعی ازدواج و ترس از اینکه طلاق به معنی شکست‌خوردگی فرد باشد،

باعث می‌شود زوج‌ها کارهایی که برای نشان‌دادن طلاق انجام می‌دهند را مخفی کنند

تا کمی گناهشان را کمتر کنند.

اما اگر از نشانه‌هایی که در مقاله ذکر کردیم را در زندگیتان مشاهده کردید،

بدانید که روزهای پایانی زندگی زناشوییتان را می‌گذرانید

و اگر می‌خواهید زندگیتان را نجات دهید،

باید فوراً برای تقویت رابطه‌تان اقدام کنید.


 
 
چگونه احساس گناه را از خودتان دور کنید:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳٠
 

 

 آیا اخیراً به خاطر کاری که نکرده اید احساس گناه می کنید؟ احساس گناه به خاطر جواب ندادن به ایمیل ها؟ احساس گناه به خاطر نرسیدن به اهداف روزانه تان؟ احساس گناه به خاطر گشتو گذار بی هدف در اینترنت و اختصاص ندادن وقت کافی برای کارهای مهم؟ احساس گناه به خاطر زنگ نزدن به دوستان و نزدیکان؟ آیا این احساس گناه اذیتتان می کند؟...

این افکار قدرت ناراحت کردنتان را دارند. شما انرژی با خود دارید که روی فکر و ذهنتان می افتد چون بخشی از شما بطور مداوم به آن فکر می کند. این احساس گناه در هر کاری که می کنید خود را نشان می دهد.

تجربه چنین احساسی یک نعمت خدایی است چون به شما فرصت می دهد نگاهی عمیق تر به احساسات خود داشته باشید. در این مقاله می خواهیم شما را با ادراکات مختلف مربوط به احساس گناه آشنا کنیم و یک تکنیک شش مرحله ای برای غلبه بر آن را معرفی کنیم.

 ادراکات مربوط به احساس گناه:

خودآزاری – همه گناه ها نوعی خودآزاری هستند و توسط ذهن خود فرد ساخته می شوند. تقصیر و گناه احساسی است که خودمان انتخاب می کنیم که تجربه اش کنیم. این احساس از نفس ما ریشه می گیرد؛ ترس از مورد قبول گروه دوستان و همسالان قرار نگرفتن.

مشکلات – گناه معمولاً با مشکلاتی ایجاد می شوند که مورد توجه قرار نگرفته اند. من متوجه شده ام که اگر برای حل آن مشکل برنامه ای داشته باشیم این احساس از بین می رود یا حداقل کمتر می شود.

تردید – گاهی اوقات به این خاطر احساس گناه می کنیم که در زندگی خود دچار یک تردید هستیم. این تردید می تواند تردیدی اجتماعی یا اقتصادی باشد یا به مسئولیت هایی برگردد که انجام نداده اید. گاهی اوقات، احساس می کنید که باید برای کسی کاری می کردید که نکرده اید. یک نمونه آن می تواند زنگ زدن به دوستی باشد که به او قول داده بودید.

بیش از آنچه در ظاهر وجود دارد – مشکلی که موجب این احساس گناه شده است فقط در ظاهر امر است. معمولاً مسائل و مشکلات حل نشدهیا چیز دیگری در پشت آنچه در ظاهر می بینیم هم وجود دراد. از خودتان سوال کنید: این مسائل چه هستند؟ توجه به ظاهر امر باعث می شود این حس گناه از بین برود اما دوباره برخواهد گشت. مشکل دوباره به شکلی دیگر پدیدار می شود اما ریشه در همان مشکلات قدیمی دارد.

بهترین راه این است که آن مسائل و مشکلات پنهان را پیدا کنید. باایجاد اعتماد به نفس و قبول خود در این راه موفق خواهید بود.

کنار آمدن با احساس گناه:

تجربه آن احساس به طور کامل – درست مثل غلبه بر هر احساس دیگری، بهترین راه این است که آن احساس را به طور کامل تجربه کنید. چند دقیقه در فضایی که کسی مزاحمتان نشود بنشینید، چشمانتان را ببندید و عمیقاً آن را احساس کنید. مثل یک شخص ثالث شاهد آن باشید. مطمئناً اذیتتان خواهد کرد اما این تجربه ا ی است که برای غلبه به آن مشکل کمکتان خواهد کرد. وقتی کاملاً آن را حس کنید، خواهید دید که کم کم ناپدید می شود.

بفهمید که چرا – می دانیم که احساس گناه ما به خاطر چیزی بیشتر از آنی است که در ظاهر می بینیم. از خودتان بپرسید چرا؟ چرا اجازه داده اید احساس گناه وارد زندگیتان شود؟

ببینید چه می توانید بکنید – باید ببینید در حال حاضر و با وضعیت کنونی چه کاری از دستتان برمی آید. احساس گناه معمولاً با احساس پشیمانی از کارهایی که در گذشته می توانستیدبکنید می آید، پس باید بفهمید که ما قادر به تغییر زمان نیستیم. اگر نمی توانیم به زمان گذشته برگردیم، پس چرا باید همه زندگیمان را صرف افسوس خوردن به گذشته تلف کنیم؟

افکارتان را روی کاغذ بیاورید –برای از بین بردن این احساس گناه چه کارهایی می توانید انجام دهید؟ آنها را روی یک کاغذ یادداشت کنید.

اولویت بندی کنید – وقتی لیستی از کارهایی که می توانید انجام دهید را درست کردید، به درجه اهمیت آنها را اولویت بندی کنید. چه کاری باعث می شود بیشتر از هر جیز این درد ناشی از احساس گناهتان از بین برود؟ کنار هر آیتم شماره بزنید.

برنامه ریزی – وقتی لیست کارهایی که از دستتان برمی آید را به ترتیب اولویت آماده کردید، آنها را وارد برنامه تان کنید. طوری برنامه ریزی کنید که هرکدام از این کارها را به ترتیب اولویت انجام دهید.

واقع بین باشید – بدانید که هر روز یک محدوده زمانی معین دارید. درمورد برنامه ای که باید انجام دهید واقع بین باشید. با خودتان مهربان باشید. طوری برنامه ریزی کنید که به خودتان بیش از اندازه فشار نیاورید. اول روی کارهایی تمرکز کنید که اولویت بالاتری دارند.

فرآیند 6 مرحله ای برای غلبه بر احساس گناهِ خودساخته:

در زیر به تکنیکی بسیار ساده برای غلبه بر این احساستان اشاره می کنیم.

قدم اول: لیستی از گناهان خود تهیه کنید.

یک کاغذ سفید بردارید و بالای صفحه بنویسید: "کارهایی که درمورد آن احساس گناه می کنم" و زیر آن لیستی از تمام کارهایی که درمورد آن این احساس را دارید یادداشت کنید. هر آیتم را روی یک خط جداگانه یادداشت کنید و فضایی خالی (بین 3 تا 4 خط) را زیر هرکدام باقی بگذارید.

نوشتن را ادامه دهید تا جایی که دیگر فکری به ذهنتان نرسد. افکارتان راویرایش نکنید. هرچه به فکرتان می رسد را یادداشت کنید. درصورت نیاز از چند ورق کاغذ استفاده کنید. فقط از یک روی کاغذ استفاده کنید تا مرور برگه ها راحت تر باشد.

هدف این است که این افکار را از سرتان بیرون بریزید. این افکار خیلی وقت است که در ذهنتان مانده اند و جاخوش کرده اند. این تمرین به شما کم می کند بعضی از این افکار را از بین ببرید. با روی کاغذ آوردن آنها می توانید آنها را به وضوح و روشنی ببینید و با آنها رودررو شوید.

 

قدم دوم: برای غلبه بر احساس گناه برنامه ریزی کنید.

برای هر گناه از خودتان بپرسید، "چه کار میتوانم بکنم؟"

در فضایی که زیر هر آیتم اختصاص داده اید، کارهایی که برای رفع یا کاهش این حس گناه می توانید انجام دهید را بنویسید. شاید لازم باشد که هر عمل را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید.

قدم سوم: لیستی از ارزش های خودتان تهیه کنید.

یک کاغذ سفید دیگر برداشته و بالای صفحه بنویسید: "جنبه های مهم زندگی من" یا "به چه چیزهایی بیشتر ارزش می گذارم". لیستی از چیزهایی که بیشترین اهمیت را در زندگی برایتان دارند تهیه کنید و لیست را با مهمترینشان شروع کنید. این چیزها می تواند افراد، احساسات، فرصت ها، اعمال و تعهدهایی باشد که ارزش زیادی برایتان دارند. باز هم هر آیتم را روی خطی جداگانه بنویسید و فضایی خالی را زیر آن اختصاص دهید.

تصور کنید اگر در زندگی می توانستید فقط یک چیز داشته باشید، آن چیز چه خواهد بود؟ اولین چیزی که به ذهنتان می رسد را یادداشت کنید. افکارتان را ویرایش نکنید. حالا، سوال را اینطور تکرار کنید، "اگر می توانستید دو چیز داشته باشید، آن چیزها چه خواهند بود؟". خیلی مهم است که افکارتان را بدون ویرایش همانطور که به ذهنتان می رسند یادداشت کنید.

قدم چهارم: چطور ارزشهایتان را تقویت کنید

برای هر آیتم در لیست ارزشها، کارها و اعمالی که دوست دارید در جهت آن ارزش انجام دهید را یادداشت کنید.

قدم پنجم: برنامه عملی برای کاهش احساس گناه تنظیم کنید.

یک کاغذ سفید جدید برداشته و در بالای آن بنویسید، :کارهایی که برای آن برنامه ریزی می کنم" یا "کارهایی که دوست دارم به طور مرتب انجام دهم".

روی آیتم های عملی هر دو لیست تمرکز کنید. مطمئناً چند آیتم مشترک در هر دو لیست پیدا می کنید. این آیتم ها را روی یک کاغذ جداگانه یادداشت کنید. اینها مهمترین کارهایی است که بیشترین نتیجه را به شما خواهد داد چون مربوط به مسائلی است که بیشترین اهمیت را برای شما دارد. همچنین می توانید خیلی از آیتم هایی که فقط در یکی از لیست ها هست را هم البته با اولویت پایینتر یادداشت کنید.

قدم ششم: اعمال و کارهای کاهش احساس گناه را به صورت یک عادت دربیاورید.

برای هرکدام از آیتم هایی که در قدم پنجم یادداشت کردید، یک برنامه هفتگی تنظیم کنید. حتی اگر آنرا دنبال نکنید، این در آگاهی شما فضایی ایجاد می کند که موجب تغییرات مثبت می شود.

ما معمولاً کارهایی که دوست داریم را انجام نمی دهیم چون وقت کافی به آنها اختصاص نمی دهیم.

باید کارها و اقداماتی را پیش بگیرید که سلامتتان را بهبود بخشند. این را باید بالاترین اولویت زندگیتان قرار دهید و خودتان را یک هفته به انجام آنها متعهد کنید.

خیلی مهم است که در هر زمان روی یک عمل متمرکز شوید تا بتوانید قبل ازاینکه سراغ کار بعدی بروید، آنرا به صورت یک عادت درآورید.

با آرزوی موفقیت شما.

و آخر اینکه ....

صرفنظر از مسائل و موقعیت خارجی، علت اصلی احساس گناه ما به درون خودمان برمی گردد. ما قدرت این را داریم که انتخاب کنیم که به چه چیز توجه کنیم اما معمولاً از روی غریزه واکنش میدهیم و یادمان می رود دیدگاهمان را تغییر دهیم. و در الگوی واکنش هایمان، ناخودآگاه به این احساس گناه توجه می کنیم و تصادفاً آن را وارد فضای فکریمان می کنیم.

شما می توانید جلوی این واکنش ها را بگیرید و موقع واکنش هایتان، فضای درونیتان را ببینید. با تمرین و خودآگاهی می توان شرطی سازی برای واکنش های فوری را بی اثر کرد و درآخر این احساس گناه را به طور کامل از بین برد.

شما اخیراً درمورد چه چیزی احساس گناه کرده اید؟ برای رها کردن خودتان از این حس چه کارهایی می توانید انجام دهید؟ افکار و احساساتتان را با ما درمیان بگذارید.


 
 
اعجاز صمیمیت:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳٠
 

 
 
عادت خوب در زنان سالم:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳٠
 
 برای خودتان سرمایه گذاری کنید!

زنان در وقت گذاشتن برای دیگران و تلاش برای برطرف کردن نیاز آنها تلاش بسیاری میکنند، اما صرف وقت یا پول برای خودشان شاید نوعی خوشگذرانی به چشم بیاید. اما سرمایه گذاشتن برای خود احساس سلامتی را در شما افزایش می دهد، ظاهر و درون شما را زیباتر می کند.

 

- مغز خود را انعطاف پذیر تر کنید.

نئوروبیک به تمریناتی گفته می شود که ارتباطات جدیدی را در مغز شما فعال می کند و با تاثیرات روانی افزایش سن مبارزه می کند. نئوروبیک حواس ۵ گانه شما را در راه های پیش بینی نشده به کار می گیرد که باعث تقویت اعصاب می شود و کمک میکند تا سلولهای مغز جوان و قوی بمانند. عادت کنید که در تاریکی لباس بپوشید یا حمام کنید. چیزهایی را که در یک سمت عادت به پوشیدنشان داشتید، در سمت دیگر بپوشید. مثلا ساعتتان را در دست دیگر ببندید. هر صبح عطر جدیدی را استشمام کنید یا غذاهایی را که تابحال نچشیده اید بپزید.
- شجاعت ریسک را داشته باشید.

 

آمده است: « ترس اغلب چیزی است که بین ما و شجاعتمان می ایستد. ما می ترسیم که قایق را به حرکت درآوریم. از مواجهه شدن می ترسیم. می ترسیم کسی را ناراحت کنیم یا شغلمان را از دست بدهیم. می ترسیم همسرمان از ما جدا شود. می ترسیم کودکانمان دوستمان نداشته باشند. می ترسیم از آنچه که دیگران ممکن است راجع به ما فکر کنند. »
پذیرفتن ریسک های کوچک زندگی مانند نظر دادن در شغل، یا به تنهایی به سینما یا به سفر رفتن میتواند شجاعت شما را زیاد کند. تمرین چنین کارهای ترس شما را میکاهد و اعتماد به نفس و شادیتان را می افزاید.

 

- با احساسات منفی خود کنار بیایید!

 

بسیاری از زنان از اینکه در خانه می مانند و مادری میکنند ناراضی اند. برای “بله” و “نه” های مداومی که باید بگویند احساس گناه می کنند. یک روانشناس می گوید: به احساسات مثبت و منفی خود مجال بروز دهید و سعی کنید آنها را بشناسید. اینکار بهتر از مقابله با انهاست و به شما کمک میکند تا سریعتر آرام شوید و تمرکز بگیرید.

 

- تمرینات ورزشی مناسب خود را بیابید.

استرس ناشی از تمریناتی که انتخاب شما نبوده است، مهمتر از مزایای آن ورزش است. اگر شما مجبور باشید بدوید، دوچرخه سواری یا شنا کنید، زیرا همسر شما چنین ورزشهایی می کند، ضرر آن برای بدنتان بیشتر از مزیت آن است. تمرینات مورد علاقه خود را پیدا و دنبال کنید و جزو ۶۰ درصد کسانی که در طول شش ماه آغاز ورزش آن را رها می کنند نباشید. تصورات خود را کنار بگذارید و به سراغ تمریناتی که برایتان جذاب تر است بروید.

 


- بخندید!

تاثیر خنده و ورزش بسیار مانند هم است. در هنگام فعالیتهای عادی خود بخندید. خنده کالری می سوزاند، اندروفین مفید را افزایش میدهد. استرس را کاهش و ایمنی بدن را افزایش میدهد. قهقهه حتی رضایت شغلی شما را زیادتر و اعتماد به نفس را بیشتر می کند و به شما کمک کند از موانع رد شوید. عادت کنید هر دو ساعت یکبار بخندید و سلامت شما را مانند خوردن یک سیب در روز تضمین خواهد کرد.

- استفاده از عطر لیمو

 


رایحه مرکبات فعالیت مغزی شما را بهتر و ایمنی بدن را بهبود می بخشد. روغن لیمو با تغییر مقدار سروتونین مغز به شما احساس مثبتی میدهد. عطر لیمو را در کنار عطرهای مورد استفاده خود، شمعها، روغن مخصوص حمام یا در لباسهایتان استفاده کنید.

 


- یاد بگیرید که شغل خود را دوست داشته باشید.

 


 آیا از حقوق خود ناراضی هستید؟ شغلتان با دانشتان بی ربط است؟ از شما قدردانی نمی شود یا کار زیادی از شما خواسته می شود؟ در کنار گشتن به دنبال شغل جدید، یاد بگیرید که “نه” بگویید. مسایل را شخصی نکنید و مهارت های جدیدی کسب کنید. راه حل دیگر اندیشیدن به مزایای شغل و اهداف بلند مدت است.

 


- در اجتماع حضور داشته باشید.

 


فقط ده دقیقه فعالیت اجتماعی در روز میتواند قابلیت تفکر را به اندازه حل کردن جدول افزایش دهد. ریسک تنهایی مانند سیگار کشنده است. اما فعالیتهای اجتماعی می توانند از تنهایی و انزوا (که از عوامل مهم پیری زودرس، فشار خون و اضطراب هستند) جلوگیری کند.

 


- کنترل دخل و خرج

ما باید با پولمان رابطه خوبی داشته باشیم. زیرا برخورد هر کس با درآمدش، مانند برخورد با خودش است. یاد بگیرید که دخل و خرج خود را کنترل کنید: بیمه بازنشستگی، کارت های اعتباری، بیمه عمر و بودجه خانواده. این قدرت کنترل را در خود افزایش دهید و در کنار آن سرمایه گذاری را نیز فراموش نکنید.

 
 
19 روش رفع کسالت :
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۳:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳٠
 

 
 
نکاتی مهم از همسرداری موفق:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۳:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳٠
 

-هیچ گاه به همسرت بی احترامی نکن حتی زمانی که از او عصبانی هستی.

 

-کوچک شمردن او پیش روی فرزندان آفت خانواده است....

 

-تو باید کاری کنی که فرزندتان به همسرت احترام بگذارد و همسرت باید طوری رفتار کند که فرزندتان به تو احترام بگذارد.

 

-هرچه بیشتر همسرت را درک کنی به او نزدیک تر می شوی. 

          -به همسرت نشان بده که به خاطر او حاضری نظرت راعوض               کنی.

-بگو و نشان بده که دوستش داری.

 

-هدیه حتما نباید گرانقیمت یا به مناسبتی باشد. گاهی اوقات یک گذشت از اشتباه یا اختصاص زمان غیرمنتظره به وی از هر چیزی ارزنده تر است.

 

-اغلب ما وقتی از کسی عصبانی می شویم فقط بدیهای او را به خاطر می آوریم اما بهتر است یادمان باشد که لحظات خوشی را هم با او داشته ایم.

 

-هنگامی علاقه همسرت را نسبت به خود بیشتر می کنی که بپذیری شادی و مشکلات او، شادی و مشکلات توهم هست.

 

-اگر زندگیت را دوست داری به او سرکوفت نزن.

 

-دروغ گفتن به همسر می تواند مانند گام برداشتن در میدان مین، شخصیت و اعتبار تو را متلاشی کند.

 

-از اعتماد، محبت و مهربانی او سوء استفاده نکن.

 

-در مورد اختلاف ها و سوء تفاهم ها به گرمی با یکدیگر مذاکره کنید.

 

-لباس مورد علاقه او را بپوش و از عطری که دوست دارد استفاده کن.

 

-به علاقه مندی هایش توجه کن و همیشه سعی کن تا به آن ها برسد.

 

-اگر از موضوعی ناراحت و غمگین است، سعی کن در آن لحظات کنارش باشی.

 

-هیچ گاه روبروی هم قرار نگیرید، همیشه کنارهم و تکیه گاه هم باشید.

 

-لجبازی با همسر، لجبازی با روان، زندگی و آینده خود است.

 

-بی دلیل او را از علاقه مندیهایش دور نکن.

 

-با او عامرانه صحبت نکن، استفاده از کلماتی مانند لطفا، خواهشا، هرچی تو بگی و ... گناه و ضرری ندارد!

 

-هیچ گاه از شدت علاقه ات نسبت به او کم نکن، زیرا بی اندازه در ذهن او و زندگی تو تاثیر منفی می گذارد.

 

-هر کار خوبی که برای همسرت قصد انجام دادنش را داشتی و به دلایلی محقق نشد صادقانه برایش تعریف کن.

 

-همیشه از خوبی های او سخن بگو، من این طرز فکر را قبول ندارم که با تعریف از همسر یا فرزندان آن ها را مغرور و سودجو می کنیم چراکه تعریف از حسنات دیگران باعث می شود تا او بفهمد که کار خوبش برای اطرافیان مهم است و برایش ارزش قائلند و آن را درک می کنند، همین دلیل خوبی برای ادامه و ارتقای آن کار خوب می شود.

 

-به همسرت در هر کاری انرژی مثبت بده و آشکارا برای موفقیتش دعا کن.

 

-برای احساساتش بیش از هرچیزی ارزش قائل شو.

 

-نزد دیگران مخصوصا خانواده هایتان او را کوچک نکن.

 

-زود در مورد او قضاوت نکن، با یکی دو بار نتیجه گیری نمی توان فورا نظر قطعی صادر کرد چون شرایط و موقعیت های مختلف و خیلی چیزهای دیگر در نوع برخورد و رفتار افراد در زمان های مختلف متفاوت است که برای رسیدن به کلیات آن زمان و بررسی های زیادی لازم است.

 

-هیچ گاه همسرت را به عمد آزمایش نکن، سعی کن صبور و منطقی باشی و با زیر نظر داشتن او در شرایط طبیعی به خواسته ات برسی زیرا در آزمایش های عمدی به این علت که او از تو توقع چنین رفتار غیرمنتظره ای را نداشته احتمال دارد عکس العملی خلاف میل باطنی اش انجام دهد، ضمن اینکه از اعتمادش نسبت به تو شدیدا می کاهد.

 

-بهتر است چند مدتی یکبار در مورد رفتار و اعمال خود از یکدیگر نظر سنجی کنید، البته در صورتی که از ظزفیت انتقاد پذیری بالایی برخوردار هستید این کار را بکنید و به هیچ عنوان کار را به جرو بحث نکشانید.

 

-تهدید او مانند شلیک به مغزِ زندگی مشترکتان عمل می کند.

 

-هنگام بروز مشکلات امید دهنده باش نه امید گیرنده.

 

-با هر مشکل کوچکی راه خودت را جدا نکن، صبور و مستحکم باش تا پایه ای زندگیت قدرتمند باشد.

 

-از نبخشیدن اشتباه احساس افتخار نکن.

 

-هیچ گاه نگذار کار به جایی برسد که او تو را فردی قدر نشناس و بی معرفت بداند.

 

-از خانواده همسرت در هنگام بروز مشکلات دلجویی کن و یاری رسان آن ها باش.


 
 
نکات کلیدی برای تعادل بین کار و زندگی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳٠
 

 

مشغول بودن باعث می‌شود تلاش دایمی با اثربخشی واقعی اشتباه گرفته شود. زندگی شما شبیه یک معماست که از بخش‌های مختلفی تشکیل شده است. اطمینان حاصل کنید که زمانی را برای هر جنبه مهم از زندگی‌تان در نظر بگیرید.

در دنیای امروزی نتایج بسیاری از عوامل براساس سرعت اندازه‌گیری می‌شود اگرچه ممکن است شما هم از زندگی در یک مسیر پرشتاب لذت ببرید ، ولی به یاد داشته باشید که برای سلامتی و رفاه باید هزینه‌هایی را بپردازید؛ چرا که فعالیت مستمر دامی است که به اثربخشی کار و زندگی آسیب می‌رساند.

اعتیاد به کار برخی از افراد ، فرار از زندگی از طریق کار است. این رفتاری است که می‌‌تواند باعث تضعیف اثربخشی، رنجاندن خانواده و تحلیل سلامتی شود.

رفتار این افراد به مرور زمان منجر به عدم تعادل و خستگی مفرط شده و باعث کناره‌گیری از خانواده و دوستان می‌شود. سعی کنید وفاداری را با بردگی اشتباه نگیرید. شما می‌توانید ضمن پایبند بودن به وظایف حرفه‌ای از استقلال شخصیت خود نیز حراست کنید. اجازه ندهید کسب و کار حکمران شما شود و بر تمام شؤون زندگی‌تان تاثیر گذارد.

 برای لذت بردن از تعادل سالم بین کار و زندگی نقش‌هایتان را تعریف کنید.

آگاه باشید در صورتی که همیشه کارتان را بالاتر از خانواده‌تان اولویت‌بندی کنید، نقش‌هایتان به عنوان پدر یا مادر می‌تواند آسیب ببیند یا نقشتان به عنوان یک زن یا شوهر می‌تواند دچار اشکال شود ، اگر زمان و انرژی بسیار زیادی روی مسیر شغلی و یا فرزندانتان صرف کنید. پس از نقش‌هایتان آگاهی کامل داشته باشید و نسبت به آنها انعطاف‌پذیر باشید.

 

نکات کلیدی برای برقراری تعادل کار و زندگی:

 تجزیه و تحلیل خودتان: دستیابی به تعادل کار در زندگی‌ شامل به چالش کشیدن روش‌های فکری و رفتاری‌تان است. از باورها، ادراکات، حق انتخاب‌ها و اقداماتتان برای رسیدن به تعادل مورد نیازتان استفاده کنید. به طور مثبت بیندیشید و مسوولیت انتخاب‌ها و تصمیمات خود را به عهده بگیرید. شما درباره هرچیزی دارای باورهایی هستید برای مثال درباره کار، زندگی، موفقیت و خوشبختی.

این باورها روی انتخاب‌ها و اقدامات شما تاثیرگذار است. بیشتر افراد دارای تعادل ضعیف بین کار و زندگی دارای باورهای غلطی هستند، پس سعی کنید ادراکتان را تغییر دهید و پذیرای افکار نو و متفاوت باشید و انعطاف‌پذیر باقی بمانید.

هر روز زمانی را برای افکار و احساساتتان در نظر بگیرید و از آنها برای کمک به خودتان جهت رسیدن به شادی‌ها و موفقیت‌های بزرگ‌تر استفاده کنید.

 توجه کردن به سخنان خود: مهم‌ترین مکالماتی که در زندگی دارید ، آنهایی‌اند که با خودتان دارید. گوش دادن به آنچه به خودتان می‌گویید مهم است. به جملات محدودکننده «من نمی‌توانم» و تاییدات « بله و اما » توجه کنید. نگرش ذهنی «من می‌توانم» را تقویت کنید و سعی کنید صحبت کردن با خودتان را با استفاده از زبان مثبت تمرین کنید.

 درک مسائل احساسی (عاطفی)‌: هر روز زمانی را برای افکار و احساساتتان در نظر بگیرید.. این کار به شما بینش می‌دهد. احساسات پیام‌هایی هستند که می‌توانید آنها را بخوانید و از آنها برای کمک به خودتان جهت رسیدن به شادی‌ها و موفقیت‌های بزرگ‌تر بیاموزید.

 اهمیت و توجه به خانواده: خانواده ، والدین و دوستان خود را به عنوان زیربنا ببینید. به یاد داشته باشید که حمایت آنها به شما در موفقیت‌هایتان کمک می‌کند. مراقب باشید که خانواده‌تان و صرف زمانی برای آنان را فراموش نکنید و در حل مشکلات به آنان کمک کنید. اگر به طور دائم کار را در درجه نخست اهمیت قرار دهید ، در ارتباط با خانواده خود دچار مشکل می‌شوید.

به طور عمیق بیندیشید که خانواده‌تان تا چه اندازه برایتان مهم است و اوقات خوش در کنار هم بودن را در برنامه خود داشته باشید و برای ابراز علاقه به خانواده، در انتظار تعطیلات یا سالروز تولد نباشید.

 اختصاص دادن زمانی برای اوقات فراغت: آیا زمانی را برای اوقات فراغت و فعالیت‌های مورد نظرتان اختصاص می‌دهید؟ شما در صورت بی‌توجهی به اوقات فراغت خود هزینه‌ای را خواهید پرداخت که شامل فشار روانی، خستگی بیشتر،به خطر افتادن سلامتی و روابط آسیب‌دیده می‌باشد.

 استفاده کارآمد از زمان : گاهی اوقات، تعادل ضعیف بین کارو زندگی علامتی از مدیریت ضعیف زمان است. بدانید که زمان ارزشمندترین منبع است. توانایی شما برای ذخیره یا تلف کردن زمان تعیین می‌کند که تا چه حد بین کار و زندگی‌تان تعادل مناسبی برقرار کرده‌اید.

 ساده زندگی کردن : موفقیت به طور سنتی به عنوان پول و دارایی بیشتر و بیشتر،داشتن خودرو شیک‌تر و یک شغل با مسوولیت‌های بیشتر تعریف شده است. یقین داشته باشید که داشتن هر چیزی بیشتر از اندازه می‌تواند زندگی را تا حد زیادی آشفته کند و باعث گرفتاری، تعهد بیشتر و در نهایت از پادرآمدن شما شود. پس سعی کنید از دور شدن از ارزش‌های راستین خود اجتناب کنید و بر روی امر بسیار مهم سادگی تمرکز کنید.

 مرتب کردن محیط کار: نظم‌بخشی به محیط کار باعث شفافیت ذهنی و تمرکز هوشمندانه‌تر فرد می‌شود. وی را قادر به برخورد بهتر با بار کاری بیشتر می‌کند. هر هفته زمانی را برای مرتب کردن دفتر کار خود اختصاص دهید. فضای روی میز شما فقط باید به اسناد و مدارک مربوط به فعالیت‌های جاری با اولویت‌ بالا اختصاص داده شود.

 ایجاد تغییر: تغییر در زندگی حتمی و غیرقابل اجتناب است، خواه شما فعالانه در جستجوی آن باشید یا سعی کنید از آن دور شوید. آنچه تمایل به تغییر آن دارید را شناسایی کنید. دقت کنید چه چیزی را برای تعادل کار و زندگی‌تان می‌خواهید تغییر دهید؟ آیا این تغییر کمتر کردن ساعات کاری و بیشتر کردن تعطیلات آخر هفته شماست؟ و بعد از خود بپرسید به چه کسی نیاز دارید تا درباره این تغییرات با او صحبت کنید؟

 کنترل فشار روانی: فشار روانی، ویژگی مشترک روزافزون زندگی نوین است. فشار روانی (استرس)‌، شبیه چراغ قرمزی است که هنگام رانندگی با آن مواجه می‌شوید و علامتی است که به شما می‌گوید در حال تحلیل رفتن هستید و در وضعیت بی‌تعادل قرار دارید. پس برخورد با فشار روانی، اضطراب و نگرانی را یاد بگیرید.

 این نکته را از یاد نبرید که در زندگی شما هیچ چیز ارزشمندتر از شادمانی و آرامش و رضایت خاطر نیست و درواقع کار و تلاش طاقتفرسا برای دستیابی به این موهبت‌هاست. به هر حال هرگاه از جاده اعتدال منحرف شوید و در فعالیت‌های شغلی خود طریق افراط را در پیش گیرید ، تردید نکنید که یک قربانی تمام‌عیار هستید.

در بیشتر موارد به موفقیت از منظر دارایی‌های مادی، دستاوردهای پولی و مالی نگریسته شده است. افتادن در دام ساعات طولانی کار و تلاش سخت برای رسیدن به استاندارد خوب زندگی باعث می‌شود روابط بین‌فردی، فعالیت‌های تفریحی، اوقات فراغت و شادی‌های فردی نادیده انگاشته شود. سلامت و تندرستی شما تا حد زیادی بخش اعظم تعادل است، پس زمانی را برای تجدید نیرو در نظر بگیرید ، درباره زندگی به صورت کلی بیندیشید چرا که موفقیت به تمام جنبه‌های زندگی اعم از خانواده، دوستان، برنامه‌های اوقات فراغت، اهداف شخصی و مشارکت در جامعه مربوط می‌شود نه فقط و فقط به کار.


 
 
قواعدی برای درخواست و تقاضا از دیگران:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩
 

 


 
 
عوامل ایجادصفا و صمیمیت در خانه:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩
 

 
 
روش های مطالعه صحیح:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩
 

*** برای مطالعه مطالب، بهتر است در ابتدا به صورت کلی و اجمالی مرور کنید و سپس مطالعه جزئیات را شروع کنید...

*** برای تصمیمات و کارهای روزمره خود برنامه‌ای را دنبال کنید. برنامه‌ریزی، همت و پشتکار، پله‌های موفقیت را تشکیل می‌دهند. پس طبق برنامه عمل کنید و از اینکه نتوانستید کل برنامه را در مدت زمان مقرر تمام کنید، مایوس نشوید.

*** گام نخست و اساسی در مطالعه، نحوه مطالعه است. هر وقت مطلبی را می‌خوانیم نخست باید معنای آن را درک کنیم. اکثریت عظیمی از خوانندگان کمتر به این موضوع اهمیت می‌دهند و فقط آن چه را که واضح است یا فکر می‌کنند فهمیده‌اند، مطالعه می‌نمایند.

 

*** مطالعه همانند انجام هر کار یا فعالیت دیگر، نیازمند استفاده از روش درست است. رشد و شکوفایی اندیشه، توانایی‌ها و فرهنگ هر انسان به کمیت و کیفیت مطالعه وابسته است. اگر به دقت بررسی کنیم می‌بینیم که یکی از دلایل افت تحصیلی برخی از دانش‌آموزان این است که شیوه مطالعه آنها بر طبق اصول صحیح مطالعه نیست و عدم رعایت اصل و بهداشت مطالعه موجب پایین آمدن سطح کارایی و بازدهی انسان، تضعیف روحیه، کاهش اعتماد به نفس و خستگی و دلزدگی از مطالعه می‌شود. واقعیت در این است که در دنیای امروز که عصر اطلاعات و نبرد اندیشه‌ها و مغزهاست و انسان با انبوه فزاینده اطلاعات اعم از کتاب، مجله، روزنامه و … مواجه است، نمی‌توان با همان روش‌های قدیم پیش رفت. در جهان امروز مطالعه ضرورت پیشرفت است.

*** شما می‌توانید با توجه به اهداف خود، برای مطالعه مطالب گوناگون از روشهای مختلف استفاده کنید.

*** برای مطالعه یکسری راهکارهایی وجود دارد که سعی می‌کنیم به طور مختصر در این نوشته برای شما دوستان ذکر کنیم که رعایت آنها برای همه افراد مفید و ضروری به نظر می‌رسد.

*** وقتی شما ابتدا مفاهیم کتب درسی را بطور عمیق مورد مطالعه قرار دهید (متن درس – مثال‌ها – تمرین‌ها – ارتباط دادن‌ها) با یک تعداد تست کافی و استاندارد به آمادگی لازمه می‌رسید و در غیر اینصورت باید چندین برابر تست بزنید که تازه با تردید نسبت به یافته‌ها نیز همراه است.

*** در مطالعه همیشه تلاطم داشته باشد(مطالعه فعال ) دریا هم اگر ساکت و آرام باشد به تدریج به مرداب تبدیل می‌شود یادداشت‌برداری، حاشیه‌‌نویسی، طبقه‌بندی وخلاصه نویسی و سازمان‌ دادن، برجسته و بارز ساختن نکات مهم مطالب مورد نظر، به زبان خود تکرار کردن مطالب و تصویر سازی ذهنی و تجسم عینی ...(مخصوصا برای دروسی که نیاز به اندیشه و تفکر بیشتری دارد ) از جمله فنونی هستند که انسان را در هنگام مطالعه ، فعال نگه می‌دارند و نتیجه آن بالا رفتن تمرکز حواس و سرعت عمل است . 

*** از تصاویر و نمودارهای کتابها حداکثر استفاده را بکنید و به آنها خوب دقت نمایید.

*** مطالب دشوار را به قسمت‌های ساده و کوچکتر تقسیم کنید.

*** تمرین کنید که مطلب را تند بخوانید، تندخوانی باعث صرفه‌جویی در وقت و تمرکز حواس می‌شود.

 *** بین میزان یادگیری با مدت زمانی که صرف آن می‌شود رابطه نزدیک وجود دارد. توصیه می‌شود که برای مطالعه وقت کافی در نظر بگیرید.

 *** از برخواندن مطلبی که قبلاً یاد گرفته‌اید برای شخص دیگری که بتواند اشتباهات شما را اصلاح و جاافتادگی‌های آن را گوشزد کند، بسیار مفید است.

*** یکی از شگردهای یادگیری مطالب، استفاده از برگه نکته‌ها می‌باشد یعنی نوشتن نکته‌ای دارای اهمیت خاص بر روی یک برگه و دادن تعریفی از آن به زبان خودتان، که برای یادگیری موثر می‌باشد.

*** حتی‌الامکان سعی کنید که مطالب را بفهمید و به خاطر بسپارید زیرا مطالبی که طوطی‌وار حفظ شده‌اند، خیلی زود فراموش خواهند شد.

*** میزان از دست دادن مطالب و فراموشی حافظه، در خواب به مراتب کمتر از بیداری است. بنابراین بعد از آموختن یک مطلب علمی و مشکل(به خصوص قبل از امتحان) مدتی استراحتی مطلق داشته باشید.و با توجه به اینکه تحقیقات نشان داده است مطالعه در هنگام شب (قبل از خواب) و صبح زود، کارآمد است، بیشتر در این مواقع مطالعه مطالب جدید را انجام دهید .

*** سعی کنید مطالب را به خاطر بسپارید و خلاصه آن را در ذهن خود تکرار کنید که یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مرحله در یادگیری درست، تکرار مطالب است.

*** بکوشید به مطالب مطالعه شده معنایی مشخص بدهید و از روشهایی که به تجربه دریافته‌اید که بیشترین بازدهی را برای شما دارد، حداکثر استفاده را بکنید.

*** بین مطالب جدیدی که می‌خواهید یاد بگیرید و مطالبی که قبلاً آموخته‌اید پیوند برقرار کنید.

*** یکی از نقش‌های مهم در مطالعه، علاقه است. اگر باعلاقه مطالب را بخوانید، آن را بهتر درک می‌کنید و بیشتر به خاطر می‌سپارید.

*** سعی کنید که پس از مطالعه هر مطلب، خود را تقویت کرده و احساس رضایتمندی کنید .


*** زمانی که حواس شما به چیز دیگری باشد، حافظه نمی‌تواند مطلبی را به خاطر بسپارد و یا به یاد آورد. پس برای به خاطر سپردن و به یاد آوردن هر مطلب باید تمرکز حواس داشته باشید.

*** نکات به یاد سپرده شده را، مرتبط‌تر و منظم‌تر طبقه‌بندی کنید، زیرا باعث می‌شود مطالب بهتر در خاطر بماند و به یاد آوردن آنها راحت‌تر و سریع‌تر خواهد بود.

*** هیچ‌گاه و تحت هیچ شرایطی از خودتان راضی نباشید و همواره برای بهتر شدن تلاش کنید و دائم رضایت خاطر خود را به تعویق اندازید.

*** به یاد داشته باشید که این سالها کنکور تفهیمی شده و نمی‌توانید با دانش سطحی به رتبه‌های خوب فکر کنید باید دانش شما عمیق باشد و هر مطلبی را با دلیل و استدلال به خاطر بسپارید.

*** تست زدن هیچ گاه نمی‌تواند جای یادگیری عمیق را بگیرد. داوطلبان عزیز باید بیش از هر چیز به یادگیری عمیق مفاهیم درس‌ها توجه کنند. اگرچه تجربه در پاسخ دادن به سؤالات چهار گزینه‌ای می‌تواند سرعت عمل در پاسخگویی را افزایش دهد ولی این عمل باید پس از یادگیری مباحث موجود در کتب درسی صورت پذیرد.

*** معلوماتی که از راه تست زدن به دست می‌آید، چون معلوماتی غیرپیوسته و مجزا است، از نظر محتوایی بی‌ارزش بوده و در ذهن پایدار نمی‌ماند. دانش کسب شده از طریق تست زدن بیشتر جنبه حفظی دارد و فرد را به عادات تحصیلی نامطلوب سوق می‌دهد و برای آینده چنین فردی پایه مستحکم و قابل اعتمادی برای ادامه تحصیل نباید متصور باشیم.


 
 
بیندیش و زندگی کن:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۸
 


 

1.همیشه حرفی را بزن که بتوانی بنویسی، چیزی را بنویس که بتوانی امضایش کنی و چیزی را امضا کن که بتوانی پایش  بایستی.

2.آنانکه تجربه‌های گذشته را به خاطر نمی‌آورند محکوم به تکرار اشتباهند.


3.وقتی به چیزی می‌رسی بنگر که در ازای آن از چه گذشته‌ای.


4.آدم‌های بزرگ شرایط را خلق می‌کنند و آدم های کوچک از آن تبعیت می‌کنند.


5.آدم‌های موفق به اندیشه‌هایشان عمل می‌کنند اما سایرین تنها به سختی انجام آن می‌اندیشند.


6.گاهی خوردن لگدی از پشت، برداشتن گامی به جلو است.

7.هرگز به کسی که برای احساس تو ارزش قایل نیست دل نبند.


8.همیشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می‌دهد به راحتی دل بکنی.

9.به کسانی که خوبی دیگران را بی‌ارزش یا از روی توقع می‌دانند، خوبی نکن و اگر خوبی کردی انتظار قدردانی نداشته باش.


10.قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول قضاوت بد.


11.هرگاه با آدم‌های موفق مشورت کنی شریک تفکر روشن آنها خواهی بود.

12.وقتی خوشبخت هستی که وجودت آرامش بخش دیگران باشد.


13. به خودت بیاموز هرکسی ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.


14.هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه‌ای می رسی که زندگیت را روشن می‌کند.

15.هرگاه نتوانستی اشتباهی را ببخشی آن از کوچکی قلب توست، نه بزرگی اشتباه.


16.عادت کن همیشه حتی وقتی عصبانی هستی عاقبت کار را در نظر بگیری.


17.آنقدر به در بسته چشم ندوز تا درهایی را که باز می‌شوند، نبینی.


18.تملق کار ابلهان است.


19.کسی که برای آبادانی می‌کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند.

20.آنکه برای رسیدن به تو از همه کس می‌گذرد عاقبت روزی تو را تنها خواهد گذاشت.

21.نتیجه گیری سریع در رخدادهای مهم زندگی از بی‌خردی است.

22.هیچ گاه ابزار رسیدن به خواسته دیگران نشو.

23.از قضاوت دست بکش تا آرامش را تجربه کنی.

24.دوست برادری است که طبق میل خود انتخابش می‌کنی .

 

در ادامه

.

.

.

.

.

.

.

.

 

به دنبـال خـدا  نگـرد



به دنبال خدا نگرد
خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

خدا آنجاست
در جمع عزیزترینهایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آنجا نیست

او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست

زندگی چالشی بزرگ است
مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم
فقط یک چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما، از خانه بدن، با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آیی

دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
و با بی پروایی از آن درگذریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند است
و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند

خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:


آیا "زندگی" را "زندگی کرده ای"؟


 
 
پیش نیازهای خوب بودن:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۸
 
هیچ انسان سالمی نیست که برای خوب بودن و خوب شدن انگیزه نداشته باشد . همه ما به نوعی علاقمندیم از بهترین ها باشیم و از نظر ویژگی های اخلاقی در سطوحی قابل قبول و مورد پسند قدم برداریم . در بسیاری اوقات برای محقق شدن این زمینه نیاز به کمک داریم . لذا در این پست سعی کرده ام گام های موثری رابرای این مهم به شما معرفی نمایم.....

 

١) دانستن پیش نیازهای خوب بودن:

مثبت‌اندیشی، سیرت خوب، بخواهید که خوب باشید، تاثیرگذاری خوب.

2) حرکت:

گام اول: به قانون جامعه‌تان احترام بگذارید. قوانین به خاطر دلایلی به وجود آمده‌اند. اگر به قانون احترام نگذارید به دیگران ضربه خواهید زد.

گام دوم: از یک قانون طلایی که یکی از نشانه‌های خوب بودن است، اطاعت کنید. آنچه را برای خود می‌پسندید برای دیگران هم بپسندید و آنچه را برای خود نمی‌خواهید برای دیگران هم نخواهید.

گام سوم: توجه به خانواده و دوستان و حتی افراد غریبه به شما کمک می‌کند به یک انسان خوب تبدیل شوید. با دیگران همدلی کنید و وقتی که به کمک احتیاج دارند، کمکشان کنید. به دوستانتان عشق بورزید. اول از همه به خودتان عشق بورزید. اگر خودتان را دوست نداشته باشید حتما دوست‌داشتن دیگران برای شماسخت خواهد بود.

