با عرض سلام خدمت دوستان قدیم و جدید وبلاگ مشاور خانواده
لازم دانستم که چند نکته را خدمت شما عزیزان یاد اوری کنم:
1)خوانندگان محترم هدف از ایجاد این وبلاگ کمک به همنوعانم می باشد.
2)من یک مشاور خانواده هستم که در زمینه هایی که مربوط به زندگی شخصی هر فرد ایرانی می باشد می توانم کمک کنم و نعوذ بالله قدرت خداوندی ندارم پس لطفا در جهت مسائل خانوادگی با من مشورت نمائید،از گفتن دروغ بپرهیزید چون هدف اصلاح رفتار و عملکرد شما می باشد.گفتن خلاف ماجرا، کتمان کردن و یا رویا پردازی فقط باعث گمراهی میشود.
3)کسانی که تمایل به گرفتن مشاوره و یا کمک دارند در حد یک سئوال خیلی کوتاه از طریق ایمیل و یا نظرات در وبلاگ می توانم در خدمتشان باشم در غیر اینصورت باید تماس گرفته و وقت برای ملاقات حضوری بگیرند چون مشاوره از طریق فضای مجازی اینترنت به هیچ عنوان پاسخگو نمی باشد.
نکته:به دلیل کمبودوقت و انبوهی کار از چت کردن در قسمت ایمیل جدا معذورم.
4)برای دادن و یا گرفتن شماره تماس لطفا برایم نظر خصوصی در وبلاگ همراه با ادرس و مشخصات کاملتان گذاشته تا بتوانم با شما دراولین فرصت ممکنه تماس برقرار کنم.
5)از عزیزان توقع درک این موضوع را دارم که در حین بیان مشکلات خویش در طی درمان حد و مرز خود را حفظ کرده در غیر اینصورت از ارائه خدمات و جوابگوئی به انها معذورم.
6)دوستان عزیز به این نکته توجه کنید که بعضی از مشکلات همراه با سن و شخصیتتان شکل گرفته و حل ان احتیاج به گذر زمان دارد پس انتظار معجزه در یک جلسه را نداشته باشید.
و اما سخن اخر...
مشاور کاملا محرم اسرار و راهنمای اهداف شما می باشد.
بهتر است بدانید که امر مشاوره در هر کاری لازم است.
با تشکر فراوان
حسینی.
با عرض سلام خدمت دوستان و خوانندگان محترم
وبلاگ مشاور خانواده
چنانچه مایل به شرکت در سمینارهای آموزشی با
موضوعات موفقیت در ازدواج،موفقیت در زندگی و موفقیت
در کسب و کار و.... می باشید خواهشمند است که به ادرس زیر
مراجعه نمائید
http://www.tehranseminar.ir/info/contact_seminar.asp
و ثبت نام فرمائید.
در صورت تمایل جهت کسب اطلاعات بیشتر
در ساعات اداری با شماره ذیل تماس حاصل فرمائید.
همراه:2107-428-0938
در صورت عدم جوابگویی شماره فوق خواهشمند است یک پیام
کوتاه با مضمون اطلاعات بیشتر به شماره فوق ارسال نمایید.
ارسالی از دوست بسیار عزیزم :
جناب اقای علی احکامی....
با تشکر فراوان....
ما موجوداتی علمآموز هستیم و یادگیری بخشی از انسان بودن ما است و زندگیمان را ارزشمند میکند پس برای یاد گرفتن هیچ وقت دیر نیست.
اکثر ما تلاش میکنیم که یک یا دو کار را خیلی خوب یاد بگیریم. چیزهایی که به کار مربوط میشوند یا یک یا دو سرگرمی و کار تفریحی. اما بااینکه خیلی مهم است درمورد چیزهایی که برایمان مهم هستند اطلاعات عمیق و کامل به دست آوریم، به همان اندازه مهم است که درک کلی خود از دنیا را هم بالا ببریم.
خیلی افراد تصور میکنند که یادگیری فقط به خاطر نفس یادگیری برای بچههای مدرسهای است. چیزهایی که در زندگی آنها تاثیر مستقیم نداشته باشند به نظرشان پیش پا افتاده میرسد. آنها تصور میکنند که برای یاد گرفتن این مطالب وقت نیست و کارهای مهمتری برای انجام دادن دارند.