گام چهارم: مثبت‌ و شاد بودن شما را به یک انسان خوب تبدیل می‌کند. اگر باور دارید که می‌توانید خوب باشید پس حتما به انسان خوبی تبدیل خواهید شد. خوشحال بودن مسری است. وقتی شما خوشحال باشید اطرافیانتان هم با وجود شما خوشحال خواهند شد و این شما را تبدیل به یک فرد خوب می‌کند. شما باید خوشحال بودن را انتخاب کنید.

گام پنجم: انتخاب کنید که انسان خوبی باشید. ذهن شما بسیار با قدرت و خارق‌العاده‌ است. اگر هر روز گزینه خوب بودن را انتخاب کنید، قطعا انسان بهتری خواهید شد.

گام ششم: وقت‌گذاشتن برای کمک به دیگران به شما کمک می‌کند. همیشه افرادی هستند که وضعیت خیلی بدتری نسبت به شما دارند. تا حدی که می‌توانید به دیگران کمک کنید.

خوشحال بودن مسری است. وقتی شما خوشحال باشید اطرافیانتان هم با وجود شما خوشحال خواهند شد و این شما را تبدیل به یک فرد خوب می‌کند. شما باید خوشحال بودن را انتخاب کنید.

گام هفتم: قضاوت کردن و نکوهش دیگران از شما انسان خوبی نمی‌سازد. مراقب باشید که در مورد دیگران چگونه فکر می‌کنید. نباید در مورد آنها بد فکر کنید. ذهن باز داشتن به شما کمک می‌کند انسان خوبی شوید.

و حالا خلاصه «بایدها و نبایدها» برای اینکه انسان خوبی شوید:

خوب بودن را انتخاب کنید، از دیگران تعریف کنید، بیشتر لبخند بزنید، سعی کنید در هر موقعیتی خوشحال باشید، با انسان‌های دیگر ارتباط محکمی برقرار کنید، روحی یا جسمی به دیگران‌ آسیب نرسانید و به دیگران احترام بگذارید.

 

 
 
ترک اعتیاد عاطفی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۸
 

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که درست در زمانی که احساس کرده اید طرف مقابلتان برای زندگی مناسب نیست و نمی توانید روی زندگی با او فکر کنید، متوجه شده اید که در این بین علاقه یا عادتی به وجود آمده که نادیده گرفتنی نیست. طوری که انگار پیش از آنکه بخواهید منطقی فکر کنید به او علاقه مند شده اید و حالا ترک این اعتیاد عاطفی برایتان غیرممکن است.

ممکن است فکر کنید که چرا باید این اتفاق برای شما بیفتد، چطور کسی می تواند یک دفعه از راه برسد و روح و عواطف شما را نابود کند و این همه هزینه مادی و معنوی به شما تحمیل کند و برود؟ این بدبیاری عاطفی در اول راه تقصیر کیست؟ چطور باید منطقی باشید و باور کنید که این عواطف زودگذرند؟


درباب عشق شما عاشق کیفیتى در طرف مقابلتان مى شوید که اگر خوب بنگرید، همان ویژگى را در زندگیتان مدتهاست از دست داده اید و آگاهی از این کیفیت گم شده می تواند در کنترل احساسات و عواطف تان به شما کمک کند

حقیقت این است که عشق شاید ناخودآگاه در دل بیاید اما ما آگاهانه آن را مى پرورانیم. این خود ماییم که دیگران را وارد حریم زندگى و عواطف خود مى کنیم. کم نیستند کسانى که در طلب دوست داشتن یک نفر، هر ثانیه دست و پا مى زنند. قضیه چیست؟ ایراد کار کجاست؟

خانم دبى فورد روانشناس شناخت گرایی است که تحقیقات زیادی را درباره روانشناسى معنوى و روانشناسی عشق انجام داده است. دبی فورد معتقد است که شما عاشق کیفیتى در طرف مقابلتان مى شوید که اگر خوب نگاه کنید، همان ویژگى را در زندگیتان مدتهاست از دست داده اید و آگاهی از این کیفیت گم شده می تواند در کنترل احساسات و عواطف تان به شما کمک کند.


عشق:

مثلاً آقایى به خانمى علاقمند مى شود که به غایت آرام و متین و مهربان است. وقتى مرد دقت مى کند مى بیند که مدتهاست کیفیت نرمى و متانت و مهربانى و لطافت را در زندگى خودش گم کرده و از آن محروم بوده است. لذا وقتى نمود بیرونى این ویژگی ها را مى بیند، ناخودآگاه جذب او مى شود. این اتفاقی است که روانشناسان از آن به فرافکنی عاطفی تعبیر می کنند. یعنى کیفیتى درون توست که خودت بدان آگاه نیستى (مثلاً میل به رشد هنرى) وقتى کسى دیگر در بیرون آن کیفیت را دارا باشد، تو شیفته او مى شوى.


آیا از این قضیه مى شود کمک گرفت و رشد روحى کرد؟ بله! کافیست دقت کنید که کدام ویژگى محبوبتان شما را شیفته کرده؛ احتمالاً شما آن صفت را دارید اما حواستان به آن نیست و عشق مى آید تا ما را به خودشناسى برساند. ما با هر عاشقى باید به رشد روحى بالاترى برسیم.

در قضیه نفرت نیز داستان همینطور است. وقتى ما شدیداً از یک چیزى بدمان مى آید یا شروع به تقبیح فلان کس که فلان کار بد را کرده، مى کنیم؛ به احتمال بسیار زیاد یا خودمان کمى از آن صفت را داریم یا قبل آن کار را کرده ایم یا استعداد انجام آن کار بد را داریم!

حتماً بعد از هر قطع ارتباط عاطفى، سهم سایه هاى خود را بررسى کنید. سایه بخشهایى از درون ماست که دوست نداریم بقیه از وجودشان در ما مطلع شوند مثل حسادت، خیانت و... یا بخشهایى از ماست که اصلاً حواسمان نیست داریم مثل میل به هنرمندشدن، میل به دانشمندشدن و...

همه ما کسانى را در زندگى دیده ایم که الگوى ما بوده اند.، معلمین یا مربیان یا اساتید دانشگاهى یا حوزوى یا بزرگان و پیشوایان دینى یا دانشمندان بزرگ. ما در برابر این بزرگواران به خشوع وا داشته مى شویم. در تحلیل عمقى این شیفتگى باید خبر خوبى به شما بدهم: هربزرگى که شما را به حیرت و شیفتگى کشاند، نشانه این است که شما زمینه هایى دست نخورده درونتان دارید که منتظر شماست تا بدانها بپردازید و مثل آن بزرگ شوید با این فرق که آن صفت الآن دیگر مال خود شماست و رنگ و بو و هویت شما را دارد.

هدف از این بایکوت عاطفى این نیست که شما را شکنجه دهیم؛ شما زمانى رشد مى کنید که هوشتان را به خودشناسى و خودسازى اختصاص دهید و یک ذره انرژى باقیمانده خود را به ترمیم زخم هاى عاطفیتان اختصاص دهید



7توصیه ایمنی:


1- براى حفظ عزت نفس و وقارتان از برقرارى تماس مستقیم (تلفن ‎/ پیام کوتاه SMS/ OFF PM / E-MAIL ) یا غیر مستقیم (پیغام و پسغام، احوالپرسی از طریق دیگران و...) با فردى که ماجرای ازدواجتان با او بهم خورده، بپرهیزید.


2- از طریق دوستان مشترکتان یا همسایه هاى طرف آمار فعلى او را در نیاورید.


3-به بهانه پس دادن یا گرفتن کادو و هدیه و عکس و هر آنچه شما را به سمت ارتباط قبلى تان بکشاند، خود را سبک نکنید. هدف از این بایکوت عاطفى این نیست که شما را شکنجه دهیم؛ شما زمانى رشد مى کنید که هوشتان را به خودشناسى و خودسازى اختصاص دهید و یک ذره انرژى باقیمانده خود را به ترمیم زخم هاى عاطفیتان اختصاص دهید.

از سوى دیگر، ارتباطهاى به هم خورده اى که از دوباره بعد از مدتى شروع مى شوند، معمولاً دوباره خراب مى شوند زیرا به قول کارن سالمنسون «اگر پیوسته همان کارى را بکنى که یک عمر کرده اى، آنوقت به جاهایى مى رسى که یک عمر رسیده اى.»
درد عشق

4- از شنیدن ترانه ها و اشعار و دیدن فیلمهایى که از فراق و بى وفایى و فرو ریختن کاخ آرزوها حکایت می کنند، اکیداً بپرهیزید. مطالعه نشان داده که این اشعار یا فیلمنامه ها فرافکنى سایه هاى شعرا و سازندگانشان است و تنها کارى که نمى کنند رشد شماست و در روزهاى فشار روانى شما، باعث مى شود که به نتایج ناامیدکننده و غلطى برسید.


5- به دامان عشق پدر و مادر و دوستان واقعیتان پناه ببرید و در این دوران بازیافت روحى _ عاطفى از انرژى روانى بى دریغ این عزیزان استفاده کنید.


6- آگاهانه بعد از پذیرفتن مسؤولیت تان در وقایع رخ داده، از عشق بیکران الهى استفاده کنید که دل خستگى شما را برطرف کند. مگر نه این است که همه شما در آغازین لحظات بهار زمزمه مى کنید: اى کسى که دلهاى انسانها در دست توست یا مقلب القلوب و الابصار. از صاحب قلبها بخواهید که قلب شما را در این دوران درمان، تسکین بدهد.


7- ترک اعتیاد عاطفى بسیار سخت است و اگر علائم ترک در شما شدید است، افسردگى با علائم جسمى (بى خوابى، بى اشتهایى ، تحلیل میل جنسى) روحى (ناامیدى ، احساس بى ارزشى، فکر به خودکشى) فکرى (حافظه مختل، اختلال تمرکز) ظاهر مى شود. یا ممکن است دچار اضطراب شدید، نگرانى و دلهره بى دلیل، تپش قلبى که خودتان احساس مى کنید، تهوع بى دلیل، سردردهاى جدید  و بدخوابى شوید. با هر صداى تلفن از جا بپرید و حالتان دگرگون شود و احساس ناامنى درونى داشته باشید. دراین شرایط کمک تخصصى روانپزشکى (دارو، روان درمانى ) در کنار توصیه هاى بالا حتماً لازم است.

 

 
 
روش های صبر پیشگی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۸
 
صبور بودن یعنی قادر باشید با آرامش و بدون هیچ عجله برای رسیدن به یک نتیجه خاص منتظر بمانید. دوست دارید راه‌هایی برای بالا بردن صبر و طاقت در خودتان یاد بگیرید؟

موفقیت را به سه کلمه خلاصه کرده‌اند: عشق، پشتکار و صبر.

 گرچه خیلی از آنهایی که به دنبال موفقیت هستند، عشق لازم برای اینکار را دارند، و بعضی از آنها حتی پشتکار و تداوم هم در راهشان دارند اما فقط تعداد بسیار کمی از آدم‌ها دارای صبر و حوصله کافی می باشند. بازاریابان به ما می‌گویند برای اینکه بتوانیم کتاب‌های بیشتری بفروشیم باید روی ارضاء فوری میل مخاطب خودمان اثر بگذاریم و راهی برای موفقیت آنها پیشنهاد کنیم که در مدت زمان کوتاهتری نتیجه دهد. اما، هدف ما گول زدن دیگران نیست.

ما می‌خواهیم به هر تعداد انسانی که می‌توانیم یاد بدهیم که با رسیدن به موفقیت و استفاده کامل از توانایی‌های خود، زندگی‌ رضایت‌بخش‌تر داشته باشند. اینکار فقط با صبر و حوصله امکان‌پذیر است.

 اهمیت صبر را می‌توان در این ضرب‌المثل خلاصه کرد، "گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی."

صبر داشتن یعنی... بتوانید با آرامش منتظر یک نتیجه بمانید. بی صبری دقیقاً یک مترادف دیگر برای ارضای فوری است که یکی از بزرگترین مصیبت‌های بشر است. صبر معمولاً درنتیجه بسیاری حُسن‌های دیگر مثل تحمل، دلسوزی، درک، قابلیت انعطاف و شوخ‌طبعی به دست می‌آید یا همانطور که سنت آگوستین می‌گوید، "صبر همدم خرد است."

همه ما می‌دانیم که صبر اهمیت زیادی در زندگی دارد اما چرا اینقدر کم در آدم‌ها دیده می‌شود؟ پاسخ آن فقدان ایمان است. برای اینکه صبور باشیم باید ایمان داشته باشیم که نتیجه موردنظرمان مطلوب بوده و مناسب ما است. بدون ایمان یا باور به مطلوب بودن آن نتیجه، حس شک و اضطراب در ما ایجاد می‌شود که همان بی‌صبری و بی‌طاقتی است.

 

وقتی دیگران از شما می‌خواهند صبور باشید یا صبر داشته باشید، یعنی درواقع از شما می‌خواهند که ایمان داشته باشید که نتیجه‌ای که به دست خواهید آورد مطلوب و مناسب شما است. اما اگر این احساس را نداشته باشید، معنی آن این نیست که بی‌صبر هستید، بلکه یعنی حس می‌کنید به هیچ کجا نمی‌رسید و باید راهتان را عوض کنید. صبر نباید هیچوقت بعنوان بهانه‌ای برای ادامه کار نادرست استفاده شود.

صبر اخلاقی است که باعث می‌شود بتوانید زندگی لذت‌بخش‌تر و موفق‌تر داشته باشید. خوشبختانه صبر اخلاقی است که می‌توانید در خودتان پرورش دهید.

 در زیر توصیه‌هایی برای تقویت این اخلاق عالی برایتان آورده‌ایم:

 هدف کلی را ببینید. اگر برای تمدید گواهینامه رانندگیتان در صف پلیس+10 ایستاده‌اید، به خاطر داشته باشید که این کاری است که باید هر پنج سال یکبار انجام دهید. حتی یک ساعت منتظر ماندن برای بهره بردن از مزیت آزادی 5 سال رانندگی، معامله بدی نیست. پس همیشه نگاهتان به چشم‌انداز آینده باشد.

 به طولانی‌مدت فکر کنید. بی‌صبری معمولاً درنتیجه کوتاه‌نظری است، یعنی نمی‌توانید به آن چیز در طولانی‌مدت نگاه کنید. این سوال را از خودتان بپرسید، "اگر امروز برای فلان کار این مدت‌زمان را صبر کنم، یک سال دیگر تفاوتی می‌کند؟" این هم دقیقاً یعنی به آن موقعیت در چشم‌انداز صحیح نگاه کنید. وقتی اینکار را بکنید، اضطرابتان فروکش کرده و تمرین صبر می‌کنید.

 ذهنتان را روی چیزهای دیگر متمرکز کنید. وقتی بی‌صبر می‌شوید، فقط به‌خاطر آن چیزی است که روی آن متمرکز شده‌اید. مثبت اندیش باشید. روی این واقعیت که روی چیزی متمرکز شده‌اید تمرکز نکنید، درعوض به نتیجه مثبتی که منتظرش هستید فکر کنید.

 دنبال پشت‌گرمی باشید. تاریخ سرشار از داستان موفقیت‌هایی است که درنتیجه صبر به‌وجود آمده‌اند. توماس ادیسون سالها برای کنترل فرایند الکتریکی که نور را تولید می‌کند تلاش کرد. هلن کلر سالهای بسیار سختی را برای یادگیری کارهایی که برای خیلی‌ها آسان بود صرف کرد. دنبال کسانی باشید که صبر را تمرین کرده باشند تا از آنها درس بگیرید.

 بدانید که صبر ارزش پاداشتان را بیشتر می‌کند. ضرب‌المثل قدیمی که می‌گوید، "صبر تلخ است ولیکن بر شیرین دارد" دقیقا همین منظور را می‌رساند. خودِ موفقیت یکی از بهترین نمونه‌های آن است. موفقیت بادوام زمان می‌برد، و درنتیجه نیازمند صبر و حوصله است.

 از مقایسه کردن اجتناب کنید. بی‌صبری معمولاً درنتیجه مقایسه کردن‌های اشتباه ایجاد می‌شود. اگر یکی از همسالانتان به درجه‌ای از موفقیت رسیده است که آرزوی شماست، باید درک کنید که موقعیت شما با او همسان نیست. خیلی وقت‌ها والدین به‌خاطر اینکه درمورد فرزندان دوستانشان که با سرعت بیشتری درحال پیشرفت هستند می‌شوند، صبر خود درمقابل فرزندشان را از دست می‌دهند. آنچه این والدین متوجه نمی‌شوند این است که فرزند آنها ممکن است در جنبه‌های دیگر بسیار از بقیه همسالانش جلوتر باشد—غیرمنصفانه است که توقع داشته باشیم در همه جنبه‌ها بهترین باشند.

تمرین صبر کار ساده‌ای نیست اما آنها که صبر دارند همیشه به طرق مختلف پاداش آن را می‌گیرند. صبر هم مثل هر مهارت دیگر قابل یادگیری است. یاد بگیرید که ایمان و نبود آن را تشخیص دهید و بدانید که چه زمان باید عملکرد خود را تغییر دهید یا عقب بایستید و صبر کنید. موفقیت یک شبه زود هم از بین می‌رود اما موفقیت بادوام نیازمند عشق، پشتکار و صبر است.


 
 
نحوه ی برخورد با افراد گوناگون:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۸
 

برخی از خصوصیات افراد :

۱) آدم فضول: به زندگی همه سرک میکشد مانند یک نـگهـبـان سمج در امور دیگران مداخله می کند شایـعـه پراکنی میکند.

۲) همیشه مخالفت کننده: سـلـطه جـو پرخاشگر قلدر با همه چـیـز در ضـدیـت میباشد.

۳) مردد: عـدم صـراحـت تـصـمـیـم گـیری را به تعویق می اندازد مـسـایـل را نـادیـده میگیرد.

۴) همیشه شاکی: مدام شکوه و گلایه کرده اما هیچ کار مثبتی انجام نمیدهد.

۵) بدبین: منفی باف منتقد همیشه میگوید:این کار عملی نیست.

۶) تـنبل: تـرسو است و از ریسک کردن واهمه دارد بـی روح وخسته کننده اسـت در برابر تغییر و تحول مقاومت می کند.

۷) عقل کل: مصمم و رقابت جو تحمیل کننده و از خود راضی دیگران را احمق فرض میکند.

۸) تظاهر به خوبی: نـیـاز مـبرمی به توجه و مورد پذیرش قرار گرفـتـن از سوی دیگران دارد در تنهایی فرد کاملا متفاوتی است مقابل دیگران تظاهر به نجابت میکند.

۹) فضایی: در دنیای خودش زندگی می کند به مـحرک هـای مـعمولی واکنش نشان نمیدهد متفاوت با دیگران نا امید کننده.

۱۰) انفجاری: غیر قابل پیشبینی فریاد میکشد و دیگران را مرعوب کرده و ایجاد تنش میکند بی احساس عصبی و بدون کنترل.

۱۱) سوء استفاده گر: دیگران را برای رسیدن به اهدافش فریب میدهد از مسئولیت طفره میرود با القاء احساس گناه، دیگران را متقاعد میسازد.

۱۲) زیاد گریه کن: تـمایـل بـه گـریه و اخم با بدخلقی، دمدمی مزاجی و بـر انگیختن احساس ترحم دیگران را کنترل می کند یا با سکـوت طـولانی مـدت بـه مـقـصـود خـود میرسد بی مسئولیت و زودرنج میباشد مانند کودکان رفتار میکند.

۱۳) قربانی شده: منفی ترین نگرش را به زندگی دارد تمایل به دامن زدن به زیانها، بلاها و مشکلاتش دارد احساسات منفی بسیار را به دوش میکشد.

۱۴) طعنه زن: هـمیشه دیگران را تمـسخر کـرده و با سـخـنان نـیـشدار و طـعـنـه آمـیـز دیگران را تحقیر میکند.

▪ اکنون برای مقابله با افراد مذکور از راهکارهای ذیل بهره ببرید:

۱) اعتماد بنفس خود را از دست ندهید.

۲) به خاطر داشته باشید که واکنش شدید تنها کارها را بغرنج تر و وخیم تر میکند.

۳) انتظارات واقع بینانه داشته باشید. کاری از فرد نخواهید که قادر به انجامش نباشد.

۴) از تـغییر دادن فرد خودداری ورزید. بپذیرید که قادر به تغییر دادن وی نمی بـاشـیـد امـا می توانید واکنش خود را نسبت به رفتار وی تغییر دهید.

۵) اجـازه نـدهیـد شـما را بـازی دهـد. مـمـکن است با بـرانـگیـخـتـن احـساس گـنـاه و یا مسئولیت از شما سوء استفاده کند. از بازیهای احساسی وی بر حذر باشید.

۶) خود را برده او نکنید. با خود صادق باشید.

۷) روحـیـه و رویـه منـاسب خـود را حـفظ کنید. حفظ آبرو و اعـتـبار از دشـوارتـریـن کـارهـا می باشد. اجازه ندهید خشم، نفرت و تلخکامی ریشه بدوانند.

۸) بی درنگ با فرد مقابله کنید ( اما با منطق و حساب شده ). با به تعویق انداختن مقابله با فرد، تنها مسئله را وخیم تر میگردانید.

۹) رحم و شفقت جوانمردانه ای را از خود نشان دهید.

 اما برای مقابله با دیگران باید به نکات زیر نیز توجه کافی مبذول دارید:

ـ مقابله شما در خلوت و خصوصی باشد نه در انظار عمومی.

تنها در مورد یک موضوع در آن واحد بحث و گفتگو کنید.

هنگامی که نظر خود را بیان کردید دیگر آن را مرتبا تکرار نکنید.

تنها به رفتار فرد اشاره کنید نه خود فرد.

از طعنه زدن بپرهیزید.

از بکارگیری واژه های"همیشه" و "هیچ وقت" بپرهیزید.

انتقاد خود را در قالب پیشنهاد و یا پرسش مطرح سازید.

از آنکه با فرد مقابله کرده اید پوزش نخواهید.

تعریف و تمجید را فراموش نکنید.


 
 
بومرنگ احترام:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۸
 

احترام مثل بوم رنگی است که شما حتما باید آن را پرت کنید تا به خودتان برگردد. احترام دو بخش دارد: یک بخش، همان حس مثبت و ارزشمندی است که نسبت به فرد یا چیزی داریم و بخش دیگر، اعمالی است که این حس ما را عملا به نمایش می گذارد. اصول اخلاقی احترام از اصول بنیادین موجود در فرهنگ های مختلف است. احترام نباید با تحمل کردن اشتباه گرفته شود؛ چون تحمل کردن با حس مثبتی همراه نیست اما احترام همیشه با احساسات مثبتی همراه است.

احترام نقش مهمی را در بقای انسان ها بازی کرده است. اگر قبیله ای کوچک را در بیابانی تصور کنیم، می توانیم بفهمیم فردی که برای هیچ کدام از افراد قبیله قابل احترام نبوده از قبیله طرد می شده و احتمالا می مرده است. پس بقا شاید یکی از غریزی ترین دلایلی باشد که احتیاج به احترام را در ما راسخ می کند. گرچه امروزه به نظر می رسد بدون اینکه قابل احترام برای دیگران باشیم، می توانیم بقای خودمان را حفظ کنیم؛ برای مثال فردی که پول زیادی را به ارث برده است و تعداد زیادی خدمتکار و کارمند و مسوول خرید دارد که نیازهای او را برای اش تامین می کنند و احترامی هم در کار نیست یا کسی که به دلیل داشتن استعدادی با ارزش می تواند پول زیادی را به دست آورد و ... البته هنوز ارزشی برای احترام وجود دارد که با پول نمی توان آن را خرید.

گرچه ممکن است زندگی ما به این بستگی نداشته باشد ولی بارها و بارها پیش آمده که ما نیاز به قضاوت دیگران نداشته ایم و یا اینکه دیگران باید در مورد ما تصمیم گیری می کرده اند وقتی که فردی حس احترامی بی ریا و صمیمی نسبت به شخص دیگری داشته باشد، می تواند تصمیمی کاملا متفاوت نسبت به زمانی که حس احترامی کاذب نسبت به آن شخص داشته است اتخاذ کند. همه ما می توانیم این را بفهمیم که آیا واقعا برای دیگران قابل احترام هستیم یا نه. روان شناسان می گویند خیلی از آنهایی که دنبال پول و قدرت هستند سعی در به دست آوردن احترامی دارند که هیچ وقت به طور واقعی و صادقانه آن را احساس نکرده اند.

وقتی محترم شمرده می شویم کمک های داوطلبانه بیشتری از طرف مردم به دست می آوریم و با تلاش کمتری به چیزهایی که می خواهیم می رسیم. وقتی مردم کسی را واقعا محترم می شمارند، خیلی کمتر با او درگیر می شوند و با او مخالفت می کنند و خلاصه اینکه، به دلایل تکاملی و کاربردی، احترام اهمیت دارد و همچنین خیلی ساده، احساس خیلی بهتری خواهیم داشت وقتی قابل احترام هستیم.

احترام از کجا می آید؟

احترام اکتسابی است؛ یعنی فرد می تواند با انجام دادن داوطلبانه کارهایی، احترام بقیه را به دست آورد؛ مثلا با اهمیت دادن به احساسات دیگران یا با کمک به آنها و به حساب آوردن شان و ... در واقع، احترام مثل بوم رنگی است که شما آن را پرت و آن به شما باز خواهد گشت. نمی توانید از دیگران احترام تان را طلب کنید یا آنها را مجبور کنید که به شما احترام بگذارند. اگر چه بعضی ها به اشتباه معتقدند می توانند با زور و اجبار احترام برای خودشان به دست آورند.

احترام به بچه ها

بهترین راه برای به دست آوردن احترام بچه ها که باید از همان ابتدای کودکی شان شروع شود، احترام گذاشتن به خواسته های طبیعی آنهاست و کاری که باید انجام دهیم، این است که به خواسته های طبیعی کودکان مثل غذا دادن و پرورش دادن آنها توجه کنیم. همان طور که بچه ها رشد می کنند، خواسته هایشان تغییر می کند و خواسته های روحی شان پیچیده و پیچیده تر می شود.

آنها شروع می کنند به بیان نظرها و عقایدشان و اولویت های شان و نیاز برای آزاد بودن در آنها رشد می کند. آنها خود مختاری و استقلال بیشتری را طلب می کنند و این زمانی است که بزرگ ترها می توانند با احترام گذاشتن به خواسته های بچه ها، هم احترام گذاشتن را به آنها بیاموزند، هم احترام آنها را برای خود به دست آورند. باید بدانیم که این هیچ اثری روی احساس بچه ها درباره احترام گذاشتن ندارد. اگر این گونه عمل کنیم و بگوییم ما به بزرگ ترها احترام می گذاریم، به سادگی می توانیم مفهوم احترام را برای آنها باکمک کردن و برآوردن نیازهایشان روشن کنیم. ابتدا باید احتیاجات آنها را قبول کنیم؛ مثلا اگر کودک احتیاج دارد ساعت سه صبح غذا بخورد نباید از او مضایقه کنیم و یا با غرولند به او غذا دهیم. باید به سادگی قبول کنیم که کودک مان نیاز دارد در ساعت خاصی غذا بخورد. همچنین اگر نوجوان یا جوان مان نیاز دارد تا صحبت کند باید خواسته او را قبول کنیم و با گوش دادن به او نشان دهیم که برایش احترام قایل هستیم.

احترام گذاشتن و احترام دیدن

احترام گذاشتن به دیگران، یعنی احترام گذاشتن به احساسات و نیازهای شان، احترام می آورد. بعضی راه های ساده برای نشان دادن احترام به احساسات دیگران را با هم مرور می کنیم:

  • از آنها بپرسیم چه احساسی دارند؟
  • به احساسات شان اعتبار ببخشیم.
  • با آنها هم دردی کنیم.
  • سعی کنیم احساسات شان را بفهمیم.
  • احساسات شان را به حساب بیاوریم.

برای اینکه مراحل بالا به طور موثری کارآمد باشند، چیزهایی لازم است؛ برای مثال:

  • افراد باید از احساسات شان آگاه باشند و احساسات شان را بشناسند.
  • آنها باید قادر باشند احساسات شان را توضیح دهند.
  • باید بدانند چگونه بدون قضاوت و داشتن حالت تدافعی به دیگران گوش کنند.
  • باید بدانند که چگونه به احساسات ارزش بدهند.
  • باید باور کنند که احساسات ارزشمند هستند.
  • باید اعتقاد داشته باشند که احساسات اهمیت دارند.

محترم شمردن افراد به معنی احترام قایل شدن برای احساسات و نیازهای آنهاست، پس اگر افرادی که در جایگاه های بلندی از مقام و قدرت قرار دارند، احساسات و نیازهای شما را نادیده می گیرند، پس آنها برای شما احترامی قایل نخواهند بود.

و اما راه هایی ساده برای نشان دادن احترام:

  • از دیگران بپرسیم: «شما چه احساسی خواهید داشت اگر...» قبل از گرفتن تصمیماتی که روی آنها اثرگذار است.
  • به طور داوطلبانه خودمان را برای وفق دادن با احساسات و خواسته ها و آرزوهای دیگران تغییر دهیم و با آنها توافق کنیم.
  • حرف دیگران را قطع نکنیم.
  • سعی کنیم باورها و ارزش های آنها را بفهمیم.
  • این فرصت را به آنها بدهیم تا مشکلات شان را خودشان حل کنند و آنها را دست کم نگیریم و هرگز به آنها نگوییم چه کاری بکنند، هرگز به آنها نگوییم چه لازم دارند و یا چه باید بکنند و هرگز بدون درخواست از طرف آنها، آنها را نصحیت یا موعظه نکنیم و برای شان سخنرانی نکنیم.

انواع احترام

  • احترام به مافوق: در سازمان های دارای سلسله مراتب برای تقویت کردن ارزش فرمانبرداری و حرف شنوی از مافوق استفاده می شود.
  • احترام به والدین و بزرگ ترها: در بیشتر جوامع از افراد انتظار می رود که در مقابل بزرگ ترها و والدین مودب باشند.
  • احترام به ملیت: همه جوامع از افراد خود انتظار دارند تا نسبت به کشورشان حس میهن دوستی داشته باشند و برای ملیت خود احترام قایل باشند.
  • احترام در مذهب: در همه مذاهب حرکاتی برای نشان دادن احترام به مقام های معنوی وجود دارد؛ از خواندن ادعیه و نیایش ها گرفته تا سجده و تعظیم.
  • احترام برای فرهنگ ها و تمدن های دیگر: تلاش برای شناختن و برقراری ارتباط بین فرهنگ های مختلف از اصول احترام گذاشتن به فرهنگ ها و تمدن های گوناگون است.

احترام به خود یعنی چه؟

چرا باید برای خودمان احترام قایل باشیم؟ و ارزش این کار در چیست؟ روان شناسان معتقدند که محترم شمردن دیگران بدون اینکه برای خودمان احترام قایل باشیم، غیرممکن است. آنها این پیشنهاد را می دهند که برای احترام گذاشتن به خودمان می توانیم این طور عمل کنیم: به خودمان توجه کنیم و مطمئن باشیم هر روز این کار را انجام می دهیم. نیازهای مان را بشناسیم و سعی کنیم بزرگ تر و قوی تر شویم. یک راه دیگر برای اینکه احترام به خودمان را به دست آوریم، این است که به تعریف و تمجیدهایی که دیگران از ما می کنند، توجه کنیم (البته تعریف و تمجیدهای واقعی) و باید مواظب باشیم که با این تعریف ها دچار خودبینی و خودپسندی نشویم و برای جلوگیری از خودبینی باید روحیه بخشندگی را بیشتر از روحیه گیرندگی در خودمان تقویت کنیم.


 
 
راز دوستی های ماندگار:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٧
 

 

 

 

 رشد شخصیت و بهداشت روانی و جسمی ما با توانایی برقراری ارتباط رابطه دارد. در این مقاله دو مورد از موارد لازم برای ایجاد روابط بین فردی رضایت بخش ، به اختصار ، تو ضیح داده می شود.

مهارت های مورد نیاز عبارتند از:

1) شناخت طرف مقابل

2) مهارت های گوش دادن

3) مهارت های ابراز وجود

4) مهارت های رفع تعارض

5) همگام شدن با زبان بدن مخاطب

1) شناخت طرف مقابل :

محور های شناخت دیگران را به ترتیب زیر می توان ارائه داد :

الف) شناخت جنبه های مثبت : هر فرد به فراخور جنبه های شخصیتی،از قابلیت های خاص برخوردار است که اورا از دیگران متمایز می کند.افراد هوشمند با چشمانی باز به جنبه های مثبت دیگران می نگرندو در روابط خود بر آن تاکید می کنند و به گونه ای موثر و سازنده، آن موارد را یاد آوری می کنند.

بهترین روش برخورد با جنبه های منفی دیگران، علاوه بر چشم پوشی، مساعدت به دیگران برای غلبه بر نقطه ضعف ها یشان و ایجاد اعتماد برای رفع این زمینه هاست.

ب) شناخت جنبه های منفی : « هیچ کس کامل نیست» عبارتی آرام بخش و تسلی دهنده است. ما نباید انتظار داشته باشیم که با شخصیتی کامل و بی عیب و نقص مواجه شویم. ما باید رابطه ای منطقی با جنبه های منفی دیگران برقرار کنیم. در یک ارتباط نا سالم ، به جای برخورد منطقی با جنبه های منفی افراد ، مرتب درصدد تحریک این جنبه ها بر می آئیم و ایرادهای شخصی فرد را به رخ او می کشیم. بهترین روش برخورد با جنبه های منفی دیگران، علاوه بر چشم پوشی، مساعدت به دیگران برای غلبه بر نقطه ضعف ها یشان و ایجاد اعتماد برای رفع این زمینه هاست.

عاشقانه:

ج) شناخت علایق ، تمایلات و گرایش های آدمی : برای اینکه بتوانیم ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنیم، باید تلاش کنیم همیشه فهرستی از خصوصیات مورد علاقه طرف مقابلمان را بدانیم و با آگاهی کامل به علایق، گرایش ها و تمایلات او زمینه جلب اعتمادش را فراهم آوریم و با تامین صحیح علایق وی در چارچوب مطلوب، گامی در جهت بهبود روابط برداریم.

2) مهارت های گوش دادن :

یکی از روش های مهم در برقراری ارتباط موثر، گوش دادن پویا است.منظور این است که به گفته ها و طرز تلقی و نقطه نظر های مخاطب خود گوش فرا دهیم، توجه کنیم که او چه منظوری دارد،درباره آن، چه احساسی دارد؟ به قالب ارجاعی او در مورد حرفی که می زند دقیق شویم.

بنابر این گوش دادن پویا به شخص مخاطب بدین معنا است که بتوانید مانند او ببینید، بشنوید و احساس کنید و بتوانید گفته های طرف مقابل را درک، تعبیر و تفسیر کنید. گوش دادن پویا زمانی مصداق پیدا می کند که به مخاطب خود بگویید که از حرف های او چه برداشتی کرده اید.


گوش کردن:

مجموعه مهارتهای گوش کردن عبارتند از :

الف) مهارت های توجه شامل :

حالت درگیر بودن، از قبیل تحرک جسمانی ، تماس چشمی، رفع مزاحم های محیطی،

ب) مهارت های پیگری شامل :

درباز کن ها، تشویق های کوتاه، سوال های کم ، سکوت توجه آمیز.

دربازکن ، دعوتی بدون زورگویی برای صحبت کردن است. بعضی وقتها احساس می کنید طرف مقابل مایل است صحبت کند. اما نیاز به تشویق دارد. در مواقع دیگر ، گوینده در اواسط صحبت خود ، علایمی از سردی در مورد ادامه دادن به حرفهایش نشان می دهد که در این حالت دربازکنی مانند :« دوست دارم در این رابطه ، بیشتر بشنوم » ، به او کمک می کند تا ادامه دهد .

پاسخ های ساده ای کلامی یا غیر کلامی که گوینده را تشویق می کند هر طور مایل است داستان خود را بیان کند و در عین حال، شنونده را نیز فعال نگه می دارد، تشویق های کوتاه نامیده می شود.مثل:« لطفا ادامه بده . من دارم گوش می دهم و حرفهایت را می فهمم »


گفت وگو:

در هنگام گفتگو مطرح کردن سؤال های زیاد موجب به خطر افتادن تعامل می شود. این کار به جای آنکه شنونده را در کنار گوینده قرار دهد، در مقابل او قرار می دهد و به جای آنکه به گوینده فرصت دهد تا موقعیت و وضعیت خود را بررسی کند، جهت مکالمه و گفتگو را به او تحمیل می کند .

مسلما اگر فقط شما حرف بزنید ، طرف مقابل نمی تواند مشکل خود را بیان کند. سکوت بیش از حد می تواند به اندازه ی عدم سکوت نامطلوب باشد . در چنین حالتی ذهن شنونده خیلی زود خسته می شود

ج) مهارتهای انعکاسی:

هنر خوب شنیدن ، شامل توانایی پاسخ انعکاسی است. در پاسخ انعکاسی « شنونده احساس یا مفهوم چیزی را که گوینده با او در میان گذارده است بیان می کند و این کار را به گونه ای انجام می دهد که نشان دهنده درک و فهم و پذیرش می باشد .

فراموش نکنیم که :

راز دوستی در این است که هرگز اشتیاق دوستانت را نسبت به مسائل مختلف تحقیر نکنی.

راز دوستی در این است که محبت را نه تنها با کلام بلکه با نگاه و لحن صدا نیز ابراز کنی.

راز دوستی ار این است که حالات خوب و بد خود را به دیگران تحمیل نکنی, اما به آنها فرصت دهی که احساس خود را بیان کنند.

راز دوستی در این است که دوستانت را تحسین کنی بی آنکه بدانند چه احساسی نسبت به آنها دارید.

راز دوستی در این است که به تنش های موجود در رابطه ات بها ندهی و دست به کاری بزنی که موجب تقویت دوستی شود.

راز دوستی در این است که بیشتر گوش کنی تا دیگران را وادار به شنیدن کنی.

راز دوستی در معتمد بودن است. روی حرفت بایست به قولت عمل کن و به تعهدت پایبند باش.

راز دوستی در این است که هرگز دوستانت را قضاوت نکنی بلکه همواره نکات مثبت آنها را ببینی.

راز دوستی در این است که روابط خود با دوستانت را به روابطی استثنایی تبدیل کنی.


 
 
اصول دوستیابی، رهبری مؤثر و نفوذ بر دیگران:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٧
 

  

 

1. از نظرات دیگران ندانسته، انتقاد، شکایت و محکوم نکنید.

2. با دیگران صادق باشید.

3. در دیگران انگیزه ایجاد کنید.

4. ذاتاً به همه علاقه مند باشید.

5. همیشه حتی در هنگام مشکلات و سختی ها خنده رو باشید.

6. به یاد داشته باشید که نام هر فردی زیباترین و مهمترین کلمه است.

7. شنونده خوبی باشید. دیگران را تشویق کنید در مورد خود صحبت کنند.

8. براساس علایق دیگران صحبت کنید.

9. طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هرکاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.

10. بهترین راه موفقیت در بحث، اجتناب از آن است.

11. به "نظر" دیگران احترام بگذارید. هرگز نگویید " شما اشتباه می کنید"

12. اگر اشتباه کردید، سریع و صادقانه آن را بپذیرید.

13. دوستانه و مهربانانه صحبت کنید.

14. طوری صحبت کنید که طرف مقابل همیشه در پاسخ تان "بله" بگوید.

15. اجازه دهید طرف مقابل بیشتر صحبت کند.

16. اجازه دهید طرف مقابل احساس کند از شما برتر است.

17. صادقانه همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید.

18. با عقاید و آرزوهای مثبت و سازنده دیگران همراه شوید.

19. با افراد مثبت و انگیزه دهنده دوست باشید.

20. عقایدتان را هرگز به دیگران تحمیل نکنید.

21. خود را با علائم غیرکلامی طرف مقابل هماهنگ کنید.

22. صادقانه از دیگران تعریف کنید.

23. اشتباهات دیگران را غیر مستقیم تذکر دهید.

24. قبل از انتقاد از دیگران در مورد اشتباهات خودتان صحبت کنید.

25. به جای دستور صریح، سؤال کنید.

26. در دیگران احساس امنیت ایجاد کنید.

27. هر پیشرفت جزیی و هر نکته مثبتی را تحسین کنید.

28. مشوق باشید و بکوشید اشتباه دیگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهید.

29. بگذارید افراد از انجام پیشنهادات شما خوشحال شوند.

30. اگر برای کسی کار مثبتی انجام می دهید، انتظار جبران نداشته باشید. 

 


 
 
اعتماد و احساس امنیت:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٧
 
پیدا کردن فرد امین و مورد اطمینان چه در روابط نزدیک و چه در روابط دور یا رسمی کار ساده ای به نظر نمی رسد. انسانها دوست دارند دوستان قابل اعتمادی داشته باشند. دوستانی که بتوانند برای روزهای سخت زندگی رویشان حساب کنند.
اعتماد و اطمینان دو واژه ای است که به ظاهر ساده می آید اما در اصل جای تعمق بسیار دارد. وقتی به فردی اعتماد می کنید و حرف دلتان را می زنید و سپس آن را از دهان دیگری می شنوید چه احساسی به شما دست می دهد.
مطمئنا احساس خوشایندی نیست.  در یک خانواده افراد آن خانواده تا چه حد مورد اعتماد هم هستند. اعتماد افراد خانواده به هم یکی از ارکان بهداشت روانی است. وقتی نوجوان یا جوان در خانواده خود فرد مطمئنی پیدا نمی کند تا با او روابط نزدیک و صمیمی داشته باشد ناخودآگاه از خانواده دور شده و به دامن دوستان و بیگانه ها کشیده می شود و در این میان اگر به تور افراد ناباب بخورد آسیبهای جبران ناپذیری خواهد دید. اما فردی که روابط دوستانه با افراد خانواده اش دارد و حمایت عاطفی می شود از آسیبهای اجتماعی در امان می ماند.
همه ما در شرایط امتحان یا آزمون قرار می گیریم. همه ما به نوعی به یکدیگر امتحان پس می دهیم. آنانی معتمدند که از چنین آزمونهایی سربلند بیرون آمده باشند. شما مسلما به کسانی اعتماد می کنید که قبلا هم اعتماد کرده اید. با کسانی درددل می کنید که قبلا به نوعی فیدبک مثبت دریافت کرده اید.
از مغازه هایی خرید می کنید که به کیفیت جنس و بهای آن تا حدی اطمینان دارید. از مسیری رفت و آمد می کنید که تا حدودی امن تر از مسیرهای دیگر به نظر می رسد. برای مهمانتان از رستورانی غذا تهیه می کنید که به سلامت آن اطمینان بیشتری داشته باشید. فرزندانتان را در مدرسه ای ثبت نام می کنید که لااقل از چند نفر تعریف آن را شنیده باشید. مسلما همین فاکتورها در انتخاب افرادی که می خواهید به آنها اطمینان کنید، دخیلند. به دیگران اعتماد کنید تا آنها نیز به شما اعتماد کنند
اصولا هر خصلتی را با کمی تلقین، انتظار از فرد و دادن برخورد مناسب می توان درشخص ایجاد کرد. وقتی به کسی می گویید: «چون به تو اطمینان دارم ... » فرد ناخودآگاه از خود انتظار یک فرد مطمئن را دارد مگر آن که از لحاظ شخصیتی آدم بی وجدانی باشد. اعتماد متقابل یکی از رموز روابط صمیمی و صادقانه است. اگر در مقابل اعتماد دیگری نسبت به او بی اعتماد شوید قدر مسلم کم کم اعتماد او نیز نسبت به شما کمرنگ خواهد شد. مردم دوست دارند در مقابل کنشهای مثبت شان نسبت به دیگران واکنشهای مثبت دریافت کنند. مردم از این که مورد اعتماد کسی قرار بگیرند به خود می بالند. از اینکه شما او را به دیگری ترجیح داده اید و محرم اسرارتان نمودید احساس غرور می کنند، پس هرچه انتقال احساس صادقانه تر باشد همانقدر قویتر و ارضا کننده تر است. اصولا همه مردم از شنیدن سخنانی که بوی تناقض یا ناراستی بدهد می پرهیزند، چون این گونه سخنان احساس ناخوشایندی را بوجود می آورد و مردم خود آنقدر درگیر و گرفتار با معضلات زندگی هستند که جایی برای اضافه بار اینگونه سخنان ندارند.
رابطه اعتماد و احساس امنیت :
احساس امنیت عبارت است از احساس آزادی نسبی از خطر. این احساس وضع خوشایندی را ایجاد می کند و فرد در آن دارای آرامش جسمی و روحی است. ایمنی از عواطف و احساسات زیربنایی و حیاتی برای تامین بهداشت روانی است. افراد ناامن، نامتعادلند. شخصی که دائما احساس عدم امنیت، ترس و خطر از بیرون و درون خود می کند، نمی تواند انسان سالمی باشد. او با پرخاشگری یا اضطراب واکنش نشان داده و در دنیای ذهنی خود مدام در حال دفع کردن خطرات احتمالی است. روابط توام با اعتماد، احساس امنیت را بالا می برد،‌تاثیری که احساس ناامنی بر انسان دارد ایجاد حالت تنش و برانگیختگی و عدم تعادل است. احساس ناامنی یک احساس خالص،‌مجرد و محدود نیست.‌بلکه احساس پیچیده و مرکبی است که باید به عنوان یکی از صفات اصلی کل شخصیت انسان محسوب گردد. 
چهارده نشانه برای احساس نا امنی:
 1- احساس طرد شدن، مورد عشق و علاقه دیگران نبودن
2- احساس تنهایی
3- احساس اینکه دائما در معرض خطر قرارداد
4- ادارک دنیا به عنوان مکانی تاریک، خصمانه و خطرناک
5- دیدن دیگران به عنوان افرادی بد، شیطانی و خودخواه
 6- احساس عدم اعتماد، حسادت و بخل
7- بدبینی
 8- گرایش به ناخشنودی و نارضایتی از خود و محیط
9- احساس تنش، فشار و کشمکش درونی توام با خستگی و بی حوصلگی. ناراحتی، کابوس و بی ارادگی
10- گرایش به عیب جویی زیاد نسبت به خود
11- احساس گناه و شرمندگی
 12- اختلال در پذیرش خود، نیاز به قدرت و مقام اجتماعی، جاه طلبی، پیشرفت و پرخاشگری یا بالعکس احساس خودآزاری، وابستگی به دیگران .‌احساس بیچارگی و درماندگی و تسلیم در برابر ناملایمات
13- میل دائمی و شدید برای یافتن امنیت به صورت هدفهای مکرر و متغیر و کاذب
 14- خودخواهی، خودمداری و فرد گرایی و اشتغالات ذهنی شدید و مستمر.
همانند سازی و احساس ایمنی:
خانواده شرایط همانند سازی سالم را برای کودک فراهم می سازد. اولین تجربه مهم عاطفی کودک در این زمینه معمولا با مادر است. ولی با گذشت زمان کودک با افراد دیگر خانواده نیز مربط می شود و روابط عاطقی و اجتماعی او گسترش می یابد. برای مدتها این محیط جو و فضای زندگی او را شامل می شود. تجاربی که در این فضای کوچک کسب می کند ساختمان اولیه شخصیت کودک را ساخته و خودپنداری و جهان بینی و نگرش او را نسبت به زندگی خود و دیگران به مقدار زیاد تعیین می کند. در خانواده های سنتی محدوده ارتباطی طفل وسیعتر و تنوع همانندسازی او بیشتر است. بنابراین اگر نتواند با پدر و مادر ارتباط برقرار کند غالبا با دیگر اعضای خانواده مرتبط می شود و بسیاری از نیازهای خود رابر آورده می کند.‌اما در شهرهای بزرگ که خانواده به صورت هسته ای است پدر و مادر بار سنگین تری را به دوش می کشند و کودکان از روابط عاطفی متنوع محرومند. این خود سبب ایجاد احساس ناایمنی در آنها می گردد.
رابطه احساس امنیت و محیط بیرون از خانواده محیط کوچه، محله، شهر و مدرسه نیز در تشدید احساس ایمنی یا نا ایمنی بسیار موثر است. ممکن است این شرایط مانند فضای خانواده تاثیرات خیلی عمیق و وسیع نداشته باشد.
زیرا کودک معمولا در معرض تاثیر آنها کمتر از تاثیرات خانواده قرار می گیرد.لیکن به هر حال پژوهشهای مختلف نشان داده که شرایط اجتماعی افراد اگر مثتب باشد خصوصیات مثبت آنها را تقویت می کند و اگر منفی باشد صفات و واکنشهای منفی آنها را برمی انگیزد. مدرسه نیز اگر فضای مناسبی نداشته باشد بر خود پنداری کودکان اثر منفی داشته و احساس حقارت و ناایمنی را در آنهاتشدید می کند. اگر کودکی به طور مداوم به علل مختلفی اعم از عدم توجه والدین یا اولیای مدرس در کوچه، محله یا مردسه مورد اذیت و آزار، تحقیر و تهدید قرار گیرد به احتمال قوی دچار احساس اضطراب و ناایمنی گشته یا درونگرا و تخیلی می شود.
گاه نیز این احساس ناایمنی را با پرخاشگری جبران می کند. در اثر پرورش در این گونه محیط ها بسیاری از کودکان بزهکار، دزد، قاتل،‌ منحرف، بیمار روانی یا معتاد می شوند. زیرا لطمات شدیدی که به شخصیت آنها وارد آمده آنها را حقیر و ناایمن کرده، در نتیجه با ناسازگاری با دنیای ناامن و نامهربان مقابله می کنند.

 
 
ویروسهای زندگی (قسمت2)
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٦
 

ویروس شماره ٧: تنبلی نوع : مخرب ، واگیردار

علل پیدایش : عدم ایتقلال ، نداشتن تحرک و ورزش کافی ، تغذیه نا مناسب ، روحبه نامناسب

راه های درمان : نظم دادن به زندگی روزانه ، کسب استقلال و اهمیت دادن به آن ، احساس مسئولیت ، آینده نگری ، ورزش و تغذیه مناسب ( خصوصا صبحانه ) ، سحرخیزی .

ایجاد انگیزه لازم برای رسیدن به هر آنچه می خواهید تنبلی را دور می کند

ویروس شماره ٨: خستگی نوع خطرناک

علل پیدایش : عادی شدن زندگی روزانه ، نداشتن روحیه ، نداشتن تفریح، قطع روابط با دوستان و خانواده ، بدبینی ، کم تحرکی ، تغذیه نامناسب.

راه های درمان : تلاش برای نوآوری ، حتی در ساده ترین مسائل ، ورزش ( ترجیحا گروهی ) ، روابط ساده با دوستان و خانواده ، توجه به نکات مثبت زندگی و امید به فردا حتی در شرایط سخت.

ایجاد تنوع ، بوجود آوردن تغییراتی هر چند کوچک در روال یکنواخت زندگی .

ویروس شماه ٩: مقایسه همسر با دیگران نوع : فرسایش دهنده سیستم عصبی

علل پیدایش : عدم توجه به تفاوت های فردی ، خانوادگی و فرهنگی ، زیاده خواهی ، خودکم بینی

راه های درمان : توجه به این نکته که هر فردی نکات مثبت و منفی خاص خود را دارد و ممکن است در شرایط خاص در برخی زمینه ها نسبت به دیگران کمبودی داشته باشد ولی در زمینه های دیگر بالاتر باشد. در ضمن همواره باید به وضع موجود همسر شکرگزار بود واو را فقط با خودش مقایسه کرد نه با فرد دیگر.

ویروس شماره ١٠ : توهین به خانواده های یکدیگر نوع : فرسایشی

علل پیدایش : دخالت های خانواده ها

راه های درمان : هرگز خانواده های یگدیگر را عامل مشکلات ندانید و در صورت دخالت از طرق مسالمت آمیز آنان را آگاه کنید و خانواده همسر را نیز مانند خانواده ی خود محترم و قابل پذیرش دانسته و آنها را عضوی از خانواده خود ببینید .

ویروس شماره ١١: بی احترامی نوع : فرسایشی

علل پیدایش : بددهنی زوجین

راه های درمان : پذیرفتن اصول اخلاقی و عدم استفاده از الفاظ نامناسب ، صبر و تحمل و گذشت.

ویروس شماره ١٢ : طعنه نوع : فرسایشی

علل پیدایش : نداشتن الگوی صحیح روابط انسانی

راه های درمان : ایمان به این مسئله که طعنه نه تنها سازنده نیست بلکه مخرب است و اوضاع را از قبل بدتر خواهد کرد.

ویروس شماره ١٣:ولخرجی نوع : فرسایشی

علل پیدایش : چشم و هم چشمی ، نداشتن روحیه ی آینده نگری ، بی فکری

راه های درمان : قناعت ، آینده نگری و توجه به اولویت های واجب ، دیدن و دل نبستن.

ویروس شماره ١۴ : کینه نوع : فرسایشی

علل پیدایش : بدبینی ، نداشتن گذشت ، انتقام جویی

راه های درمان : بزرگواری و گذشت ، فراموش کردن گذشته ها و خاطرات بد.

ویروس شماره ١۵: بدبینی نوع : فرسایشی ومخرب

علل پیدایش : عدم اطمینان و اعتماد به همسر ، وسواس فکری

راه های درمان : اطمینان و خوش بینی به همسر و نداشتن تعصب افراطی ، توجه به این نکته که برخی روابط در چارچوب روابط شغلی و حرفه ای می باشد و به حریم خانواده لطمه نمی زند.

ویروس شماره ١۶ : عدم هماهنگی جنسی نوع : ویرانگر

علل پیدایش : مشکلات هورمونی ، شناختی ، اخلاقی

راه های درمان : توجه به تفاوت های جنسی ، ترمیم روابط صمیمی و عاشقانه ، تغذیه مناسب ، استفاده از تکنیک های جدید و اطلاعات مناسب برای ارضاء صحیح جنسی .

ویروس شماره ١٧ : چشم به غیر همسر نوع : خانمان سوز ، کشنده

علل پیدایش : تنوع طلبی ، زیاده خواهی ، انحرافات اخلاقی

راه های درمان : پایبند بودن به اصول اخلاقی و چارچوب خانواده ، درستکاری و متانت ، تصور اینکه اگر شخص دیگری به همین سان به همسر شما چشم داشته باشد چه حالی دارید ؟

ویروس شماره ١٨ : زیاده خواهی نوع : مخرب

علل پیدایش : تمایل به داشتن چیزهایی که خارج از توان است .

راه های درمان : قناعت ، شاکر بودن به آنچه موجود است . داقع بین بودن ، اتکا به توانایی های موجود برای پیشرفت تدریجی ، عدم مقایسه خود با امکانات دیگران.

ویروس شماره١٩: سکوت مفرط نوع : فرسایشی

علل پیدایش : عدم توانایی ارتباط سالم زوجین با هم ، سردمزاجی

راه های درمان : همیشه حرفی برای زدن داشته باشید . خوب است موضوعات مورد علاقه یکدیگر را شناخته و در مورد آن صحبت کنید . انتخاب زمان صحبت خیلی مهم است . موقعی خوب است که هر دو طرف آمادگی داشته باشند. اگر کمی شوخ طبعی چاشنی شود شیرین تر خواهد بود.

ویروس شماره٢٠: عدم شناخت از علائق و خواست های یکدیگر نوع : ویرانگر ، مخرب ، فرسایشی

علل پیدایش : عدم توانایی در شناخت واقعی یکدیگر

راه های درمان : زوجین می بایست از علائق یکدیگر شناخت کافی داشته باشند و در زندگی روزمره آن را لحاظ کنند . این علائق می تواند شامل ، خوردنی ها ، سرگرمی ها ، عقاید و تفریحات و پوشاک باشد . احترام به علائق حتی اگر کاملا مورد تایید شما نیست بسیار مهم است .

 


 
 
10 مهارتی که باید به کودکان یاد بدهید:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٦
 

10 مهارتی که باید به کودکان یاد بدهید

آموختن روش های محافظت از خود، شاید مهمترین کاری باشد که والدین برای فرزندان شان انجام می دهند؛ حتی مهمتر از فراهم کردن خورد و خوراک و پوشاک مناسب.

 

البته همین مهمترین وظیفه، سخت ترین هم هست؛ چون اگر قرار باشد همه خطرات پیرامون کودک را به او توضیح بدهید، این کار آثار روانی نامطلوبی به جا می گذارد. در واقع کودک دیگر به هیچ چیز و هیچ کس اعتماد نخواهد داشت و یک احساس اضطراب و ترس همیشگی، با او همراه خواهد بود اما اگر از گفتن این خطرات صرف نظر کنید، باز هم این کارتان عواقب خاص خودش را خواهد داشت. به گفته کارشناسان، در چنین مواردی باید خیلی حساب شده و منطقی با بچه ها صحبت کرد. بهترین راه این است که خطراتی را که در کمین بچه هاست با زبانی قابل فهم برای آنها توضیح داد و بلافاصله روش های پیشگیری از این خطرات را هم به آنها آموزش داد. هیچ گاه نباید برای هوشیار کردن کودکان قصه های ترسناک برای آنها تعریف کرد چون این داستان ها بچه ها را در وحشت و اضطراب رها می کند و هیچ راه حلی به آنها یاد نمی دهد. در این خصوص می توان به ۱۰ مهارت مهمی که پدران و مادران وظیفه دارند به فرزند خود آموزش بدهند، اشاره کرد.

1- احساس امنیت

باید به فرزند خود بیاموزید که هر انسانی حق و حقوقی دارد؛ از جمله حق نفس کشیدن، حق زنده ماندن و بسیاری حقوق دیگر. کودک باید بداند که حق امن ماندن و امنیت داشتن جزو حقوق طبیعی اوست و دیگران وظیفه دارند این حق او را به رسمیت بشناسند و رعایت کنند.

2- محافظت از بدن خود

کودک باید بداند که صاحب تمام بدن خود است و کسی حق ندارد بدون رضایت او و والدین اش، بدن وی را لمس کند.

3- کمک گرفتن از دیگران در برابر باج گیرها

افرادی که از بچه ها باج گیری می کنند از لحاظ روانی افرادی ترسو هستند که در برابر جمع هراسان می شوند و پا به فرار می گذارند. باید به کودک خود آموزش دهید که در چنین مواردی از دوستان نزدیک خود کمک بگیرد و حتما مساله را با مسئولان مدرسه یا با پدر و مادر در میان بگذارد. البته حتما به کودک بگویید در مواردی که باج گیرها برای او تهدید جانی داشتند مقاومت نکند. گاهی بچه ها از ترس اینکه به خاطر از دست دادن وسایل شان توسط والدین خود تنبیه شوند، به هیچ عنوان تسلیم نمی شوند و این بسیار خطرناک است.

4- گفتن حقیقت

اگر با فرزند خود مرتب صحبت کنید و همیشه به او یادآور شوید که پشتیبان همیشگی او در زندگی هستید، کودک هم یاد می گیرد مشکلات و رازهای خود را با شما در میان بگذارد و از شما کمک بگیرد.

5- مورد قبول قرارگرفتن

اگر فرزند شما مساله ای را که او را آزار می دهد یا باعث اضطراب او می شود برای شما تعریف کرد حتی اگر خیلی هم پیش پا افتاده بود هیچ گاه به او نخندید یا واکنشی نشان ندهید که او احساس حماقت کند چون این کار شما باعث می شود کودک کم کم مشکلات خود را بروزندهد و اگر زمانی مورد آزار و اذیت واقعی هم قرار گرفت با شما مشورت نکند.

6- راز دار نبودن

همیشه برنامه های تلویزیونی بچه ها یا حتی خود والدین، کودکان را به راز دار بودن تشویق می کنند و به کودکان می آموزند این راز داری باعث اعتماد دیگران به آنها می شود اما باید به فرزندان خود تاکید کنید که هیچ رازی نباید بین آنها و افراد بزرگ تر دور از چشم والدین وجود داشته باشد چون اکثر افرادی که کودک آزاری می کنند، به کودک می گویند بوسیدن یا تماس بدنی بین ما، رازی است که غیر از ما دو نفر کسی نباید آن را بفهمد.

7- مهارت «نه» گفتن

برخی والدین به فرزندان خود می آموزند که همیشه باید به حرف بزرگترها گوش کرد و همیشه حق با بزرگترهاست اما در واقع، این آموزش کاملا غلط است و کودک باید یاد بگیرد که گاهی هم به خواسته های دیگران «نه» بگوید چون در غیر این صورت کودک خود را تسلیم هر نوع خواسته بیمار گونه و آزار دهنده ای خواهد کرد.

8- مخالفت با تماس بدنی

هر کودکی باید بداند که هیچ کس حق ندارد او را به زور ببوسد یا در آغوش بگیرد. باید به فرزند خود بیاموزیم که اگر فردی او را مجبور به انجام چنین کارهایی کرد، حتما به پدر و مادر یا بقیه اعضای خانواده اطلاع دهد.

9- صحبت نکردن با غریبه ها

کودکان هیچ گاه نباید با افراد غریبه صبحت کنند یا هدیه ای از آنها دریافت کنند حتی یک شکلات یا آدامس. البته به کودک خود آموزش دهید که گاهی استثناهایی هم وجود دارد. مثلا اگر در خیابان گم شد، باید پیش مغازه دارها یا پلیس برود و از آنها کمک بخواهد.

10 -قانون شکنی

به کودکان خود آموزش بدهید که در مواقع خطر اجازه دارند هر قانونی را زیر پا بگذارند. حتما به آنها بفهمانید که در شرایط بحرانی هر کاری برای نجات خود انجام دهند، با پشتیبانی کامل شما همراه است. مثلا می توانند فرار کنند، خیلی بلند فریاد بکشند، دروغ بگویند و ...


 
 
ارامش ذهنی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٦
 
ارسالی از بهترین دوستم:
آقای همایون رقابی
باتشکر.
Goonagoon
هر که هستید و هر کجا زندگی می‌کنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت کنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید. اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد بدون شک این ویژگی به دنیای اطراف شما نیز سرایت خواهد کرد. بخاطر داشته باشید، برای رسیدن به این وضعیت ، لازم است برخی قابلیتهای ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایحاد نمایید. رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک می‌کند و در این مسیر گام بردارید.
 
راههای رسیدن به آرامش :
 
یاد بگیرید که گاه مسائل را رها سازید.
بدین معنی که به هر مسئله‌ای دائما گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا فکر مسائل خود هستید و به مرور آنها می‌پردازید، در واقع همیشه بار اضافی را با خود حمل می‌کنید، که این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس در شما می‌گردد. بیاموزید که با یک ذهن رها و آزاد زندگی کنید. این امر به شما کمک می‌کند تا با هر محرک کوچک و یا مانع جزئی آشفته نشوید.
 
به خود و خدای خود ایمان داشته باشید.
 
اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، براحتی از عهده مشکلات زندگی برخواهید آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام بر خواهید داشت.
 
مثبت اندیش باشید.
 
اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه چیز می‌تواند بی‌فایده و بی‌ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید ، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.
 
نسبت به انتظارات و برنامه‌های خود واقع بین و منطقی باشید.
 
توانائیهای خود را در موقعیتهای خاص بشناسید و نسبت به عدم توانائیها و ضعفهای خود واقع بین باشید. هر چقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگی منطقی‌تر باشد، به آرامش بیشتری دست خواهید یافت.
 
نسبت به انسانها ، عشق بی قید و شرط خود را نثار کنید.
 
شما می‌توانید از دوستان ، همکلاسیهای خود شروع کنید. یاد بگیرید که آنها را بدون قید و شرط دوست بدارید، در مقابل ضعفهای آنها صبور باشید و خطاها و اهمال کاریهایشان را ببخشید. هر چقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید، احساس شادی و خرسندی بیشتری را تجربه خواهید کرد.
 
معنای فداکاری را لمس کنید.
 
دست بخشش داشته باشید، ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوه خودشان خوشحال کنید. به افراد بی پناه و یتیم و فقیر کمک کنید. برای آنهایی که خواهان یاری گرفتن از شما هستند پشت و پناه باشید، و بدون آن که منتی بر آنها نهید تکیه گاهشان باشید، هر چقدر بیشتر ببخشایید، از الزامات و قید و بندها بیشتر رها خواهید شد.
 
افکار خود را بازسازی کنید.
 
در افکار و عقاید خویش نسبت به شخص خود ، بازنگری کنید. بیاموزید در مقابل خویشتن صبور باشید و ارزشها ، استعدادها و مهارتهای خود را ارج نهید. خود را بدون هیچ قید و شرطی دوست بدارید. هر گونه ترس و تردید غیر منطقی که در مورد خود دارید، کنار بگذارید. اگر دیدگاه مثبت و سالمی را در مورد خود داشته باشید، یاد خواهید گرفت که خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشید.

 
 
20 قانون طلایی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٦
 

 

لازمه ی استفاده از این 20 قانون این است که آمادگی داشته باشید تا هر تغییر لازم را بپذیرید. آمادگی انجام اشتباهات زیاد را داشته باشید و از آنها درس بگیرید و پیش بروید.

 

1) قانون ارزش ها
نحوه عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است.
آنچه به راستی ارزش هایی را که واقعاً به آن اعتقاد دارید بیان می کند، ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها، اعمال و  انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.
 


2) قانون عادت

حداقل 95 درصد از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر. شما می توانید عادت هایی که موفقیت تان را تضمین می کنند در خود پرورش دهید. یعنی تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیرارادی انجام نشود، تمرین و تکرار آگاهانه و مدام را ادامه دهید.
 


3) قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه انتخاب های شما تا این لحظه است. هر جا که هستید و هر کسی که هستید به دلیل انتخاب ها و تصمیم هایی است که تا این لحظه گرفته اید. هر کاری که انجام می دهید براساس ارزش های غالب در آن لحظه است. حتی هیچ کاری نکردن هم نوعی انتخاب است.
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید، کنترل کامل زندگیتان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست.
 


4) قانون تغییر
تغییر غیرقابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیرقابل قیاس با گذشته در حال حرکت است. کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن.
 


5) قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید به خاطر آن است که خودتان این طور خواسته اید.
مسئولیت کامل آنچه که هستید، آنچه که به دست آورده اید و آنچه که خواهید داشت برعهده خود شماست.
 


6) قانون پاداش
عالم در نظم و تعادل کامل به سر می برد. شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید. همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید. اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید.
 


7) قانون آمادگی
شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است. عملکرد خوب نتیجه آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود. در هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد ناموفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند.
 


8) قانون حد توانایی
هیچ وقت برای انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد، ولی همیشه برای انجام مهم ترین کارها وقت کافی هست. هر چه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا می کنید. اما اگر بخواهید بیش از حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجه ای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد.
 


9) قانون انعطاف پذیری
در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطاف پذیر باشید. در عصر تحولات سریع، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز، انعطاف پذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است.
 


10) قانون صداقت
خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما می آید که تصمیم بگیرید هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنید. همیشه با آن بهترین بهترین ها که در درون شماست، صادق باشید.
 


11) قانون احساس
شما هنگام فکر کردن، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل می کنید. با احساستان تصمیم می گیرید و با عقلتان توجیه می کنید. از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است، خوشبختی شما نیز بستگی به  میزان اراده شما در کنترل افکارتان دارد.
 


12) قانون جایگزینی
ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط می تواند یک فکر را در خود جای دهد، یا مثبت یا منفی. شما می توانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست یابید. ذهن مانند باغی است که در آن یا گل می روید یا علف هرز.
 


13) قانون تکرار
تمرین و تکرار بهای به دست آوردن مهارت است. چیزی را که مدام و مرتب تکرار می کنید به صورت یک عادت جدید ذهنی و عملی درمی آید. رشد فکری و احساس رضایت و خشنودی نتیجه کنار گذاشتن عادت های گذشته و جایگزین کردن تمرین ها و عادت های جدید است. شما می توانید رویکردها، توانایی ها و کیفیات خوشبختی و موفقیت را در خود بپرورانید، به این صورت که قوانین موفقیت را آن قدر برای خود تکرار کنید تا جزئی از شخصیت تان شوند.
 


14) قانون تلاش غیرمستقیم
در روابط با دیگران غیرمستقیم عمل کردن بیشتر باعث موفقیت می شود. برای اینکه یک دوست خوب داشته باشید باید یک دوست خوب باشید. اگر می خواهید روی دیگران تأثیر بگذارید باید شما هم از دیگران تأثیر بگیرید. برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشید.
 


15) قانون تلاش معکوس
هر چه بیشتر بکوشید تا به زور رابطه خوبی با دیگران ایجاد کنید کمتر موفق خواهید شد. برای ایجاد یک رابطه خوب کافی است فقط راحت باشید، خوتان باشید و از لحظاتی که با دیگران هستید لذت ببرید.
 


16) قانون بخشش
سلامت روانی شما دقیقاً بستگی دارد به اینکه تا چه حد می توانید کسانی را که با اعمالشان به نحوی به شما آسیب رسانده اند به راحتی ببخشید. بسیاری از ناراحتی ها و بدبختی ها ناشی از ناتوانی در بخشیدن دیگران است. این عدم توانایی منجر به مقصر شمردن دیگران و احساس کینه و نفرت نسبت به آنها می شود.
 


17) قانون پذیرش واقعیت
مردم تغییر نمی کنند. آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند. شما نتیجه نگرش خودتان را می بینید. کلید داشتن روابط خوب با دیگران، پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند.
 


18) قانون حداکثر
بشر همیشه سعی می کند در قبال صرف وقت، پول، تلاش یا احساس خود بیشترین نتیجه را حاصل کند. در انتخاب بین کمتر یا بیشتر، ما همیشه بیشتر را انتخاب می کنیم. بنابراین، ما مردم اصولاً در انجام هر کاری حریص هستیم. این ویژگی نه خوب است و نه بد، این فقط یک واقعیت است.
 


19) قانون خوش بینی نابجا
خوش بینی مانند چاقوی دو لبه است که می تواند هم به شکست و هم به موفقیت منجر شود. در تجارت، هر کاری دو برابر آنچه فکر می کنید هزینه دارد و سه برابر مدت زمانی که پیش بینی می کنید به طول می انجامد.
 


20) قانون رضایت مشتری
در تجارت هر کسی مشغول حفظ رضایت مشتری است و همیشه حق با مشتری است. مشغولیت ذهنی تاجران موفق ارایه خدمات بهتر به مشتری است.


 
 
جامِ بلور ، تنها یک بار می شکند:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥
 

ارسالی از آقای همایون.ر

با تشکر


مگذار که عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود !
مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه ، به عادتِ آب دادنِ گلهای باغچه بدل شود !


عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ،

 پیوسته نو کردنِ خواستنی ست که خود پیوسته ، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن.
تازگی ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق .

 چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟


عشق، تن به فراموشی نمی سپارد ، مگر یک بار برای همیشه .

جامِ بلور ، تنها یک بار می شکند . میتوان شکسته اش را ، تکه هایش را ، نگه داشت . اما شکسته های جام ،آن تکه های تیزِ برَنده ، دیگر جام نیست .

احتیاط باید کرد . همه چیز کهنه میشود و اگر کمی کوتاهی کنیم ، عشق نیز .
بهانه ها جای حسِ عاشقانه را خوب می گیرند.


 
 
ویروسهای زندگی مشترک(1):
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥
 

زندگی مشترک در معرض خطرات بسیاری قرار دارد که می تواند یک زندگی دلچسب را سرد و بی روح کند.

حتی برخی مشکلات باعث می شود زندگی مشترک از هم بپاشد . شاید اخیرا زندگی مشترک شما کمی بیمار شده و مثل سابق از آن لذت نمی برید . مشکلات به ظاهر ساده و گاها نامریی و ناملموس شما را تهدید می کند.

این خطرات در این مقاله به ویروس تشبیه شده است که باعث اختلال و بیماری در زندگی می شوند . در این مقاله با انواع این ویروس های مخرب ، کشنده و فرسایشی مواجه می شوید که با آشنایی با آنها و راهای درمان می توانید زندگی خود را از وجود این ویروس های مزاحم ضدعفونی کنید .

 

ویروس شماره یک : تعصب افراطی

نوع : بسیار خطرناک

علل پیدایش : شک و تردید به طرف مقابل ، نداشتن صراحت ، وسواس فکری ، قضاوت های کودرکورانه و بدبینی.

راه های درمان : احترام به آزادی و ویژگی ها طرف مقابل ، داشتن صراحت کامل ، بررسی منطقی و آرام مسائل ، قاطی نکردن مسائل مختلف با همدیگر ، روشنفکری ، اعتماد و اطمینان قلبی به طرف مقابل ، گذشت .

( و از همه مهمتر ، او کودکی نیست که با دیدین اسباب بازی بهتر ( خوش تیپ تر ، پولدارتر یا ...) شما را از یاد ببرد او همانقدر شما را دوست دارد که شما او را پس جای نگرانی نیست.)

ویروس شماره 2 : دروغگویی

نوع: مخرب

علل پیدایش : کوته فکری ، ترس از حقیقت ، عدم اعتماد به نفس

راه های درمان : پذیرفتن اشتباه طرف مقابل ، صداقت ، پرهیز از فریبکاری ، افزایش اطمینان به نفس، نترسیدن از گفتن حقیقت اگر چه تلخ باشد.

(همیشه امید به گذشت،تنها بدلیل راستگویی وجود دارد . این رمز تداوم زندگی است).

ویروس شماره 3 :خشونت

 نوع : بسیار خطرناک

علل پیدایش : عناد و سرسختی ، ضعف طرف مقابل ، داشتن عقده های مختلف ، کمبود محبت ، مشکلات عاطفی

راه های درمان : صبر ، تسامح ، قناعت ، عطوفت و صمیمیت در زندگی مشترک ، صراحت و صداقت در تمام مسائل ، و تاثیر نگرفتن از مشکلات بیرونی در محیط خانه ، قبل از هر تصمیم خشنی چند لحظه فکر کردن به عواقب کار.

(قبل از هر گونه خشونت ، خوبی های او را به خود یادآوری کنید.حال آیا او مستحق چنین خشونتی است یا می توان کمی ملایم تر برخورد کرد).

ویروس شماره 4 : دخالت خانواده ها

 نوع :خطرناک

علل پیدایش : درز کردن مشکلات خصوصی زن و شوهر به خارج از خانه ، رفت و آمدهای بیش از حد، آگاه شدن دیگران از جزئیات زندگی خصوصی

راه های درمان : حفظ مسائل سری و خصوصی ، اولویت دادن به مسائل خانه و خانواده ، را زداری و حل مسائل تا حد امکان درون خانه و کمک گرفتن از مشاوران حرفه ای به جای کمک خواستن از اقوام .

(شاید ابراز انتقاد در تنهایی عذرخواهی لذت بخشی را بدنبال داشته باشد در صورتی که انتقاد از یکدیگر جلو دیگران ، عواقبی مثل عدم پذیرش ، ناراحتی درونی و کینه توزانه ای را به همراه داشته باشد، همچنین خالت های دیگران بعنوان طرفداری یکجانیه یا راهنمایی دو جانبه و بدتر از همه حرفهای آنچنانی پشت سر هر دو)

ویروس شماره 5 : خودخواهی

نوع : مخرب

علل پیدایش : خودپسندی ، عدم احساس مسئولیت ، عقده های مختلف

راه های درمان : احترام به خواسته ها و حقوق طرف مقابل ، مشارکت زن و شوهر در خوشی ها و ناخوشی های زندگی ، پذیرفتن عیوب خود و دیگران ، انتقادپذیری

(تمامی من گفتن ها از تنهایی منشاء می گیرد ، در کنار یکدیگر به ما برسید که هدف زندگی مشترک این است ).

ویروس شماره 6 : خساست

نوع : خطرناک

علل پیدایش : سرشت بد ، تنفر ، مادی بودن

راه های درمان : شاکر بودن به آنچه خداوند داده است ، از روزی حلال بهره بردن ، دل نبستن به دنیا ، عدم رقابت مادی با دیگران ، اولویت دادن به روحیه خانواده نسبت به مادیات ، اعتقاد به مرگی که هر آن ممکن است فرا رسد.

(آیا آنچه برایش خساست بخرج میدهید ارزش خدشه دار شدن ارتباط شما را دارد و اگر ارزش ارتباط شما از همه چیز مهمتر است پس خساست را سر جایش بنشانید).


 
 
ولادت امام علی (ع) و روز پدر مبارک باد.
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥
 

 

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود

خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!

حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود

هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!

بال های خویش را دست توسل کرده بود

دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت

جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت

هنگام نهادن قدم بر سر خاک

دیوار حرم به احترام تو شکافت

زان سبب ماه رجب ماه خداست

که اندر آن میلاد شاه لافتی ست

شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:

” چون که صد آمد نود هم پیش ماست”

 

 

حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد

روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد

خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق

حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد

 

 

زد عشق تو خیمه در دل ما

حل شد زتو جمله مشکل ما

با مهر علی و آل بسرشت

از روز ازل خدا دل ما

 

ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.

 

 

روز پدر،مبارک.

 


 
 
راه کارهاى ایجاد محبت:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥
 
1. با مطالعه کتاب‏هاى مربوط به انتخاب همسر، آیین همسردارى، چگونگى ایجاد ارتباط با دیگران و نیز شرکت در جلسه‏هاى آموزش خانواده، دانش و مهارت خود را در این زمینه افزایش دهید.


2. با همدلى، هم‏فکرى، همکارى و مشورت با یکدیگر درباره مسائل مختلف، میان اعضاى خانواده روابط سالم پدید آورید.

3. هر یک از زوجین دیگرى را نزدیک‏ترین و محرم‏ترین فرد بداند و او را نیمه تن، حامى و پشتیبان خود تلقى کند.

4. با یادگیرى مهارت‏هاى ارتباطى نظیر به حرف‏هاى یکدیگر گوش کردن، احترام به نظرها و عقاید یکدیگر و تشریک مساعى و مشورت کردن- روابط خود را بهبود بخشید.

5. بکوشید، باایجاد کانونى گرم و صمیمى، تمام اعضاى خانواده- به ویژه زن و شوهر- مسؤولیت رسیدن به تفاهم را پذیرا شوند.
تا که از جانب معشوق نباشد کششى کوشش عاشق بیچاره به جایى نرسد.

6. هنگام اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جاى سرزنش کردن یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایى مسأله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنید.

7. براى رسیدن به امنیت روانى وعاطفى در روابط زناشویى، داشتن صداقت، پذیرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید.

8. در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستین فرصت ممکن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندى مخرب و پیشرونده تبدیل نشود.

9. به هر طریق ممکن رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تأیید قرار دهید به گونه‏اى که همسرتان بفهمد برایش ارزش قائل هستید.

10. تشویق و تأیید و بیان نکات مثبت، به طور آشکار یا در جمع باشد و تذکر نکات منفى و انتقاد، به طور محرمانه و در تنهایى صورت گیرد.

11. براى خصوصیات و نیازمندى‏هاى یکدیگر، ارزش قائل شوید و در روابط کلامى، عاطفى، اقدام‏ها و تصمیم‏گیرى‏ها به افکار و خواسته‏هاى همسرتان توجه کنید.

12. اگر رفتار خاصى براى شما مبهم است، ساده‏ترین راه این است که از همسرتان هدف
و علت آن رفتار را بپرسید و با روش مسالمت‏آمیز، صمیمانه و خوش بینانه موضوع را روشن کنید.

13. خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید. خشونت را با سکوت پاسخ گویید و در موقعیتى مناسب درباره مسأله مورد نظر به بحث و گفت‏وگو بپردازید.

14. بکوشید در سراسر زندگى- به خصوص در روابط بین خود و همسرتان- به جاى هر گونه پیش‏داورى یا مشاهده اشکالات و ضعف‏ها، نقاط مثبت و قوت را ببینید به عبارت دیگر، به جاى توجه به نیمه خالى لیوان، به نیمه پر آن توجه کنید.

15. سعى کنید در برنامه ریزى براى فعالیت‏هاى اجتماعى، اوقات فراغت، دید و بازدیدهاى خانوادگى و نظایر آن، با یکدیگر مشورت کنید و از یک جانبه‏نگرى بپرهیزید.

16. در هر فرصتى که پیش مى‏آید، با همسر و اعضاى خانواده‏تان ارتباط کلامى و عاطفى برقرار کنید. شایان ذکر است زنان از صحبت کردن با همسرشان بیش‏تر لذت مى‏برند. بنابراین، مردان باید فعالانه به سخنان همسران‏شان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند.

17. اگر هر یک از زوجین در شرایط خاصى، نمى‏تواند به سخنان همسرش گوش کند، باید صادقانه و صمیمانه این موضوع را به وى انتقال دهد و تقاضا کند صحبت کردن درباره آن موضوع را به فرصتى دیگر واگذارد.

18. هر از چند گاهى زوجین در فضایى محرمانه، محبت‏آمیز و صمیمانه به ارزیابى رفتار و روابط یکدیگر بپردازند و از یکدیگر بپرسند، چه باید کرد تا روابطمان بهتر و بانشاطتر شود؟

19. همیشه، در رویارویى با مسائل و مشکلات خانوادگى، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و با قبول مسؤولیت خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روى آورید.

20. در روز یا در هفته زمان مشخصى را براى گفت و گو درباره مسائل و مشکلات و به اصطلاح درد دل کردن با همسرتان اختصاص دهید.

21. از داشتن نگرش‏هاى آرمان گرایانه و شاعرانه در مسأله ازدواج و روابط زناشویى و نیز انتظارات غیر واقع بینانه اجتناب کنید.

22. ارتباط زوجین باید از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغیر واقع بینانه به دور باشد. اگر موضوع و مسأله‏اى ذهن یکى از زوجین را به خود مشغول کرده است، باید آن را به صراحت و صادقانه مطرح کند و درستى و نادرستى اش را با همسرش مورد بررسى قرار دهد.

23. هر یک باید زمینه‏هاى بروز سوء تفاهم‏ها و سوء ظن‏ها را از بین ببرد و از رفتارهایى که موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مى‏شود، خوددارى کند.

24. هر یک از زوجین باید بکوشد با روان‏شناسى همسرش آشنا شود، تا بداند او به چه امورى بها مى‏دهد و نظام ارزشى‏اش چگونه است.
براى مثال معمولًا زن به وابسته بودن، کسب امنیت عاطفى و مورد حمایت واقع شدن اهمیت مى‏دهد و مرد مى‏خواهد مستقل و خود مختار باشد و آزادى عمل را داراى ارزش مى‏داند.

25. زن و شوهر از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنه‏آمیز و دو پهلو جداً پرهیز کنند.

26. از رفتارهایى نظیر متلک، تحقیر، سرزنش و به رخ کشیدن یکدیگر که موجب افزایش مقاومت‏هاى روانى در طرف مقابل است، جداً باید پرهیز شود.

27. در سراسر زندگى- از جمله در زندگى خانوادگى- بکوشید به نقاط مثبت، موهبت و نعمت‏هایى که در اختیار دارید بیندیشید نه به امورى که در اختیار ندارید.

28. از خطاهاى یکدیگر سریعاً بگذرید و خطاهاى همدیگر را تحمل کنید.

29. بایادآورى برخى ایام- مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن- و دادن هدیه‏هایى هر چند کوچک (مثل یک شاخه گل) به طور نمادین عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام کنید.

30. خود را در برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجه نگه دارید و از پریشانى و وضع نامرتب بپرهیزید.

31. در انتخاب دوست و برقرارى روابط دوستانه و معاشرت‏هاى خانوادگى با زوج‏هاى دیگر، دقت کنید و این امور را با توافق یکدیگر انجام دهید.

32. از هر گونه رفتارى که به مرد سالارى یا زن سالارى مى‏انجامد، بپرهیزید.

33. خطاى یکدیگر را در حضور دیگران، فرزاندن، آشنایان، والدین یکدیگر و بازگو نکنید.

34. هرگز همسرتان را با زن یا مرد دیگر مقایسه نکنید.

35. از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشویق کنید و انگیزه تکرار آن رفتار را بیشتر سازید.

36. از تصمیم‏هاى نادرست و غیر منطقى و کلى‏گویى‏هاى منفى و شکل‏گیرى افکار منفى، درباره همسرتان شدیداً بپرهیزید.

37. حتى‏المقدور به قول‏هایى که به همسرتان داده‏اید، عمل کنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگى نینجامد.

38. از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‏هاى ناگوار و نامطلوب- مانند بدقول، زرنگ، شلخته،کله‏شق، یک دنده، لجباز و خودخواه- به یکدیگر پرهیز کنید.

39. در مواردى که غمگینى و افسردگى و یا عصبانیت زن یا شوهر، شدت مى‏یابد و احتمال اختلال در کار سیستم عصبى یا غدد درون‏ریز- به ویژه غده تیروئید- وجود دارد، در نخستین فرصت به پزشک متخصص مراجعه کنید تا از عادى بودن ترشح غدد- از جمله غده تیروئید- مطمئن شوید.

40. براى داشتن یک زندگى با نشاط و موفق خوب بیندیشید، وقت بگذارید، احساس مسؤولیت کنید، موانع ارتباط سالم را از میان بردارید و به عوامل ایجاد کننده روابط سالم توجه کنید.


 
 
تا به حال به این جملات فکر کرده اید؟؟؟
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥
 

goonagoon
پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.

عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.

بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.

سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن.

خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.

ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.

بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.

با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.

پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.

سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.

روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.

ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.

تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.

محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.

سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.

سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.

شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.

لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.

حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.

ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.

سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.

اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.

بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب آن باش.

دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.

زیباترین کلمه "راستی"است... با ان روراست باش.

زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.

ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟

موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.

آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس.

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن.

دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.

سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد.

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش.

تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن.

کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.

صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.

بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.

ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را بکن.

قشنگ ترین کلمه "خوشروئی"آست... راز زیبائی در آن نهفته است.

تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.

رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان.

تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.

محرک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی آب است.

و هدفمندترین کلمه "موفقیت"است... پس پیش به سوی آن

 
 
تکنیک رهائی از وابستگی عاطفی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤
 
● وابستگی چیست؟
در قالب یک جمله یعنی اینکه: ”ما در ارتباط با کسی یا چیز آنچنان مجذوب شده‌ایم که احساس می‌کنیم با نبودن آن، ما نیز نابود می‌شویم“ در ین حالت، ما به شدت به اتصال عاطفی، انرژیکی و ... آن عادت کرده‌ایم.
برای تجربهٔ این وضعیت می‌توانیم به کاری فکر کنیم که ما را اذیت می‌کند، ولی نمی‌توانیم آن را رها کنیم یا ارتباطی را تصور کنیم که ما را اذیت می‌کند، ولی نمی‌توانیم آن را قطع کنیم و یا مواردی را در نظر بگیریم که قوتی به جائی از آن فکر می‌کنیم، عذاب می‌کشیم.

● پیوستگی چیست؟
پیوستگی  یعنی اینکه با آنچه در ارتباط قرار گرفته‌ایم و به آن عشق می‌ورزیم یا دوستش داریم احساس وحدت و یگانگی کنیم با وجود لذت شادمانی، سعادت و خوشی در آن، ما نیز خشنود می‌شویم. در این حالت، بودن یا نبودن او در کنار ما، احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمی‌دهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما می‌شود. به‌عبارتی دیگر، با نبودن او باز هم احساس رضایت در ما باقی مانده و حال خوبمان را می‌توانیم حفظ کنیم.

● چگونه حالت وابستگی خود را به احساس پیوستگی تبدیل کنیم؟


الف) شناخت موارد وابستگی:
در خلوت خود یا با کمک گرفتن از فردی لایق، بررسی کنیم کدامیک از موارد کار، پول، پرخوری، پرحرفی و ... بیشترین وابستگی را برای ما ایجاد کرده است. بررسی کنیم که کدامیک از نیروها مثل نیاز، هوس، ترس، شک و تردید و ... در ما در این ارتباط فعال‌تر می‌باشند.
در رفتار خود بررسی کنیم به خاطر چه سوژه‌ای از خواب و خوراک خود کم می‌کنیم و فکر و احساس ما در چه مواردی، ما را به‌طور ناخواسته به دنبال خود می‌کشاند و در کنترل آن دچار مشکل می‌شویم. برای چه مواردی بیشتر از حد توان خود وقت می‌گذاریم و به خاطر اینکه هدیه‌ای به فردی بدهیم یا در کنارش باشیم، از سلامتی خود می‌کاهیم، بررسی کنیم در ارتباط با رسیدن به چه خواسته‌هائی خود را کوچک و حقیر می‌سازیم و در ارتباط با چه افرادی، اتمام توان خود را به‌کار می‌گیریم تا خواسته‌های خود را از آنها گدائی کنیم. بررسی کنیم با چه کسانی ارتباطی بی‌معنا و سست داریم یا ارتباط ما مرده و نامطلوب است و دراین ارتباط به دنبال چه می‌گردیم. در نظر بگیریم ترس از دستدادن چه چیزهائی را داریم، تا متوجه شویم ریشه‌های وابستگی ما کدام هستند.

ب) تکنیک‌های رهائی از وابستگی
آنچه ما را سرشار از عشق، رضایت‌خاطر و آرامش می‌کند و در ارتباط سالم دوطرفه‌ای قرار می‌دهد، مشخصه‌های دیگری دارد که به‌طور ظریف و حساسی قابل تفکیک می‌باشند. چنانچه راه‌های زیر را به‌کار گیریم، می‌توانیم تجربه کنیم که در وضعیت وابستگی قرار گرفته‌ایم یا پیوستگی و در پی آن می‌توانیم از فضای جهنمی وابستگی، رها شده و از فضای بهشتی پیوستگی لذت ببریم.