اما دلایل زیادی وجود دارد که ثابت میکند یاد گرفتن یک مطلب جدید در روز بسیار مفید است اما بهترین دلیل آن هیچ ارتباطی با عملی بودن آن مطالب ندارد.
ما موجوداتی علمآموز هستیم و یادگیری بخشی از انسان بودن ما است و زندگیمان را ارزشمند میکند.
در زیر به فواید دیگر آن اشاره میکنیم:
• یادگیری موضوعات مختلف دیدگاه ما را در زمینههای تخصصی روزانه تقویت میکند.
• یادگیری به ما کمک می کند با موقعیتهای جدید راحتتر و آمادهتر خودمان را تطبیق دهیم.
• داشتن دانش گسترده در موضوعات مختلف با کمک به ما برای خلاقانه اندیشیدن و فراهم کردن الگو، ابتکار و نوآوری را در ما تقویت میکند.
• یادگیری شخصیت ما را عمیقتر میکند و باعث میشود در نظر اطرافیانمان الهامبخشتر باشیم.
• یادگیری اعتمادبهنفس ما را افزایش میدهد.
• یادگیری درکی از فرایندهای تاریخی، اجتماعی و طبیعی در اختیار ما قرار می دهد که موجب تاثیر گذاردن بر زندگیهای ما میشود.
• یادگیری زندگی ما را ارزشمندتر میکند.
آیا آرزو دارید وقتی دوستانتان از شما میپرسند، "امروز چه یاد گرفتی؟" پاسخی به جز "هیچ چیز" برای آنها داشته باشید؟ در این مقاله ایدههایی برایتان آوردهایم که کمکتان میکند هر روز یک چیز تازه یاد بگیرید.
مراحل:
1. از اینترنت استفاده کنید. از موتورهای جستجو (مثل گوگل، یاهو استفاده کرده و چیزی که همیشه دوست داشتید درمورد آن اطلاعات داشته باشید را در آن تایپ کنید. میتواند هر چیزی باشد، از تاریخچه یک بازی تا فرایند بستهبندی خوراکی موردعلاقهتان.
2. یک کتاب مثل لغتنامه یا دایرهالمعارف بردارید. یک صفحه را به طور تصادفی باز کنید و اولین کلمه یا مقالهای که میبینید را مطالعه کنید.
3. با یکی از آشنایان صحبت کنید. معلم، دوست، اقوام یا حتی والدینتان. از آنها بخواهید درمورد یکی از تجربیاتشان با شما صحبت کنند.
4. با یک غریبه حرف بزنید. وقتی بعنوان توریست به یک کشور خارجی میروید، مردم آنجا میتوانند محلهای دیدنی را به شما نشان دهند.
5. طی کلاس، سخنرانی، تمرین خوب، دقت کنید. مطمئناً چیز جدیدی یاد خواهید گرفت.
6. برنامههای آموزشی تلویزیون را تماشا کنید. کانال آموزشی، شبکه خبری موردعلاقهتان و از این قبیل. تلویزیون میتواند منبع اطلاعاتی بسیار خوبی باشد. فرصتهای زیادی برای یادگیری درمورد موضوعاتی که دانش ناقصی درمورد آن داشتید، از طریق آن میسر میشود.
7. مطالعه کنید. مهم نیست که چه چیزی فقط مطالعه داشته باشید. روزنامه، لیست مواد و ترکیبات روی موادغذایی، بیلبوردها و علائم و نشانههای خیابانی، مجلات و از این قبیل. خواندن روزنامه کمکتان میکند بفهمید در جهان چه اتفاقاتی میافتد. مجلات معمولاً حاوی اطلاعات مختلف درمورد موضوعات مختلف هستند.
نکات:
• وقت گذاشتن برای خودتان و فکر کردن و فهمیدن اینکه که هستید، راه خوبی برای یاد گرفتن چیزهای جدید است!
• هر چیزی که یاد میگیرید را جایی یادداشت کنید تا هیچوقت آن را فراموش نکنید. این اطلاعات را میتوانید در یک فایل کامپیوتری تایپ کرده و یا در یک دفترچه یادداشت کنید. باید بفهمید که کیفیت دنیای شما توانایی شما برای فرق گذاشتن است. پس متوجه تفاوتها شوید و آنها را یادداشت کنید.
• اگر تصور میکنید یاد گرفتن کار کسالتباری است، سعی کنید کتابهای مفرحتر با زمینه علمی بخوانید.
هشدارها:
• هیچوقت تصور نکنید که برای یاد گرفتن پیر شدهاید. وقتی فکر کنید برای یاد گرفتن پیر هستید، خیلی زودتر پیر خواهید شد!
چیزهایی که ممکن است نیاز داشته باشید:
• یک منبع اطلاعاتی
• مداد، خودکار، ماژیک شبرنگ و از این قبیل
• کاغذ و دفتر
هر دوی شما به میهمانی رفته اید. او مثل همیشه زیبا و جذاب است. شما هم از اینکه همسری زیبا دارید، مغرور و هیجان زده هستید...همه چیز به خوبی در حال پیش رفته که ناگهان فرد خود نمایی که خودش را شبیه هنرپیشه ها در آورده از میان جمعیت رد شده و سر میز شما توقف میکند. همسر شما نگاهی به بالا کرده و از اینکه نامزد پیشین خودش را می بیند، جا می خورد. هنگامیکه او شما را به آن شخص محترم معرفی میکند، تلاش می کنید به لبخند زدنتان در حالی که با او خوش و بش می کنید، ادامه دهید. در حالی که شما بی هدف نشسته اید و آن دو به رد و بدل کردن سخنان دوستانه خود ادامه میدهند، خون شما تا حدی بجوش می آید و هر لحظه امکان دارد منجر به آن شود که شما او را گرفته و بروی میز دسر پرتاب کنید. خلاصه اینکه حضور وی باعث میشود شما کنترل خود را از دست بدهید.
● بنظر آشنا میرسد؟
سناریوی فوق یکی از هزاران مواردی است که حسادت را ترسیم و توصیف می کند. یک احساس طبیعی که ما هرازگاهی بطور غریزی آن را تجربه میکنیم. همانند خشونت و پارانوئید، حسادت نیز میتواند درجات گوناگونی از شدت را دارا باشد. صحنه مذکور می تواند سبب آن گردد که شما از حضور نامزد پیشین همسر خود کاملا خونسرد برخورد کنید و یا آنکه وارد یک جدال تمام عیار با او شوید. در ضمن ممکن است همسر خود را به جهت اینکه به سلام و احوالپرسی نامزد قبلی خود پاسخ داده، متهم به هرزگی کنید.
برای برخی از افراد حسادت یک معضل مهم محسوب میگردد که هر گاه بدون درمان رها شود میتواند شکافی همیشگی بین شما و همسرتان ایجاد کند و اثری منفی بر روابط آتی شما خواهد گذاشت. خوشبختانه حسادت قابل کنترل میباشد.
● حسادت چیست؟
مفهوم تحت الفظی حسادت این است: حسادت به میل مفرط به دارایی ها و جایگاه شخصی دیگر اطلاق میگردد. اما در ارتباط با مسایل اجتماعی سبب میگردد فردی به شریک زندگیش نسبت به ارتباط با اشخاص خاص و نوع پوشش و مکانهایی که رفت و آمد می کند مشکوک گردیده و احساس خطر کند.
اما همانطور که اشاره کردیم درجات میزان حسادت متفاوت است:
حسادت ظریف حسادت همیشه درخور مفهوم منفی خود نمی باشد. گذشته از آن بد گمان گشتن مردان نسبت به همسرشان (و بالعکس)، امری عادی میباشد. حسادت بدلیل مواردی همچون صحبت در مورد محاسن زنان دیگر و یا تماشای عکس یک مرد خوش تیپ در مجله سینمایی، نمونه های ظریفی هستند که نشان می دهند چگونه پاره ای از حسادتها بی ضرر بوده و کاملا یک واکنش طبیعی بشمار میروند.
حسادت سالم گاهی شما هنگامی که با دوستان خود بیرون میروید، یکی از آنها شروع به تعریف از نامزد شما نموده و یا با او با چرب زبانی صحبت می کند و در این شرایط شما دچار احساس حسادت نسبت به او شده اید. اینگونه موارد نیز بخشی از یک ارتباط سالم می باشد. در بیشتر اوقات فرد تنها مراقب سلامتی و در اندیشه خیر و صلاح و خوشبختی همسر خود می باشد که همسرش نیز آن را ارج می نهد. حتی عدم توجه شما می تواند به منزله توهین به او قلمداد گردد.