۱) قطع وابستگی
دربارهٔ افراد یا مواردی که در نزدیکی با آنها یا حتی به دور از آنها احساس می‌کنیم که دچار نگرانی می‌شویم و حتی به‌صورت وسواس‌گونه‌ای می‌خواهیم گرفتاری‌ها و رفتارشان را کنترل کنیم و به‌طور مرتب می‌خواهیم برای آنها نقش مددکار را بازی کنیم. از این به بعد، اینگونه بیندیشیم که هر فردی مسئول اعمال خویش است. به جای کنترل افراطی و به اسارت کشیدن آنها، اجازه دهیم خودشان فرصت کسب تجربه را داشته باشند. ما فقط باید آنها را راهنمائی کنیم تا در حد توانائی خود به‌صورت منسجم و سازمان‌یافته پیشرفت کنند.

۲) رهائی از رفتارهای وابستگی
بدون ترس، یک نسبت از رفتارهائی که وابستگی خود را در پشت آن پنهان کرده‌ایم، تهیه کرده و آنها را از رفتار خود حذف کنیم. بر روی مواردی مانند دروغ گفتن، غر زدن، اصرار به متقاعد کردن، التماس کردن، رشوه دادن، طراحی حقه‌های کوچک و بزرگ، بچه‌دار شدن به قصد وابسته کردن، تحقیر کردن، شکایت کردن، محکوم کردن و... حضور خود را قوی‌تر کنیم تا بتوانیم باورها و ریشه‌های به وجود آورندهٔ این اعمال را بشناسیم؛ سپس روبه‌روی هر کدام بنویسیم چه باورها و توانمندی‌هائی را لازم است در خود تقویت کنیم تا به این کارها دست نزنیم.

۳) عامل وبستگی‌زا را رها کنیم
کلیهٔ مواردی مانند: گرفتن، اعتبار، پست، مقام، قدرت، احترام و سایر مواردی که به واسطهٔ آنها می‌خواهیم به احساس سرخوشی و رضایت برسیم را شناسائی کنیم.

۴) استقلال خود را حفظ کنیم
زمانی که عاشق دیگران می‌شویم یا اجازه می‌هیم که دیگران عاشق ما شوند، مراقب باشیم که در عین لذت بردن از حمایت عاشقانهٔ طرف مقابل خود یا دادن حمایت عاشقانه به او، طوری رفتار کنیم که بدون حضور او نیز بتوانیم به خواسته‌های خود برسیم.

۵) اعتماد به خود، اتکاء به خداوند
در حالتی از حضور قرار بگیریم که حس کنیم مواردی مانند ناامیدی، ترس، ضعف و هرگونه کمبود دیگر فقط با حضور خداوند تکمیل می‌گردد اما فقط حق داریم به خدای خود وابسته باشیم که همواره از اوج آسمان‌ها تا قعر زمین و در فضای بین آن دو و مهمتر از همه در وجود خود ما حضور دارد و همیشه با ما است.

۶) رهائی از شرمندگی
به یکی از بزرگترین طرف‌های خداوند که ”توبه“ نامیده می‌شود، آگاه‌تر شویم. با خدای خود راز و نیا کنیم. تمام ضعف‌ها، اشتباه‌ها و گناه‌های خود را به او اعتراف کنیم و فقط او را حمایتگر اصلی بدانیم و به هر چه غیر از اوست، به هیچ عنوان تکیه نکنیم.

۷) بالا بردن آگاهی و تغییر باورهای وابسته‌کننده
باورهائی مانند ”شرمنده می‌شوم اگر... را انجام دهم“ یا ”اگر... را انجام ندهم، یعنی هنوز بزرگ نشده‌ام“ و یا ”حلقهٔ ازدواج، حلقه بندگی است“ را رها کنیم و کانون توجه خود را به باورهای پیش‌رونده معطوف کنیم.

۸) آماده‌سازی دست‌ها و شبکهٔ حمایتگر
از دوست‌هائی که به‌طور حقیقی، ما را دوست دارند، کمک بگیریم تا ما را یاری دهند که به این توانمندی بریم. چنانچه آن سوژه را نیز از دست بدهیم، باز هم ارزشمند، کامل و دوست‌داشتنی باقی می‌مانیم و به ما کمک کنند تا پس از قطع ارتباط، دوباره به سراغش نرویم.

۹) رهائی از وابستگی و رسیدن به پیوستگی
در اوج آرامش و قدرت، آسیب‌های مربوط به وابستگی‌های قبلی خود را ترمیم کنیم به این منظور:
الف) خودمان را دوست داشته باشیم و برای یادگیری مهارت‌های دوست داشت خود، به جلسه‌های عملی آموزش مهارت‌های زندگی به‌منظور خودباوری و همیاری برویم.
ب) همواره جهت وابستگی خود را در سبز عشق الهی و توکل به قدرت برتر جهان هستی معطوف کنیم.
ج) رابطه‌ای را ایجاد کنیم که در آن شکوفائی استعدادها و توانمندی‌های ما امکان‌پذیر شود.

۱۰) انجام مراقبه به صورت یک عادت روزانه
برای کسب لذت بیشتر، مراقبه را جزء یکی از مهمترین کارهای روزانهٔ خود قرار دهیم.
تا می‌توانیم آمادگی دریافت عشق را در خود بیشتر کنیم. همواره همانند داشتن تغذیه‌ای سالم، تمامی ده مخزن عشق خود را به‌طور متعادل شارژ کنیم. در هر ارتباط حضور خود را بر روی عشقی که از سوی خداوند در هر مورد ظاهر می‌شود، حفظ کنیم چه این عشق در حوزهٔ ارتباط‌های زناشوئی باشد و چه در ارتباط‌های اجتماعی و یا دیگر رابطه‌هائی که وجود ما را به وجد و سرور می‌آورد.


 
 
پیشنهادهایی برای کاهش فشار روانی مردان:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤
 

 

 

- به داشتن تعادل در زندگی بها بدهید.

- اگر در زندگی زناشویی خود با همسرتان مشکل دارید، سعی کنید احساساتتان را با همسرتان در میان بگذارید و در صورت لزوم به یک مشاور مراجعه کنید.

- هیچ‌گاه دعا و نیایش را از یاد نبرید، چراکه دعا و نیایش از شدت اضطراب می‌کاهد و در دل‌ها امید می‌کارد.

- سیستم حمایتی قوی‌ای از دوستان و خویشاوندان ایجاد کنید.

- اگر همیشه وقت کم می‌آورید ، حتما در مدیریت زمان خود تجدیدنظر کنید. سعی نکنید همه کارها را با هم انجام دهید، بلکه در انجام کارهایتان برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی داشته باشید.

- به اندازه کافی استراحت و خواب داشته باشید. خواب خوش، داروی موثری است که تمام باتری‌های بدنتان را شارژ می‌کند.

- هنگام بیماری وانمود نکنید بیمار نیستید. خود را فدای کار نکنید، بلکه آنقدر به خود استراحت بدهید تا توانایی انجام کارها را بازیابید.

- می‌توان گفت نشانه‌های فشار روانی در مردان یک‌شبه به وجود نمی‌آیند. وجود سال‌ها فشار روانی و ترکیب آنها در رقابت‌های کوتاه و بلندمدت با آسیب‌پذیری‌های طبیعی مردان و رفتارهایشان و تاریخچه زندگی‌شان باعث می‌شود مردان دچار فشار روانی شوند.

آقایان محترم ،مرد بودن الزاما به معنی نادیده گرفتن خود و تحمل فشار زیاد نیست بلکه اگر می خواهید مرد موفقی باشید و باعث افتخار خانواده و فرزندان خود گردید ،بهتر است در ابتدا به فکر سلامتی خود بوده و با آرامش برای مبارزه با مشکلات زندگی گام بر دارید.


 
 
مهم ترین روش تحصیل اعتماد به نفس عبارتند از:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
 

 
1_ خود ارزش مندی: اعتماد به نفس در گرو احترام به خود و نگرش مثبت به خویشتن است.  هنگامی که نیاز احترام به خود، ارض شود شخص احساس اعتماد به نفس، ارزش مندی، توانایی قابلیت و کفایت می کند و وجود خود را در دنیا مفید و لازم می یابد اما عقیم ماندن این نیازها، موجود احساس حقارت، ضعف و نومیدی می گردد.


2_ خودشناسی: اعتماد به نفس تا حد زیادی متوقف بر شناخت جنبه های مثبت شخصیتی و آگاهی از استعدادها و توانایی ها و قابلیت ها است.


3_ خود اتکایی: یکی از راه های رسیدن به اعتماد به نفس بی نیازی از دیگران و اتکاء به خود است.


4_ تشویق کردن :افراد لایق و پذیرش آنان نیز اعتماد به نفس ایجاد می کند.


5_ رویارویی با مشکلات: مواجه با سختی ها انسان را در عرصة زندگی مقاوم و آب دیده و با اراده می سازد.


6_ تقویت اراده: یکی از مهم ترین راه کارهای پرورش اعتماد به نفس، تقویت اراده و قدرت تصمیم گیری است. برای این مقصود باید از رابطه با خدا و عبادات به ویژه نماز و روزه بهره جست و با تلقین و تمرین و ممارست، با عوامل بی اعتمادی مبارزه کرد. 
تا وقتی فکر می کنید که نمی توانید و دارای ظرفیت نیستید، احتمال موفقیت کم است. اگر درخشان ترین شایستگی ها را داشته باشید خاموشش می کنید. بالعکس فردی که از حیث هوش و قابلیت متوسط ولی به خود اطمینان کامل داشته باشد که موفق خواهد شد، او موفق می شود. تلقین آن است که انسان به خود بگوید: من از عهدة انجام کاری بر می آیم و چیزی از دیگران کم تر ندارم. باید بیاموزیم که خودمان برای خودمان تصمیم بگیریم نه دیگران. اتخاذ تصمیم و نفی تردید و دو دلی، اعتماد به نفس را تقویت می کند.


7_ صبر و شکیبایی: برای رسیدن به اعتماد به نفس به تحمل و بردباری و مقاومت سرسختانه در برابر مشکلات وص بر و حوصله نیازمندیم.


8_ کسب تجارت موفقیت آمیز:  شاید هیچ عاملی بیش از شکست و سرزنش ناشی از شکست، به حس ارزش شخص لطمه وارد نیاورد. شکست باعث می شود که شخص خود را کم تر از دیگران پندارد. وقتی انسان با شکست مواجه می شود به این فکر می افتد که از دیگران پایین تر و پست تر است. شکست، اعتماد را از بین می برد و یأس را جانشین اعتماد به نفس می کند.


9_   اتکا به خدا: اعتماد به خدا اثر شگفت انگیزی بر خود باوری و قدرت نفس دارد. کسی که با خدا رابطه داشته باشد هرگز دچار ضعف نمی شود.


 
 
نگرش شما به زندگی مثبت است یا منفی؟
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
 



خواهشمنداست به سئوالات زیر با دقت پاسخ دهید و سپس کلید مشاهده نتیجه را فشار دهید.

 
1. در پایان‌ یک‌ سفر لذت‌ بخش‌ و خیلی‌ نشاطآور، چه‌ احساسی‌ به‌ سراغتان‌ می‌آید؟
احساس‌ سرزندگی‌ و شادابی‌ بر وجودتان‌مستولی‌ می‌شود و مایلید هر چه‌ زودتر به‌ منزل‌برسید تا از حوادث‌ و خبرهای‌ اطراف‌ سر در آورید
به‌ علت‌ پایان‌ یافتن‌ آن‌ سفر لذت‌ بخش‌ناراحت‌ و تا حدی‌ افسرده‌ هستید
مشتاقانه‌ چشم‌ به‌ راه‌ فرا رسیدن‌ تعطیلات‌ وسفر بعدی‌ هستید

2. سالگرد چهلمین‌ سال‌ تولدتان‌ فرا رسیده‌است‌. چه‌ احساسی‌ دارید؟
زندگی‌ تازه‌ از سن‌ چهل‌ سالگی‌ به‌ بعد آغازمی‌شود
بهترین‌ سالهای‌ عمرم‌ سپری‌ شده‌اند
روز به‌ روز پیرتر می‌شوم‌ و فقط باید نهایت‌استفاده‌ را از زندگی‌ به‌ عمل‌ آورم

3. یکی‌ از بدترین‌ اوقات‌ زندگیتان‌ را پشت‌ سرمی‌گذارید. فلسفه‌ شما در این‌ زمینه‌ چیست‌؟
گاهی‌ اوقات‌، بدشانسی‌ها پشت‌ سر هم‌ به‌سراغ‌ شخص‌ می‌آیند، ولی‌ این‌ دوران‌ تا ابد ادامه‌نخواهند داشت‌
به‌ نظر می‌رسد که‌ انگار قسمت‌های‌ بد زندگی‌بیشتر از بقیه‌ به‌ سراغ‌ من‌ می‌آیند
زندگی‌ بسان‌ یک‌ حیوان‌ درنده‌ و بد قلق‌ است‌

4. ظرف‌ ده‌ سال‌ گذشته‌، در کمال‌ سلامت‌ وتندرستی‌ زندگی‌ را پشت‌ سر گذاشته‌اید. نظرتان‌ دراین‌ رابطه‌ چیست‌؟
تا جای‌ ممکن‌ نهایت‌ سعی‌ و تلاشم‌ را به‌ کارمی‌بندم‌ تا این‌ سلامت‌ و تندرستی‌ را حفظ کنم‌، آن‌چنان‌ که‌ شانس‌ دوام‌ آن‌ در آینده‌ بالاتر رود
این‌ تندرستی‌ نمی‌تواند دوامی‌ داشته‌ باشد
ظرف‌ ده‌ سال‌ گذشته‌، شانس‌ زیادی‌ آورده‌ام‌ که‌تندرست‌ بوده‌ام‌، بهتر است‌ امیدوار باشم‌ که‌ در ده‌سال‌ آینده‌ هم‌ به‌ همین‌ شکل‌ روزهای‌ عمر را پشت‌سر بگذارم‌

5. بدون‌ هیچ‌ گونه‌ اخطار و هشدارقبلی‌ اخراج‌ می‌شوید. واکنش‌ شماچیست‌؟
ناراحت‌ هستید، ولی‌ آن‌ را به‌منزله‌ فرصتی‌ در نظر می‌گیرید که‌ کار دیگری‌ پیداکنید که‌ در آینده‌ بیشتر به‌ نفع‌ تان‌ باشد
احساس‌ می‌کنید که‌ گویی‌ دنیابه‌ آخر رسیده‌ است‌
ناراحت‌ هستید، ولی‌ امیدواریدکه‌ هر چه‌ زودتر کار دیگری‌ برای‌ خودتان‌دست‌ و پا نمایید

6. اگر شخصی‌ به‌ شما بگوید که‌: زندگی‌ مرورشدنی‌ نیست‌، چه‌ فکری‌ به‌ ذهن‌ تان‌ خطور می‌کند؟
تا زنده‌ هستم‌ می‌خواهم‌ نهایت‌ استفاده‌ را اززندگی‌ ببرم‌
اگر می‌شد آن‌ را مرور کرد، خیلی‌ بهتر می‌شد
موافق‌ این‌ نظریه‌ نیستم‌، چون‌ قطعا دوران‌بهتری‌ بعد از این‌ زندگی‌ در انتظار ما است‌

7. نظرتان‌ در مورد امتحان‌ کردن‌ شانس‌ واقبالتان‌، چیست‌؟
همواره‌ مایلم‌ شانسم‌ را امتحان‌ کنم‌، چون‌ به‌این‌ ترتیب‌ نشاط و جنب‌ و جوشی‌ تازه‌ در زندگیم‌ایجاد می‌شود
تا می‌توانم‌ از امتحان‌ کردن‌ آن‌ اجتناب‌می‌ورزم‌
به‌ نظر من‌، گاهی‌ اوقات‌ امتحان‌ کردن‌ شانس‌ واقبال‌، ضروری‌ و لازم‌ است‌

8. چرا ورزش‌ می‌کنید؟
به‌ قصد برنده‌ شدن‌
صرفا به‌ این‌ دلیل‌ که‌ کاری‌ انجام‌ داده‌ باشم‌
از رقابت‌ خوشم‌ می‌آید و روابط دوستانه‌ای‌ راکه‌ در این‌ رابطه‌ به‌ وجود می‌آیند، با روی‌ باز پذیرامی‌شوم‌

9. اگر یک‌ تصمیم‌گیری‌ برخلاف‌ میلتان‌ اتخاذشود، چه‌ فکری‌ به‌ ذهن‌ تان‌ خطور می‌کند؟
تصور می‌کنم‌ در طولانی‌ مدت‌ این‌ تصمیم‌گیری‌به‌ نفع‌ من‌ تمام‌ شود
به‌ کلی‌ آن‌ را فراموش‌ می‌کنم‌ و اهمیتی‌ به‌ آن‌نمی‌دهم‌
سعی‌ می‌کنم‌ جنبه‌ دیگر آن‌ را مشاهده‌ کنم‌

10. به‌ پایان‌ یک‌ رابطه‌ دوستانه‌ رسیده‌اید که‌ ازصمیم‌ قلب‌ مایل‌ به‌ ادامه‌اش‌ هستید، با این‌ که‌خودتان‌ هم‌ می‌دانید چنین‌ چیزی‌ امکان‌پذیر نیست‌.چه‌ احساسی‌ خواهید داشت‌؟
باید نهایت‌ سعی‌ و تلاشم‌ را به‌ کار ببندم‌ تا هرچه‌ زودتر آن‌ را به‌ دست‌ فراموشی‌ بسپارم‌ و روزهای‌عمرم‌ را مثمرثمر سازم‌
مات‌ و مبهوت‌، گیج‌ و منگ‌
احساس‌ می‌کنم‌ که‌ سرانجام‌ روزی‌ آن‌ را خواهم‌پذیرفت‌، ولی‌ مدت‌ زمان‌ زیادی‌ به‌ طول‌ می‌انجامد

11. برخوردتان‌ در قبال‌ تغییر و تحولات‌ ودگرگونی‌ها چگونه‌ است‌؟
تغییر و تحولات‌ به‌ منزله‌ چالش‌های‌ جدید وبزرگ‌ زندگی‌ هستند
تغییر و تحولات‌ هرگز در جهت‌ بهبود زندگی‌نیستند
مثل‌ مرگ‌ و پرداخت‌ مالیات‌ها، اجتناب‌ورزیدن‌ از تغییر و تحولات‌ نیز غیرممکن‌ است

12. بر سر یکی‌ از دو راهی‌های‌ حساس‌ زندگی‌تان‌ هستید و نمی‌دانید چه‌ راهی‌ را برگزینید. چه‌فکری‌ به‌ ذهن‌ تان‌ خطور می‌کند؟
به‌ هر حال‌ دست‌ سرنوشت‌ هم‌ به‌ کمکم‌ می‌آیدو هر راهی‌ را که‌ انتخاب‌ کنم‌، قطعا بهترین‌ خواهد بود
قطعا هر راهی‌ را انتخاب‌ کنم‌، نادرست‌ خواهدبود
ایکاش‌ می‌توانستم‌ به‌ جای‌ پیشروی‌ به‌ عقب‌برگردم‌

13. در رابطه‌ای‌ دوستانه‌ به‌ نقطه‌ عطف‌ وحساسی‌ می‌رسید. چه‌ احساسی‌ به‌ شما دست‌می‌دهد؟
هر طور شده‌ اوضاع‌ را روبراه‌ خواهم‌ کرد
احساس‌ می‌کنم‌ که‌ آن‌ رابطه‌ به‌ نقطه‌ پایان‌خودش‌ رسیده‌ است‌
اوضاع‌ از بد به‌ بدتر می‌رسد

14. در فصل‌ پاییز چه‌ احساسی‌ به‌ شما دست‌می‌دهد؟
پاییز، فصل‌ زیبایی‌ از سال‌ محسوب‌ می‌شود
از این‌ که‌ به‌ زودی‌ فصل‌ زمستان‌ می‌رسد، تاحدی‌ افسرده‌ می‌شوم‌
احساس‌ خاصی‌ در این‌ فصل‌ ندارم‌، چون‌ آن‌هم‌ فصل‌ دیگری‌ از سال‌ است‌

15. زمانی‌ که‌ دردی‌ ناگهانی‌ و عجیب‌ به‌ سراغتان‌می‌آید، چه‌ فکری‌ به‌ ذهن‌ تان‌ خطور می‌کند؟
خیلی‌ فکرم‌ را مشغول‌ آن‌ نمی‌کنم‌. به‌ هر حال‌،چنین‌ دردهایی‌ خود به‌ خود ایجاد شده‌ و خود به‌ خودهم‌ از بین‌ می‌روند
نگران‌ می‌شوم‌ که‌ مبادا دچار بیماری‌خطرناکی‌ شده‌ باشم‌
دعا می‌کنم‌ که‌ هر چه‌ زودتر درد از بین‌ برود،در غیر این‌ صورت‌ حتما به‌ پزشک‌ مراجعه‌ می‌کنم‌ تاخیالم‌ راحت‌ شود

16. به‌ شما گفته‌ می‌شود که‌ یک‌ شهاب‌ غول‌پیکر تا ده‌ دقیقه‌ دیگر با کره‌ زمین‌ اصابت‌ می‌کند واحتمالش‌ خیلی‌ کم‌ است‌ که‌ کسی‌ بتواند از مهلکه‌ جان‌سالم‌ به‌ در ببرد. واکنش‌ شما چیست‌؟
همیشه‌ در این‌ گونه‌ بلایای‌ طبیعی‌ شخص‌ یااشخاصی‌ زنده‌ می‌مانند. ولی‌ چه‌ کاری‌ از دستم‌ساخته‌ است‌ تا شانس‌ آن‌ را بیابم‌ که‌ جزء آن‌ دسته‌ ازافراد خوش‌ شانس‌ باشم‌؟
من‌ همیشه‌ به‌ فکر مرگ‌ بوده‌ام‌ و حالا زمان‌وقوع‌ آن‌ فرا رسیده‌ است‌
فورا به‌ سراغ‌ عزیزانم‌ می‌روم‌ تا با آنهاخداحافظی‌ کنم‌

17. به‌ نظر می‌رسد سلایق‌ و علایق‌ شما وهمسرتان‌ روز به‌ روز متفاوت‌تر از هم‌ می‌شوند. چه‌احساسی‌ خواهید داشت‌؟
بدون‌ دلخوری‌ از همسرتان‌، احساس‌ می‌کنیدکه‌ این‌ تفاوت‌ سلیقه‌ها نشان‌ دهنده‌ بلوغ‌ و رشدفکری‌ و ذهنی‌ شما دو نفر است‌
احساس‌ می‌کنم‌ روز به‌ روز بیشتر از یکدیگرفاصله‌ می‌گیریم‌ و از هم‌ دور می‌شویم
قسمت‌ و گریز ناپذیری‌ ماوقع‌ را می‌پذیرید،ولی‌ آرزو می‌کنید که‌ ایکاش‌ می‌توانستید مثل‌ سابق‌در هر زمینه‌ای‌ با هم‌ تفاهم‌ داشته‌ باشید

18. زمانی‌ که‌ شخصی‌ در مورد >دوران‌ خوش‌گذشته‌< داد سخن‌ سر می‌دهد، واکنش‌ شما چگونه‌است‌؟
در کل‌، اوضاع‌ رو به‌ بهبود هستند و قطعادورانی‌ مهیج‌ در پیش‌ رو داریم‌ که‌ چشم‌ به‌ راهشان‌هستم‌
با او هم‌ نوا می‌شوم‌، چرا که‌ درگذشته‌ اوضاع‌خیلی‌ بهتر بودند و افسوس‌ که‌ حالا این‌ دوران‌ سپری‌شده‌اند
در گذشته‌ دوران‌ خوشی‌ وجود داشتند،همانطور که‌ در آینده‌ هم‌ وجود خواهند داشت‌

19. به‌ نظر شما، شانس‌ و اقبال‌ در زندگی‌ هرشخص‌ چقدر دخیل‌ است‌؟
به‌ نظر من‌، هر کسی‌ تا حد زیادی‌ سازنده‌شانس‌ و اقبال‌ خودش‌ است‌
خیلی‌
واقعیت‌ این‌ است‌ که‌ برخی‌ از افراد خوش‌شانس‌تر از بقیه‌ هستند

20. یک‌ لحظه‌ خودتان‌ را در یک‌ موقعیت‌خطرناک‌ میان‌ مرگ‌ و زندگی‌ مجسم‌ کنید. چه‌ فکری‌ به‌ذهن‌ تان‌ خطور می‌کند؟
زمانی‌ که‌ جان‌ سالم‌ از این‌ مهلکه‌ به‌ در ببرم‌،قطعا جشن‌ بزرگی‌ می‌گیرم‌
همین‌ است‌ که‌ هست‌ و به‌ زودی‌ خواهم‌ مرد
خدای‌ من‌، چگونه‌ در این‌ موقعیت‌ دشوار گیرافتادم‌؟ درست‌ مثل‌ یک‌ کابوس‌ وحشتناک‌ است‌

21. اخیرا یکی‌ از موقعیت‌های‌ تلخ‌ و مأیوس‌کننده‌ زندگی‌ تان‌ را پشت‌ سر گذاشته‌اید. واکنش‌ شماچیست‌؟
زندگی‌ همین‌ است‌: گاهی‌ برد و گاهی‌ باخت‌
این‌ گونه‌ مصیبت‌ها فقط برای‌ من‌ رخ‌می‌دهند
احساس‌ می‌کنید که‌ انگار ضربه‌ محکمی‌ به‌شکم‌ شما زده‌اند

22. به‌ همراه‌ تنی‌ چند از دوستانتان‌ به‌ یک‌رستوران‌ می‌روید، ولی‌ شب‌ تان‌ به‌ واسطه‌ سرویس‌ بدو نامطلوب‌ آنجا خراب‌ می‌شود: غذایی‌ سرد برای‌ شما می‌آورند که‌ کلم‌ هایش‌سفت‌ و سخت‌ هستند و اصلا نمی‌توانید لب‌ به‌ آن‌بزنید: واکنش‌ شما چگونه‌ است‌؟
از ته‌ دل‌ به‌ آن‌ ماجرا می‌خندید، ولی‌ شکایت‌کتبی‌ برای‌ صاحب‌ رستوران‌ می‌فرستید و امیدواریدکه‌ به‌ جبران‌ آن‌، به‌ صرف‌ خوردن‌ یک‌ وعده‌ غذای‌مجانی‌ از شما دعوت‌ به‌ عمل‌ آورند
هر زمان‌ که‌ از خانه‌ به‌ قصد خوش‌ گذرانی‌خارج‌ می‌شوم‌، مشکلی‌ سر راهم‌ سبز می‌شود
به‌ اتفاق‌ دوستانتان‌ به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رسید که‌کاری‌ از دستتان‌ ساخته‌ نیست‌، چون‌ در این‌ دوره‌ وزمانه‌ این‌ جور مسایل‌ عادی‌ محسوب‌ می‌شوند و زیادپیش‌ می‌آیند

23. حدود پنج‌ میلیون‌ تومان‌ پول‌ باد آورده‌ناگهانی‌ به‌ دستتان‌ می‌رسد. واکنش‌ شما چیست‌؟
تا سه‌ نشه‌ بازی‌ نشه‌، همیشه‌ شانس‌ واقبال‌های‌ خوب‌ در سه‌ نوبت‌ انجام‌ می‌شوند، پس‌ دوتای‌ بعدی‌ هم‌ در راه‌ هستند!
این‌ مقدار پول‌ در این‌ دوره‌ و زمانه‌ کمکی‌ به‌حال‌ هیچ‌ کس‌ محسوب‌ نمی‌شود و نمی‌تواند مراثروتمند سازد
با آن‌ پول‌ یک‌ زندگی‌ مرفه‌ برای‌ خودم‌ فراهم‌می‌کنم‌، چرا که‌ تا قبل‌ از آن‌ استطاعت‌ مالی‌ برای‌ آن‌کار را نداشتم‌

24. در حال‌ رانندگی‌ هستید که‌ ناگهان‌ کنترل‌ماشین‌ از دستتان‌ خارج‌ می‌شود، اتومبیل‌ به‌ تیر چراغ‌برق‌ اصابت‌ می‌کند و واژگون‌ می‌شود، ولی‌ شما صحیح‌و سالم‌ از داخل‌ آن‌ بیرون‌ می‌آیید. واکنش‌ آنی‌ شما چه‌خواهد بود؟
چه‌ شانسی‌ آوردم‌ که‌ زنده‌ هستم‌!
اوه‌، نه‌، ماشینم‌ را ببین‌، تبدیل‌ به‌ یک‌اتومبیل‌ اسقاطی‌ شده‌ است‌!
نهایت‌ بدشانسی‌ است‌: کلی‌ جر و بحث‌ ومشاجره‌ با اداره‌ بیمه‌ خواهم‌ داشت‌ و تازه‌ تا مدتها هم‌بدون‌ وسیله‌ خواهم‌ ماند

 



 


 
 
امید در موقعیتهای دشوار زندگی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
 

وقتی زندگی بر وفق مرادتان است امید داشتن کار سختی نیست. اما وقتی این روزگار مشکلاتی را بر سر راهتان قرار می‌دهد هم می‌توانید امیدوار باشید. خوشبختانه، امیدی که خداوند به ما ارزانی می‌کند بیش از یک احساس ساده است: امید واقعیت وجود خداوند در کنار شماست. این امید را می‌توانید در هر موقعیتی احساس کنید—حتی وقتی سلامتیتان به خطر می‌افتد، کارتان را از دست می‌دهید، همسرتان ترکتان می‌کند یا هر مشکل دیگری برایتان اتفاق می‌افتد. می‌خواهیم به شما نشان دهیم چطور می‌توانید همیشه امیدوار باشید.

بیهوده زندگی نکنید، مشتاق باشید.

اجازه ندهید موقعیت‌های سخت و پیچیده کاری کند که نتوانید از هر لحظه زندگیتام لذت ببرید. بدانید که حتی زمان‌هایی که زندگی سخت می‌شود، خیلی بیشتر از فقط تحمل کردن آن موقعیت از دستتان برمی‌آید. وقتی به یاد می‌آورید که زندگی نعمتی از جانب خداست، می‌توانید حتی در سخت‌ترین شرایط تا آخرین حد از زندگیتان لذت ببرید. از خدا بخواهید که کمکتان کند حضورش را حس کنید و وقتی او را نزدیک خود حس کردید از این احساس زیبا لذت ببرید. دعا کنید خداوند ذهنتان را آزاد کند تا افکار و احساسات مثبت پیدا کنید و بتوانید از زندگی حتی در شرایط سخت لذت ببرید.

اعتماد کنید.

وقتی اتفاقی در زندگیتان می‌افتد، با شکایت کردن نزد خداوند یا اعتراض به او واکنش ندهید. درعوض، به خدا اعتماد کنید و بدانید که او حتی در اتفاقات بد نیز خیر و صلاح شما را می‌خواهد. به یاد داشته باشید که خداوند کامل است، بنابراین از هر اشتباهی مبراست و هر تصمیمی که می‌گیرد در جهت نیک است. اگر اجازه داده است اتفاق بدی برای شما بیفتد، بدانید که حتماً دلیلی پشت آن است.

از مشکلاتتان درس بگیرید.

خداوند به شما اجازه می‌دهد موقعیت‌های سخت را تجربه کنید تا بتوانید یاد بگیرید عمیق‌تر به او عشق بورزید و اعتماد کنید، بالغ‌تر شوید و شخصیتتان محکم‌ترشود. به خاطر داشته باشید که خداوند بیشتر مشتاق روحانیت شماست تا خوشبختی موقتیتان زیراکه روحانیت به شما کمک می‌کند یاد بگیرید چه چیز به نفع شماست. از خدا بخواهید کمکتان کند همه چیز را از دیدگاه او بتوانید ببینید. اجازه بدهید مشکلاتتان به شما هر چه که خدا می‌خواهد را یاد بدهد. وقتی مشکلات برایتان اتفاق می‌افتد سعی کنید به آنچه که ببشتر اهمیت دارد—ارزش‌های معنوی—فکر کنید تا بتوانید در این فرایند قوی‌تر شوید.

درمقابل وسوسه گناه مقاومت کنید.

برای فرار کردن از درد و رنج موقعیت‌های سخت به کارهای گناه‌ آلود روی نیاورید. اینکار فقط درد و رنجتان را بیشتر می‌کند. درعوض، دعا کنید خداوند به شما قدرتی دهد تا دربرابر این وسوسه‌ ها مقاومت کنید.

وقتی دیگران نظاره ‌تان می‌کنند، آنها را به ایمان دعوت کنید.

وقتی درگیر موقعیت‌های سخت می‌شوید، دیگران نگاهتان می‌کنند تا ببینند چطور با این موقعیت‌ها برخورد می‌کنید. اگر با حفظ ایمان به این موقعیت‌ها واکنش دهید، آنها هم به سمت خداوند کشیده می‌شوند چراکه به آنها نشان می‌دهید ایمان واقعی در عمل چه شکلی دارد. پس به جای شکایت درمورد مشکلاتتان یا به خطر انداختن ارزش‌هایتان، از خداوند بخواهید نور رحمتش را بر زندگیتان بیندازد و شخصیتتان را طوری نشان دهد که دیگران بفهمند رابطه با خداوند چه شکل و صورتی می‌تواند داشته باشد.

چیزی را بخواهید که خداوند برایتان می‌خواهد.

اشتباه نکنید، تصور نکنید اگر هر چه که از خدا می‌خواهید را به شما نمی‌دهد پس خداوند نگران و مراقب شما نیست. بدانید که خداوند آنقدر دوستتان دارد که هر چه لازم داشته باشید را به شما می‌دهد، حتی اگر آن چیزی نباشد که خودتان می‌خواهید. به خاطر داشته باشید که به خاطر دیدگاه محدودی که درمقایسه با دیدگاه نامحدود خداوند، نسبت به زندگی دارید، گاهی چیزهایی طلب می‌کنید که به ظاهر خوب می‌رسد اما ممکن است به ضررتان باشد. به این واقعیت اعتماد کنید که خداوند می‌داند به چه نیاز دارید تا زندگی فوق‌العاده داشته باشید. از خدا بخواهید امیالتان را درجهت میل و خواسته خود قرار دهد.

بر ترستان غلبه کنید.

مهم نیست که در چه موقعیتی گیر کرده باشید، نباید بترسید چراکه خداوند همیشه با شما خواهد بود و همیشه خیر و صلاح شما را مد نظر خواهد داشت. هر زمان که ترس وارد زندگیتان شد، به خدا روی بیاورید و از او کمک بخواهید تا موقعیتتان را بهبود بخشد.

ناامید نشوید.

هر زمان که احساس کردید امیدتان را از دست می‌دهید، از خدا بخواهید امیدی تازه به شما بدهد تا بتوانید با ایمان کامل به مسیرتان ادامه دهید و با موقعیت‌های سخت زندگی برخورد کنید. مطمئن باشید که خداوند پاداش صبر و تحمل شما را خواهد داد. هر زمان که نیاز به امید بیشتر داشتید، روی او حساب کنید.


 
 
40 نشانه هشدار دهنده از یک رابطه ناسالم:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
 

در یک رابـطـه نـاسـالـم یـکی از دو نـفر معتقدند که رابطه را باید تحت کنترل خود داشته باشد. شما هم میخواهید بدانید که رابطه شما سالم است یا ناسالم ؟وقت آن رسیده که با خودتان رو راست باشید ، اگر نشانه های زیر را در طرف مقابلتان می بینید ، برای ادامه رابطه تان تصمیم بگیرید:


1- حسادت می ورزد و رابطه شما با دوستان و خانواده تان را قطع میکند.


2- معمولا جای شما پاسخ دیگران را داده و یا تصمیم میگیرد.


3- امر و نهی میکند.


4- قول میدهد اما به آنها عمل نمیکند.


5- نصیحت میکند اما خودش به آنها عمل نمیکند.


6- به شما از روی ریاکاری ترحم و مهربانی میکند.


7- شما را در یک موقعیت "همیشه بازنده" قرار میدهد.


8- انتقام جو، پرخاشگر و کینه جو بوده، رفتار باج خواهانه و تهدید آمیزی دارد.


9- دائما در صدد تغییر دادن شما بوده و در صـورتی که تمایلی به تغییر نداشته باشیـد، به شما حمله ور میشود. اما در مقابل خود تمایلی به تغییر ندارد.


10- با شما بد رفتاری جسمانی و کلامی می کند.


11- در پذیرفتن اشتباهات خود ناتوان است.


12- از دادن پاسخ طفره رفته و یا غیر مستقیم و کنایه آمیز پاسخ میدهد.


13- شما را مکررا تحقیر کرده و بازی میدهد.


14- از دستیابی شما به ضروریات و نـیـازهـایـتـان مـمـانـعـت مـی ورزد ( مـانند پول و یا تفریحات) .


15- مسئولیت پذیر نیست .


16 – مانع رشد و پیشرفت شما میشود.


17 – حرمت شما را نگاه نمی دارد.


18 – برای شما سهمی از قدرت در نظر نمی گیرد.


19 – شما را خدمتکار خودش می داند .

20 – استطاعت مالی ندارد.


21 –دیگران را نسبت به شما مقدم می داند.


22 – شما را با زنان دیگر مقایسه میکند.
!: به راحتی و در حضور شما به زنان دیگر خیره میشود.


23 – برای سلیقه شما اهمیتی قائل نیست.(معمولا تنها خرید میکند.)


24 – وقتی برای شما نمی گذارد.


25- کارها را به صورت ناعادلانه تقسیم می کند.


26- تنها برای خانواده و دوستان خودش ارزش قائل است.


27 –از شما تقاضا نمی کند ، به شما امر می کند.


28 – از شما سوء استفاده میکند.


29 – برای با شما بودن خسته است .


30 - احساست حقیقی اش را بروز نمیدهد.


31 - عذرخواهی نمیکند.


32- نمی بخشد ولی انتظار بخشیده شدن دارد.


33- گوش نمی دهد.


34- شما را فریب می دهد.


35- بخشنده نیست .


36- مدام در اختیار دیگران است.


37- به شما خیانت میکند.


38- دشنام می دهد ، فریاد میکشد و مودب نیست .


39- اسرار زندگی خصوصیتان را در حضور دیگران بازگو میکند.


40 - تنها در حضور دیگران به شما احترام می گذارد.

 


 
 
تغییر کنید و تغییر دهید:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
 

 
 
بیشتر افراد در مقابل تغییر، آن هم یک تحول سازنده جبهه گیری می کنند و معتقدند که امکان ندارد بشود کسی را عوض کرد. هر کس سیستم فکری خودش را دارد. اما این یک واقعیت است که هر کس در هر سنی می تواند خود را تغییر دهد. تنها تفاوت بین مردم در زمانی است که به آن نیاز دارند تا بتوانند خودشان را تغییر دهند. برای عده ای این مدت بسیار طولانی است و سال های زیادی از عمرشان می گذرد تا دریابند باید باورشان را تغییر دهند، اما عده ای هم در یک لحظه به این نقطه مهم زندگیشان می رسند.
باید یاد بگیرید که تغییر کنید و تغییر دهید. این کار شاید به راحتی نشستن پشت کامپیوتر و شروع یک بازی مهیج است ، باور کنید به همین سادگی . اما اگر روش تغییر کردن را پیدا نکنید مجبورید که سال های سال با باورهای اشتباه زندگی کنید که مانع رشد شما هستند.
بسیاری از مردم از تغییر می ترسند. آن ها می گویند: من سال هاست به همین روش زندگی کرده ام . این جمله طلایی را روی یک کاغذ بنویسید و در جلوی چشمتان قرار دهید: معادله زندگی گذشته با آینده برابر نیست .
جریان زندگی مثل رودخانه به جلو حرکت می کند. هرگز نباید آنچه را درگذشته انجام داده اید و از آن نتیجه ای نگرفته اید را به فراموشی بسپارید. بازهم امتحان کنید، حتما با روش دیگری به نتیجه خواهید رسید. اگر انعطاف پذیر باشید می توانید شیوه خود را تغییر دهید. اگر روشی غیر از برخورد دوستانه با عادت های خود پیش بگیرید همواره مأیوس می شوید. هیچ وقت مشکل روزهای گذشته حتما در آینده هم اتفاق نمی افتد. گذشته تنها مثل یک منبع اطلاعاتی است . باید عقاید را تغییر داد و باورهای جدیدی در ذهن کاشت .
از بهترین باورها این است که همیشه راهی برای حل مشکلات وجود دارد. همیشه و در هر موقعیتی می توان به نتیجه رسید. اصلا مهم نیست تا به حال چه بر سرتان آمده است. اگر باور کنید که هر مشکلی راه حلی دارد. پس حتما راه حل آن را پیدا می کنید. فکر انسان بر همان موضوعاتی متمرکز می شود که درباره اش سوال داریم . چشمان خود را ببندید و یک نفس عمیق بکشید. یک باور قدیمی که مثل زنجیرهای سنگینی دور مچ پایتان چسبیده است را پیش رو مجسم کنید، با خودتان روراست باشید و فکر کنید که این زنجیرهای کهنه تا به حال چه مشکلات و سختی هایی برایتان به وجود آورده اند. از کم تا زیاد مشکلات را بررسی کنید. کم کم خود را به آینده بسپارید و در رویا ببینید که این باور نادرست چه محدودیت ها و ضررهایی را همچنان برایتان به ارمغان می آورد.
سال هاست که با این عقاید مخرب زندگی کرده اید و آنها را تغییر نداده اید، به راستی چه بهایی بابت حفظ آنها پرداخته اید. اگر داشتن چنین سرنوشتی برایتان ناراحت کننده است پس نباید دست روی دست بگذارید، چشم هایتان را باز کنید، خدا را شکر هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده است . اگر دست به کار نشوید دیگر دیر می شود.
اگر باورهای جدیدتان را انتخاب کرده اید دوباره شروع می کنیم . حالا تصور کنید در پنج سال بعد قرار دارید، چقدر پیشرفت کرده اید؟ از اوضاع راضی هستید.
به آیینه که نگاه می کنید، می خندید و پر انرژی و سرزنده هستید. احساس جوانی می کنید. تصور کنید که اگر باقی عمرتان را به همین خوبی زندگی کنید چه احساسی دارید؟ خوب فکر کنید، شما در مرحله تصمیم گیری هستید، به راستی کدام سرنوشت را انتخاب می کنید. از قدرت ، انرژی ، موفقیت ، خوشحالی و امنیت استقبال کنید.

 
 
قواعد زندگی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢
 

۱) بر این باور باش که عشق و دستاوردهای عظیم، در برگیرنده مخاطرات بزرگ است.


۲) آنگاه که می بازی، از باختت درس بگیر.


۳) سه اصل را دنبال کن:
ـ محترم داشتن خود
محترم داشتن دیگران
ـ جوابگو بودن در قبال تمام کنش های خود


۴) به یاد داشته باش، دست نیافتن به آنچه می خواهی گاهی از اقبال بیدار تو سرچشمه می گیرد.


۵) قواعد را فرا گیر تا به چگونگی شکستن آنها به گونه ای شایسته، آگاه باشی.


۶) نگذار ستیزه ای خُرد بر ارتباطی پرقدرت، خللی وارد سازد.


۷) هرگاه به اشتباه خویش پی بردی، بی درنگ گامهایی برای اصلاح آن بردار.


۸) هر روز مجالی را صرف خلوت کردن کن.


۹) آغوشت را به سوی دگرگونی بگشای، امّا از ارزش های خود دست برندار.


۱۰) به یاد داشته باش، خاموشی گاهی بهترین پاسخ است.


۱۱) نیکو و آبرومند زندگی کن، آنگاه به وقت سالخوردگی، هنگامیکه به گذشته بیندیشی، از زندگی ات دیگر بار لذت خواهی برد.


١٢) در ناسازگاری ها با افراد مورد علاقه ات، تنها به وضعیت فعلی بپرداز، گذشته را بزرگ نکن.


۱٣) دانش خود را تسهیم کن، که طریقی برای دستیابی به جاودانگی است.


١۴) با زمین مهربان باش.


١۵) سالی یکبار به جایی برو که پیشتر هرگز در آنجا نبوده ای.


١۶) کامیابی خود را به داوری بنشین، از آن طریق که بدانی چه واگذارده ای تا کامیابی را بدست آوری.

 


 
 
10 اشتباه که هر مشاجره ای را بدتر می کند:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢
 

 

داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد صمیمیت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می شود.

١اجتناب از دعوا به طور کل:
به جای صحبت کردن درمورد مشکلات در یک جو آرام و توام با احترام برخی افراد سعی می کنند هیچ چیز درمورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می دهند. این به نظر راهی کم استرس تر می آید-که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید—اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می کند چون با آن انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر درمورد مشکلات خود با هم بحث کنید.