حسادت مفرط و وسواس گونه مشکل زمانی ایجاد می شود که خشونت و سلطه جویی با حسادت همراه می گردد. هنگامی که شما به آن مرحله برسید، به طرز افراط آمیز و وسواس گونه ای نسبت به وفادار بودن و صداقت وی دچار تردید شده و از آن خشمناک میگردید. حتی ممکن است متوصل به زور و برخورد فیزیکی شوید. شما تا حدی کم طاقت هستید که او نمی تواند حتی به مرد یا زن دیگری نظر بیافکند و از کنار شما زمانی که هردو بیرون هستید تکان بخورد. از او می خواهید که همیشه از محل حضور خودش شما را مطلع گرداند و تنها بردن نام مرد یا زنی دیگر، شما را بینهایت غضب ناک میگرداند.
● منشاء حسادت:
امکان دارد شما این رفتار را بواسطه تجاب پیشین خود با افراد مختلف کسب کرده باشید. اگر در گذشته مورد خیانت قرار گرفته باشید این امکان وجود دارد سبب آن شود که از بیم تکرار آن بیشتر او را تحت کنترل، نظارت و سلطه گری قرار دهید. حتی در زمانیکه دلیلی برای شک و تردید به او وجود ندارد شما به طور فزاینده ای از ادامه ارتباط با وی مایوس می شوید و می خواهید به هر قیمتی که شده از موقعیت های خطرناک، پنهان و بالقوه اجتناب ورزید.
همچنین امکان دارد شما فردی باشید که در گذشته وفادار نبوده و خیانت کرده باشید و به قصد پرهیز از آن که نکند چنین امری برای خودتان اتفاق بیافتد وسواس بخرج داده و می خواهید مطمئن شوید که تنها فرد مورد علاقه وی هستید.
اما حسادت اغلب حاصل عدم اعتماد بنفس و عزت نفس خود شخص میباشد. امکان دارد شما احساس کنید به قدر کفایت لایق و مناسب وی نیستید و تنها از روی اتفاق، شانس و تقدیر با همدیگر ازدواج نمودید. اغلب دیگران خوش سیما تر وزیبا تر از خودتان بنظر می رسند و این احساس، تهدیدی برای شما محسوب میگردد.
مشاهده وی در حال ارتباط با مردان (یا زنان) دیگر، این احساس را در شما بوجود میاورد که نکند از دست شما ربوده شود. هرگاه زمان اندکی با او باشید ممکن است از رابطه نزدیک و صمیمی وی با دوستانش آزرده خاطر گردید، افرادی که او در تمام طول زندگی خود با آنها آشنایی داشته است.
● چرا حسادت خطرناک است؟
حسادت در مورد اشخاصی که قادر به کنترل آن نمیباشند، برای ارتباطشان مضر و زیان آور است. چون سبب از میان رفتن عاملی میگردد که دو نفر را به هم پیوند می دهد: اعتماد. هر گاه به نامزد و یا همسر خود بگویید که وی اجازه ندارد با همکار مرد خود ناهار بخورد مثل آن است که بگویید به او اعتماد ندارید (مگر آنکه به علتی اعتماد شما به وی سلب شده باشد). اگر نیاز به اعمال محدودیت های بسیاری پیدا کنید، آیا لازم است که حتما" همیشه در کنارش قرار داشته باشید؟
حسادت همچنین از کیفیت زمانی که با همدیگر هستید میکاهد بطوری که بی تردید منجر به نزاع و مشاجره های متعددی خواهد شد تا جایی که شما تنها بر روی خصوصیات منفی یکدیگر تمرکز می کنید.
از آن گذشته اکثر وقتتان صرف این فکر احمقانه که ممکن است او به شما خیانت کند، خواهد شد. پیش از آنکه متوجه گردید، بخش اعظمی از ارتباطتان صرف اتفاقاتی که ممکن است بیافتد میگردد تا صرف اتفاقاتی که واقعا" در حال افتادن است.
هر اندازه ارتباط پیشرفت میکند کنترل حسادت دشوار تر می شود. بنابراین اگر شما به مرحله خطرناکی رسیده اید زمان آن فرا رسیده که هر چه سریع تر یاری بطلبید.
● بیاموزید خود را کنترل کنید:
در این بخش ۵ راه حل برای تحت مهارکردن حسادت پیش از آنکه کنترل خود را از بدهید و کاری انجام دهید که بعد افسوس بخورید، ارائه شده:
۱) از تجارب گذشته درس بگیرید:ببینید که رفتارتان چگونه بر روابط گذشته یتان تاثیر گذاشته و از آن بهره بگیرید تا به شما کمک کند بهتر عمل کنید. شما خیلی زود پی خواهید برد که این کج خلقی ها موجب مشکلات زندگی عشقی شما میباشند. بدانید دلخور شدن بیدلیل از دست او، کمکی به بهبودی وضعیت زندگی شما نخواهد کرد.
۲) با واقعیت برخورد کنید:به موضوعی که در واقع در حال اتفاق افتادن است تمرکز کنید. نه آنچه شما میپندارید در حال اتفاق افتادن میباشد. چون بمرور زمان احتمال دارد در تشخیص واقعیت از توهم و خیال دچار مشکل گردید. شما هم نمیخواهید که روابط عالی خود را بر سر مسایلی که هیچگاه در واقعیت اتفاق نیفتاده تباه کنید. به تخیل و تصورات خود اجازه ندهید به شما امر کند که او چگونه فردی است.
۳) خود را محترم بشمارید:آگاه باشید که او بدلیلی شما را برگزیده و هیچ احتیاجی ندارد در جای دیگری بسادگی وسوسه شود. به خاطر داشته باشید که شما به همان اندازه افرادی که نسبت به آنها احساس خطر می کنید، شایسته هستید.
۴) از عقیده دیگران سود ببرید:از یک دوست بخواهید که رفتار شما را نسبت به همسرتان زیر نظر بگیرد. ممکن است با بهره گیری از نقطه نظر یک شخص بی طرف کاملا به حد و حدود اعمال و کردارتان پی ببرید.
۵) برخی قوانین را از همان ابتدا وضع کنید:تلاش کنید چند راهبرد کلی وضع کنید که چه چیز مقبول و مورد پسند شما است و چه چیز نیست. با این کار هر دوی شما توجیهی برای خشم و ناراحتی خود در زمانیکه هر کدام از شما رفتاری ناشایست و نامناسب داشته باشد، خواهید داشت.
● زیاده روی نکنید:شما مجازید احساس حسادت کنید البته تا آنجایی که قادر باشید به طریق مثبتی آن را کنترل کرده و از مجرای مناسبی هدایتش کنید. بخاطرداشته باشید گفتگوی دوستانه مردی (یا زنی) با همسر شما امری طبیعی و عادی است. آن را نوعی تملق گویی به حساب آورید. تا هنگامی که او فقط نگاه میکند و به او دست نمیزند اینهمه هیاهو برای چیست؟
بخاطر داشته باشید که اعتماد بنیاد هر ارتباط میباشد. شما نباید اجازه دهید احساس نا امنی ارتباط شما را تباه گرداند. از آن مهم تر به همسر خود همان اندازه احترام بگذارید که خود انتظار آن را از او دارید. اگر قرار است شما هر کاری را که بخواهید انجام دهید او نیز می تواند.
ارتباطات دوستانه و روابط بی شائبه و بی غل و غش انسانی، موهبتی است خداداد که این روزها به دلیل گرفتاری های خاص و مشغله فراوان، به نظر می رسد کم رنگ و گسسته تر شده است.

حضرت علی (ع) می فرماید:" دوست ( در حقیقت) دوست نیست مگر آن که رعایت نماید دوست خود را در سه وقت:در رنج و گرفتاری ( به جان و مال همراهی کند) و در نبودن او( از گفتن و شنیدن سخنان ناروا حفظش نماید) و در وفات و بدرود زندگی ( به دعا و استغفار یادش کند)
این چند نکته را به خاطر بسپارید:
1- بعضی اوقات، تنها چیزی که می تواند کدورت پیش آمده را از بین ببرد، یک ملاقات است. به دیدار یکدیگر بروید و درباره مشکل پیش آمده صحبت کنید. این مسئله باعث می شود که این بار شما با دید بازتری به مسئله نگاه کنید، چه بسا دریابید که این مشکل، در واقع چیزی جز یک سوء تفاهم کوچک نبوده است.