٢_ حالت دفاعی گرفتن:
بعضی ها به جای اینکه گله و شکایت های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می کنند هرگونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت استرس را در کوتاه زمان کمتر می کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.

٣_ تعمیم افراطی:
بعضی ها وقتی اتفاقی می افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می دهند. هیچوقت جملات خود را با "تو همیشه….” یا "تو هیچوقت…” مثل "تو همیشه دیر میای خونه” یا "تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی” شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.

۴_ حق داشتن:
اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش "درست” و روش "غلط” وجود دارد، و روش شما همیشه "درست” است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش "درست” یا "غلط” محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.

۵_ روانکاوی:
بعضی ها به جای اینکه درمورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می کنند که می دانند که طرفشان به چه چیز فکر میکند یا درمورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می آیند، پیش خودشان فکر می کنند که برای او اهمیت ندارند. این کار دشمنی و سوءتفاوم بین دو طرف ایجاد می کند.

۶_ گوش ندادن:
بعضی افراد به جای اینکه خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می کنند، چشمانشان را اینطرف و آنطرف می گردانند یا به آنچه خودشان می خواهند در جواب بگویند فکر می کنند. اینکار باعث می شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرفهای همدیگر را دست کم نگیرید.

٧_ تقصیر را گردن دیگری انداختن:
بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می کنند. هیچوقت ضعف های خود را قبول نمی کنند و به هر قیمتی که شده دربرابر آن ایستادگی می کنند چون فکر می کنند با قبول ضعف هایشان از اعتبارشان کم می شود. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.

٨_ سعی در برنده شدن در دعوا:
هدف از بحث بین دو نفر باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اید.

٩_ حمله های شخصیتی:
گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی ازطرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد میکنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را اینطرف و آنطرف خانه می اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و برچسب تنبل بودن و بی ملاحظه بودن را به او می چسباند. این روش در هر دو طرف درک و احساس نادرست ایجاد می کند. یادتان باشد که درهر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.

١٠_ توپ را به زمین مقابل شوت کردن:
وقتی یک طرف می خواهد در مورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می رود. این نوعی بی احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت های خاص، حتی اهانت آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می شود. اینکار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید.

” و بطور کلی به جای اینکه دست به هر کاری بزنید که به او بفهمانید که دوستش دارید به او بگویید که دوستش دارید.


 
 
پرخاشگری چیست؟
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢
 


رفتار پرخاشگرانه را خشونت و کلام پرخاشگرانه را پرخاشگری گویند . اعمال خشونت به دو شیوه جسمانی و کلامی است و هدف هر دو یک موضوع است.
یکی از موضوعاتی که آسیبهای بسیار جدی به ارتباط میان زوجین وارد می کند، خشونت است. ممکن است بتوانید با سعی بسیار، همسرتان را برای خشونتی که نسبت به شما داشته، ببخشید ؛ ولی فراموش کردن آن، به ویژه اگر تکرار شود بسیار مشکل و حتی غیر ممکن است.
خشونت، رفتاری است که در آن، یک نفر با عمل یا کلام به فرد دیگری حمله می کند و او را مورد آزار و اذیت جسمانی یا روانی قرار می دهد. آنچه درانجام خشونت بسیارآزار دهنده می باشد، تحقیری است که نسبت به فرد مقابل صورت می گیرد.
افرادی که از خشونت استفاده می کنند، همواره خود را محق می دانند و اعتقاد دارند فرد مقابل با رفتاری که داشته، آنها را وادار به خشونت کرده است. بارها شنیده ایم که گفته‎اند: « وقتی عصبانی می شوم کنترلی بر رفتارم ندارم، همسرم باید مراقب باشد تا مرا عصبانی نکند.»

 این جمله تکراری هیچ گونه توجیه منطقی ندارد و هرگز قابل قبول نیست. موضوع ناراحت کننده‎تر اینکه چنین افرادی پس از اعمال خشونت از همسرشان عذر خواهی می‎کنند و توقع دارند به سرعت بخشیده شوند و همه چیز به حالت عادی باز گردد که این غیر ممکن است.
ممکن است همسر افراد خشن، پس از تلاش بسیار و گذر زمان، آنها راببخشند، ولی فراموش کردن رفتار پرخاشگرانه آنها ممکن نخواهد بود. افراد پرخاشگر باید به یاد داشته باشند تکرار این گونه رفتارها موجب می شود همسرانشان نتوانند آنها را عمیقاً دوست داشته باشند و این امر قطعاً منجر به دوری قلبها خواهد شد.
به یاد بسپاریم شاید در مواقع بسیاری، پرخاشگری های کلامی، آسیب بیشتری به همسر ما بزند. همسران توقع دارند همواره و درهرشرایطی احترام بین ایشان حفظ شود که این یک انتظار منطقی است. همسر ما درهرشرایطی انتظار دارد از او حمایت کنیم و این با پرخاشگری در تضاد مطلق است.
پرخاشگر، یاد گرفته است هرزمان که دچار ناکامی یا ناراحتی شد، از پرخاشگری استفاده کند؛ همه ما می دانیم رفتار یاد گرفته شده را می توان کنار گذاشت.


عمده ترین مشخصه افراد پرخاشگر پایین بودن اعتماد به نفس و ناتوانی در برقراری یک ارتباط انسانی است.

 معمولاً افراد پرخاشگر، زمانی چنین رفتاری دارند که در وضعیت قدرت یا برتری باشند ؛ یعنی زمانی که فرد مقابل آنها قوتی تر باشد، پرخاشگری نخواهند کرد که این نشان می دهد افراد پرخاشگر، حسابگرانه پرخاشگری می‎کنند.
توجه داشته باشید اگر پرخاشگری از طرف یک شخص غریبه باشد، شاید آن را فراموش کنید، ولی این برخورد از سوی عزیزانتان یا افرادی که به شما نزدیک ترند ، به خصوص از طرف همسرتان، اثرات مخرب بسیار قوی تر و ماندگارتری خواهد داشت. بخش خطر آفرین رفتارها یا کلمات پرخاشگرانه این است که افراد دیگری که شاهد این رفتارها هستند، پس از آن به خود اجازه می دهند به همسرتان بی‎احترامی کنند و حتی فرزندان شما نیز این روش را خواهند آموخت و هر زمان که احساس ناراحتی کنند، به راحتی به دیگران پرخاش خواهند کرد.

برای آن که از این پس نسبت به همسر خود خشونت به خرج ندهید، این دو نکته مهم را به خاطر بسپارید:

١_ آنچه برای خود می پسندید، برای همسرتان نیز بپسندید .
٢_در ذهن خود تکرار کنید که درهیچ موقعیت و به هیچ دلیلی، حق ندارید نسبت به همسرتان با خشونت رفتار کنید.

 


 
 
نکات کلیدی حل مسائل فردی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢
 

ما در زندگی روزمره خود به طور مداوم در حال حل مسئله هستیم. برخی از این مسائل ساده هستند، ولی برخی دیگر به فعالیت های فکری پیچیده ای نیاز دارند. مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند، استرس روانی ایجاد می کنند که در نهایت به فشار جسمانی منجر می شوند. توانایی حل مسئله ما را قادر می سازد تا به طور مؤثرتری مسائل زندگی را حل کنیم.

 حل مسئله اجزایی دارد که عبارتند از:

▪ تشخیص علل مشکلات و ارزیابی دقیق آنها
▪ درخواست کمک
▪ مصالحه (برای حل تعارض)
▪ آشنایی با مراکزی برای حل مشکل
▪ تشخیص راه حل های مشترک برای جامعه
ممکن است بپرسید که ضعف در توانایی حل مسئله چه مشکلاتی ایجاد می کند واقعیت آن است که تحقیقات بی شماری در سطح جهان نشان می دهند که ضعف یا ناتوانی در مهارت حل مسئله با مشکلات و مسائل مهم بهداشتی و اجتماعی مرتبط است. برخی از این مسائل عبارتند از خودکشی، اعتیاد، بی بند و باری، ابتلا به ایدز و بزهکاری. حجم وسیعی از تحقیقات نشان می دهد که هرچه فرد توانایی بیشتری در حل مسئله داشته باشد، به همان اندازه در زندگی خود موفق تر و سالم تر خواهد بود.
مهارت حل مسئله به افراد کمک می کند تا به صورت منطقی و منظم به حل مسائل و مشکلات خود بپردازند.

در حل مسئله باید به نکاتی توجه داشت:


۱) رویکرد صحیح نسبت به مسئله
برخی از افراد زمانی که با مشکل یا مسئله ای مواجه می شوند، شروع به سرزنش دیگران می کنند. معمولاً این افراد اعتقاد دارند که:
▪ انسان قوی در زندگی خود دچار مشکل نمی شود.
▪ روبه رو شدن با مشکلات نشان دهنده ضعف و ناتوانی است.
▪ اگر انسان درست عمل کند، هیچ گاه در زندگی خود با مشکل روبه رو نمی شود.
▪ اگر مشکلی وجود دارد، حتماً مقصری هم وجود دارد، باید مقصر را پیدا و تنبیه کرد.
▪ مشکلات یا بعضی از مشکل ها را نمی توان حل کرد.
▪ در زندگی باید سعی کرد که اصلاً مشکلی پیدا نشود.
نکته مهم آن است که همه باورهای بالا اشتباه هستند و باعث می شوند فرایند حل مسئله از همان ابتدا به بیراهه برود. در فرایند حل مسئله اولین قدم آن است که نگرش درستی به مسئله داشته باشیم، یعنی با خود بگوییم: روبه رو شدن با مسئله در زندگی یک امر طبیعی است و هر کسی در زندگی با مشکل روبه رو می شود، مهم این است که بدانم حالا که با این مشکل روبه رو شده ام، چه کار باید بکنم تا این مشکل حل شود.


۲) تعریف دقیق مسئله
یکی دیگر از مراحل مهم حل مسئله که گاهی مورد غفلت قرار می گیرد، مرحله تعریف دقیق مسئله است. در واقع تا صورت مسئله به درستی روشن و آشکار نباشد، نمی توان آن را حل کرد. بیان کلی مشکلات به صورت مبهم و کلی برای حل مسئله کافی نیست، بلکه باید دقیقاً روشن کرد که مشکل چیست و چرا به وجود آمده است در بیشتر مواقع مشکلات روشن و قابل تشخیص نیست و فرد باید تلاش کند تا بتواند دقیقاً ابعاد مشکل یا مسئله را تعریف کند.


۳) پیدا کردن راه حل های متعدد و فراوان
در این مرحله فرد باید تلاش کند تا برای مسئله، راه حل های متعددی به دست آورد. در این مورد لازم است فرد از تکنیکی به نام «بارش فکری» استفاده کند، به این معنا که هر راه حلی که به ذهنش می رسد را روی کاغذ بنویسد، حتی راه حل های غیرمفید و بی اهمیت. این تکنیک موجب سیال شدن ذهن می شود. برای پیدا کردن راه حل های زیاد و متنوع، فرد باید از منابع اطلاعاتی زیادی استفاده کند یعنی هر چه فرد اطلاعات زیاد و متنوعی در رابطه با مشکل خود به دست آورد، راه حل های بیشتری به ذهن او می آید. یکی از منابع اطلاعات می تواند افراد متخصص و با تجربه در زمینه همان مسئله باشد. مثلاً اگر مشکل فرد بهداشتی یا درمانی است، بهتر است اطلاعات دقیق را از پرسنل بهداشت و درمان مثل پزشکان یا پرستاران به دست آورد.


۴) ارزیابی و انتخاب راه حل ها
بعد از این که فرد راه حل های زیادی به دست آورد، باید با استفاده از تفکر نقاد، آنها را ارزیابی کند. مهم آن است که هر کدام از راه حل ها ارزیابی، بررسی و سنجیده شود. بهتر است فرد از روش «اگر ... آنگاه ... خواهد شد» استفاده کند. این تکنیک باعث می شود قبل از آنکه فرد اقدامی کند، بتواند پیامدهای اقدامات خود را ارزیابی کند، سپس یکی از راه حل های مفید و کم هزینه تر را برای اجرا انتخاب کند.


۵) اجرای راه حل ها
بعد از انتخاب بهترین راه حل، مراحل اجرای آن باید روشن شود. بهترین راه حل ها اگر اجرا نشوند، فایده ای نخواهند داشت. راه حل ها را برای حل مسئله به ترتیب اولویت باید اجرا کرد. نشانه بهترین راه حل، کم هزینه تر بودن، مفید تر بودن و نزدیک ترین راه برای حل مسئله است. اگر از یک راه حل امکان برطرف شدن مشکل میسر نشد، نباید ناامید شد بلکه باید راه حل های دیگر را امتحان کرد.


والدین باید برای تقویت مهارت حل مسئله در فرزندان اقداماتی انجام دهند، از جمله:


۱) کمک کنند تا فرزندان به کسب توانایی مهارت حل مسئله در زندگی خود بیشتر احساس نیاز کنند.


۲) برای تقویت مهارت حل مسئله در فرزندان باید به خصوصیات شخصیتی، احساسی و رفتاری آنان به طور ویژه توجه کنند.


۳) در طرح حل مسئله به شرایط زمان و مکان نیز توجه داشته باشند که آیا شرایط برای بیان آن مسئله آماده است یا خیر؟


۴) از طریق همدلی با فرزندان می توانند آنان را در حل مسئله کمک کنند.


۵) برای حل مسئله ضروری است اطلاعات دقیق و لازم را از منابع مطمئن به دست آورند.


۶) با ایجاد باور و نگرش مثبت در فرزندان می توان در حل مسئله گام های مؤثرتری برداشت.


۷) اگر فرزندان برای حل مسئله از آنها کمک خواستند، بلافاصله راه حل ارائه نکنند، بلکه ابتدا از او بپرسند خودت چه راه حل هایی به ذهنت می رسد و بعد به صورت غیرمستقیم او را در حل مسئله یاری کنند.


۸) از طرح مسئله از سوی فرزندان استقبال کنند.


۹) از به کار بردن جملاتی مانند «مشکل خودت است» و «به من ربطی ندارد» خودداری کنند.


۱۰) به فرزندان یاد دهند که همیشه اولین راه حل بهترین راه حل نیست و حتماً نیاز به بررسی بیشتر و دقیق تری دارد.


۱۱) به فرزندان آموزش دهند که همیشه کوتاه ترین راه، بهترین راه نیست.


۱۲) به فرزندان یاد دهند که در مواجهه با انبوهی از مشکلات به هم تنیده سعی کنند تا مشکلات را از نظر اهمیت و مهم بودن اولویت بندی کنند.


۱۳) به فرزندان بیاموزند که اگر راه حلی را انتخاب کردند ولی به نتیجه نرسیدند، مأیوس نشوند و به دنبال راه حل های دیگری برای حل مشکل باشند، چراکه شکست یک راه حل، پایان تمام راه حل ها نیست.


۱۴) اگر اجازه دهند فرزندان پاسخ سؤالاتشان را خود کشف کنند، در سنین بالاتر توانایی حل مسئله در آنها قوی تر خواهد بود.


۱۵) تمسخر راه حل های اولیه در فرزندان، کسب توانایی حل مسئله را در آنها به تأخیر می اندازد.


 
 
چگونه با بی حوصلگی مبارزه کنیم ؟
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱
 

بی حوصلگی هنگامی روی می دهد که ما دیگر به اطرافیان، اشیای پیرامون خود و فعالیتهای روزمره خود علاقه مند نبوده و از آنها لذت نمی بریم. بی حوصلگی در واقع فقدان تنوع و انگیزش در زندگیست. یکی از خصوصیات انسان تنوع طلبی و نیاز به تغییر مداوم در شکل و نوع محرکات بیرونی است. سازگاری حسی سبب می شود ما از فعالیتهای تکراری به ستوه آییم. سازگاری حسی یعنی: کاهش حساسیت حواس زمانی که در معرض مداوم یک عامل محرک ثابت و تغییر ناپذیر قرار می گیرند.
مثلا پس از خرید یک تلفن همراه نو شوق و ذوق فراوانی داریم اما پس از گذشت یکی دو ماه همان تلفن همراه برایمان تکراری و ملال آور می شود.
همین عامل در روابط زن و مرد نیز مصداق دارد. اما باید آگاه بود که تنوع طلبی یک ویژگی ذاتی انسانها بوده و می بایست در برخی موارد آن را تحت کنترل درآورد و برایش محدودیت قائل شد. حتی اگر مردی همسر زیبایی هم داشته باشد ممکن است خدای ناکرده به زنان دیگر مخفیانه نگاه کند حتی اگر آن زنان نازیبا و زشت باشند. چرا که نزد آن مرد زیبایی همسرش دیگر تکراری و عادی گشته و به عبارتی به چهره وی عادت کرده است. اما همین مرد باید مطلع باشد که این دور باطل هیچگاه به کمال خشنودی منتهی نمی گردد.
بنابراین باید برای برخی امور در تنوع طلبی محدودیت قائل شویم و گرنه مجبور خواهیم شد همیشه بی حوصله و دلزده باقی بمانیم و طعم رضایت را نچشیم. یکی از نکات بسیار مهم در روابط این است که زن و مرد هر آنچه که دارند را یک باره رو نکنند. یعنی تمام مهارتها، خصوصیات اخلاقی و شخصیتی، آرزوها، اسرار، برنامه های آینده، هدفهای بلند مدت و کوتاه مدت و غیره. چون زمانی که مثلا دختری از تمام راز و رمز، مهارتها و شیرین کاری های یک پسر آگاه شود دیگر چیزی باقی نمی ماند که حس کنجکاوی دختر را نسبت به آن پسر برانگیزد و رابطه از هیجان و تب وتاب می افتد. مانند فیلمی که وقتی از ابتدا تا انتهای آن را مشاهده می کنیم دیگر بندرت پیش می آید که بخواهیم مجددا نگاهش کنیم اما اگر همین فیلم به صورت سریال نمایش داده شود هم هیجانش بیشتر می شود و هم کنجکاوی بیننده برای سر درآوردن از ادامه داستان. اما این بدین معنا هم نیست که به طرف مقابلمان دروغ بگوییم و شخصیت اصلی خود را کتمان کنیم بلکه باید به گونه ای پیش برویم که در هر یک از ملاقات هایمان یک سخن، مطلب، خبر یا برنامه تازه در چنته داشته باشیم. خلاصه باید پیش بینی ناپذیر باشیم.

برای غلبه بر بی حوصلگی در زندگی از این راهکارها سود برید:

۱) سعی کنید هر از چند گاهی در زندگی خود تغییراتی هر چند جزئی ایجاد کنید.

۲) بی کاری و فقدان فعالیت یک عامل مهم در ایجاد بی حوصلگی ست. دست به کار شوید با نشستن و به نقطه ای خیره شدن چیزی عوض نمی شود. برخیزید و به کاری مشغول شوید.

۳) حس پوچی و این باور که زندگی، شغل و فعالیتهای شما بی معنی است می تواند شما را تا مرز افسردگی پیش برد. شما نباید زندگی خود را یک دایره بی پایان و هدف بدانید. این وظیفه خود شماست که به زندگی خود معنا بخشید.

۴) هر روز یک چیز جدید یاد بگیرید و به علم خود بیفزایید.

۵) خود را به چالش بکشانید. به فعالیتی دست بزنید که در شما استرس ملایمی ایجاد می کند. مانند برد و باخت (در بازی، ورزش) یا پذیرش ایده های جدید.

۶) به یاد داشته باشید که هیچ چیز کسالت بار و خسته کننده نیست بلکه این ذهن بی حوصلگی شماست که همه چیز را کسل کننده می بینید. بی حوصلگی یک امر نسبی و درونیست. افکار خود را تغییر دهید تا احساسات شما نیز تغییر یابند.

۷) حس کنجکاوی خود را بر انگیزید. نسبت به پیرامون خون بی تفاوت نباشید. سعی کنید از همه چیز سر در بیاورید.البته به غیر از مسائل شخصی دیگران.

۸) خیال پردازی کنید. خیال پردازی بیش از حد سبب دور افتادن شما از واقعیتها و حقایق می گردد اما از تخیل خود می توانید در رفع بی حوصلگی کمک بگیرید. خیال پردازی کنید و به آرزوهای خود دست یابید.

۹) تکرار فعالیتهای روزمره یا از روی عادت بسیار خسته کننده است. بنابراین دیگر ایده ها، گزینه ها واحتمالات را هم انتخاب کنید. مثلا هر روز برای صبحانه چای شیرین نخورید، یک روز هم قهوه یا شیر بخورید یا هر روز سر یک ساعت فعالیت خاصی را انجام ندهید. هراز گاهی طرز لباس پوشیدن یا مدل موی خود را تغییر دهید.

۱۰) هر بار سر قرار ملاقات یک دست لباس مشابه به تن نکنید یا در کافی شاپ فقط میلک شیک سفارش ندهید. با یک هدیه بدون مناسبت طرف مقابل خود را غافلگیر کنید.

۱۱) تکراری نباشید.



 
 
تعریف کمرویی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱
 

کمرویی، صفت فردی است که به خاطر ترسویی،احتیاط کاری وعدم اطمینانش،نزدیک شدن به آن مشکل است.فردکمرو هشیارانه ازمواجهه باافراد یا چیزهای مشخص یا انجام کاری همراه آنان بیزار است. در گفتار یا کردار خودملاح??ه کاراست،از ابراز وجود بیزار است وبه طور محسوسی ترسوست.ممکن است فرد کمرو کناره گیر یابی اعتماد ویاازخمیر مایه ی دیگری باشد: شخصیتی پرسش انگیز، بی اعتمادومشکوک.
فرهنگ لغت، کمرویی رابه عنوان ناراحت بودن در حضوردیگران تعریف می کند.امابه نظرنمی رسد که این تعریف مطلب زیادی به آنچه عموماَدرباره کمرویی می دانیم بیفزایدهیچ تعریف واحدی کفایت نمیکند. زیراکمرویی برای افراد مختلف دارای معانی متفاوت است.کمرویی شرایط پیچیده ای است که آثارمختلفی بر جای می گذارد، از ناراحتی مختصر تاترس بی مورد از مردم وروان رنجوری حاد.



علل کمرویی:

 
• وجودفردکمرو در خانواده مثل پدر،یامادرکمرو الگوگیری کودک ازاو


• تحقیرکودک در خانه ومدرسه


• برچسب کمرویی بر کودک زدن وتلقین کمرویی به او


• مقایسه کودک با دیگران


• توقع بیش از حد از کودک داشتن


• تجارب منفی کودک درموقعیت های مختلف


• نقل مکان های مکرر خانواده


• ترتیب توالد


• طلاق یامرگ یکی از والدین


• آرمان گرایی والدین ویا جامعه


راه های پیشگیری ازکمرویی در کودکان :


«« ازکودک خود،آدمی خجول نسازید»»


بیشتراوقات خجالت هنگامی درطفل ایجادمی شود که اودرزندگی خانوادگی خودتکیه گاه مطمئنی نمی یابدتابااطمینان واعتمادبه آن، شخصیت خویش راثبات بخشد.همین کمبودباعث می شود که کودک شما ازتجربه کردن وقایع تازه و عجیب برحذرباشد .ممکن است شما اظهارکنیدکه:“ من چندفرزنددارم، اما چرا فقط این یکی کمرو شده؟” توجه داشته باشید حتی در یک خانواده که نحوه تعلیم وتربیت درآن یکسان است همه افراد بهره ی یکسانی از آن نخواهندبرد. پس اگر متوجه کمرویی فرزند خودشدید،به هیچ وجه اورابافرزندان دیگر مقایسه نکنید.هم چنین نباید رفتار وکرداراورا تایید کنید مثلا بگویید:“آفرین چه دختر ساکتی! ویااو بچه بسیار خوبی است،همیشه گذشت می کند.”
بدانید که کودک شما مثل شاخه نورس وتری، دردستان قدرتمند شماست.پس بافرزند خوددرکمال دقت وظرافت رفتارنمایید، زیراکمرویی ویابرعکس اعتماد به نفس او،درخانواده شکل می گیرد.
از کودک خود توقع انجام کارهای محال رانداشته باشید .
سعی کنید انجام کارهایی را از کودک درخواست نماییدکه می دانید ازعهده آنهابرمی آید.ومثلا اگردردوره ی ترس های کودکانه است ازاونخواهید که در استخری از آب بپرد ویابه زیرزمین تاریک برود.
زیاد ازحدنگران فرزند خود نباشید .
اگرترس ونگرانی شمادر موردفرزندتان زیادازحدباشد،ناخودآگاه این ترس رابه کودکتان نیز منتقل می کنید.اگر این روش را ادامه دهید،امکان عمل وابتکار را ازاومی گیرید.سعی کنید همه چیز را از قبل برای آماده نسازید،بلکه به او کمک کنید تا بتوانددربرابر موقعیت هایی که احتمال خطر درآن می رود عکس العمل مناسبی نشان دهد.درضمن سن و سال اورا ازیادنبرید واورابه انجام کارهای ساده تشویق کنید که از هر عامل دیگری در تصحیح رفتارش مناسب تراست.
ابتکارات کودک را دست کم نگیرید.
به کارهای کودک خودبها بدهید وبدانید که او در حدتوان خودتوانسته کارهایی هرچندکوچک راانجام دهد.نکته مهم آن است که اوبه خود وبه نیروی خود اطمینان پیداکند ونتایج کارهای خویش را بسنجد.تجربه اندوزی فعلی اوست که اساس رشدش رادرآینده فراهم میکند. ازگفتن جملات هشدار دهنده مثل:“ مواظب باش ویــا حواست راجمع کن”خودداری کنید وبه جای این القاآت منفی،محیط اورا ازعوامل خطرزاتخلیه کنید.


تولد نوزاد جدید:


تولد نوزاد جدید همواره باواکنش های خاصی از جانب کودک بزرگتر همراه بوده است.تنهاراه درمان دراین موقعیت ،عبارت است ازسهیم کردن اودرمراقبت ازنوزاد وبدترین روش آن است که مثلا مانع ازدست زدن اوبه نوزاد بشویم.به خصوص درروزهای اول تولد در مقابل کودک ارشد به نازونوازش نوزاد نپردازیم واین کارراحتمادرغیاب کودک بزرگتر انجام دهیم.
کودک راازمدرسه نترسانید.


ورود به مدرسه رادروازه ی دخول به اجتماع فرزندتان بدانید وهرترس وتردیدی رااز دل دورکنید.کودک راباتنبیهات احتمالی مدرسه نگران نسازید.توجه داشته باشید که کودک در صورتی این گام های نخستین را با موفقیت برخواهدداشت که والدین با عقل وتدبیر، اوراآماده ی این کار ساخته باشند.سعی کنید اورابه حال خودواگذاریدتا تجارب تلخ وشیرین این ایام راخود تجربه کند وبیش از حد نگران اونباشید.


کشف عوامل جاذب:


به کودکان در کشف هرچیز جذب کننده ای که دروجودشان هست کمک کنید واز امروز به تعریف کردن ازفرزندخودتان به خاطرتمام چیزهای جذب کننده ای که دراعمال ووجوداومی یابید،بپردازید.
عرصه ی برخوردهای کودک رابامحیط خارج گسترش دهید.
شرایطی به وجودآوریدکه کودکان نحوه ی استفاده ازمعلومات کودکان دیگررا، به عنوان یک منبع فرابگیرند واز یکدیگر کمک بخواهندوبه یکدیگرکمک کنند.هدف، تمرین وتشویق همکاری،اشتراک مساعی ودوستی برای ایجاد یک جامعه دموکراتیک است.علاوه برآن بازی ها واسباب بازیهایی که به دوبازیکن یابیش ترنیاز دارند باید برای تقویت بازی اشتراکی در دسترس باشند.


کودکان را وابسته به خودنکنید:


فرزندان یا شاگردان خودراصرفا به این دلیل که بهترمی توانید آنان راتحت کنترل یا سازمان دهی در آورید،تشویق به وابستگی نکنید.وابستگی مانندشکلات کشی است،هرچند مزه ی آن خوب است اما همیشه در آخرکار،به دندان شمامی چسبد.


حس قبول مسئولیت رادرکودکان تقویت کنید .


به کودکان یادبدهیدکه مسئول کارهای خودشان باشند.کودکان راتشویق کنید که درمقابل دیگران نیزمسئول باشند،البته نه فقط در کمک کردن به افراد سالمند برای عبور از خیابان،بلکه در کمک کردن به خواهران وبرادران در انجام کارهای خانه، کمک به شمادرزمان ناراحتی یا کمک به همکلاس هایی که نیازمند یاری می باشند.


کودک رااز شکست نترسانید.


بروز برخی اشتباهات را مجازبدانید وبگذارید کودک با صرف وقت کافی متکی به نفس ترشود.کودکان کمرو به دلیل اضطراب ناشی ازشکست درکاریاانجام نادرست عملی از انجام هرکاری می ترسند.به کودکان بیاموزید به استقبال مخاطرات حساب شده بروند وشکست را متحمل شوند.


احساس لذت درتنهایی:


ترتیبی بدهید که کودکان به هنگام تنهایی باخودشان راحت باشند.تنهایی،زمانی که به عنوان ابزاری برای برقراری ارتباط باخود انتخاب می شود می تواند تجربه ای مثبت باشد.این به آن معناست که مکان هایی اختصاصی واوقاتی فردی در اختیارکودک شما قرارداده شود.هم چنین به آن معناست که زندگی کودک رابافعالیت های گروهی برنامه ریزی شده پرنکنیم.بنابرموقعیت حتی به آن معناست که کودک رابه انجام فعالیت های انفرادی مانند پیاده روی در اطراف منزل،رفتن به موزه وسینما،یا کودکان بزرگتر رابه گردش درپارک تشویق کنیم.


نوازش،اطمینان وعطوفت:


سعی کنیدفرزندان خود(به خصوص فرزندان کمرو) را ،قدری بیشترنوازش کنید.تماس جسمانی باعث می شود که کودک احساس طرد شدن نکند.این کاراحساس رضایت رادراو ایجاد می کند وواقعیت وجودی اوراموردتأییدقرامی دهد.
والدین محترم بدانند که دستورالعمل هایی که ذکرشد،بسیار ساده وعملی است.بااین حال اگر بازهم احساس نمودید که فرزند کمرویی دارید،هرگز مایوس نشوید وخودرانبازید،بهترین کاراین است که کاررابه کاردان بسپاریدوازکارشناسان متخصص کمک بخواهید.در ضمن سعی کنید که رفتارتان کاملا طبیعی باشد.در این صورت کودکان هم آرامش خاطر پیدامی کنند وروند درمان به سرعت پیش خواهد رفت.

 




 
 
فرهنگ معذرت خواهی در خانواده:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٠
 

"عذرخواهی" می‌تواند به افزایش سطح اعتماد بین فردی منجر گردد. اعتماد، حالت ارزشمندی است که در روابط بین فردی به خصوص در روابط افراد خانواده همیشه مورد جستجو و ارزیابی قرار می‌گیرد.

 


 
 
توصیه هایی برای لذت بردن از زندگی مشترک:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٠
 

اگر به‌تازگی زندگی مشترک خود را آغاز کرده‌اید، با رعایت نکات ساده و در عین حال، بسیار حساس زیر، می‌توانید از زندگی‌تان لذت‌ برده و برای همسرتان، همراهی همیشگی باشید:


 
 
انواع ترس و راهکارهای درمانی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٠
 

 

واکنش فرد در برابر محرکهای تهدید آمیز ترس نامیده می شود . البته ترس همیشه جنبه ی نابهنجاری ندارد و حتی گاهی نیز مفید است ، زیرا یک هشدار در مقابل خطرات است ، لذا در طبقه بندی ترسها باید به ترسهای طبیعی نیز اشاره کرد و آگاهی از ترسهای طبیعی در کودک برای مربیان و درمانگران و مشاوران کودک جهت تشخیص ترسهایی که باید درمان شوند ، اهمیت دارد .


 
 
برای خودت زندگی کن نه برای دیگران:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٠
 

    1. تو برای هدفی به دنیا آمدی که باید به آن برسی.

 

  2.    از هر موفقیتی لذت ببر ولی به آن راضی نشو.

 

3 .    اگر از تمام توانمدیهای خود آگاه گردید موفقیت حتمی است.

4.    می توانید همانی شوید که خود می خواهید.

5.    والدین با خشمگین نشدن الگوی فرزندان خود خواهند شد.

6.    به فرزندان خود بگویید که از عادات بد خود شرمنده اید.

 7 .  گذر فصل های احساس را بر خود پذیرا شوید همچنان که توالی فصول را بر مزارعتان.

8.  موفقیت راز نیست نظم و نظام است.

9.  کسی که چون و چرای زندگی برایش حل شود می تواند هر نوع چون و چرایی را تحمل کند.

10. هیچ اصل و قاعده ای هرگز مفید نخواهد بود مگر تبدیل به عمل شود.

11. هر چه بیشتر شاکر باشی شادتر خواهی بود.

12. اگر مردم به خودشان بیشتر گوش می دادند کمتر حرف می زدند.

13. از تنهایی به هیاهو نگریز چرا که تنهایی تو را با خودت مانوس می کند.

14. صبر داشته باش انتظار همیشگی نیست.

15. بزرگترین آزادی ما آزادی انتخاب رفتار و کردارمان است.

16. به رویاهای خودت عشق بورز.

17. هرگز به کسی اجازه نده تا رویاهای تو را زیر سوال ببرد.

18. رخدادها را نمی توان مهار کرد اما می توانیم واکنش هایمان را نسبت به آن انتخاب کنیم.

19. هزگز نقش قربانی را بازی نکن نگو من سزاوار چنین مصیبتی نبودم.

 


 
 
مثبت باشید:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٠
 



خودتان‌ را دوست‌ داشته‌ باشید:

لازمه‌ نگاه‌مثبت‌ به‌ جهان‌ این‌ است‌ که‌ نسبت‌ به‌ خودتان‌احساس‌ خوبی‌ داشته‌ باشید. این‌ بدان‌ معنی‌ نیست‌که‌ خود را کامل‌ بدانید، ولی‌ حداقل‌ خودتان‌ راخوب‌ و قابل‌ قبول‌ به‌ شما آورید. درباره‌ خود به‌طور مثبت‌ صحبت‌ کنید و از بی‌اعتبار ساختن‌ خودبپرهیزید.

نقطه‌ تمرکز فکری‌ خود را تغییر دهید:

زمانی‌ را صرف‌ فکر کردن‌ به‌ کارهای‌ کامل‌ و خوب‌خود بکنید و به‌ کوتاهی‌های‌ خود نیندیشید، اگرهر روز صبح‌ با این‌ تفکر بیدار شوید، روز را به‌ طرزخوبی‌ آغاز کرده‌اید. وقتی‌ در مورد خودتان‌احساس‌ راحتی‌ بیشتری‌ کردید، وقت‌ آن‌ می‌رسدکه‌ با چیزهایی‌ که‌ در شما نگرانی‌ ایجاد می‌کندمبارزه‌ کنید.

از جملات‌ مثبت‌ استفاده‌ کنید:

استفاده‌مکرر از جملات‌ مثبت‌ یک‌ حافظه‌ جدید وامیدوار در ذهن‌ ناهشیار شما خلق‌ می‌کند،بنابراین‌ پس‌ از چند بار تمرین‌ به‌ طور خودکاربیش‌تر مثبت‌ فکر می‌کنید، مثلا می‌توانید بگویید:هر روز و در هر طریق‌ من‌ بهتر و بهتر می‌شوم‌.
تا جایی‌ که‌ ممکن‌ است‌ جمله‌ مثبت‌ شما بایدتنها حاوی‌ کلمات‌ مثبت‌ باشد، بهتر است‌ کلماتی‌ که‌موجب‌ ترس‌ شک‌ یا شکست‌ می‌شوند به‌ کار نروند.تا از جمله‌ مثبت‌، نهایت‌ استفاده‌ را ببرید.

هرصبح بخوان :به خودم ایمان دارم ،به استعدادم ایمان دارم !

هرصبح با خود بخوان :من درلحظه زندگی میکنم .هرروز زندگی ام را ازنو اغاز میکنم .

فراموش نکن :تنها وقتی که خودت هستی ،بهترین هستی ،نه با تقلید ازدیگری.


 
 
تفاوت های ترس و اضطراب:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٠
 

 1 . ترس، ناشی از خطری است که در خارج وجود دارد و موضوع آن معین است، در حالی که اضطراب، موضوعی معیّن ندارد.

2 . عوامل تشکیل دهنده اضطراب، مبهم و مجهول اند ؛ ولی عوامل تشکیل دهنده ترس، معلوم و آشکارند.

3 . ترس، محرک شناخته شده ای دارد؛ ولی اضطراب، محرّکی ناشناخته و غیر مشخص که از ترس، مایه می گیرد.

4 . ترس، واکنش مشخصی دارد و صورت حمله یا عقب نشینی دارد ؛ ولی در اضطراب، فرد نمی داند چه باید بکند.

5 . میزان ترس، معطوف به وضعیّت محیط و عامل محرک است؛ ولی در اضطراب، چنین وضعی مبهم است.

6 . ترس، از یک موقعیت معلوم و اغلب متکی به زمان حال است ؛ ولی اضطراب، ممکن است متوجه گذشته و آینده باشد.

7 . ترس، نا امنیِ بیرونی است ؛ ولی اضطراب، نوعی ناامنی درونی.

8 . در ترس، آدمی می داند او را چه می شود، در حالی که در اضطراب، نمی داند. در نتیجه، دچار لرزش، سردرد، تپش قلب و... می شود.


 
 
معنای لغوی ترس و اضطراب:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٠
 

ترس از نظر ریشه شناسی، کلمه ای «اَوِستایی» از پارسی باستان است که معنای «خوف و بیم» را می رساند.

اضطراب واژه ای عربی از ماده «ض ر ب» به معنای «تکان خوردن و لرزیدن» است.بعضی لغت نامه ها معانی متعدّدی برای آن ذکر کرده اند: «آشفتگی، تشویش، پریشانی، نگرانی و...».

معنای اصطلاحی ترس و اضطراب:

ـ ترس، حالتی است هیجانی، ناشی از یک احساس ناامنی.

ـ ترس، حالتی است هیجانی که بر اثر اختلالی پدید آمده و رفتار عادی را از آدمی باز می ستاند.

ـ ترس، واکنشی است در برابر محرک های وحشتناک و آزار دهنده که سبب اجتناب از خطر است. ماهیت ترس، یک رفتار اجتنابی است که در آن آدمی به سوی مقصدی امن می گریزد و سعی دارد خود را از صحنه و موضوعی معیّن به دور بدارد.

ـ ترس، مکانیسمی دفاعی است که در آدمی احساس رمندگی به وجود آورده، زمینه را برای سلامت و امنیّت آدمی فراهم می آورد.

برای اضطراب، سه معنا ذکر کرده اند:

 1 . ترسِ مبهم .

2 . ترسِ ناشی از ناامنی.

3 . نگرانی از رفتار خود.

آنچه که درباره اضطرابْ آشکار است، این است که اضطراب، چیزی نیست جز دلهره ای مداوم و مزمن از چیزی که شناخته شده و قابل تعبیر نیست.


 
 
پند نامه:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٩
 

مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند

اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست . . .

رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد ، اما حتمی است . . .
... 

گروه اینترنتی گوناگون
غیرممکن کلمه ای است که فقط در فرهنگ لغت انسانهای احمق یافت می شود.
...کسی که از هیچ کس خوشش نمی آید،بدبخت تر از کسی است که هیچ کس دوستش ندارد.

گروه اینترنتی گوناگون
 
خدا روزی ده پرندگان است،اما روزی آنها را به داخل لانه نمی ریزد.

اشتباه را تصحیح نکردن،خود اشتباه دیگری است.

گروه اینترنتی گوناگون
مشکلات فرصتهایی هستند که به شما داده شده اند تا بتوانید

جوهر وجود خود را بروز دهید و حداکثر تلاش خود را بکنید.

راز بزرگ زندگی در شکیبایی است و نباید به خاطر یک آینده ی مبهم زمان حال را بر خود تلخ نمود.

گروه اینترنتی گوناگون

دنیا آنقدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست

به جای آنکه جای کسی را بگیرید،تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید.

رمز کلیه پیروزی ها، اراده است.
 
گروه اینترنتی گوناگون
وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم یک دوست واقعی باشد.
ا نسان خوراک زمین است.

گروه اینترنتی گوناگون
اگرسازنده ی قفس معنای پرواز را می دا نست،از کارش دست می کشید.

اگر تنها ترین تنها شوم، باز هم خدا هست، او جا نشین تمام نداشتنی هاست.

گروه اینترنتی گوناگون
مبارزه هرقدر صعب،صعود را ادامه بده،شاید قله تنها در یک قدمی تو باشد.

و بدان آنان که آفتاب را به زندگی دیگران ارزا نی می دارند، نمی توا نند خود از آن بی بهره باشند.

گروه اینترنتی گوناگون

به آرامش رسیدن، نه با فراموش کردن زندگی بدست می آید و نه با غرق کردن خود در زندگی.
ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده ، می داند.
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیا آورده، می داند.
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه ، می داند.
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را می کشد ،
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جامانده ،
ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده، می داند...
 
گروه اینترنتی گوناگون

باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند . . .

زندگی دو قسمت است،آنچه گذشته،رویایی بیش نبوده و آنچه هنوز نیامده آرزویی بیش نیست.

 
گروه اینترنتی گوناگون

زبان عاقل درقلب اوست وقلب احمق در زبانش.
زخمی که دوست وارد کرده است،بهبود نمی یابد.
زمین مالک افراد است نه افراد مالک زمین.
سخاوت،بخشیدن پیش از تقاضاست.
سنگین ترین بار در سفر کیف خالی است.
سکوت گاهی بهترین پاسخ است.
مرگ تمام نفرتها را دفن می کند.
معجزه ها رخ می داد،اگر جوانان می دانستند و پیران می توانستند.

 
 
دشمنان زندگی زناشویی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٩
 

http://groups.yahoo.com/group/Goonagoon/join


1. تماشای تلویزیون
تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را ممنوع کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی‌گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده‌اید که وقتی به رختخواب می‌روید‌، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آنکه در این کار زیاد سخت‌گیری نکرده باشید‌، می‌توانید موافقت کنید که در هفته‌، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه ی میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.

2. خانه‌نشینی
ممکن است به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آنچنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا اینکه اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله ی رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش‌های دونفره و شب‌نشینی‌های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به ‌دست‌آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده‌اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد!

3. هدر دادن ساعات اضافی
دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت‌تان را با خود به خانه می‌آورید‌ که حقیقتا هیچ کار خوشایندی برای فرزندان و همسرتان نیست! تنها کافی ‌است که کار، تمام زندگیتان را به‌ خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می‌شود که از آن در خانه حرف می‌زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آنکه توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هر ازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هر گاه به خانه بر می گردید، همانطور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آن ها را درون جوراب هایتان بریزید.

4. عدم رسیدگی به وضع ظاهر
فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می‌گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی‌خیال شوید! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا‌مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت‌و‌پاش‌کردن در خانه خودداری کنید و به‌خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه که هستید دوست دارد، با این‌حال چرا سعی نمی‌کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می‌دهید که حضور او و تاثیری که بر او می‌گذارید برایتان مهم است!

5. بی‌توجهی
یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بی‌توجهی است. در اینجا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی‌که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید؛ به‌خصوص زمانی ‌که او را شیک و زیبا می‌بینید و یا وقتی‌ که او با تعریف‌های بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید‌ها همیشه خوشایند هستند‌، اما تنها زمانی‌که درست و بجا به‌کار برده شوند.

6. حسادت بیهوده
دست از پاییدن و سین‌جیم کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک بر اساس اعتمادی دو جانبه بنا می‌شود. شک و بدگمانی‌های بیش از حد شما‌، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می‌دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.

7. عدم توجه به خانواده همسر
نه، مطمئنا تمام خانواده‌های همسر آنگونه که در فیلم‌ها به‌صورت منفی نشان داده می‌شوند، نیستند. پس سعی کنید که از تلقین منفی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می‌تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی‌که این تفاهم به حد کافی وجود دارد‌، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می‌کنید که همسرتان از رفت‌وآمد‌های آخر هفته کم‌کم خسته می‌شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی‌های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می‌کند.

8. نبود برنامه ریزی
تشکیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر‌گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده‌تان را بسازید. از برنامه‌های کوتاه‌مدت (مکانی که تعطیلات را در آنجا می‌گذرانید، خرید اتومبیل و…) گرفته تا برنامه‌های بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و…) بی‌درنگ در مورد آینده‌تان و اینکه چگونه با آن روبه‌رو می‌شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پیش‌روی در زندگی را در شما شعله ور می‌کند!

9. سکوت بدون دلیل
مطمئنا عدم‌ گفت‌وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی‌توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده‌ایم. با این‌حال، معمولا گفت‌وگو میان زن و مرد صورت می‌گیرد، اما هیچ‌یک از طرفین به حرف‌های یکدیگر گوش نمی‌دهند… در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی‌درنگ از یک روان‌درمانگر کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است… پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.