2- به هنگام صحبت با دوست خود صداقت داشته باشید و همه ی نظرات خود را به وضوح بیان کنید و به دوست خود نیز اجازه دهید که عقاید و نظراتش را بیان کند.فکر نکنید که پس از مشکل پیش آمده، این هم صحبتی ساده و آسان باشد. به هر حال، بعضی اوقات، فراموش کردن کدورت ها به زمان طولانی تری نیاز دارد.
3- سعی کنید حس بخشش خطای طرف مقابل و علاقه به دوست را در خود تقویت کنید. با این کار آمادگی پیدا می کنید که اگر واقعاً خطا از جانب دوست شما باشد، او را ببخشید و روابط دوستانه تان را بهبود بخشید.
4- اگر از ملاقات حضوری واهمه دارید و یا احساس شرم می کنید، ابتدا برای او یادداشتی بفرستید.ذکر کنید که چقدر از شرایط پیش آمده و موجود متأسفید و آرزو دارید او را دوباره ملاقات کنید.
برای استحکام دوستی چه می شود کرد؟بعضی اوقات، علیرغم توجه و تلاش، ارتباط دوستانه شما سست می شود و حفظ آن، نیاز به تلاشی دوباره دارد.
به نکات زیر توجه کنید:
1- می توانید نظرات خود را روی نوار ضبط کرده و برای دوستتان بفرستید و یا این که از پست الکترونیک استفاده کنید.
2- اگر مدت هاست که با یکدیگر صحبت نکرده اید، کتابی را انتخاب کرده و با هم بخوانید . سپس در مورد آن به بحث و تبادل نظر بنشینید.
3- کتاب یا مجله ای را که مورد علاقه دوستتان است، تهیه کنید. روی آن بنویسید که به یاد او هستید و آن را برای دوستتان پست کنید و نشان دهید که به یاد او هستید.
4- نامه ای به دوستتان بنویسید و از او بخواهید با اضافه کردن مطالب مورد نظرش، آن را برای دوست مشترکتان پست کند و به همین ترتیب به دوست سوم و چهارم و در نهایت نامه به خود شما بر می گردد، به این طریق ، شما از نظرات دوستانتان مطلع شده و می توانید مطالب جدید را به همین طریق برای یکدیگر ارسال کنید.
5- اگر احساس می کنید که باید با دوستی صحبت کنید، بی معطلی این کار را انجام دهید. شاید او نیز در صدد تماس با شما بر آمده باشد. به این طریق شاید از دوستی که بیش از ده سال بی خبر مانده اید، خبری بگیرید.
هر انسانی باید از مراحل مختلف رشدی عبور کند تا به بزرگسالی برسد. این مراحل رشد شامل رشد جسمی، جنسی، روانی و اجتماعی است. اگر دوران شیرخوارگی را کنار بگذاریم، کودک از 3 سالگی تا 7 سالگی و بعد از 7 تا 11 سالگی در دوران کودکی به سر میبرد. از 3 تا 7 سالگی یعنی سنین پیش از دبستان کودک تفکر شهودی دارد، فکرهای عمیق ندارد و در کارهای خود، بیمنطق است. علاوه بر این خودش را مرکز عالم میداند و تصور میکند همه باید مطیع او باشند و همهچیز را از آن خود میداند. نکته مهمتر اینکه کودک خوب و بد را به صورت انتزاعی در نظر نمیگیرد و کارهایی را که انجام میدهد خطا نمیداند. اما از سن 6 سالگی به مرور زمان خوب و بد را میشناسد و منطق کمکم در افکار و اعمالش شکل میگیرد. لذا به نظر می رسد که این سن بهترین زمان برای آموزش رسمی حترام گذاشتن به اطرافیان است. البته اموزش احترام گذاری باید از همان سن سه سالگی که تازه کودک محیط های اجتماعی را درک می کنتد شروع شود اما آموزش منطقی، مستدل و رسمی از شش سالگی آغاز می گردد.
واژه احترام به معنای به فکر بودن، توجه نشان دادن، در نظر گرفتن، جلوگیری از مزاحمت غیر عمدی و جلوگیری از نقض است.