 
 
عناصر ترس و اضطراب:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸
 

هنگامی که خطر را تجربه می کنیم، دستخوش تغییرات بدنی و هیجانی گوناگونی می شویم که پاسخ ترس را تشکیل می دهند.

پاسخ ترس، دارای چهار عنصر است:

 1 . عنصر شناختی، مثل: انتظار آسیبِ قریب الوقوع.

2 . عنصر بدنی، مثل: تغییرات موجود در ظاهر ما.

3 . عنصر هیجانی، مثل: احساس دلهره و وحشت.

4 . عنصر رفتاری، مثل: جنگ و گریز.

اضطراب نیز همان چهار مولّفه ترس را دارد ، ولی با یک تفاوت مهمّ؛ مولّفه شناختیِ ترس، انتظارِ خطری واضح و بخصوص است، در حالی که مولّفه شناختی اضطراب، انتظارِ خطری مبهم است.

در ترس، فکر معمول، این است که مثلاً «سگ ممکن است مرا گاز بگیرد».

در مقابل، در اختلالِ اضطرابِ فراگیر، فکر معمول، این است که «اتّفاق وحشتناکی ممکن است برای فرزندم بیفتد».

 بنا بر این، ترس بر پایه واقعیّت، یا مبالغه «خطرِ واقعی» قرار دارد، حالْ آن که اضطراب بر اساس «خطر مبهم» استوار است.

متداول ترین نشانه روانی اضطراب، برانگیختگیِ دستگاه عصبی است. علائم اضطراب، عبارت اند از: عرق ریختن، سرعت تپش قلب و تنش در عضلات اسکلتی، و بعضی اوقات به از دست دادن کنترل مثانه و روده، از دست دادن اشتها و افزایش فشار خون نیز منجر می شود.


 
 
راههای رسیدن به خواسته هایتان:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٧
 

- برای دستیابی به آنچه تاکنون به آن نرسیده اید باید کسی شوید که تاکنون نبوده اید.


- زندگی هدفمند، موجب از قوه به فعل درآمدن تمامی استعدادها و توانایی های شما می شود.


- عزت نفس داشته باشید و خوشبختی خودتان را مهمترین اصل زندگی تان قرار دهید.


- هدف شما باید شکوفا کردن استعدادهایتان و رسیدن به جایی باشد که توانایی آن را دارید.


- هنگامی که می دانید کسی یا چیزی برحق است آن را نادیده نگیرید.


- همواره به آن موجود خیلی خوبی که در درون شماست و او را می شناسید وفادار بمانید.


- استعدادها و توانایی های منحصر به فرد خود را مشخص کنید و سپس برای شکوفا کردن کامل آنها با تمام وجود تلاش کنید.


- درمورد آینده و زندگی خود، تصویری روشن و واضح داشته باشید.


- برای پیشرفت در امور شخصی و شغلی خود اهداف روشنی را برای خود تعیین کنید.


- آینده ایده آل خود را مجسم کنید و در این تصویر خود را طوری ببینید که گویی تمام جنبه های زندگی تان بی عیب و نقص است.


- نقطه آغاز تصمیم های بهتر، نقطه پایان تصمیم های بدتر است.


- مهمترین مانعی را که بین شما و هدفتان قرار گرفته است مشخص کنید و از همین امروز برای از میان برداشتن آن دست به کار شوید.


- افکارتان را برروی کاغذ بیاورید. هدف های اصلی خود را بنویسید و مرتباً آنها را مرور و بازنویسی کنید.


- یکی از تمرینات سازنده این است که کارهایی را که دیگر برایتان اهمیت ندارد رها کنید و در عوض فعالیت هایی را آغاز کنید که برای شما اهمیت پیدا کرده اند.


- بالاترین مهارت برای کسب موفقیت این است که بتوانید اهداف خود را بنویسید و برای دستیابی به آنها برنامه های خود را نیز مکتوب کنید.



 
 
برگرد به دلت:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٧
 
 
هروقت دلت گرفت؛ هروقت آسمون برات مثل همیشه آبی نبود؛

هر وقت احساس کردی داری زیر بار مشکلات خُرد میشی؛

هروقت حس کردی دیگه به درد هیچ کاری نمی‌خوری؛

هروقت حس کردی که خیلی بی مصرف و پوچی،

هروقت حس کردی خیلی تنها شدی،

به اون بالا نگاه کن

ته دلت با اون خلوت کن. اونی که همیشه همراهته، ولی تو نمی بینیش.

اونی که همیشه مراقبته ولی تو بی خبری.

اونی که طاقت نمیاره تو یه گوشه غمگین بشینی.

اونی که صفتش بخششه و سراسر صفاست.

به اونی فکر کن که برات بارون می‌فرسته تا تو زیر بارون قدم بزنی و تازه بشی.

به اونی فکر کن که هر روز رنگ آسمونو عوض می‌کنه تا برات یکنواخت نباشه

به اونی فکر کن که نمی‌زاره تنها بمونی.

از اون بخواه. فقط از اون کمک بگیر.

به چیزهای قشنگی که برات هدیه فرستاده فکر کن.

به پدر و مادر و دوستای خوبت.

ببینم! چند وقته به چشمای مادر و پدرت خیره نشدی ؟

چند وقته که صورتشونو نبوسیدی ؟

چند وقته که صداشون نکردی ؟

چند وقته که تنهایی رو خودت برای خودت ساختی ؟

بی حرکت نشستی

که چی بشه ؟

تا کی؟

تا خودت نخوای هیچوقت تغییری نمی‌کنی

تا خودت نخوای که بر مشکلات غلبه کنی، هیچ کس نمی‌تونه کمکت کنه.

پاشو یه یاعلی بگو و آستین هاتو بالا بزن.

پاشو به دورو برت خوب نگاه کن.

این‌همه قشنگی اینهمه زیبایی.

این‌همه کسانی که می‌تونی حداقل تنهایی‌تو با اون‌ها قسمت کنی اما تو نمیخوای.

تو می‌خوای فقط یه گوشه کز کنی و بگی این سرنوشت منه ؟

سرنوشت، توی دستای من و توست، سر نوشت با همت خودمون رقم زده می‌شه.

پاشو...

وقت داره میگذره.

عمر رفته برای هیچ کس بر نگشته و برای تو هم هیچ وقت بر نمیگرده.

به مشکلات نیشخند بزن قبل از اینکه توی چنگالش اسیر بشی.

دستتو محکم به ریسمانی که خدا برات می‌فرسته گره بزن.

نترس و برو جلو

هر وقت از هر چیز ترسیدی برو سمتش.

برو توی دلش . اینطوری دیگه ترس برات معنی نداره.

فقط بجنب، وقت کمه.

اما اگه بخوای و همت کنی، توی این وقت کم خیلی هم وقت زیاد میاری.

فقط پاشو، زودتر....


 
 
تبادل محبت:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٧
 

 

هر کسی به شخصیت خویش علاقه‌مند است. خودش را دوست دارد. دلش می‌خواهد دیگران به شخصیت او احترام بگذارند. هر کس شخصیت او را محترم بشمارد ، محبوبش واقع می‌شود. از توهین کنندگان متنفر است.

بزرگداشت همسرشما را کوچک نمی‌کند ، لیکن به او نیرو و توانایی می‌بخشد و برای کوشش و فعالیت آماده‌اش می‌گرداند.

خانم محترم !

حب ذات و علاقه به احترام یک امر غریزی است ، لیکن همه کس حاضر نیست احساس درونی شوهر شما را اشباع کند و به وی احترام بگذارد. در خارج منزل باافراد گوناگون و بی‌ادب برخورد می‌کند و بسا اوقات مورد توهین قرار می‌گیرد. و به شخصیتش لطمه وارد می‌شود. از شما که یار و غمخوارش هستید انتظار دارد اقلا در خانه احترامش کنید .بزرگداشت او شما را کوچک نمی‌کند ، لیکن به او نیرو و توانایی می‌بخشد و برای کوشش و فعالیت آماده‌اش می‌گرداند.

خانم گرامی!

به شوهرت سلام کن. همیشه با لفظ شایسته ، او را مخاطب قرار بده. موقع سخن کلامش را قطع نکن. به او احترام کن. با ادب حرف بزن. بر سرش داد نزن.

اگر با هم به مجلسی می‌روید او را مقدم بدار. او را با اسم صدا نزن. در حضور دیگران از او تجلیل و تعریف کن. به فرزندانت سفارش کن به پدرشان احترام بگذارند. اگر بی‌ادبی کردند توبیخشان کن. در حضور مهمان‌ها نیز احترامش بگذار و به اندازه آن ها بلکه زیادتر از او پذیرایی کن. مبادا در مجلس مهمانی وجود شوهرت را نادیده بگیری و تمام توجهت به مهمان‌ها معطوف باشد.

وقتی درب منزل را می‌زند سعی کن خودت درب را باز نموده با لب خندان و چهره‌ی باز به استقبالش بروی. آیا میدانی همین عمل کوچک چه اثر نیکویی در روح شوهرت خواهد گذاشت!!

بزرگداشت او شما را کوچک نمی‌کند ، لیکن به او نیرو و توانایی می‌بخشد و برای کوشش و فعالیت آماده‌اش می‌گرداند.

شاید در خارج منزل با ده‌ها مشکل مواجه بوده و با روح پژمرده وارد منزل شود. استقبال کردن شما با لب خندان روح تازه‌ای در کالبد خسته او دمیده و دلش را آرامش می‌دهد.

در حضور مهمان‌ها نیز احترامش بگذار و به اندازه آن ها بلکه زیادتر از او پذیرایی کن.

ممکن است خانم‌ها از این سخن تعجب نموده بگویند: چه پیشنهاد عجیبی! زن به استقبال شوهر برود و خوش آمد بگوید! شخص بیگانه و غریبی که نیست تا احتیاج به استقبال و خوش آمد داشته باشد!

البته این طرز تفکر از تربیت غلط ماست، کی گفته که برای دوستان و خویشان لازم نیست ادب و احترام را رعایت کنیم. مهمانی که به منزل شما وارد می‌شود از او استقبال می‌کنید ، خوش آمد می‌گوئید ، احترام می‌کنید ، پذیرائی می‌نمائید و این عمل را یک رفتار عقلائی و یکی از آداب و رسوم زندگی می‌شمارید.

از شما انصاف می‌خواهم ، مردی که از صبح تا شب برای تامین زندگی و رفاه و آسایش شما تلاش می‌کند و در این راه با صدها مشکل روبرو شده، آنگاه حاصل دسترنج خویش را در طبق اخلاص نهاده ، درب خانه را می‌کوبد که در اختیار شما بگذارد ، آیا ارزش آن را ندارد که برای خوشنودی و احترام او تا درب خانه قدم رنجه فرمایید و با لب خندان یک خوش آمد گفته دلش را شاد گردانید؟

نگویید: چون با هم مانوس هستیم انتظار احترام ندارد ، بلکه از شما بیشتر از دیگران انتظار احترام دارد. اگر احترام نکردید و سکوت کرد دلیل آن نیست که توقع ندارد ، بلکه برای رعایت شما از خواسته درونی خویش صرف نظر نموده است.

خانم محترم!

اگر به شوهرت احترام نمودی او هم در مقابل به شما احترام خواهد گذاشت. رشته محبت در میان تان استوارتر و پیمان زناشویی بادوام‌تر خواهد شد. به خانه و زندگی و کسب و کار دلگرم می‌شود و نتیجه‌اش عائد شما می‌گردد.


 
 
چگونه عزت نفس داشته باشیم؟
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦
 

● لطفا کوچک نبینید

داشتن و نداشتن عزت نفس، ارتباط مستقیمی با افکار، احساسات و عواطف شما دارد چون شما خودتان هستید که می توانید عزت نفس مندانه فکر کنید، عمل کنید یا احساس کنید! عزت نفس در واقع احساس ارزشمندی است که شما دارید و مجموعه ای از عواطف و احساسات و البته تجربه های شماست که نشان می دهد، عزت نفس احساس خوب و مثبتی است که شما نسبت به خودتان دارید و یکی از لوازم اصلی و مهم موفقیت به حساب می آید چون هیچ موفقیت و پیشرفتی بدون داشتن عزت نفس امکان پذیر نیست و اتفاقا دلیل خیلی از شکست ها، بدبختی ها و محرومیت های ما آدم ها به خاطر نداشتن همین عزت نفس است.

عزت نفس محترم! از توانایی ما در ارزیابی کردن خودمان شکل می گیرد یعنی اول باید خودمان را بشناسیم و بعد ببینیم چه قدر می توانیم با توانایی های مان زندگی کنیم و بعدتر به خودمان احترام بگذاریم یعنی آدم هایی که برای خودشان ارزشی قائل نیستند چه برای احساسات خود و چه برای توانایی های خود و آن را مهم نمی دانند عزت نفسی هم ندارند و همین باعث می شود که هر کاری انجام بدهند! مثلا از دیوار خانه مردم بالا بروند، آدم بکشند، به دیگران نارو بزنند و هزار گناه و جرم دیگری را انجام بدهند!

● تفاوت های یک باعزت با یک بی عزت!

خب معلوم است بین آدم های با عزت نفس بالا و آدم های بدون عزت نفس، زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد. اگر فکر می کنید که تفاوتی وجود ندارد توجه تان را برای چند لحظه به تعدادی از تفاوت ها جلب می کنیم:

۱) راستش آدم های با عزت نفس خیلی واقعی فکر می کنند یعنی روی هوا و زیر آبی فکر نمی کنند و نگاه واقع بینانه به اطراف شان دارند برای همین هم موفق هستند. اما آن بدون عزت ها معمولا خیلی مصنوعی و تخیلی فکر می کنند چه در مورد خودشان چه در مورد اطراف شان. یعنی یا فکر می کنند خودشان خیلی آدم بی خودی هستند و یا فکر می کنند همه چیز توی این دنیا سیاه سیاه است!

۲) بی عزت نفس ها دائم خودشان را ترور شخصیتی می کنند و هر وقت می خواهند درباره عملکرد خود نظر بدهند نگاه منفی دارند که مثلا چه گندی زده ایم، چه قدر بد کار کرده ایم، چه افتضاح بود و... اما در مقابل آن هایی که عزت نفس بالایی دارند چون واقعی نگاه می کنند فقط ضعف های خود را نمی بینند بلکه به توانایی ها و استعدادهای خود هم توجه می کنند و خودشان را دوست دارند و نگاه شان مثبت است.

۳) آدم هایی که عزت نفس بالایی دارند اول از همه به نظر خود اعتماد دارند و برای همین در جمع اظهار نظر می کنند بعد هم به نظرات دیگران احترام می گذارند و به آن توجه می کنند اما آن هایی که عزت نفس پایینی دارند اول سعی می کند از جمع دوری کنند و بعد برای نظر دیگران تره هم خرد نمی کنند!

۴) آدم های با عزت، همیشه امیدوار هستند و تمام تلاش خود را برای موفقیت می کنند، تازه در فعالیت های اجتماعی هم مشارکت دارند و بسیار مسئولیت پذیرند و سعی می کنند از همه استعدادهای خودشان استفاده کنند و در کارها خلاقیت به خرج دهند اما آن بی عزت ها! همیشه ناامید هستند چون خودشان و توانایی هایی که دارند را دست کم می گیرند و فکر می کنند هیچ کاری از دست شان بر نمی آید برای همین هم توی برنامه ها و فعالیت های جمعی حضور ندارند.

۵) اضطراب از آن مواردی است که دامن آدم های با عزت نفس پایین را می گیرد و در کنار آن هیچ استقلال عملی ندارند چون به خود اعتمادی ندارند اما آن هایی که عزت نفس بالایی دارند اول از همه استقلال عمل دارند و بعد خیلی کم دچار اضطراب و استرس می شوند برای همین خیلی کم هم، کارها را خراب می کنند.

● پیش به سوی عزت


اگر کمی فکر کنید و پیامدهایی که نداشتن عزت نفس می تواند روی زندگی شما داشته باشد را بررسی کنید، خودتان می روید دنبال این که عزت نفس تان را تقویت کنید در اولین قدم، ما راهنمایی تان می کنیم و چند پیشنهاد برای عزت نفس دار شدن شما می دهیم:

● به خود احترام بگذارید

شما یک آدم محترم و مهربان هستید! پس لطفا این قدر با خودتان بد برخورد نکنید کمی مهربان باشید و برای خودتان ارزش قائل شوید. هر رفتاری را انجام ندهید که دیگران به خودشان اجازه بی احترامی به شما را بدهند، هر کاری را قبول نکنید که دیگران احساس کنند به به چه آدم هالویی! (هر کاری یعنی کارهای خلافکارانه) وقتی برای خود ارزشمند باشید ناخودآگاه حاضر نیستید هر جایی بروید یا با هر آدمی ارتباط داشته باشید و هر مدلی زندگی کنید.

● انتقاد درونی پر

اگر می خواهید عزت نفس تان بالا برود. هی خودتان را با خاک یکی نکنید و تا یک شکست توی زندگی خوردید دیگر تمام توانایی ها و استعدادهای خود را زیر سؤال نبرید که من آدم بی عرضه ای هستم هیچ کاری از دست من بر نمی آید و... انتقادهای درونی پیامدهای خوبی ندارند چون باعث می شوند شما به خودتان اعتماد نکنید و برای هیچ کاری تلاشی نکنید. سعی کنید انتقادات درونی خودتان را کنترل کنید یعنی مثلا بگویید من نمره کمی گرفتم اما می توانم جبران کنم و...

● توانایی ها و محدودیت های خود را بپذیرید

آدم هایی که عزت نفس پایینی دارند یک ذره بین برداشته اند و گذاشته اند روی محدودیت ها و ناتوانی های خود و دائم غصه می خورند که چرا مثلا پولدار نیستند، چرا زیبا نیستند و... بعد همه استعدادها و توانایی های خود را نادیده می گیرند در حالی که می توانند درس بخوانند یا می توانند نجار و شاید هم یک نقاش خوبی شوند و شاید هم... خلاصه این را داشته باشید که همه آدم ها، در همه زمینه ها نمی توانند موفق شوند، وقتی این جوری نگاه کنید نه تنها خودتان را ترور نمی کنید بلکه امیدوار هم می شوید.

● در فعالیت های جمعی شرکت کنید

فکر نکنید که دست و پا چلفتی تشریف دارید و نمی توانید کاری بکنید برای قدم اول سعی کنید در فعالیت های جمعی مدرسه، دانشگاه یا محل کارتان شرکت کنید و اگر شده حتی یک مسئولیت کوچک قبول کنید. همین قبول مسئولیت به شما توان و انگیزه تلاش کردن می دهد و باعث می شود که شما خودتان را آدم مفیدی بدانید که این در بالا رفتن عزت نفس بسیار تأثیرگذار است.

● خود را ببخشید


اگر اشتباهی کردید و یا یک کار را درست انجام ندادید جان ما چند سال توی جو عذاب وجدان نمانید و سعی کنید به جای غصه خوردن و خودتان را لعن و نفرین کردن برای جبران آن کاری بکنید. وقتی خودتان را ببخشید احساس بزرگواری می تواند به رشد شخصیت تان کمک کند و بعد دیگران را هم به خاطر اشتباه تان ببخشید، این بخشیدن ها به شما عزت نفس می دهد.

 
 
آقایان بخوانند:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦
 
مردها می‌توانند به‌ روشهای‌ گوناگون‌ وبی‌آنکه‌ زحمت‌ فراوانی‌ به‌ خود بدهند توجه‌ همسرانشان‌ را جلب‌ کنند و به بار عاطفی زندگی زناشویی خود بیفزایند. اغلب‌ مردها این‌ رامی‌دانند اما زحمت‌ آن‌ را به‌ خودنمی‌دهند.

زن‌ برای‌ اینکه‌ احساس‌ کند شوهرش‌ اورا دوست‌ دارد باید از ناحیه‌ همسرش‌بارها مورد محبت‌ قرار گیرد. یک‌ یا دوبار ابراز محبت‌ هر اندازه‌ هم‌ که‌ مهم‌باشد نمی‌تواند برای‌ زن‌ رضایت‌ بخش‌باشد. زن‌ از نظر روحی‌ و عاطفی‌احتیاج‌ به‌ توجه‌ و محبت‌ دارد مردان‌ باانجام‌ کارهای‌ کوچک‌ و جزئی‌می‌توانند این‌ نیاز را برآورده‌ سازند اگرزن‌ مورد مهر و محبت‌ شوهر قراربگیرد نسبت‌ به‌ شوهرش‌ نیز محبت‌بیشتری‌ می‌کند و در نتیجه‌ مرد تدریجاخود را موجودی‌ قدرتمند و موثرمی‌بیند، زیرا عشق‌ و علاقه‌ و توجهی‌ راکه‌ به‌ آن‌ احتیاج‌ دارد دریافت‌ می‌کند.در این‌ شرایط زن‌ و شوهر هر دو به‌خواسته‌های‌ خود می‌رسند و از زندگی‌راضی‌ خواهند بود.

چند اقدام‌ جزیی‌ که‌ مردان‌می‌توانند از آن‌ برای‌ جلب‌علاقه‌ همسرانشان‌ استفاده‌کنند:

۱ - وقتی‌ به‌ خانه‌ برمی‌ گردید قبل‌ ازهر کار او را بیابید. از او درباره‌کارهایی‌ که‌ در طی‌ روز انجام‌ داده‌سوالهایی‌ مشخص‌ بکنید مثلا بپرسید آیا امروز به‌ پزشکی‌ که‌ قرار بودمراجعه‌ کنی‌ مراجعه‌ کردی‌؟

۲ - مدت‌ ۲۰ دقیقه‌ با او وقت‌ صرف‌کنید; در این‌ زمان‌ از خواندن‌ روزنامه‌و یا انجام‌ کارهایی‌ که‌ حواس‌ شما را به‌آن‌ معطوف‌ کند خودداری‌ کنید.

۳ - به‌ مناسبتهای‌ ویژه‌ و گهگاه‌ بدون‌دلیل‌ مشخص‌ به‌ او شاخه‌ گلی‌ هدیه‌کنید.

۴ - از حالت‌ چهره‌ و طرز لباس‌پوشیدنش‌ تعریف‌ کنید.

۵ - اگر ناراحت‌ است‌ به‌ احساساتش‌بها بدهید.

۶ - وقتی‌ خسته‌ است‌ به‌ او کمک‌ کنید.

۷ - اگر می‌بینید دیر به‌ منزل‌ می‌رسیدبه‌ او تلفن‌ کنید و دیر آمدنتان‌ را به‌ اواطلاع‌ دهید.

۸ - اگر احساساتش‌ جریحه‌ دار شده‌ بااو همدردی‌ کنید. به‌ او بگویید متأسفم‌که‌ ناراحت‌ هستی‌ بعد سکوت‌ کنید،بگذارید بداند که‌ حال‌ او را درک‌می‌کنید.

۹ - برای‌ اینکه‌ ثابت‌ کنید ناراحتی‌ اوتقصیر شما نیست‌ توضیح‌ و راه‌ حل‌ارایه‌ ندهید.

۱۰ - وقتی‌ از خانه‌ بیرون‌ می‌روید از اوبپرسید آیا لازم‌ است‌ چیزی‌ بخرم‌؟ اگرپاسخ‌ مثبت‌ داد حتما کالای‌ موردنظرش‌ را خریداری‌ کنید.

۱۱ - تو را دوست‌ دارم‌ را روزی‌ چندبار به‌ او بگویید.

۱۲ - وقتی‌ از کسی‌ ناراحت‌ است‌جانب‌ او را بگیرید.

۱۳ - در حضور دیگران‌ به‌ او محبت‌کنید.

۱۴ - در کیف‌ خود عکسی‌ از اونگهداری‌ کنید. گهگاه‌ این‌ عکس‌ را باعکس‌ دیگری‌ عوض‌ کنید.

۱۵ - نظافت‌ را در منزل‌ رعایت‌ کنید.

۱۶ - برای‌ او هدایای‌ کوچک‌ مثل‌عطر- شکلات‌ و…. بخرید.

۱۷ - در کارها از او نظرخواهی‌ کنید.

۱۸ - در مناسبتهای‌ ویژه‌ مانند سالروزتولد - ازدواج‌ و…. برای‌ او مطلبی‌بنویسید.


 
 
آرزوهایی برای من و تو:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦
 

 

 اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،

و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

 

 

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،

از جمله دوستان بد و ناپایدار،

برخی نادوست، و برخی دوستدار

که دست کم یکی در میانشان

بی تردید مورد اعتمادت باشد.

 

 

و چون زندگی بدین گونه است،

برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،

نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،

که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،

تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

 

 

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی

نه خیلی غیرضروری،

تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

 

 همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی

نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند

چون این کارِ ساده ای است،

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند

و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

 

 

و امیدوام اگر جوان که هستی

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی

چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

 

امیدوارم سگی را نوازش کنی

به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی

وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.

چرا که به این طریق

احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

 

 

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی

هرچند خُرد بوده باشد

و با روئیدنش همراه شوی

تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

 

 

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی

زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینکه سالی یک بار

پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.

فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

 

 

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

 

 

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد

دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم!


 
 
18 قانون برای زندگی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦
 


www.Iranvij.ir |   گروه اینترنتی ایران ویج ‌
ما انسانها گاهی به نصیحت احتیاج داریم و بهترین جا برای جستجوی آن، خواندن سخنان حکیمانه ی بزرگترین افراد است. دالایی لاما با دیدگاه ها و روش زندگی اش همیشه الهام بخش من بوده است و امیدوارم این نقل قول ها از دالایی لاما برای شما هم الهام بخش باشند.  
www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 بدانید که عشق بزرگ و پیشرفت بزرگ مستلزم خطر های بزرگ است.

 وقتی شکست می خورید، درسی که می گیرید را فراموش نکنید.

 این سه اصل را فراموش نکنید.
احترام به خود
احترام به دیگران
مسئولیت پذیری در مقابل آنچه که انجام می دهید.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 به یاد داشته باشید که گاهی اوقات نرسیدن به چیزی که می خواهید شانس بزرگ زندگی تان است.

 قوانین زندگی را خوب یاد بگیرید تا اگر لازم شد آنها را به درستی بشکنید.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

اجازه ندهید که یک مشاجره ی کوچک به یک دوستی بزرگ لطمه بزند.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 وقتی متوجه اشتباه خود شدید سریعاً برای تصحیح آن اقدام کنید.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 هر روز زمانی را در تنهایی خلوت کنید.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 نسبت به تغییر انعطاف پذیر باشید اما ارزشهای خود را فراموش نکنید.

 به یاد داشته باشید که گاهی سکوت بهترین جواب است.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 زندگی خوب و شرافتمندانه ای داشته باشید تا وقتی پیر شدید و به گذشته نگاه کردید دوباره از آن لذت ببرید.

 داشتن فضای محبت آمیز در خانه اساس زندگی شماست.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 وقتی با عزیزانتان اختلاف نظر دارید تنها به حال بپردازید و مشکلات گذشته را به میان نکشید.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 دانش خود را با دیگران قسمت کنید. این راهی به سوی جاودانگی است.

 با زمین مهربان باشید.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 سالی یک بار به جایی سفر کنید که تا به حال نرفته اید.

 به یاد داشته باشید که بهترین رابطه آن است که عشق تان برای هم ، از نیازتان به یکدیگر بیشتر باشد.

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

 میزان موفقیت خود را بر اساس آنچه که مجبورید از دست بدهید بسنجید.



 
 
به مردان قدرت دهید ، تا صمیمیت فوران کند.
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦
 
به مردان قدرت دهید ، تا صمیمیت فوران کند مرد موجودی عاشق قدرت است . مرد از این که قدرتمند باشد حظ میکند . در آسمان اوج میگیرد و شما را نیز همراه خود بالا می برد.از اینکه توانا باشد یا احساس توانایی کند لذت میبرد. تا وقتی که مشغول کشتن این احساس در مردان هستید بدانید که تنها میتوانید خواب خوشبختی را ببینید.

اگر قدرت مرد را نادیده بگیرید یا از آن انتقاد کنید بدانید که دیگر پری رویاهایش نخواهید بود.او دنبال کسی است که به قدرتهایش ایمان داشته باشد. و حتی ضعفهایش را در جهت تقویت تواناییهایش مثبت جلوه دهد.پس بدانید که:

1- اگر خودتان دارای درآمد هستید ،هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نکشید.حتی اگر درامد بیشتری داریدهرگز به روی خودتان هم نیاورید.بگذارید همسرتان فکر کند که همه چیز در دست اوست.و اداره امور خانه به دست قدرتنمد او اداره میشود.

2- مطلقا او را با کسی مقایسه نکنید.اگر واقعا به بهبود اوضاع مالی فکر میکنید او را برای تلاش بیشتر تشویق کنید.انتقاد دشمن صمیمیت است.

3- تو بی عرضه ای یعنی فرو ریختن مرد. یعنی به دست خود خانه را خراب کردن. هر مفهوم مشابه " تو بی عرضهای " فاتحه ای بر صمیمیت و عشق متقابل مرد است.

4- شوهر خود را حلال مشکلات بدانید. مشکل را به او بگویید و از او بخواهید آن را حل کند.و تایید کنید که تنها او قادر به حل این مسئله است.

5- به مردان اندرز ندهید.مردان دوست دارند که مشکلات را به تنهایی حل کنند.و اگر به شما چیزی نمیگویندیعنی به تنهایی قادر است موضوع را حل کند.و در صورت لزوم با شما در میان میگذارند.با نصیحت نکردن زندگی خود را عاشقانه کنید.

6- سکوت مردان را نشکنید.این اشتباه خانمهاست که وقتی مرد ساکت است مدام به سمت آنها میروند و با آنها حرف میزنند.اگر او ساکت است به سکوت نیازمند است.و احترام به این سکوت یعنی صمیمیت بیشتر. سکوت طولانی در زنان ممکن است به معنی آزرده خاطر بودن باشد اما در مردها این طور نیست.

7- به مردان فضا بدهید گاهی او را رها کنیدتا با خود خلوت کند. با دوستان به ورزش برود و به خانواده خود تنها سر بزند.مدام دنبال او نباشد. فضای رها شدن! این چیزی است که مردان گاهی به آن نیاز دارند. اگر به انها این فضا را هدیه بدهید. انها نیز به شما عشق میورزند

8- مرد دوست دارد که از او قدر دانی شود. تشکر به مرد قدرت پرواز میدهد.از هر کار کوچکی که برای شما انجام میدهدتشکر و قدر دانی کنید.تا او نیز بی حساب به شما عشق بورزد.

9- مرد باید تایید شود.تواناییهای مرد را تایید کنیدو تاکید کنید او صاحب بهترین تواناییها و شایسته ترین همسر( شوهر) است.

10- باید مورد اطمینان باشد. به او اعتماد کنیدبا اطمینان خاط از اینکه او میتواند ، شما میتوانید به راحتی بسیاری از کارها را به بسپارید.

11- مردها را تشویق کنید.مرد عاشق تشویق است.کف زدن ها را فراموش نمیکند.. مرد، آفرین شما را تا عمر دارد به خاطر میسپارد.

من نیز لبخند شما را بعد از اجرای این قوانین طلایی برای همیشه به خاطر دارم.

نکاتی که در بالا ذکر شد شاید در نگاه اول بسیار ساده و سطحی و بی اهمیت جلوه کند ولی باور کنید که با رعایت همین نکات ساده ( و البته بی هزینه ) بسیاری از مشکلات مربوط به نبود صمیمیت بین همسران حل می شود.

موارد بالا برای خانمها است . به همین صورت نکاتی هم وجود دارد که آقایان باید رعایت کنند که با رعایت آنها از سوی آقایان و رعایت نکات بالا از سوی خانمها قطعا" صمیمیت در زندگی پر رنگ تر خواهد شد .آری صمیمیتی که اگر در خانه حاکم باشد همه مشکلات کم رنگ میشوند و حاضر نخواهید بود که انرا با دنیا عوض کنید.

مگر ما از زندگی چیزی جز صمیمیت و یکدلی و فضایی با عشق و محبت میخواهیم؟ مگر نه اینست که حتی آن کسی که بدنبال کسب ثروت است هدفش رسیدن به آرامش است؟


 
 
تنها باشید، البته دو نفری !
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦
 

این مطلب تلاشی است برای آنکه راهکارهایی جهت به پایان رساندن بحث ها و مجادلات خانوادگی به شیوه ای عاقلانه ارایه دهد. به هر حال تمام زوج ها بر سر مسایل مالی، تربیت فرزندان، تقسیم وظایف، مشکلات کاری و... بحث می کنند، اما آنها که زوج هایی بهتر هستند، مساله را به نحو بهتری به پایان می برند. به قول معروف همین بحث ها و مشاجره ها و منازعه ها برای آنها یک فرصت مناسب برای تحکیم روابط زناشویی است. این پنج شیوه به شما هم کمک می کند که از اختلاف، استحکام بسازید.

۱) در همین امروز بمانید.

شاید بدترین کار در زمان بروز یک اختلاف خانوادگی به یاد آوردن مشکلات حل نشده قبلی و رجوع به تمام بحث ها و مشاجرات و منازعات قبلی باشد. البته طرح ناراحتی ها و رنجش ها می تواند اولین قدم در حل یک مشکل باشد اما در زمانی که مشکلی بروز کرده، نمی توان امیدوار بود که به وسط کشیدن مشکل قبلی، می تواند وضعیت را بهتر کند. به خصوص اگر موضوع مشکلات هیچ ربطی به هم نداشته باشد.

بهترین کار برای حل اختلافات این است که فقط روی یک موضوع خاص تمرکز کنید. در واقع شما نمی توانید تمام مشکلاتی را که در زندگی مشترک تان وجود دارد، در چند ساعت حل کنید پس فقط روی مساله ای که همین حالا اتفاق افتاده متمرکز شوید. اگر هم چیزی شما را ناراحت کرده آن را همین حالا بگویید، نه اینکه صبر کنید تا فردا یا هفته بعد فرا برسد. اگر در وسط یک بحث احساس کردید، نمی توانید ادامه بدهید به خود و همسرتان یک استراحت کوتاه بدهید تا بتوانید افکارتان را منظم کنید. با همین وقفه کوتاه می توانید اولویت های مهم را نظم بدهید و مطرح کنید.

۲) چی بگویید، چی نگویید.

ضرب المثل معروفی هست که می گوید «زبان عشق در دعوا گم می شود». واقعیت این است که بیرون ریختن تمام چیزهایی که در سینه انسان تلنبار شده، می تواند حس خوبی داشته باشد، اما فکرش را بکنید که کسی که همه این حرف ها را می شنود چه احساسی خواهد داشت؟ اختلاف نظر و مشکل داشتن با همسرتان به این معنا نیست که شما اجازه دارید به او ضربه بزنید و تعمدا ناراحتش کنید.

هر کلمه ای که طی یک مشاجره ادا می شود، می تواند یک چاقوی تیز باشد که زخمی روی روح همسرتان ایجاد کند. هیچ گاه خصوصیات و اخلاق و رفتار شخصی همسرتان را که ربطی به مساله بروز کرده فعلی ندارد، در وسط مشاجره هدف نگیرید و نخواهید که با نکوهش کردن آنها، او را در موضع ضعف قرار دهید. وقتی شما از کلام توهین آمیز یا طعنه آمیز استفاده کنید و واژگانی نامناسب را به کار بگیرید، پل های ارتباطی میان خود و همسرتان را خراب می کنید چراکه او بلافاصله حالت دفاعی به خود خواهد گرفت.

یادتان باشد که در جریان یک مشاجره خانوادگی از واژه های «هرگز» و «همیشه» استفاده نکنید (مثلا نگویید «تو هیچ وقت به حرف های من گوش نمی دهی» یا «تو همیشه ولخرج هستی» یک راهکار بسیار خوب برای پایان دادن به بحث ها این است که به جای واژه «تو» از واژه «من» استفاده کنید (مثلا به جای «تو فقط پول خرج می کنی» بگویید «من می خواهم حواسم را در مورد مسایل مادی جمع کنم») در ضمن مهم ترین توصیه هم این است که در حین منازعات هرگز از تاکتیک های تهدید، تلقین حس گناه، یا حق السکوت گرفتن برای رسیدن به هدف تان استفاده نکنید.

۳) تنها باشید، البته دو نفری.

حتی در بحث های کوچک و اختلاف نظرهای کوچک هم گفت وگوی خودتان را در حضور فرزندان خود انجام ندهید. مطمئن باشید که حتی یک اختلاف نظر کوچک میان شما که به بحث بینجامد، می تواند برای فرزند شما یک حالت ناراحت کننده باشد و او را دچار مشکل روحی کند. در ضمن در حضور سایر اعضای خانواده هم با همسرتان بحث نکنید. زمانی که مقابل دیگران بحث کنید خیلی از اوقات مجبور می شوید که حرف های خودتان را به صورت غیرشفاف و در لفافه بزنید. یا گاهی هم ممکن است اختلاف شما به اختلاف میان دیگران هم بینجامد.

در مواقعی که در حضور دیگران جر و بحث کنید، این مساله هم مطرح می شود که هر کدام از حاضران به کدام سو متمایل هستند و این جور یارگیری ممکن است به ضرر هر دو طرف بحث باشد. بهترین کار این است که اگر با همسرتان دچار اختلاف نظر شدید این بحث را دونفره، در اتاق یا مکانی خلوت انجام دهید و نگذارید هیچ کس از اعضای خانواده و به خصوص فرزندان شما از آن مطلع شوند.

۴) قاضی منصفی باشید.

شاید مهم ترین مساله در دعواها و منازعات خانگی رعایت انصاف باشد. مثلا اگر همسر شما در راه خانه فراموش کرده که شیر بخرد چقدر باید او را نکوهش کنید؟ آیا به نظر شما منصفانه است که چندین بار فراموشی او را به وی متذکر شوید و تکرار کنید که او همیشه این گونه فراموشکار است و اصلا این فراموشکاری به معنای اهمیت ندادن به شماست؟ واقعیت این است که بسیاری از چیزهایی که زن و شوهر به خاطر آنها عصبانی می شوند و با هم بر سر آنها جر و بحث می کنند، اصلا ارزش عصبانی شدن و مشاجره را نداشته و حتی خود زوج هم پس از گذشتن مدتی از این بحث به اینکه دعوای آنها بر سر چی شروع شده است، می خندند. برای همین سعی کنید منصف باشید و ببینید مساله ای که شما را خشمگین و وارد بحث کرده اصلا ارزش آن خشم و منازعه را دارد یا نه.

قبل از اینکه هرگونه بحثی را با همسرتان شروع کنید از خودتان بپرسید که احساسی که در آن لحظه دارید (مثلا خشم) با اتفاقی که افتاده مناسب است یا نه، اگر حتی لحظه ای تردید کردید که ممکن است خشم شما بسیار بیشتر از اهمیت آن اتفاق باشد برای دقایقی خودتان را وادار کنید که وارد بحث نشوید. این گونه بسیاری از منازعات خانوادگی شروع نشده، خاتمه می یابند.

۵) ازدواج تان را در خطر نیندازید.

یک ضرب المثل بلغاری می گوید: «اگر اشتباه کردی و دعوایی را شروع کردی حداقل سعی کن آن دعوا را خوب تمام کنی.» یادتان باشد که برخلاف منازعات خیابانی، منازعات خانوادگی هیچ گونه حس «برنده» و «بازنده» بودن ندارد و حتی اگر در پایان یک مشاجره با همسرتان به این نتیجه رسیدید که پیروز شدید، باید گفت که اشتباه کرده اید چراکه در واقع هر دوی شما بازنده شده اید. تنها راه برنده شدن در یک مجادله این است که سعی کنید راه حلی منطقی و مناسب برای پایان دادن به آن پیدا کنید، راه حلی که هر دو سوی بحث از آن راضی باشند.

این نکته بسیار مهم را به یاد داشته باشید که معذرت خواهی نشانگر ترس نیست، بلکه نشانی از شجاعت است. در نهایت شما باید بدانید که نباید زندگی مشترک خود را به خاطر یک خشم یا عصبانیت لحظه ای در خطر قرار بدهید، تمام انسان ها دچار خشم و عصبانیت می شوند و حتی بهترین زوج ها هم دارای اختلاف نظر هستند اما مساله این است که شما بتوانید با فکری فعال و چشمانی باز، احساس خشم خودتان را مهار کنید و به گفت وگویی محترمانه و نتیجه دار برسید نه به بحثی طولانی، اعصاب خردکن، توهین آمیز و بی نتیجه.


 
 
خصوصیات یک انسان منطقی و متعادل:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦
 

 

 
اصولاً داشتن یک شخصیت متعادل و منطقی، برای هر انسانی امری ایده آل و مطلوب است ولی باید با خصوصیات آن آشنا شویم تا با آگاهی داشتن از این خصوصیات، اگر فاقد بعضی از آنها هستیم آنها را درخود ایجاد و کوشش کنیم تا در رفتار وگفتار خود از آنها استفاده کنیم.


1-گفتار و رفتار توام با صداقت و سادگی:

یک شخصیت منطقی رفتارش چاپلوسانه نیست و به خاطر دیگران حق کسی را

ضایع نکرده و زندگی اش را براساس صداقت و دوری از تشریفات پـایه گذاری می کند.


2- عدم نیاز به محبت و احترام دیگران:

اگرچه کسب محبت از دیگران خیلی خوب است ولی فرد منطقی به صورت

 افراطی و بیمارگونه حاضر نیست به هر قیمتی آبروی خود را ببرد، و به دنبال تایید

 و احترام دیگران باشد، بلکه با رفتار منطقی و عاقلانه در زمان مناسب، محبت

 دیگران را دریافت می کند.


3- اصل تلاش و کوشش:

 به جای تنبلی و سوء استفاده از دیگران برای رسیدن به پست و مقام، همیشه دنبال

 تلاش بیشتر برای بهتر شدن آینده خود می باشد.


4-حفظ خونسردی و عدم دعوا:

در زندگی به جای احساساتی عمل کردن با آرامش و خونسردی کامل به

رفتار و گفتار دیگران پاسخ می دهد و به جای دعوا و درگیری با صبر و

 حوصله با دیگران گفتگو کرده و به جای عجله و شتاب تمام جوانب یک کار را

می سنجد تا پشیمان نشود.


5-نداشتن دلواپسی و اضطراب:

 نگران آینده و اتفاقاتی که می خواهد برایش بیافتد نیست و از اتفاقات گذشته نیز

 تجربه می آموزد و بعد آنها را فراموش می کند و فقط از امروز خود به شکل منطقی

استفاده می کند تا آینده خود را بسازد.


6-عدم دخالت درزندگی دیگران:

 از کارهایی که به او ربطی ندارد و به زندگی خصوصی دیگران مربوط است وارد

 نمی شود و متقابلاً از اینکه دیگران وارد زندگی خصوصی او شوند جلوگیری میکند.


7-تلاش برای کمک به دیگران:

اگر در زندگی دیگران مشکلی دید که می تواند درحد توان به حل آن بپردازد، به آنها

 کمک می کند تا حل شود و از ارائه کمک خودداری نمی کند و از زندگی انسانهای

موفق دراین زمینه الگوبرداری می کند.


8- عدم احساس عجز و ناتوانی:

در زمانی که برایش مشکلی پیش می آید به جای داشتن تفکر ناتوانی سعی

می کند از عقل و امکانات خود کمال استفاده را برده و آن مشکل را درحد امکان

 سریعتر حل کند.


9-خوش بین بودن:

 اصولاً لبخند زدن و خوشبین بودن در زندگی باعث انرژی بیشتری روانی در فرد می شود و باعث

 می شود فرد خود را همیشه از افکار منفی و ناراحت کننده دور کند و بهتر بتواند مسائل را

تجزیه و حل کند.


10- یادآوری خوبی های دیگران:

 انسان متعادل سعی می کند نه تنها حسرت دیگران را نخورده و حسادت نکند

بلکه خوبی هایی که دیگران به او کرده اند را مرتب به آنها گوشزد کرده و با این

کار بیماری حسادت را که جسم و روحش را نابود می کند درمان کند.


11- تفکر درمورد کارهای روزانه خود:

یک شخصیت سالم با الگو گرفتن از دستورات کارهای خوب و بد را ارزیابی

می کند تا هر روز خوبی هایش را زیاد کرده و عیبهایش را برطرف نماید.


 
 
حقایق زیبای زندگی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦
 

 

 

۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران می‏کنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز می‏مانند.

 ۲ – کسانی که می‏گویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو می‏گویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو می‏نمایند.

 ۳ – گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست می‏گوییم و دیگران اشتباه می‏کنند.

 ۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.

 ۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو می‏برند در واقع لگد دیگران را به جان می‏خرند.

 ۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص می‏بینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.

۷ – جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور می‏توان از شر او جان سالم بدر برد.