به عنوان والدین و مربیان کودکان ما می دانیم که عمل مهمتر از گفتار است. برای به دست آوردن احترام کودکان و آموختن احترام به آنها باید با آنها رفتاری با احترام داشت. البته نه تنها با آنها، بلکه با تمام افرادی کودک با آنها در ارتباط است.
ضربالمثل جالبی هست که میگوید: "احترام یک خیابان دو طرفه است." یعنی برای بدست آوردن احترام باید احترام بگذارید.
لذا به نظر میرسد آموزش رفتار احترامآمیز یکی از مهمترین وظایفی است که بر عهده والدین است و بهترین روش آموزش آن، نشان دادن احترام است آن هم نه احترام به دیگر بزرگسالان بلکه احترام به خود فرزندان.
احترام گذاشتن را با اطاعت و فرمانبرداری اشتباه نکنید و این نکته را نیز مد نظر داشته باشید که اگر کسی در خانه شخص محترمی نباشد بیرون از خانه نیز هرگز نمیتواند به دیگران احترام بگذارد.
بیایید همراه هم روشهای آموزش احترام گذاشتن را مورد بررسی قرار دهیم:
به گونهای رفتار کنید که بفهمند برای شما اهمیت دارند و شما برای ارتباط با آنها زمان میگذارید و به آنها توجه میکنید، اطمینان داشته باشید آنها هم همین رفتار را در مورد شما و دیگران انجام خواهند داد.
صداقت بهترین سیاست است:آیا یک فرد دروغگو قابل احترام است؟ و آیا شما به کسی که مورد احترامتان است دروغ میگویید؟ قطعا اینطور نیست.
اگر مرتکب اشتباهی شدید، آن را بپذیرید و عذرخواهی کنید زیرا این نوع رفتار به خصوص در مورد فرزندان کم سنتر بسیار با ارزش است زیرا در نظر کودکان این گروه سنی والدین موجوداتی کامل و مطلق هستند و اگر ببینند والدینشان هم ممکن است اشتباه کنند و در صورت بروز اشتباه، آن را میپذیرند و عذرخواهی میکنند، از طریق رفتار و عملکرد والدین بهتر و موثرتر آموزش میبینند.
زمان مناسب شوخی را رعایت کنید مثلا اگر با او می خواهید شوخی کنید یا سر به سرش بگذارید این کار را در حین بازی انجام دهید نه بعد از یک شکست یا زمان ناامیدی که او را به شدت تحت تاثیر قرار داده. از فرزندتان تعریف کنید اما مراقب باشید که در این زمینه زیادهروی نکنید که شکل حقیقی خود را از دست بدهد و دروغ شود و هر گاه خواستار ایجاد تغییری در فرزندتان هستید روی جنبههای مثبت وی تاکید کنید، همین امر باعث میشود که او هر چه بیشتر اعمال مثبت را انجام دهد.
در منزل فرزندان برای ورود به فضایی که در آن بسته است باید دربزنند و تا اجازه نگرفتند یا از طرف ما دعوت نشدند، نباید وارد اتاق خواب ما بشوند، بنا بر این ما هم دقیقا باید در مورد آنان همین طور عمل کنیم یعنی برای ورود به اتاق فرزندمان باید در بزنیم و هرگز به یکباره وارد اتاق آنان نشویم و زمانی که در اتاقشان حضور ندارند به لوازم شخصی آنها دست نزنیم. باید به فرزندانمان اعتماد داشته باشیم و به آنها احترام بگذاریم. در کلام ساده این که اگر میخواهید فرزندان به حد و مرزها احترام بگذارند ابتدا خود ما باید به حد و حدودهای تعیین شده احترام بگذاریم.
احترام گذاشتن در واقع یک نوع نگرش است. احترام گذاشتن و رفتار احترامآمیز به یک کودک کمک میکند که در زندگی موفق باشد. اگر کسی برای همسالان خویش، اولیاءاش یا حتی برای خودش احترام قایل نباشد تقریبا موفقیتاش غیرممکن خواهد بود. یک فرزند مودب مراقب رفتارش با اعضای خانواده و تمام کسانی که با آنها ارتباط دارد، است و همراه خوبی برای همسالان خودش محسوب میشود.
در مدارس نیز آموزشهایی در مورد رفتار احترامآمیز به فرزندان میدهند اما فراموش نکنید که این شما هستید که بیشترین تاثیر و نفوذ را در تربیت فرزندان دارید.
نظرات ()