۸ – ما از همان اول پدر و مادر زاده نشده‏ایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور می‏توان پدر و مادر بود.

۹ – کلماتی که بر زبان جاری می‏گردند، قدرت خود را از ما گرفته‏اند – از خود هیچ قدرتی ندارند.

۱۰ – افراد خردمند در سکوت به سر می‏برند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند.

 


 
 
8 ویژگی یک مرد واقعی :
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٥
 

 

 

ویژگی اول: یک مرد واقعی محکم و قوی است .

یک مرد واقعی گریه نمی کند، زاری نمی کند، شکایت از چیزی نمی کند، بیمار نمیشود، و لازم نیست هر بار که عطسه کرد به پزشک مراجعه کند. یک مرد واقعی تصمیم می گیرد و با عواقب و نتایج این تصمیمات روزگار می گذراند. یک مرد واقعی مسئولیت اعمال و حرف های خود را بر عهده می گیرد. یک مرد واقعی، محکم و استوار است. و با سختی های زندگی مقابله می کند. یک مرد واقعی خشن و سرسخت است و از خود احساسات نشان نمی دهد. یک مرد واقعی ستون فقرات خانواده است و نمی تواند از خود ضعف نشان دهد. اگر از عنکبوت می ترسید، مسلماً یک مرد واقعی نیستید.

 

ویژگی دوم: یک مرد واقعی متمرکز است .

یک مرد واقعی تفاوت بین مهم بودن چیزی و مهم نبودن آن را می فهمد. یک مرد واقعی وقت خود را صرف کارهای بیهوده ای که هیچ عایدی برای او ندارند، نمی کند. مطمئناً کارهای زیادی برای تفریح و سرگرمی وجود دارد، اما او باید برای انجام این کارها هم دلیل داشته باشد. یک مرد واقعی خود را روی قدرت، پول و خانواده اش متمرکز میکند. هیچگاه خود را روی سکس متمرکز نمی کند. سکس در نتیجه ی داشتن قدرت، پول و خانواده، خود به خود به سراغش می آید.

 

ویژگی سوم: یک مرد واقعی، اهمیت خانواده را درک می کند .

یک مرد واقعی خانواده اش را قدرتمند نگاه می دارد و به تاریخچه ی خانوادگی خود اهمیت زیادی می دهد. یک مرد واقعی می داند که فرزندانش هدیه ای از جانب خداوند هستند و باید با آنها به خوبی رفتار کند، هرچند هر از گاهی باید برای آنها قوانین و مقرراتی تعیین کند.

 

ویژگی چهارم: یک مرد واقعی غیبت نمی کند .

یک مرد واقعی دهانش را می بندد و اطلاعاتش را درمورد دیگران پیش خود نگاه میدارد. یک مرد واقعی در بحث های هیچ و پوچ شرکت نمی کند و درمورد چیزهایی که از آن اطلاع ندارد و مطمئن نیست حرف نمی زند.

 

ویژگی پنجم: یک مرد واقعی همیشه سر حرفش هست .

هر وقت قولی بدهد، آن را عمل می کند. و اگر بداند که از عهده ی انجام قولی بر نمی آید، هیچوقت حرفش را نمی زند. یک مرد واقعی مردن را به شکستن عهدش ترجیح می دهد. او می داند که حرفش نیز باید به قدرت عملش باشد.

 

ویژگی ششم:یک مرد واقعی تلاش می کند تا الگو باشد .

یک مرد واقعی همیشه به خود و دیگران احترام می گذارد، مگر اینکه مورد بی احترامی قرار گیرد. او الگو و نمونه ای برای پیروان خود و به خصوص فرزندانش است. من هیچوقت کارهایم را به خانه نمی آورم، به همین دلیل فرزندانم من را فقط به عنوان یک پدر میشناسند. شما نیز باید همین کار را بکنید. یک مرد واقعی هیچگاه اجازه نمی دهد که فرزندانش پی به ضعف های او ببرند.

 

ویژگی هفتم: یک مرد واقعی پول مورد نیازش را خود به دست می آورد.

یک مرد واقعی در انتظار صدقات و نیکوکاری های دیگران نمی نشیند. و پول پدرش نیز برای او کفایت نمی کند. او خود در جستجوی روزی خود بر می آید و اگر از پدرانش به او ارثیه ای برسد، به جای هدر دادن آن، ده برابرش می کند.

ویژگی هشتم: یک مرد واقعی زن نما نیست :

یک مرد واقعی در گوشهایش گوشواره نمی اندازد و موهایش را بلند نمی کند. روی سینه و شکمش را نمی تراشد. او می داند که به استثنای آرایشگرش، سایر ملزومات و نیازهای بهداشتی او باید توسط یک زن انجام گیرد. یک مرد واقعی باید حداقل سه دست کت و شلوار در کمد داشته باشد و حداقل سه بار در هفته باید کت و شلوار بپوشد. یک مرد واقعی می داند که چطور باید شیک باشد.


 
 
ویژگیهای یک انسان خود شکوفا:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٥
 

آبـراهـام مـازلـو بـرای نـخستـیـن بـار مـدل سـلسـله مراتب نـیازهای انسان را پایه گذاری کرد. که البته

بـعدها تـوسـط افـراد گوناگونی این سلسله مراتب بسط و گسترش یافت.
 

هر انسانی در زندگی براساس نیازهایی انگیخته و تحریک می گردد که عمده ترین آنها به مـنـظور حفظ

حـیات صورت می پـذیرند. بنـیـادی تـرین ایـن نـیـازهـا مـوروثـی و فـطـری میباشند که طی ده ها هزار

سال تکامل یافته اند. آبراهام مازلو معتقد بود که انسانـها بـاید نخست نیازهای بنیادین خود را ارضا و بر

آورده کنند تا انگیزه برای تکامل به نیازهای والاتـر در وجـودشان شکل گرفته و به آنها علاقه مند گردند.

سلسله مراتب نیازهای انسان به قرار ذیل میباشد:

1- نیازهای زیستی و فیزیولوژیکی: نـیـاز به اکسیژن، غذا، آب، سـر پـنـاه (مسکن)، گرما، روابط جنسی،

خواب و پوشاک.

2- نیازهای امنیتی: ایـمنـی در بـرابـر عـوامــل طبیعی (زلزله، طوفان)، امنیت (امـنـیـت اجتماعی، مالی،

شغلی و غیره)، نظم، قانون، محدودیت ها و ثبات.

3- نیازهای عشقی و تعلق پذیری: کار گروهی، خانواده، رابطه با دیگران، غرور، گـریز از طرد شدگی،

عشق ورزی دیگران به فرد و بالعکس.

4- نیازهای تاییدی و احترامی:  عزت نفس ، موفقیت،مهارت، استقلال، سلطه گری، اعتبار، شهرت، قدر

و منزلت، نفوذ و اعتماد بنفس.

5- نیازهای شناختی و معرفتی: علم، دانش و مفهوم.

6- نیازهای زیبایی شناسی: ارزش نـهادن و جـستـجـوی زیـبایی، هماهنگی، توازن و تقارن، تناسب و

نظم.

7- نیاز خود شکوفایی(خود یابی): پی بردن به استعدادهای نهانی و بالقوه، تـکـامـل فـردی، عـدالـت

خـواهـی، شـناخت ماهیت خویشـتـن، انـگـیـزه بـرای دسـتـیـابـی به اوج قابلیتهای خویش.

8- نیازهای متعالی: کـمـک بـه دیـگران برای دست یابی به مرتبه خود شکوفایی، نـیـاز های معنوی. برای

مثال از فردی که دارای امنیت مالی در جامعه نمیباشد نمیتوان انتظار رفتار مناسب اجتماعی داشت.

 

ویژگی های شخصیتی انسان خود شکوفا:

1-
حس تشخیص واقعیت، آگاهی از شرایط موجود و واقعی، واقع گرا، قضاوت بی طرفانه و عینی و نه بر

اساس طرز تفکر شخصی و متعصبانه.

2- طرز نگرش بر مشکلات به عنوان چالشها و شرایطی که نیـاز بـه راه حل دارند و نه به عنوان حربه ای

برای شکوه گری و توجیهات فردی.

3- نیاز به حریم و تنهایی و توانایی تحمل تنهایی.

4- متکی به قضاوتها و تجارب خویش، مستقل، عدم اتکاء بـه فـرهنـگ و محـیـط پـیرامون خود برای شکل

گیری عقاید و دیدگاه ها.

5- عدم تاثیر پذیری از فشارهای اجتماعی.

6- دموکراتیک، منصف و بدون قائل شدن تبعیض، پذیرش و لذت بردن از تمامی فرهنگـها، نژادها و تفاوتهای

فردی انسانها.

7- از لحاظ اجتماعی دلسوز و مهربان، دارای خصوصیات انسانی و بشر دوستانه.

8- پذیرش افراد همانگونه که هستند و عدم تلاش برای تغییردادن آنها.

9- در کنار دیگران راحت میباشد، با وجود هر نوع گرایش نا متعارف دیگران.

10- خود انگیخته و با اصالت میباشد، با خویشتن صادق است، هـمان گـونـه که دوست دارد میباشد و نه

آنگونه که دیگران از وی میخواهند.

11- شوخ طبع بوده البته حس شوخ طبعی که متوجه خود و یا وضعیت بشریت میباشد و نه دیگران.

12- تعداد محدودی دوست صمیمی دارد و نه تعداد زیادی رابطه سطحی.

13- علاقه مند به همه چیز حتی امور عادی.

14- خلاق-مبتکر و اصیل.

15- بدنبال تجارب ناب و دستیابی به موفقیتهایی است کـه اثـری مـانـدگـار از خود بجای گذارد.


 
 
رازهای آشکار زندگی!!
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٥
 

پوزش و عذرخواهی دلیل خردمندی است.

امید سرابی است که اگر ناپدید شود همه از تشنگی خواهیم سوخت.

خونسردی بزرگترین صفت یک فرمانده است.

تمام شان و عظمت یک انسان در فکر است.

پیش از پیری جوانی و پیش از بیماری تندرستی را دریاب.


 
 
چگونه می توانیم بهتر زندگی کنیم؟
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٤:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٥
 

نکته اول : نخستین نکته این است که انجام دادن هر کاری به مهارت و دانش نیاز دارد . یعنی برای یک همسر توانا شدن باید دانایی ها، دانش ها و مهارت های لازم را کسب کرد از این رو توصیه می شود با مطالعه کتاب های تربیتی روان شناسی آیین همسرداری به دانش و مهارت خود بیفزایید .

نکته دوم : خانواده یک نهاد اصلی و ویژه جامعه است و برقراری روابط انسانی سالم و درست میان اعضای خانواده مهمترین عامل سلامت خانواده است سعی کنید با همدلی هم فکری همکاری و هماهنگی روابط سالمی را میان اعضای خانواده خود برقرار نمایید .

نکته سوم : در ارزیابی روابط زناشویی هر یک از زوج ها بدانند که همسر او نزدیک ترین و محرم ترین فرد است لذا توصیه می شود به همسرتان به عنوان یک نیمه تن حامی و پشتیبان نگاه کنید و تلاش نمایید وی را خوشبخت کنید.

نکته چهارم : زن و شوهر با یادگیری مهارت های ارتباطی و به کار بستن آنها می توانند روابط خود را بهبود بخشند، متحول سازند و در فضایی سرشاز از حسن تفاهم و حسن نظر به حل و فصل مسائل خود بپردازند برخی از این مهارت ها عبارتند از: فعالانه به حرفهای یکدیگر، گوش کردن تشریک مساعی و مشورت کردن به عقاید یکدیگر احترام گذاشتن پذیرفتن یکدیگر و نظایر آن .

نکته پنجم : تحکیم روابط زناشویی علاقه به داشتن یک ارتباط سالم ،ایجاد یک کانون گرم و صمیمی و نایل شدن به تفاهم از مسئولیت همه اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر است. از این رو می توان گفت که حل مسائل زناشویی و خانوادگی مستلزم کوشش همه جانبه اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر است .

نکته ششم : وقتی در زندگی زناشویی اختلاف نظر و سوء تفاهمی بروز کند به جای سرزنش کردن یکدیگر و تفسیر نادرست به شناسایی مسئله علت یابی و سرانجام راهیابی آن بپردازید . اگر چه باید اعتراف کرد که گاهی اوقات شناسایی مساله واقعی و مشکل اصلی و یافتن علت ها و ریشه ها دشوار است، زیرا آنچه که روی پرده است با آنچه که پشت پرده است متفاوت میباشد و شناخت ریشه ها اصلی مساله کاری ماهرانه و پر پیچ و خم است که کمک و مشاوره افراد متخصص را طلب می کند .

نکته هفتم : لازمه ایجاد حفظ و استمرار روابط زناشویی سالم داشتن، تعهد ، وفاداری و اعتماد انصاف صمیمیت پذیرفت متقابل ،سعه صدر متقابل، تفاهم متقابل و اعتماد متقابل است. پس با رعایت این اصول نسبت به همسرتان احساس مسئولیت کنید و در خانواده فضایی سرشار از امنیت روانی و عاطفی ایجاد کنید .

نکته هشتم : مهمترین علل پدیدآیی مسائل و مشکلات زناشویی سوء ارتباطات و سوء تفاهمات است. بنابراین هم زن و هم شوهر هر یک به سهم خود مسئولیت دارند که از وجود آمدن سوء تفاهم و سوء ارتباطات پیشگیری کنند و در اولین فرصت ممکن به حل و فصل آنها بپردازند، زیرا سوء تفاهمات و سوء ارتباطات به صورت یک فرایند مخرب و پیش روند عمل می کند گاهی یک سوء تفاهم کوچک ماندن یک گلوله برفی به تدریج به یک بهمن بزرگ تبدیل می شود و بنیاد زندگی زناشویی را از بیخ و بن بر می کند و متلاشی می سازد برای مثال ممکن است کسی در ارتباط با سکوت همسرش بگوید وقتی او سکوت می کند معنایش این است که او مرا دوست ندارد در حالی که ممکن است سکوت او معانی گوناگون داشته باشد برای مثال ممکن است در خانواده ای برای تربیت و اصلاح رفتار نامطلوب از سکوت به عنوان یک تقویت کننده منفی استفاده شود .

نکته نهم : مورد تایید شدن واقع شدن مورد محبت قرار گرفتن و مورد توجه بودن از نیازهای اساسی انسان است، سعی کنید در روابط زناشویی تان به نوعی و طریقی رفتارهای مطلوب همسرتان را مورد توجه قرار دهید و تایید کنید همسر شما باید بفهمد که برای او ارزش قائل هستید خلاصه آن که تشویق و تایید باید در جمع باشد و تذکر نکات منفی و انتقاد باید به صورت محرمانه و در تنهایی صورت گیرد .

نکته دهم : یادتان باشد که مساله یک طرف و شیوه برخورد با مساله طرف دیگر است. به جای انتخاب روش پرخاشگرانه ،خشونت آمیز و بدبینانه بهتر است روش مسالمت آمیز، صمیمانه و خوش بینانه را انتخاب کرد اگر رفتاری برای شما مبهم است ساده ترین راه این است که از همسرتان سوال کنید هدف شما از انجام این کار چیست ؟ منظور شما از این حرف چیست و ...

نکته یازدهم : در اکثر موارد با وجود این که زن و شوهر با زبان واحدی با یکدیگر سخن می گویند اما آنچه که یکی میگوید و آنچه دیگری می شنود اغلب متفاوت است و در نتیجه مشکلات ارتباطی را به دنبال می آورد لذا توصیه می شود هم زن و هم شوهر دیدگاه خود را در مورد مساله یا مشکل مورد نظر به زبان ساده و صادقانه بیان کنند در این باره یادآور شد که خشونت را نباید با خشونت پاسخ گفت ، بلکه خشونت را باید با سکوت پاسخ گفت و بعدا در موقعیت مناسب دیگری درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو پرداخت.

نکته دوازدهم : سعی کنید با نگرش مثبت نسبت به یکدیگر با مشورت کردن و هماهنگی امور زندگی ،خانوادگی، تعلیم و تربیت فرزندان، فعالیت های اجتماعی، اوقات فراغت و چگونگی صرف آن دید و بازدیدهای خانوادگی و نظایر آن را تنظیم و برنامه ریزی کنید .

نکته سیزدهم : درهر فرصتی که پیش می آید سعی کنید با همسر و اعضای خانواده تان ارتباط کلامی و عاطفی برقرار کنید و به گفت و گوهای خانوادگی بپردازید. شایان ذکر است که زن ها از صحبت کردن با همسرشان بیشتر لذت می برند و از این روش برای نشان دادن مهر و علاقه خود نسبت به همسرشان استفاده می کنند بنابراین توصیه می شود شوهران فعالانه به صحبت های همسران خود گوش کنند واکنش مناسب نشان دهند .چنانچه شوهر یا زن در شرایط خاصی نتواند به صحبت های همسرش گوش کند باید این موضوع را صادقانه و صمیمانه مطرح و تقاضا کند ،صحبت کردن درباره آن موضوع را به فرصت دیگری موکول کند. در هر حال از پیش آمدن این حالت جلوگیری کنید که همسر شما فکر کند و احساس نماید که شما مشغول کار و فعالیت خودتان هستید و به حرفهای او گوش نمی کنید و توجه ندارید .

نکته چهاردهم : زن و شوهر باید هر چه بیشتر با یکدیگر ارتباط کلامی و عاطفی برقرار کنند و سوء تفاهمات و سوء ارتباطات را هر چه زودتر شناسایی و رفع و اصلاح کنند .نکته حائز اهمیت این است که زن و شوهر باید خود راساً به حل مشکلات زناشویی و خانوادگی اقدام کنند و پیش از آن که موضوع را با کس دیگری در میان گذارند به منزله دو انسان عاقل و بالغ مساله را منصفانه بین خود حل و فصل کنند و اجازه ندهند دیگران در این امر مداخله کنند .

نکته پانزدهم : زن و شوهر باید مشخص کنند که از یکدیگر چه انتظاراتی دارند آنها باید گاه گاهی در یک فضای محرمانه محبت آمیز و صمیمانه به ارزیابی رفتار و روابط یکدیگر بپردازند و از یکدیگر سوال کنند آیا از من راضی هستی آیا من توانسته ام انتظارات تو را پاسخگو باشم و نسبت به من چه احساسی داری و نظایر آن زن و شوهر نباید تصور کنند که این انتظارات به قدری روشن و گویا هستند که نیاز به این طرح و بیان آن نیست و همه می دانند .

نکته شانزدهم : در رویارویی با مسائل و مشکلات زناشویی همواره باید انصاف داشت به بیان دیگر خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دادن و قبول مسئولیت خود و شناخت انتظارات متقابل قدم اول در حل و فصل اختلافات زناشویی است.

نکته هفدهم : داشتن نگرشهای آرمان گرایانه و شاعرانه نسبت به ازدواج و روابط زناشویی از سویی و ازدواج هایی که براساس هوا و هوس جاذبه های مالی زیبایی صورت می گیرد از دیگر سو، زوج ها را بیشتر با سوء تفاهم ها ،تضادها و ... روبرو می سازد و این گونه پیوند ها خیلی زود به سستی می گراید.

علت اصلی چنین مشکلاتی این است که طرفین از برداشت های نادرست از یکدیگر و سرانجام به ارتباطات نامطلوب ختم می شود .

نکته هجدهم : براساس سوء ظن و گمان بد و حدس نادرست نمی توان زندگی کرد و ارتباط سالم برقرار نمود اگر موضوع و یا مساله ای ذهن زن و شوهر را به خود مشغول کرده است باید آن را به صراحت و صادقانه مطرح کرد و درستی یا نادرستی را مورد بررسی قرار داد . برای مثال امروز خسته به نظر می رسی چرا چه طور شد که این حرف را زدی و یا این کار را کردی همواره زن و شوهر باید یکدیگر را به صبر و بردباری و اخلاص و توکل توصیه کنند .

نکته نوزدهم : لازمه ایجاد و حفظ و استمرار روابط زناشویی سالم و با نشاط این است که فضای خانواده سالم و آرامش بخش باشد و زن و شوهر از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنه آمیز و دو پهلو پرهیز کنند .

نکته بیستم : به جای در نظر گرفتن خصوصیات منفی بهتر است ویژگی های مثبت یکدیگر را در نظر بگیریم و به آنها توجه کنیم. بنابراین از پوز خند زدن ،مسخره کردن ،متلک گفتن، تحقیر کردن ،سرزنش کردن و به رخ کشیدن یکدیگر باید اجتناب کرد. این گونه رفتارهای نامطلوب موجب افزایش مقاومت های روانی در طرف مقابل می شود و ادامه زندگی زناشویی و ارتباط را دشوار و فاجعه آمیز می کند .

نکته بیست و یکم : اساس یک ارتباط سالم و با نشاط مثبت فکر کردن است .در زندگی شخصی، خانوادگی و زناشویی همواره سعی کنید به مثبت ها و موهبت ها و نعمت هایی که در اختیار دارید بیندیشید نه به اموری که در اختیار ندارید. برای مثال برخورداری از سلامت داشن فرزند و داشتن روابط جنسی رضایت بخش از نعمت هایی است که در اختیار دارید و باید شاکر درگاه الهی باشید .

نکته بیست و دوم : گذشت و عفو عنصر اصلی استمرار و استحکام پیوند زناشویی از سوی هر یک از زوج هاست. لذا از خطاهای یکدیگر بگذرید و خطاهای همدیگر را تحمل کنید این نکته به ویژه در مورد شوهران توصیه شده است که با زنان خود نیکی و مهربانی معاشرت کنید از بی عدالتی و خشونت بپرهیزید .

نکته بیست و سوم : زن و شوهر می تواند با یاد آوری برخی ایام ماند روز تولد ،سالگرد ازدواج و نظایر آن و دادن هدیه های هر چند کوچک و مثلا یک شاخه گل به طور نمادین یا سمبلیک عشق و علاقه و توجه خود را نسبت به یکدیگر بروز دهند.

نکته بیست و چهارم : زن و شوهر موظفند خود را در برابر یکدیگر آراسته و پاکیزه و جالب توجه نگهدارند و از پریشانی و نامرتبی اجتناب کنند .

نکته بیست و پنجم : از جایی که نفس انسان تاثیر پذیر است لذا در انتخاب دوست و برقراری روابط دوستانه و یا معاشرت های خانوادگی با زوج های دیگر دقت کنید توصیه می شود زن و شوهر هر دو معیارهایی را با توافق یکدیگر مشخص کنند و براساس آنها به گزینش دوست و برقراری این گونه روابط اقدام نمایند .

نکته بیست و ششم : در روابط زناشویی سالم نه باید مرد سالاری باشد و نه زن سالاری. به بیان دیگر اصولا رابطه سلطه گرانه و سلطه پذیرانه چه از طرف زن و چه از طرف شوهر برای کانون گرم خانواده آفت بزرگی به شمار می آید .

نکته بیست و هفتم : خطای یکدیگر را در حضور فرزندان یا کسان دیگر مانند دوستان آشنایان و بستگان مانند پدر شوهر ،مادر شوهر، پدر زن و یا مادر زن بازگو نکنید و همواره احترام به بزرگترها و پدر و مادر را همواره به فرزندان خود یاد آوری کنید .

نکته بیست و هشتم : مساله اصلی این است که تفاوت های فردی وجود دارد و زوج ها نباید یکدیگر را با کس دیگری مقایسه کنند. نکته حائز اهمیت این است که زوج ها باید حاضر شوند این تفاوت ها را درک کنند و اختلافات زناشویی را در یک فضای محرمانه و صمیمانه مطرح کنند و معتقد باشند که می شود و می توان به تفاهم رسید و یک ارتباط سالم برقرار کرد .

نکته بیست و نهم : تشویق و ابراز تشکر از رفتارهای مطلوب همسر تاثیر به سزایی در تکرار و استمرار آن رفتارها دارد و انگیزه تکرار آن رفتارهای مطلوب را بیشتر می کند .

نکته سی و ام : سعی کنید مورد یا موارد سوء تفاهم یا مسائل مورد اختلاف را هرچه زودتر و صریح تر مطرح کنید و به حل و فصل آنها بپردازید. از پیش داوری تصمیم های نادرست و غیر منطقی و شکل گیری افکار منفی پرهیز کنید برای مثال اگر همسر شما یک بار بد قولی کرده است به او نگویید تو همیشه بد قولی می کنی، در حالی که ممکن است همسر شما این بار قولش را فراموش کرده باشد و یا علت خاصی داشته باشد .

نکته سی و یکم : از نسبت دادن القاب و زدن برچسب های ناگوار و نامطلوب به یکدیگر پرهیز کنید. بد قول ،زرنگ ،شلخته، هیز، بی احساس، نامهربان، بی عاطفه کله شق، یکدنده، لجباز، بی انصاف ،زور گو ،خود خواه و نظایر آن....

نکته سی و دوم : لازمه ایجاد تداوم و حفظ روابط زناشویی سالم انعطاف پذیری در رویارویی با تقاضا و در خواست های همسرتان می باشد آشفتگی روابط زن و شوهر به افسردگی و اضطراب یکی از آنها یا هر دوی آنها منجر می شود و در نتیجه بر شدت مشکلات موجود می افزاید . گاهی اوقات افسردگی و عصبانیت زن یا شوهر به علت اختلال درکار سیستم عصبی یا غدد درون ریز به ویژه تیروئید است . بنابراین توصیه می شود در اولین فرصت به پزشک متخصص مراجعه کنید .

نکته سی و سوم : برای حفظ و استمرار زندگی زناشویی زوجین باید تلاش کنید بیندیشید، وقت بگذارید احساس مسئولیت کنند و موانع برقراری ارتباط سالم را از میان بردارند .


 
 
شکلات زندگی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۳:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٥
 

 

 

راز و رمز شیرین زندگی کردن خیلی سخت نیست فقط می بایست بدانیم چگونه زندگی کنیم. آری مشکلات و ناکامی های مسیر زندگی، مواد خام شکلات زندگی هستند. زندگی ما همواره با مشکلات و سختی ها معنا پیدا می کند و ما آمده ایم تا مسائل زندگی را حل کنیم و لذت حل مسائل و مشکلات را بچشیم. از مشکلات و رنج های زندگی نهراسیم و با اقتدار در میدان زندگی وارد شویم و اینگونه از مشکلات و ناکامی های مسیر بهترین «شکلات» زندگی مان را تهیه کنیم و از طعم آن لذت ببریم. برای تهیه «شکلات» زندگی می باید به نکات مهم و دستورالعمل ذیل دقیقا توجه داشت تا طعم «شکلات» زندگی، دلچسب همه اطرافیانمان باشد.

باور کنیم که بهترین تهیه کننده ایم:

انسان هایی که فعالیت و امورشان را با نگرش و باورهای بسیار مثبت آغاز می کنند، دستاوردهای مثبتی به دست می آورند. آنها چون اعتقاد دارند که موفق می شوند، پس قطعا به پیروزی می رسند. انسان های برنده ابتدا در ذهن خود برنده می شوند و سپس این پیروزی و موفقیت را در صحنه زندگی نمایان می سازند. برندگان همیشه مثبت می اندیشند و از ناملایمات مسیر هراسی ندارند و با اعتقادی راسخ نگاهی متعالی به اطراف خود دارند. آری برای خلق یک زندگی عالی و مطلوب باید باور داشته باشیم که توانایی آفریدن زیباترین زندگی را داریم، سپس با این باور زیبا شیرین ترین لحظات را برای خود و اطرافیان مهیا سازیم.

از کاه کوه نسازیم:

برای تهیه شکلات زندگی باید تجربه کسب کنیم. بنابراین اگر عزممان را جزم کرده ایم تا زندگی شیرینی را رقم زنیم می بایست از اشتباهات گذشته اندوهگین نباشیم و ناکامی های گذشته را در ذهنمان مرور نکرده و بی جهت از کاه کوه نسازیم. انسان های موفق فقط از گذشته درس می گیرند و در زمان حال زندگی می کنند و همواره آینده ای زیبا را در ذهنشان ترسیم می نمایند. راز شاد زیستن، صبر و شکیبایی است. برای لذت بردن از زندگی می بایست برای اتفاقاتی که هنوز رخ نداده است، نگران نباشیم. با توکل به خدای مهربان در فراز و نشیب های زندگی با صبر و حوصله به انتظار زیباترین و خوشمزه ترین لحظه های ناب زندگی باشیم و از اکنون لذت ببریم و از گذشته عبرت بگیریم و آینده ای زیبا را تصور نماییم.

تدبیر و تفکر:

زندگی با تدبیر وتفکر زیبا می شود. برای هر اقدامی فکر کنیم و افکارمان را بر روی برگه ای سفید بنویسیم و چندین بار تفکراتمان را مرور کنیم. انسان هایی می توانند لحظات شیرینی در زندگی شان خلق نمایند که زمانی آن لحظه را تصویر و برای آن تدبیر نموده باشند. تفکر راه های بی شماری را برای رسیدن به موفقیت در مسیر انسان قرار می دهد و انسان های هوشمند علاوه بر اینکه خود می اندیشند از تجارب و افکار انسان های دیگر نیز استفاده می کنند و میانبرهای رسیدن به موفقیت و زیبایی را کشف می نمایند. اندیشیدن انسان ها را رشد می دهد و آنها را از مسیرهای بحرانی به سلامت عبور می دهد و رازهای آرامش و نشاط را برای آنان به ارمغان می آورد. هر روز دقایقی را در خلوت برای اندیشیدن قرار دهیم و آنچه را که پس از تفکر و تدبیر و مشورت با انسان های صادق به دست می آوریم با اقتدار در صحنه زندگی جاری نماییم.

منتظر خبرهای خوب باشیم:

انتظار زیباترین مفهوم زندگی است. انسان هایی که در انتظار خوبی ها می نشینند، خوبی ها را به دست می آورند، چرا که انسان ها جذب کننده انتظاراتشان می باشند. قانونی در این عالم وجود دارد به نام قانون افزایش که این قانون بیان کننده این مفهوم است که هر چیزی را که حرفش را بیشتر بزنی و به آن بیشتر بیاندیشی برای تو محقق می شود. مواظب باشیم برای تحقق یک زندگی شیرین، منتظر تلخ کامی ها و شکست ها نباشیم و هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم پس از یک مناجات عارفانه، منتظر خیر و برکت های بیکران در زندگی باشیم و چه زیبا پیامبر اکرم(ص) فرموده اند که: «مشکل را کتمان کنید تا روزیتان زیاد شود.» همواره سعی کنیم با دوربین ذهن مان، زیبایی ها را ببینیم و صحنه های جذاب زندگی را شکار کنیم. از مهربانی ها و عطوفت ها بگوییم و همواره شاکر خدای مهربان باشیم تا برکات و نعمات الهی برای ما گسترده شود.

توکل به خدا:

قرآن مجید می فرماید: «به درستی اوست که می خنداند و می گریاند.» انسان هایی که با یک ارتباط عاشقانه و عارفانه با توکل به خالق هستی در مسیر زندگی تلاش می نمایند همواره مورد حمایت حضرت حق تعالی قرار می گیرند و به آرامشی عمیق دست می یابند. ساختن یک زندگی ایده آل بدون خدا ممکن نیست و انسان هایی که به دنبال شیرینی و حلاوت در زندگی می گردند می بایست خدا را در متن زندگی شان جاری نمایند و هر تفکر و اقدامی را بر مبنای اطاعت او قرار دهند تا شادی و نشاط حقیقی نصیب شان شود. خداوند به انسان هایی که او را اطاعت می کنند و یاری می رسانند وعده یاری و حمایت داده است و فرموده که: «به درستی خداوند حمایت کننده انسان هایی است که به او ایمان آورده اند.» یادمان باشد هر چقدر برای تهیه شکلات زندگی دقت و تلاش کنیم، طعم این شکلات خوشمزه تر می شود و اعضای خانواده مان از آن لذت بیشتری می برند.

مواد لازم برای تهیه شکلات زندگی را مرور می کنیم:
1) توکل به خدا; به وسعت عالم.
2) تفکر مثبت; به تعداد هر فکر.
3) تدبیر مناسب; به تعداد هر اقدام.
4) صبر و تحمل; در کل مسیر زندگی.
5) استفاده از تجربه; هرچه بیشتر باشد، بهتر است.

 
 
12 روش برای ایجاد نشاط در زندگی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٤
 

١- به خود اجازه دهید تا شاد باشید .

حتما در زندگی خود موفقیت هایی کسب کرده اید که دوست داشته باشید شاد باشیدو لذت ببرید ولی در همان زمان  زمزمه ای در سر خود شنیده اید که: الان وقت شادی نیست.انسان موجود خارق العاده ای است که قادر است در آن واحد بسیاری از هیجانات و احساسات را در ذهن خود تداعی و حس کند. هر گاه خود را از لذایذ زندگی بی  نصیب کنید یعنی از یک زندگی کامل محروم کرده اید.اینجاست که باید با خود عهدی ببندید و آن این است که موجب این پیمان به خود اجازه بدهید که از هر چیز پسندیده ای لذت ببرید.

٢_شادی و نشاط را در طبیعت پیدا کنید.

آن قدر در برنامه روزانه خود غرق نشوید که از زیبایی های دنیای اطراف غافل شوید. هر چیزی که دارای استعداد بالقوه باشد میتواند برای شما شادی آور باشد این نکته را سر لوحه زندگی خود و فرزندانتان قرار دهید.

٣_به دنبال عوامل اصلی ایجاد شادی و نشاط باشید.

منتظر نباشید تا شادی به دنبال شما بیایید بلکه شما به دنبال انجام کارهایی باشید که به زندگیتان نشاط هدف و معنا بدهد. مثلا خوب است که به فکر نوشتن یک برنامه زندگی برای خود باشید. برنامه ای که در آن نکاتی درج شده که رعایت آن ها انگیزه ی شادی و نشاط را در شما زنده میکند.مواردی از این قبیل عشق ورزیدن بالا بردن سطح سلامتی و نشاط بچه ها تحکیم روابط دوستانه بودن فردی مجرب و قابل اعتماد تکیه گاهی مطمئن برای افراد کم تجربه و نا آزموده و بدین ترتیب داشتن زندگی پر محتوا.

۴_به هشدارهای درونی شادی بخش توجه کنید.

شادترین مردم کسانی هستند که راه خود را در زندگی پیدا کرده اند و راهکارهای لازم را برای رسیدن به هدفشان و کسب شرایط بهتر چه از نظر روحی و چه از نظر جسمی به دست آورده اند. به عنوان مثال ، اگر از موقعیت شغلی خود و در آمدتان راضی نیستید طوری که روحیه و انگیزه کار را از دست داده اید این پایان راه نیست بلکه با یک راهکار کوچک ، می توانید خود را از نظر روحی تقویت کرده و در خود انگیزه ایجاد کنید.

۵_شادی را خلق کنید.

انجام کارهای خارج از منزل ، تنظیم مخارج خانواده و یا حتی پرداخت صورتحساب های منزل از جمله کارهایی هستند که به شما کمک می کنند تا قابلیت های خود را پیدا کنید و به حس خودباوری برسید و از این حس لذت ببرید . بدین ترتیب شما میتوانید بازتاب این اعمال را در چهره راضی خانواده پیدا کرده و ببینید.

۶-ایجاد صداهای موزون و خوش آهنگ.

شوخ طبع باش، ترانه های روح بخش بخوان، از طریق صدا حس لذت و رضایت از زندگی را منتقل کن ، رضایت را با صدای بلند ابراز کن، سعی کن با دیگران بخندی اما یادت باشد هرگز به دیگران نخند.

٧-شادیمان را تقسیم کنیم.

با تقسیم شادی هایمان با دیگران می توانیم آن را شدت ببخشیم. فرمول ساده دیگری که من آن را در زندگی دنبال می کنم این است که همیشه سعی می کنم شخص مقابلمان را خوشحال کنم. امتحان کنید خواهید دید که چه احساس خوبی به شما دست خواهد داد.

٨_از فرط شادی به هوا بپرید.

 اگر شما فرد پر ذوق و شوقی باشید افرادی هم که با شما در تماسند تمایل پیدا می کنند تا در این شادی شریک شوند یعنی از شما انرژی مثبت بگیرند.

٩_اگر شادی را در میدان دید خود پیدا نمی کنید پس چشم انداز را تغییر دهید.

چشم های خود را به چیزی بدوزید که به شما انرژی مثبت می دهد، در غیر این صورت میدان دید خود را تغییر دهید که آن مورد می تواند یک فاکتور کوچک یا بالعکس بزرگ باشد.  گاهی لازم است که حوزه دید خود را گسترش دهید، کنار مشکلات بایستید و روی آن تمرکز داشته باشید و در حین تمرکز ، با فکر کردن بر روی مسائلی که به شما انرژی مثبت می دهد بر مشکل غلبه کنید.

١٠_پیش به سوی پیروزی.

گاهی اوقات جایی که شما در آن قدم گذاشته اید مایوس کننده است و دیگر فرق نمی کند که چقدر حرکتتان کند است یا نگاهتان سرد است. در واقع، افق دید شما کور شده است، این سوپاپ اطمینانی که دیگر وقت آن رسیده که روش جدیدی را در زندگی در پیش بگیرید و برای دستیابی به این روش نیاز به برداشتن گامی بزرگ نیست بلکه با یک قدم کوچک به اندازه قدم یک کودک می توان این تحول را ایجاد کرد. باید در پی دستیابی به یک برنامه ترغیب کننده و جدید در کارتان باشید از مسیرهای مختلف به منزل بروید ، با همسایه های جدید آشنا شوید. زبان جدید یاد بگیرید. با کسی دوست شوید که فکرش با شما متفاوت است . راه ها محدود نیستند اگر بخواهید می توانید از مسیرهای دیگری نیز وارد شوید.

١١_با نشاط از خواب برخیزید.

به محض اینکه صبح از خواب بیدار می شوید به اولین چیزی که میتواند شما را خوشحال کند فکر کنید و لبخند بزنید. یک لبخند ساده می تواند به شما حس امیدوار کننده ای نسبت به روزی که در پیش دارید بدهد. یا قبل از اینکه کارهای روزانه را شروع کنید، به یک فضای سبز بروید، ورزش کنید به آوای پرندگان گوش کنید بدین ترتیب شما می توانید مقاومت بدن را در مقابل استرس ها بالا ببرید و سیستم ایمنی بدنتان را نیز تقویت کنید و در ضمن شادی را به زندگی بیاورید.

١٢_به دنبال داشتن برنامه ای مفرح باشید.

اگر شما برنامه ای داشته باشید که مشتاقانه در انتظار انجامش باشید، انتظار انجام آن می تواند روز شما را تا موقع انجام آن کار با نشاط و پر کند(انرژی مثبت). شما می توانید در انتظار شادی بودن را تجربه کنید.

 


 
 
ده نشانه مردان سوءاستفاده گر:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٤
 

 

 

مردان سوءاستفاده گر معمولاً خودشان قربانیان نوعی سوءاستفاده هستند. نشانه های یک مرد سوءاستفاده گر می تواند سوءاستفاده احساسی، کلامی، فیزیکی یا جنسی باشد. معمولاً مردانی که سوءاستفاده احساسی می کنند سوءاستفاده کلامی یا ترکیبی از سایر انواع سوءاستفاده ها را نیز مرتکب می شوند. نشانه های چنین مردانی معمولاً اگر دقت کنید، زیاد سوال کنید و درمورد گذشته او بررسی کنید، بعد از چند قرار ملاقات اول دیده می شود.

 

رابطه با چنین مردانی توام با خشونت، حسادت و روابط جنسی یا احساسی محدود می باشد. مردانی که سوء استفاده احساسی می کنند سخت تر شناخته می شوند چون خیلی راحت می توانند به شما بقبولانند که به اندازه کافی خوب نیستید یا همه چیز تقصیر شماست.  بهبودی از سوءاستفاده احساسی به اندازه بهبودی از سوءاستفاده فیزیکی دشوار است.

 سوءاستفاده احساسی باعث پایین آوردن اعتماد به نفس و بروز افسردگی می شود. چنین مردی ممکن است به شما بگوید که دوستتان دارد یا تغییر می کند تا ترکش نکنید اما هرچه بیشتر سعی کنید او را تغییر دهید، کنترل بیشتری روی شما پیدا می کند. وعده های سرخرمن حالت عادی پیدا می کند. حتماً به رفتار و اعمال او هم توجه داشته باشید و نه فقط به حرفهایش. البته رابطه با چنین مردانی از همان ابتدا اینگونه نخواهد بود. اگر چنین بود زنان بدون معطلی آن مرد را رها می کردند.

در زیر ۱۰ نشانه مردان سوءاستفاده گر را جمع آوری کرده ایم. اگر طرف شما هم یک یا دو مورد از این رفتارها را دارد شاید وقتش رسیده باشد که رابطه تان را دوباره ارزیابی کنید و درصورت نیاز کمک بخواهید.

١ حسادت و حس تملک: نسبت به دوستان و خانواده و همکاران شما حسود می شود و سعی می کند شما را از آنها جدا کند. زن و فرزندان خود را جزء دارایی های خود می بیند نه انسان هایی مستقل. بی دلیل شما را به خیانت و ارتباط با مردهای دیگر متهم می کند. همیشه به روش بازجویی می پرسد کجا و با کی بوده اید.

۲ کنترل: می خواهد همه زمان شما مال او و مرکز توجه شما باشد. همه هزینه ها، ماشین و فعالیت هایی که در آن شرکت می کنید تحت کنترل اوست. اگر زن علائمی از استقلال و قدرت از خود نشان دهد عصبانی می شود.

۳ برتری: همیشه حق با اوست، همیشه او باید برنده باشد و همیشه همه ریاست ها با اوست. همیشه اعمالش را توجیه می کند تا بتواند با متهم کردن شما یا کسان دیگر حق را به جانب خود دهد. مردی که سوءاستفاده کلامی می کند با شما بد حرف زده و دشنام می دهد تا احساس بهتری به او دست دهد. هدف چنین مردی این است که شما احساس ضعف کنید تا خودش بتواند احساس قدرت کند. این افراد معمولاً احساس ناامنی می کنند و فقط این قدرت است که به باعث می شود حس بهتری داشته باشند.

۴ حقه: به شما می گوید احمق یا نادان تا تقصیر گردن شما بیفتد. سعی می کند طوری رفتار کند که فکر کنید تقصیر شما است که او دچار این مشکل شده است. ننه من غریبم در می آورد که دلتان به حالش بسوزد و سعی کنید به او کمک کنید از این وضعیت بیرون بیاید. به بقیه می گوید شما تعادل ندارید.

۵ تغییر حالت: بعد از اینکه سوءاستفاده انجام گرفت، ناگهان از فردی خشن و عصبانی به فردی پشیمان و مهربان تبدیل می شود.

۶تضاد حرف و عمل: به قول هایش عمل نمی کند، می گوید دوستتان دارد اما از شما سوءاستفاده می کند.

٧ تنبیه کردن شما: مردی که سوءاستفاده احساسی می کند از رابطه جنسی یا صمیمیت احساسی خودداری کند یا وقتی نتوانست راه خود را پیش ببرد سکوت پیشه می کند. معمولاً با انتقاد های مداوم شما را تحت سوءاستفاده کلامی قرار می دهد.

٨ عدم تمایل به کمک گرفتن: چنین مردی تصور نمی کند که مشکل دارد پس چرا باید دنبال کمک باشد؟ او تقصیرها و اشتباهات خود را نمی پذیرد و آن را به گردن کودکی یا عوامل خارجی می اندازد.

٩بی احترامی به خانم ها: هیچ احترامی برای مادر، خواهران یا هر زن دیگری قائل نیست. تصور می کند که زنان احمق و بی ارزش هستند.

۱٠ سابقه سوءاستفاده قبلی: این افراد همیشه به دنبال زن هایی مطیع هستند که بتوانند آنها را کنترل کنند. رفتار سوءاستفاده گرانه رفتاری ارثی است و مردانی که از آنها سوءاستفاده شده احتمال زیادی دارد که خود به این بیماری مبتلا شوند. مردانی که از حیوانات سوءاستفاده می کنند نیز احتمال زیادی دارد که از خانم ها هم سوءاستفاده کنند.

اگر به خاطر اینکه فکر می کنید این فرد تغییر می کند به رابطه تان با او ادامه می دهید بهتر است بیشتر فکر کنید. چنین مردانی بدون درمان دراز مدت به هیچ وجه درست نمی شوند.  مصرف موادمخدر و الکل هم می تواند به چنین رفتارهایی ختم شود. اگر بترسید نخواهید توانست از دست او جان سالم به در ببرید. سعی کنید دوستان و خانواده تان را در جریان بگذارید و از آنها کمک بخواهید. وقتی او را ترک کنید ممکن است گریه کند و التماستان کند که برگردید. بعد از ترک برای سوءاستفاده بیشتر او آمادگی داشته باشید. اگر مرد زندگی شما هم چنین رفتارهایی دارد و تمایلی برای کمک گرفتن ندارد، تنها راه حل شما ترک کردن اوست.


 
 
نقش پدر در اقتدار خانواده:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۳
 
بیش از نیمى از مردان بزهکار با پدران خود ارتباط مناسبى نداشته اند، براین اساس بى توجهى پدران در تربیت فرزندان، از عوامل مهم بزهکارى کودکان در آینده است.کارشناسان نقش پدر را در تربیت کودکان در سن ۳ تا ۶سالگى، بویژه در پسران بسیار مهم مى دانند. آنان معتقدند که همانندسازى کودک از پدر خود بیشتر از مادر است.تحقیقات نشان مى دهد دخترانى که ارتباط مناسب با پدرانشان دارند، در همسر گزینى تمایل بیشترى به همسرانى با خصوصیات پدر خود دارند.

همچنین پسران از پدران خود مرد بودن، شوهر بودن و پدر بودن را مى آموزند . اگر پدر به فرزند، خانواده و همسر خود بى توجه باشد، در این صورت همانندسازى صحیحى از سوى پسر با پدر انجام نمى شود و پسران از نظر شخصیتى دچار مشکلات بسیارى مى شوند. شاید بتوان گفت، مسئولیت پدرى، مسئولیت بسیار سنگینى است که با آگاهى، خلاقیت، فداکارى و اخلاق همراه است. باید در نظر داشت که تصور کودک از پدر، فردى مقتدر و شجاع است به گونه اى که شغل، موقعیت پدر، پایگاه اقتصادى، نظریات و تحصیلات پدر در زندگى فرزندان نقش بسزایى ایفا مى کند. اگر پدرى دچار مشکلات اخلاقى شود، بر شخصیت کودک تأثیر مى گذارد و کودک با سرافکندگى به زندگى ادامه مى دهد.

پدر، اقتدار خانواده است:

پدرانى که بین عمل و گفتارشان تفاوت است، پدرانى که فرصت کافى براى ارتباط با فرزندان خود ندارند، الگوى مناسبى براى همانندسازى فرزندان نیستند. با این همه فرزندان در مسیر رشد از افراد بسیارى تأثیر مى گیرند که در این میان نقش پدر بسیار پررنگ تر و با اهمیت تر است. نحوه استدلال پدر و به کارگیرى وسائل براى ارتباط با کودکان تأثیر مستقیمى روى رفتار کودک دارد. پدر با رفتار و حرکات خود به کودک جهت مى دهد و موجب رشد و یا سقوط شخصیت فرزند خود مى شود. 

 کارشناسان مسائل اجتماعى درباره نقش پدر در تربیت فرزندان، معتقدند: پدر و مادر در خانواده داراى جایگاه ویژه اى هستند. بار عاطفى خانواده بر عهده مادر و رهبرى و مدیریت خانه بر عهده پدر است.

تحقیقات روى خانواده هایى، که داراى پدر معتاد هستند، نشان مى دهد کودکان این خانواده ها همواره احساس تحقیر مى کنند. چرا که اقتدار پدر را از بین رفته مى بینند وهمیشه پدر را از دوستان و اطرافیان خود پنهان مى کنند.

مدت حضور پدر در خانواده و رفتار مسالمت آمیز او در خانه سبب مى شود که کودکان در فراگیرى دروس مدرسه بسیار جدى تر عمل کنندیک پدر در جایگاه پدر بودن براى تربیت فرزندش باید روان شناسى مربوط نوجوانى و جوانى را به خوبى بداند و خود را به الگوهاى جوانان نزدیک کند.
 فرزندان در خانواده نسبت به شغل، رفتار و ارتباطات اجتماعى پدر بسیار حساس هستند، این در حالى است که این حساسیت نسبت به مادران تحصیل کرده و داراى پایگاه اجتماعى بالا، بسیار کمتر است.
 دلیل اهمیت پایگاه اجتماعى پدر براى فرزندان، نقش رهبرى پدر در خانه و خانواده است.

پدران باید باتوجه به وضعیت اجتماعى امروز، بحث اینترنت و آموزش هاى غیرمستقیمى که از سوى رسانه ها به کودک داده مى شود، سعى کنند دیدگاه هاى خشک را براى تربیت فرزندان خود به کار نبرند.

پدران باید شناخت مناسبى از ویژگى هاى دوران جوانى و نوجوانى فرزندان خود داشته باشند و خود را به وضعیت رفتارى آنان نزدیک کنند.
 خانواده ها مسافرت خانوادگى را هرچندوقت یک بار در برنامه زندگى خود داشته باشند؛ مسافرت به خانواده ها فرصت گفت وگو و تعامل بیشتر را مى دهد و بویژه براى پدران زمینه اى را ایجاد مى کند که فارغ از مشغله کارى خود در محیطى صمیمى با فرزندان خود تعامل داشته باشند.

مشغله کارى پدر عامل تنزل شخصیت کودک:

بسیارى از کارشناسان معتقدند هنگامى که حضور پدر در خانواده به دلیل مشغله کارى یا هر وضعیت دیگر کمتر باشد، ویژگى شخصیتى و اخلاقى کودک نیز دچار تنزل مى شود.


تحقیقات در زندگى بزهکاران نشان مى دهد که در دوره حساس بین ۳ تا ۶ سالگى نقش پدر در زندگى این افراد یا نبوده و یا کم رنگ بوده است.
 محبت مادر براى یک سال و نیم ابتداى زندگى کودک بسیار ضرورى است و احساس اعتمادبه نفس کودک نیز به دلیل همین محبت مادر شکل مى گیرد. پدر به عنوان واسطه بین دنیاى بیرون و خانواده، نقش اصلى در شکل گیرى ارزش هاى اخلاقى و وجدانیات کودک دارد.

 کودکان بویژه پسران در سنین ۳ تا ۶ سالگى، نیاز بیشترى به پدر دارند و پدران نیز باید برنامه ریزى لازم را براى حضور بیشتر در منزل داشته باشند.

گاهى مادر بیش ازحد به کودک محبت مى کند که منجر به تربیت فرزندان زیاده خواه و بى مسئولیت مى شود. بعضى وقت ها هم مادر از همان ابتدا به کودک بى توجهى مى کند. این امر هم سبب مى شود تا کودکان عزت نفس کافى نداشته باشند.

 اگر پدر خود را ملزم به رعایت اصول اخلاقى بداند، کودک همانندسازى بسیارخوبى از پدر مى کند، اما گاهى وقت ها پدر رفتارهاى مناسبى از خود نشان نمى دهد، درنتیجه کودکان هم بدون توجه به اصول اخلاقى پرورش پیدا مى کنند.

بى توجهى به کودکان و مشغله زیاد پدر و مادر سبب مى شود کودکان بدون توجه به ارزش هاى اجتماعى و اخلاقى و غیرمتعهد بزرگ شوند.

والدین هماهنگ با فرزند خود باشند:
 هرچقدر پدران در تربیت فرزندان خود هماهنگ و همگام باشند، فرزندان از تعادل روحى - شخصیتى بیشتر برخوردار مى شوند.  والدین باید نسبت به شرایط روحى - روانى فرزندان خود توجه داشته باشند.

پدر نباید از قدرت خود براى کنترل فرزند استفاده کند. شخصیت پدر، تحصیلات، دیدگاه وى، شغل، نگرش و سطح درآمد پدر متغیرهایى است که کودک در آینده از آنها تأثیر مى پذیرد. براساس تحقیقات پدران بیکار نسبت به پدران شاغل بیشتر رفتارهاى خشن از خود نشان داده اند که تأثیر این موضوع در رفتار کودکان در جوانى و نوجوانى مشخص شده است.
اگر پدران نسبت به روحیه فرزندان خودآگاه باشند، توانمندى کودک خود را بشناسند، کودک شرایط رشد مناسبى را طى خواهد کرد و رفتارهاى پرخطر او در سال هاى آینده نیز کاهش پیدامى کند.

 پدر با توجه به قدرت و اقتدار خود در خانواده، براى هدایت اعضا تلاش مى کند تا آرامش و آسایش در خانه و خانواده فراهم شود.

 


 
 
تو محصول کدام خانواده هستی؟
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۳
 
1ـ اعضای خانواده سالم، این موضوع را درک کرده‌اند که «خانواده‌های
خوب و متعادل خود به خود به وجود نمی‌آیند» بلکه نیاز به توجه، آگاهی، تلاش و کسب اطلاعات دارند.

2ـ در خانواده سالم، وقتی مشکلی ایجاد می‌شود اعضای آن به هم نزدیک می‌شوند تا مشکل را حل کنند نه اینکه از هم دور شوند و از مسئولیت‌های احتمالی فرار کنند. در این خانواده‌ها وقتی کسی اشتباهی می‌کند، دیگر اعضا شخصیت او را زیر سؤال نمی‌برند. بیشتر روی رفتار اشتباه او نظر می‌دهند نه کل شخصیت یا نسبت دادن به خانواده پدر و مادری همسر. در خانواده سالم، به‌جای اینکه دنبال مقصر بگردند و فرد خاصی را سرکوفت بزنند، اول سعی می‌کنند مشکل را کامل بشناسند و با پیدا کردن راه‌حل، فشار وارده بر خانواده را کم کنند.

3ـ در خانواده سالم، اعضا حق دارند در مورد علت‌های رفتار یا گفتار همدیگر سؤال کنند و بقیه نیز به راحتی دلایل خود را بیان می‌کنند. وقتی دلایل نادرست کسی برای دیگران مشخص می‌شود، فرد مورد نظر به اشتباه خود اصرار نمی‌کند و سعی می‌کند به نظر دیگران توجه کند. دیگران نیز، بر اشتباهات و خطای آن فرد تأکید بیجا و نکوهش نمی‌کنند.

4ـ خانواده سالم، گلستان استعدادها و خانواده ناسالم گورستان استعدادهاست. توجه به استعدادها، علایق و توانایی‌های همه اعضا و تلاش برای شکوفایی آن‌ها از ویژگی‌های بارز خانواده‌های سالم است. در این خانواده‌ها، اعضا مانع پیشرفت فکری، تحصیلی و شغلی هم نمی‌شوند.

5ـ در خانواده سالم، رفتارها و گفتارهای مبهم و دوپهلو وجود ندارد و همواره سعی می‌شود با هم شفاف و روراست باشند تا سوء‌تفاهم‌ها کمتر ایجاد شود این موضوع هم رفتارهای کلامی و هم رفتارهای غیرکلامی را شامل می‌شود.
6ـ در خانواده سالم، چه به شوخی و چه جدی از القاب زننده‌ و تمسخر‌آمیز استفاده نمی‌شود.

7ـ در خانواده سالم، تجارب و خاطرات تلخ و کاستی‌های گذشته همدیگر را تکرار نمی‌کنند «یادت هست پارسال خونه فلانی آبروی ما رو بردی...»

8ـ در خانواده سالم، افراد تکه‌کلام‌ها، عادت‌ها، لهجه، نحوه زندگی یا طرز پوشش دیگر اعضا یا خانواده اصلی همسر یا بستگانشان را مسخره نمی‌کنند یا زیر سؤال نمی‌برند.

9ـ در خانواده سالم، کلمات «به من چه و به تو چه» وجود ندارد و اعضای خانواده نسبت به مسائل خانوادگی احساس مسئولیت و تعهد می‌کنند.

10ـ علاوه بر اینکه اعضای خانواده به ویژه پدر و مادر تکیه‌گاه و اطمینان دهنده‌اند، بر تکیه‌گاه‌های معنوی و توسل به آن‌ها اعتقاد راسخ دارند.


 
 
نشانه‌های پایان زندگی زناشویی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۳:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۳
 

 نشانه‌هایی وجود دارد که بفهمید زندگی زناشوییتان به پایان خود نزدیک است یا نه؟برای اینکه بفهمید چه زمان در زندگیتان مشکل به‌وجود می‌آید نیاز نیست که فکر بقیه را بخوانید. تشخیص واضح‌ترین و ابتدایی‌ترین نشانه‌هایی که زندگی‌زناشوییتان به مشکل خورده است، می‌تواند کمکتان کند بموقع زندگیتان را نجات دهید. در زیر به 10 نشانه اشاره می‌کنیم.

1. نداشتن علایق مشترک.

 بااینکه برای زوج‌ها طبیعی است بخواهند به دنبال علایق شخصی خودشان باشند اما زمانی می‌رسد که این فاصله بسیار زیاد و مشخص می‌شود. زوج‌ها از انجام کارها به همراه هم دست می‌کشند و زمان بیشتری را جدا از هم می‌گذرانند. روانشناسان این را نشانه مشخص طلاق می‌دانند چراکه افراد به دنبال لذت‌های خارجی می‌روند چون نمی توانند آن کیفیات را در ازدواجشان پیدا کنند.

2. رفتارهای انتقادی.

 رابطه طوری آغاز می‌شود که دو طرف شدیداً به هم علاقه نشان می‌دهند و اشکالات همدیگر را به‌راحتی می‌پذیرند. با گذشت زمان، کیفیت ازدواج کاهش می‌یابد و زوج‌ها به دنبال اشکالات همدیگر می‌گردند و آنها را به هم متذکر می‌شوند. این مکانیزم رفتار به آنها این امکان را می‌دهد احساس عدم ارتباطشان را توجیه کنند و دیگر نخواهند با هم باشند. اگر حس می‌کنید نمی توانید هیچ کار درستی پیش چشم همسرتان انجام دهید، احتمالاً زمان جدایی نزدیک است.

3. رازها و دروغ‌ها.

زمانی را به یاد بیاورید که عادت داشتید همه چیز را با هم درمیان بگذارید. همسرانی که دیگر به هم نزدیک نیستند، اطلاعات را از هم پنهان می‌کنند و حرفهایشان را با همسرشان نمی‌زنند.

4. اجتناب.

بعضی‌ها می‌گویند از روبه‌رو شدن و بحث دوری می‌کنند. اما در همه ازدواج‌هایی که به پایان خود نزدیک است زمانی می‌رسد که دیگر بحث کردن ارزش ندارد. این زمانی است که زوج از حرف زدن با هم طفره می‌روند و خودشان را با کارها و آدم‌های دیگر مشغول می‌کنند تا مجبور نشوند با همسرشان حرف بزنند: چیزهایی مثل تلویزیون و بیشتر وقت‌ها بچه‌ها.

5. نرسیدن به تفاهم.

 حدود 75 درصد از همه زوج‌ها حداقل در یک مورد مهم هیچ‌وقت به تفاهم نمی‌رسند. مداوم سر آن موضوع با هم جنگ و جدل می‌کنند. اگر سر یک موضوع دیگر با هم به اختلاف بخورند، این موضوع را هم وسط می‌کشند.

6. نبود رابطه‌جنسی و صمیمیت.

برای زوج‌ها عادی است که با گذشت زمان به رکود صمیمیت برسند. اما اگر ماه‌ها و حتی سالها از زمانی که شما دو نفر با هم صمیمی بودید می‌گذرد، می‌توانید این را نشانه وجود مشکل در رابطه‌تان قلمداد کنید. حتی در ازدواج‌های ناپایدار هم صمیمیت جنسی نشاندهنده این است که هنوز میلی به بقای ازدواج وجود دارد. وقتی زوج‌ها دیگر با هم صمیمی نباشند و مشکلی هم با این وضعیت نداشته باشند، می‌تواند نشانه نزدیک شدن ازدواجشان به نقطه پایان خود باشد.

7. مشکلات مالی.

بیش از نیمی از زوج‌ها بر سر مسائل مالی با هم بحث و جدل می‌کنند. شاید پول یک مسئله اصلی نباشد اما می‌تواند موجب بروز مسائلی که با فردیت، کنترل و خودمختاری و استقلال در ارتباط است، شود.

8. مراقبت نکردن از خود.

وقتی به‌نظر می‌رسد همسرتان به خودش نمی‌رسد، شدیداً نشانه این است که ازدواجتان مراحل انتهایی خود را می‌گذراند. بهداشت شخصی و رسیدگی به خود بخش مهمی از رابطه است و اگر انجام نگیرد، راهی برای دور کردن کردن طرف مقابل است.

9. فقدان احترام.

احترام گذاشتن به یکدیگر در زندگی زناشویی برای ماندگار و بادوام شدن آن امری لازم و ضروری است. وقتی شما یا همسرتان به همدیگر احترام نگذارید، چه با حرف نزدن با همدیگر باشد چه انجام کارهایی که می‌دانید همسرتان اصلاً دوست ندارد، بدانید که فقط زمینه را برای طلاق مهیا می‌کنید. در این مورد، زوج‌ها همیشه در انتهای ازدواج احساس گناه می‌کنند و بچگانه امیدوارند که کارهایشان اینقدر طرفشان را ناراحت بکند که خودش دنبال طلاق برود.

10. خیانت.

 خیانت همیشه هم به طلاق منجر نمی‌شود. اما بیشتر ازدواج‌ها بعد از بی‌وفایی چندان دوامی پیدا نمی‌کنند. و اگر هم ماندگار شوند، تاثیرات آن کیفیت رابطه و خوشبختی زوج را پایین می‌آورد. خیلی از زوج‌هایی که به دنبال طلاق هستند از این راهکار استفاده می‌کنند.

تغییر رفتار نسبت به همدیگر می‌تواند بسیار زیرکانه باشد. در گذشته خیلی از مردان و زنان تمایلی به ابراز احساسات و بیان حرف‌های خود به همدیگر نداشتند و به دنبال مشاوره هم نمی‌رفتند چون دوست داشتند زندگی زناشوییشان واقعاً کامل و بی‌عیب به نظر برسد. با گذشت سالها این "دروغ" دیگر جایی ندارد. بااینحال فشارهای اجتماعی ازدواج و ترس از اینکه طلاق به معنی شکست‌خوردگی فرد باشد، باعث می‌شود زوج‌ها کارهایی که برای نشان‌دادن طلاق انجام می‌دهند را مخفی کنند تا کمی گناهشان را کمتر کنند.


 
 
مراقب افکارت باش!!!
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۳
 
 
گفت‌وگوی ذهنی همان حرف‌های بی‌پایانی است که هر روز به ذهن شما می‌آیند، این افکار خودکار می‌توانند مثبت یا منفی باشند. بعضی از این گفت‌وگوهای درونی با دلیل و منطق همراهند و برخی دیگر بی‌سروته و ناامیدکننده هستند که در اثر نگرشی غلط و اطلاعات نادرست و حتی کمبود اطلاعات به وجود آمده‌اند...

 

تفکر مثبت نه‌تنها می‌تواند استرس را کنترل کند و آن را از بین ببرد بلکه حتی می‌تواند باعث بهبود سلامتی ما نیز بشود. برای مقابله با گفت‌وگوی درونی منفی اول باید آنها را تشخیص دهیم و تمرین کنیم تا ذهنمان از این تفکرات خالی شود.

 

خوش‌بین‌ها کمتر درد می‌کشند.

داشتن نگاه مثبت به زندگی حتی می‌تواند بر تجربیات فیزیکی هم تاثیر بگذارد. نوع نگاه ما به دنیا حتی بر میزان دردی که حس می‌کنیم هم تاثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر، فکر آدم‌ها می‌تواند مانند یک مورفین در بدن عمل کند.

 

نتیجه تفکر منفی :

همان‌طور که تفکر مثبت برای سلامت خوب است، آیا تفکر منفی می‌تواند برای سلامت مضر باشد؟ این، سوالی است که در بسیاری از کتاب‌های قرن حاضر به آن پرداخته شده اما هنوز جوابی قطعی و علمی برای آن نیافته‌اند.  عقاید بسیاری وجود دارد که طبق آن، استرس و افسردگی یکی از دلایل ابتلا به سرطان است. برخی بررسی‌ها رابطه بین استرس و افزایش احتمال ابتلا به سرطان را به اثبات رسانده‌اند لذا رابطه میان فشارهای روانی با بیماری های جسمی انکار ناپذیر بوده و مسلما نگاه منفی ما به زندگی هم تاثیرات خاص خود را دارد .

 محققان می‌گویند شاید یکی از راه‌های درمان بیماری‌ها قبول این موضوع باشد که احساسات ما بر بیماری‌های جسمی تاثیر می‌گذارند و ما با شناخت و درمان این احساسات می‌توانیم ناراحتی‌های جسمی‌مان را برطرف کنیم

 

کشف رابطه بین نوع نگاه و شیوه زندگی

نگاه مثبت می‌تواند بر شیوه زندگی تاثیرگذار باشد. وقتی شما بدبین هستید و همیشه استرس دارید، طبیعتا به تغذیه خود توجه چندانی نمی‌کنید، ورزش نمی‌کنید و خوب نمی‌خوابید و شاید به مصرف مواد مضری مانند سیگار نیز گرایش پیدا کنید. این شیوه زندگی درنهایت می‌تواند دارای عوامل خطرسازی باشد که احتمال ابتلا به انواع سرطان و بیماری‌های قلبی را افزایش می‌دهد. محققان می‌گویند شاید یکی از راه‌های درمان بیماری‌ها قبول این موضوع باشد که احساسات ما بر بیماری‌های جسمی تاثیر می‌گذارند و ما با شناخت و درمان این احساسات می‌توانیم ناراحتی‌های جسمی‌مان را برطرف کنیم.

 

مثبت فکر کردن را هر روز تمرین کنید.

اگر بدبین هستید و افکاری منفی دارید توقع نداشته باشید که در عرض یک شب، به یک فرد مثبت‌نگر و خوش‌بین تبدیل شوید. اما با تمرین کردن گفت‌وگوی ذهنی شما، کم‌کم مثبت می‌شود و از حالت خودانتقادی بیرون می‌آید و خودپذیری جای آن را می‌گیرد و همین‌طور نسبت به جهان اطرافتان کمتر دیدگاهی بدبینانه خواهید داشت و زیباتر به نظر خواهد آمد.

تمرین تفکر مثبت، دید بهتری به شما می‌بخشد. وقتی حالت ذهنی مثبت باشد قادرید از پس هر مسئله‌ای هرچه‌قدر هم استرس‌زا و ناراحت‌کننده باشد به نحو مؤثری برآئید. این توانائی (مثبت‌نگری) به سلامت جسم و روح شما کمک می‌کند و درهای جدیدی را به رویتان می‌گشاید. تمرین روزانه را به یاد داشته باشید.

 

نگاه مثبت باید درونی باشد.

نگاه مثبت به زندگی به این معنی نیست که لزوما انسان مثبتی باشید یا سعی کنید وقایع غیرقانونی و ناراحت‌کننده را نادیده بگیرید. وقتی به شما گفته می‌شود که یک بیماری حاد دارید یا دچار یک مشکل بزرگ شده‌اید، طبیعی است که آزرده شوید و احساس ناراحتی و شکست کنید، اما با نگاهی مثبت به مسایل زندگی می‌توانید خوش‌بینی را در وجودتان درونی کنید. به این ترتیب، می‌توانید با مسایل زندگی سرسختانه روبه‌رو شوید و آنها را حل کنید. به عنوان نمونه، فرد مبتلا به التهاب مفاصل که دید مثبت درونی ندارد، ممکن است هنگامی که از باز کردن درب یک بطری عاجز می‌ماند، بگوید: «من آدم بی‌فایده‌ای شده‌ام!» اما آنکه دید مثبت درونی دارد، این ناتوانی را می‌پذیرد و به سراغ اموری می‌رود که قادر به انجام آنهاست. داشتن دید مثبت توجه بیشتر داشتن به دوست داشتنی‌های زندگی و گرایش بیشتر به سمت آنهاست.

تمرین:

به‌طور مرتب در طی روز لحظاتی توقف کنید و ببینید مشغول فکر کردن به چیزی هستید. اگر متوجه شدید که بیشتر افکار شما منفی هستند سعی کنید یک نکته مثبت در آنها پیدا کرده و فکرتان را تصحیح کنید.

این قانون ساده را به یاد داشته باشید: هیچ‌وقت به خودتان حرفی نزنید که حاضر نباشید آن حرف را به دیگران بزنید.

در هر روز زمانی را به این کارها اختصاص دهید .

نفس عمیقی بکشید.

ـ به خاطر دو موهبت در زندگی‌تان تشکر کنید.

ـ حس آرامش و سپاسگزاری را در طی روز به همراه داشته باشید.

به یاد داشته باشید که در طی روز می‌توانید چند بار این پروسه را تکرار کنید.

حداقل برای یک بار عبارت تأکیدی خاص را در طی روز تکرار کنید.

سعی کنید اثرات مثبت این تفکر جدید در زندگی‌تان را حداقل یک‌بار دیگر در طی روز در ذهنتان مجسم کنید.


 
 
مشخصات خانواده ناسالم:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۳:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۳
 
 خانواده مانند موجودی زنده است که تولد، رشد، بالندگی، تکامل، کهولت و مرگ دارد و مانند یک موجود زنده نیز می تواند دچار آسیب و بیماری شود.

تولد یک خانواده با پیوند یک زوج آغاز و راهی طولانی را در پیش می گیرد. سپس صاحب فرزندانی شده و مراحل رشد و بالندگی را در پیش گرفته، فرزندان نیز مراحل رشد و بالندگی را طی کرده سپس مستقل شده و با گذراندن مراحل کهولت و در نهایت مرگ همسران، عمر خانواده نیز به پایان می رسد و ادامه حیات آن در زندگی فرزندان نمود و ادامه پیدا می کند.

موضوع دیگری که باید در نظر داشت این است که ممکن است ارتباط ناسالمی بین اعضای یک خانواده که رفتار سالمی دارند به وجود آید، به صورتی که خانواده ای ناسالم ایجاد شود.

به عبارت دیگر حتی افراد سالم ممکن است که خانواده ای ناسالم و بیمار به وجود آورند.

از آنجا که خانواده ناسالم بیشترین آسیب را به فرزندان و اعضای آن وارد می کند. عمده ترین علایم و ویژگی های خانواده ناسالم را به شرح زیر بیان می کنیم:

1-اعضای خانواده ناسالم نمی توانند به خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و بیش از حد در امور یکدیگر دخالت می کنند.

2-در خانواده ناسالم احترام و حرمت اعضای خانواده رعایت نمی شود و نسبت به امور و مسائل خود احساس مسئولیت نمی کنند.

3-در این گونه خانواده ها حضور اعضای خانواده برای یکدیگر آزار دهنده است و اهداف مشترکی با هم ندارند.

4-در خانواده ناسالم کشمکش، درگیری و ستیز بسیاری ملاحظه می شود و روابط میان اعضا خصمانه است.

5-در این خانواده ها خشونت و پرخاشگری حرف آخر را می زند و یک نفر به طور دائم برای همه تصمیم می گیرد.

6-خانواده ناسالم زوجی ناسالم و ناموفق به وجود می آورند و آن ها از عهده حل مشکلات خود برنمی آیند.

7-تسلط و کنترل بر رفتار و عملکرد فرزندانش را از دست می دهد.

8-این خانواده ها به ناسالم بودن خویش آگاهی ندارند.


9-اعضای خانواده ناسالم اوقات خوشی را با یکدیگر نمی گذرانند.

 10-خانواده ناسالم به خوبی از عهده تربیت فرزندان خود برنمی آیند.

 
 
بیست روش برای طول عمر:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٢
 

1-ازدواج: مطالعات نشان می دهد که درصد مرگ و میر در افراد مجرد به طور بارزی بیشتر از افراد متاهل می باشد.


2-
قهقهه زدن:  خنده بهترین دارو است که موجب ارتقا پاسخ ایمنی ، کاهش قند خون ، افزایش جریان اکسیژن در بدن و بهبود کیفیت خواب می شود. جریان متوسط خون در هنگام خندیدن و بعد از آن 22% افزایش می یابد . در حالیکه استرس های روحی جریان خون را 35% کاهش می دهد.


3-
داشتن حیوان خانگی حلال گوشت ویا پرندگان: فعالیت بدنی ناشی از مراقبت از این حیوانات یکی از راه های حفظ سلامت است. بعلاوه محبت کردن ویا تماشای حرکات جالب حیوانات منجر به آرامش انسانها می شود و آنها دنیای بیرون از خود را نیز تماشا می کنند.


4-
ترک سیگار: افرادی که سیگار می کشند تقریبا 13 سال شانس زندگی را از دست می دهند. بعلاوه انواع بیماری های مزمن ناشی از مصرف سیگار نیز کیفیت عمر باقی مانده را کاهش می دهد.


5-
ورزش بیشتر: ورزش باعث تقویت قلب و افزایش پمپ خون می شود . کلسترول و فشار خون کاهش می یابد. عامل پیشگیری و کنترل دیابت است. ماهیچه ها و استخوانها را تقویت می کند. آیا همه این مدارک کافی نیست تا گویای مزیت واقعی ورزش برای سلامت فرد باشد.


6-
فعالیت مغزی: بازی شطرنج، مطالعه روزنامه، حل جدول از جمله فعالیت های مثبت مغز است. فعالیت های مغزی مانع از بروز آلزایمر می شود.


7-
کمتر در معرض نورخورشید قرار گیرید: استفاده از کرم ضد آفتاب، عینک دودی  و کلاه لبه  پهن مانع از آسیب های ناشی از نور خورشید می شود و احتمال بروزسرطان پوست (شایع ترین نوع سرطان) را کاهش می دهد.


8-
ملاقات پزشک: ملاقات منظم پزشک عمومی می تواند شانس زندگی سالم را افزایش دهد. زیرا انجام معاینات توصیه شده توسط پزشک ، پیشگیری به موقع از بروز انواع بیماری ها را میسر می کند.


9-
خوردن ماهی: خوردن حداقل دو وعده غذایی ماهی در هفته بسیار مفید است. زیرا احتمال مرگ ناشی از بیماری قلبی را کاهش می دهد. مانع از لخته شدن خون، کاهش مقدار چربی و احتمال چاقی می شود. بعلاوه سرشار از مواد مغذی مثل سلنیوم، پروتئین و آنتی اکسیدان می باشد.


10-
خوردن میوه ها و سبزیجات تازه: بروکلی ، کلم، موز و سایر میوه ها و سبزیجات سرشار از ویتامین ، مواد معدنی ، فیبر و آنتی اکسیدان می باشد.

11-
تفریح سالم : نگاه کردن به سبزه ،آب وگل وگیاهان باعث شادابی ونشاط می شود.


12-
عدم مصرف الکل : مصرف الکل شانس زندگی بیشتر را کاهش می دهد وزمینه بیماری را در انسان بوجود می آورد.


13-
خواب کافی: خواب کمتر از 6 ساعت در شب تاثیر منفی بر سلامت فرد دارد و احتمال بروز دیابت را افزایش می دهد.


14-
خوش بینی و تفکر مثبت: شانس زندگی افراد دارای این خصلت 19% افزایش می یابد. این چنین افرادی کمتررنج می برند.


15-
کاهش مصرف چربی: غذاهای کم چرب احتمال بروز بیماری های قلبی را کاهش می دهد.


16-
مراجعه به دندانپزشک: مراجعه مرتب به دندانپزشکی و معاینه دندانها از بروز انواع بیماری های دهان و دندان جلوگیری می کند. زیرا این بیماری ها به نوبه خود منجر به بروز بیماری های تنفسی و قلبی می شود.


17-
کنترل استرس : کنترل استرس به هر طریق ممکن مثل دریافت مشاوره ، مدیتیشن و یا ورزش شانس زندگی را افزایش می دهد. استرس باعث کاهش جریان خون ، افزایش کلسترول ، کاهش فعالیت مغزی و ضعف سیستم ایمنی می شود.


18-
برگشت به مدرسه: ادامه تحصیل و یا آموزش مداوم در زندگی کیفیت زندگی سالم را ارتقا می دهد.


19-
خوردن ویتامین ها: ویتامین های مختلف مانع از بروز بیماری های قلبی میشود.یکی مولتی ویتامین خوب حاوی مواد معدنی ، آمینو اسید، عصاره گیاهی و سایر مواد مغذی است.


20-

نوشیدن چای: نوشیدن چای سبز احتمال بیماری های قلبی- عروقی  را کاهش می دهد.

 


 
 
نشانه های زندگی خوب:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٢
 

 


 

۱ – در بین اعضای خانواده جمله ” به من چه یا به تو چه ” رد و بدل نمی شود، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می کنند.

۲ – افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.

۳ – تا جایی که امکان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا کارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. همدلی، همکاری، همفکری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.

۴ – با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می کنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این که کسی بفهمد حل کنند.

۵ – به سلیقه ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می کنند.

۶ – نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می کنند.

۷ – به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

۸ – نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می کنند . اگر چنانچه مشکلی به وجود آید ، سعی وافر در حل مشکل را دارند.

۹ – در بیشتر اوقات لحظات خوشی را که با یکدیگر بوده اند مرور می کنند؛ دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی کنند.

۱۰ – برای فامیل ها و همسایه های خود اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یکدیگر هستند.

۱۱ – از امور مالی یکدیگر خبر دارند و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنند . صرفه جویی و پس انداز کردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.

۱۲ – برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می کنند.

۱۳ – افراد به هم افقی نگاه می کنند نه عمودی . یعنی هیچ کس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیکتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاکم نیست.

۱۴ – همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می کنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.

۱۵ – در کنار هم احساس امنیت و آرامش می کنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.

۱۶ – علاقه، عشق، محبت، صفا و یکدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یکدیگر ابراز می کنند.

۱۷ – از یکدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند.

۱۸ – اگر مشکلی پیش بیاید به راه حل فکر می کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشکل می زنند و راه حل منطقی ارائه می دهند.

۱۹ هریک از طرفین پیوسته به فکر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یکدیگر هستند .

۲۰ – زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می کنند : اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.

۲۱ – زن و مرد می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یکدیگر نزدیکتر شوند، کار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.

۲۲ – با درخواست های یکدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.

۲۳ – زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یکدیگر، بلکه رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی دهند.

۲۴ – خانواده های خوشبخت تلاش دارند که بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.


 
 
"زنده اید" یا "زندگی می کنید"
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٢
 

١_ به یاد داشته باشید که زندگی موهبتی است که هنگام تولد به شما ارزانی شده است.

زندگی همان طوری است که به آن نگاه می کنید. می توانید بنشینید و اجازه دهید تا زندگی از شما یک مغلوب بسازد یا این که برخیزید و آن را به دست خود رقم بزنید. مایا آنجلو در این باره می گوید: زندگی مانند مادری است که هر روز صبح لباس شما را مرتب می کند و می گوید: نگران نباش عزیزم! من با تو هستم.

 

٢_ زندگی را برای خود معنا کنید و اهداف خود را در زندگی مشخص نمایید.

٣_ برای خود قوانین ویژه ای وضع کنید.

بسیاری از مردم بر این باورند که زندگی یک بازی است. شاید هم این گونه باشد. اما اکثر بازی ها قوانین و مقرراتی مخصوص خود دارند و شرایط برد و باخت در آنها مشخص شده است. ما مجموعه قوانین و مقررات بازی زندگی را همراه خود به این دنیا نیاورده ایم، شاید هم به ما اجازه داده شده تا خود این قوانین را وضع کنیم و برای زنده بودن، زندگی کردن و شکست و پیروزی معیارهایی در نظر بگیریم.

۴_ مسئولیت زندگی خویش را به طور کامل بر عهده بگیرید.

حال که قوانینی مخصوص به خود وضع کرده اید، می توانید مسئولیت زندگی خویش را بر عهده بگیرید. وقتی شخصاً مسئول کارهای خود باشید، برای آزادی و آزاد زیستن نیازی به کسب اجازه از دیگران ندارید. وقتی شما از دیگران اجازه می گیرید، در واقع در مورد زندگی خود به آنها حق وتو می دهید!

 

۵_ جزئیات را بی ارزش نشمارید و نسبت به آنها بی تفاوت نباشید.

مهم نیست که چگونه زندگی می کنیم. زندگی در مسیر پرتلاطم خود موانع بیشماری سر راه ما قرار می دهد که مجبور به مقابله با آن هستیم زیرا در غیر این صورت لذت ها و شادی های ما به طور جدی در معرض خطر قرار می گیرند.

۶_ کارها و عادت های نادرست خود را ترک کنید.

برخی  افراد موفق هیچگاه اقدام به ترک کاری نمی کنند اما این گونه نیست، برنده ها اکثر اوقات به ترک مواردی می پردازند که اهداف و آرزوهای آنها را برآورده نمی سازد.

٧_ لیستی از کارهایی که قصد ترک آنها را دارید تهیه کنید.

اگر زندگی خود را دقیقاً مورد بررسی قرار دهید، خواهید دید که انجام برخی کارها روند رو به رشد شما را کـُند و یا حتی متوقف می کنند و ممکن است روی کارهای دیگر شما نیز تأثیر منفی بگذارد. این قبیل کارها را شناسایی کنید و آنها را روی کاغذ بیاورید.

٨_ عادت ها و کارهایی را که ترک کرده اید، در لیست خود علامت بزنید.

با انجام این کارها در کوتاه مدت شاهد تغییرات مثبتی در زندگی خود خواهید بود که شما را از بسیاری نکات منفی دور خواهد ساخت. پس فضای اطراف خود را برای یک زندگی جدید و کسب تجارب مثبت بیشتر مهیا کنید.

٩_ به آینده بنگرید.

با اعمال این تغییرات و ایجاد نیروی مثبت در زندگی، شما گام بزرگی به سوی آینده برداشته اید؛ پس آینده نگر، خوشبین و شجاع باشید. به طور یقین نتایج حاصله شما را شگفت زده خواهد کرد.

١٠_ از تمامی امکانات اطراف خود بهره گیرید.

این نکته را فراموش نکنید که استعداد و مهارتی در شما به ودیعه گذاشته شده که هیچ فرد دیگری از آن موهبت برخوردار نیست. بنابراین از تمام مهارت ها و استعدادهای خود در جهت دستیابی به یک زندگی شاد و سرشار استفاده کنید.

 


 
 
15 شاخص ومعیار خانواده موفق:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۱
 

 1- خانوادی موفق خانواده ای است که گزینش همسروپیمان ازدواج بین زن ومرد در ان براساس ضوابط ومعیار هایی چون اصالت ونجابت،کفو یت،ایمان وبینش وعقل صو رت گر فته باشد.

2- در این خانواده امکان اظهار نظر در امور مختلف منزل به طور متناسب برای همه یافراد خانواده وجود دارد.

3- اعضای چنین خانواده ای با یکدیگر مشورت می کنند،به حرف های همدیگرگوش می دهند وهمدیگر رادرک می کنند.

4- اهداف خانواده مشخص است وبرای رسیدن به ان برنامه ریزی خاص وخود دارد.

5- روحیه ی همکاری و هما هنگی در بین همه ی افراد خانواده حاکم است.

6- صداقت و صمیمیت اساس رفتارزن وشوهر ووالدین قرار می گیرد.

7- انتظارات اعضای حانواده نسبت به هم بر اورده می شود وهر یک از اعضانسبت به یکدیگر احساس مسؤ ولیت می کنند.

8- زن ومرد نام همد یگر را با احترام بر زبان می اورند وارتباط ان هاتوآم بااحترام وتکریم است.

9- خانواده ای متعادل است که در ان هرچیزدرجای خودقرار داردوباضربه های ناگهانی اسیب نمی بیند وتوان مقابله باتهدیدهاوجوددارد.

10- یک خانواده ی خوب وموفق،صمیمی،هدف دار،پویاواگاه نسبت به خود وجهان پیرامون خویش است.

11- اعضای خانواده ی موفق دریافتن هویت فردی،اعتقادی،ملی وسیاسی خویش با مشکل چندانی مواجه نمی شود.

12- در این خانواده احساس عمیق خود بودن وراضی ازخودبودن در خانه ی خویش ایجاد می شود.

13- خانواده ی موفق مآمن وپناهگاه عاطفی واجتماعی زن ومردومرکزتبادل عاطفه و محبت بین اعضای گروه است وفشارهای روانی راخنثی وتعدیل می کند.

14-این خانواده سر چشمه ی رفاقت ودوستی وحمایت کننده ی روانی،اقتصادی و فرهنگی محسوب می شود واطمینان بخش وامیددهنده به نسل های اینده است.

15- درخانواده ی موفق بی اعتمادی،بی انگیزگی وتکرار کار وکسالت وخستگی ناشی ازان به اسانی رفع می شود.


 
 
سپاس:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۱
 
از کسانیکه از من مـتنفرند سپاس. ، آنها مرا قویتر میکنند.
از کسانیکه مرا دوست دارند ممنونم،آنان قلب مرا بزرگتر میکنند.

ازکسانیکه مرا ترک می کنند متشکرم،آنان بمن می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست.

از کسانیکه با من مـــــی مانند سپاسگزارم، آنان به من معنای دوست واقعی را نشان می دهند ..

 
 
تقصیر ما نیست:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۱
 

 

 







 دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،
 دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…
 این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!
 باید آدمش پیدا شود!
 باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
 سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…
شروع می‌کنی به خرج کردنشان!
توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد
برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟
بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!
سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…
اما بگذار به سن تو برسند!
بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند.



 
 
9 نشانه شادی در زندگی:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۱
 

۱) اگر دانش آموز خندانی بوده اید...

همین الان بلند شوید و به سراغ آلبوم هایتان بروید و یکی دو تا از عکس های دوران دبیرستان را پیدا کنید. حالت چهره تان چگونه است؟ خوشحال و خندان یا بداخلاق و اخمو؟! تحقیق ها ثابت کرده اند که افرادی که در عکس های دوران دبیرستان یا حتی دانشجویی شان، لبخند به لب دارند، ۵ برابر کمتر از همکلاسی های اخمو یا بی تفاوت شان طلاق می گیرند و زندگی شادتر و پایدارتری نسبت به آنها دارند. ضمن اینکه افراد خنده رو، بیشتر مورد توجه سایرین هستند و انرژی مثبت آنها باعث می شود که همسرانی خوش خنده و مهربان داشته باشند.

 

۲) اگر خواهر دارید...

افرادی که حداقل یک خواهر دارند، اجتماعی تر هستند، خوش بین اند و از توانایی هایشان آگاه ترند و بیشتر از آنها استفاده می کنند. این یک نظر فمینیستی نیست، بلکه نتایج سال ها تحقیق محققان انگلیسی است که به تازگی منتشر شده است. اصلا اگر خودتان هم دقت کنید به این نتیجه می رسید که وجود دختر در خانواده، باعث تلطیف محیط زندگی می شود و خانواده هایی که چند پسر دارند، معمولا روابط خشک و سردی بینشان حاکم است و شاید این موضوع به خاطر طبع خشن تر پسرها نسبت به دخترها باشد.

 

۳) اگر به تلویزیون نمی چسبید...

محققان دانشگاه مریلند، ۴۵ هزار آمریکایی را طی ۳۵ سال مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که افراد شاد، کمتر از ۳۰ درصد از وقتشان را در روز به تماشای تلویزیون اختصاص می دهند، آنها می گویند که شادترها، بیشتر ورزش می کنند، وقت شان را با خانواده شان می گذرانند، مطالعه می کنند و به فکر سلامت خود هستند و همه این کارها باعث می شود که آنها کمتر تلویزیون تماشا کنند.

 

۴) اگر سوغاتی هایتان را جلوی چشم می گذارید...

دکتر سوبخالیو بومیرسکی، استاد روان شناسی دانشگاه کالیفرنیا می گوید: «افراد شاد، سوغاتی ها و عکس های یادگاریشان را بیشتر در معرض دید قرار می دهند تا خاطره روزهای خوش، هر روز برایشان تکرار شود و بتوانند در اولین فرصت، دوباره آن روزهای خوش را با کسانی که دوستشان دارند، تکرار کنند.»

 

۵) اگر ورزش می کنید...

محققان دانمارکی می گویند که کسانی که زیاد ورزش می کنند، کمتر دچار استرس می شوند و بیشتر از زندگیشان لذت می برند. در عوض، افراد بی حال و حوصله و آنهایی که اهل ورزش کردن نیستند، ۷۰ درصد بیشتر از سایرین استرس می گیرند و از زندگی خودشان هم راضی نیستند. برای اضافه کردن مقدار بیشتری شادی به زندگی تان، کافی است که روزانه ۱۷ تا ۳۴ دقیقه ورزش کنید.

 

۶) اگر عاشق هستید...

پژوهشگران انگلیسی معتقدند که اسیر بودن در دام عشق می تواند شادی بیشتری را نصیب افراد کند. آنها می گویند که یک زوج عاشق، ۳۰ درصد شادتر از سایر افراد جامعه هستند و این امر تنها به دلیل این است که آنها هر کاری را برای جلب رضایت و به دست آوردن آرامش طرف مقابل شان انجام می دهند.

 

۷) اگر وقت تان را با آدم های شاد می گذرانید...

برقرار کردن یک رابطه با همسایه ای خوش بین، دوستی امیدوار یا همکاری خنده رو می تواند تاثیر بسیار مثبتی روی روحیه شما داشته باشد. حالا هر چقدر صمیمیت و رفت و آمد شما با این گونه افراد بیشتر باشد، اوقات شادتری را هم در زندگی سپری خواهید کرد. مثلا اگر نصف روزت