مشاوره خانواده

انسان سالم،بی مسئله نیست...

مراقبه :
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢۳
 


مراقبه یعنی سکوت.......
وقتی نسبت به اینکه هیچ چیز نمی دانید، آگاه می شوید؛ درحال مراقبه کردن هستید. چنین حرکتی روح حقیقی و خالص سکوت است ....
سکوت مراقبه است...


 
 
سخنان بزرگان :
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٩
 


 
 
یادت باشد که :
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٩
 


 
 
خدا همین جاست ...
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٩
 


 
 
یاد آوری ...
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٩
 


 
 
یک تغییر کوچولو در همسر:
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٠
 

 

تذکر دادن به همسر,اختلاف زن و شوهر,نقد و اصلاح در ازدواج

اگر در همسر خود از یک سو، شاهد نواقص و نقاط ضعفی هستیم باید تذکرات خود را در قالب مودّت و رحمت به او هدیه دهیم.

تذکر دادن به همسر
مردی را تصور کنید که بعد از مشکلات و تشنجات محیط کار خود، ناراحت و خسته وارد منزل می شود. او با مشاهده کوچکترین نابسامانی در منزل، مثلا دعوای بچه ها و یا شور بودن غذا، شروع به داد و فریاد می کند. و یا خانمی را در نظر بگیرید که وقتی وارد خانه می شود ، مشاهده می کند که همسرش آشپزخانه را شلوغ و به هم ریخته کرده ، پوست تخمه ها را روی فرش ریخته ، لباسهایش را روی مبل انداخته و کلا منزل را به بازار شام تبدیل کرده است، نا خود آگاه یک جیغ بنفش می زند. حال همسر وی چه واکنشی می تواند داشته باشد؟

در مقابل می تواند شروع به داد و فریاد و شکایت کند تا از او کم نیاورد، ادامه اش را هم که خودتان می دانید. اما در یک واکنش دیگر می تواند با خوش رویی و بیان الفاظ لطیف و محبت آمیز با همسر خود همدل شود و عصبانیت او را کاهش دهد.

به یقین واکنش دوم امکان گفتگو و ارتباط بیشتر و اتخاذ تصمیم بهتری بین آن دو را فراهم می آورد. پس هر گاه اختلاف زن و شوهر به برخوردهای فیزیکی انجامید، می توان نتیجه گرفت که هیچ یک از ان دو از توانایی اندیشه و مهارت های گفتاری و عاطفی مناسب بهره نبرده اند.

هر چه افراد از قدرت اندیشه و به تبع آن از مهارت کلامی بیشتری برخوردار باشند، از قدرت جسمی خود کمتر استفاده می کنند و از درگیری های غیرکلامی و فیزیکی فاصله ی بیشتری می گیرند.

مسئله ی «نقد و اصلاح» در ازدواج، تربیت فرزند و ارتباط های اجتماعی، مسئله ای جدّی است که ظرافت های خاص و آگاهی های در خور خود را می طلبد.

اگر در همسر خود از یک سو، شاهد نواقص و نقاط ضعفی هستیم و از سوی دیگر پایداری آرامش خانواده و رفع معایب و پیشرفت او را طالبیم، باید تذکرات خود را در قالب مودّت و رحمت به او هدیه دهیم.

همه ی ما به تجربه دریافته ایم که هر تذکّری هر چند کوچک و کم اهمیت، دردآور است. اگر قرار باشد که به خود ما تذکّری داده شود، نبضمان تندتر می زند؛ قلبمان به تپش می افتد و بالاخره احساس ناخوشایندی به ما دست می دهد. حتی اگر این تذکّر را خصوصی هم بدهند، احساس می کنیم که آبرویمان در نزد گوینده رفته است؛ به تعبیر دیگر همین که در این فضا قرار می گیریم، احساس می کنیم که تمام شخصیت ما به مخاطره افتاده است.

اگر به زعم خود فرد نقّادی هستید، باید بدانید که نقّاد کسی است که با ظرافت نظر، خوب ها را از بدها جدا می کند. در واقع او همواره در کمین صید خوبی هاست. اما آفت غالب این گونه سخن آن است که گاه نحوه ی کلام، جدال برانگیز می شود؛ در حقیقت مشکل از آنجایی آغاز می شود که به نحوی، ساختار بحث بر پایه ی ایراد و اشکال شکل می گیرد؛ یعنی می خواهیم ایراد بگیریم و شخص مقابل، می خواهد از خود دفاع کند.

"چرا فلان رفتار را با مادرم داشتی؟" و یا "تو چرا هر وقت برادرم را میبینی، اینقدر اخم می کنی؟" و یا " چرا با بچه اینجوری حرف می زنی؟"

لذا هنگامی که از همسر خود ناراحت هستیم، با او صحبت نکنیم؛ بگذاریم آرام شویم تا بتوانیم آن تذکر را در قالب مودّت و رحمت مطرح کنیم. در گفتار و کردار، در سکنات و رفتار و در دلبری ها، این مودّت و رحمت باید ظهور کند. به خصوص آقایان باید دقت بیشتری داشته باشند. در روایات تأکید ویژه ای بر ایشان شده است. مرد نباید در برخورد با همسرش سرسنگین باشد؛ باید با او بسیار نرم برخورد کند، باید به او ابراز محبت کند؛ علاقه خود و خوبی های او را به زبان بیاورد و عشق خود را نثار وی کند. نگوید خودش می داند که من چقدر دوستش دارم! دانستن کافی نیست، بلکه این علاقه باید به کلام بیاید.


 
 
سواد عاطفی داشته باشید!
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٢:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٠
 

 

سواد عاطفی,استقلال عاطفی,رشد عاطفی

گاهی اوقات کاهش تب و تاب اولیه رابطه خیلی ها را به اشتباه می اندازد که رابطه سرد شده و عمرش به پایان رسیده است. بنابراین ممکن است با چنین توجیهی نامزد خود را متهم به سردی کنند یا با فکر این که چنین رابطه ای نمی تواند به خوشبختی زیر یک سقف منجر شود، نامزدی شان را خاتمه دهند. اما واقعیت این است که نداشتن سواد عاطفی بزرگترین مشکلی است که شما دچارش هستید!

سواد عاطفی یعنی آنکه بتوانید حالات، عواطف و احساسات درونی خود را تشخیص دهید و واقعیت آنها را درک کنید. مرحله‌ اول رابطه عاطفی ماهیتاً دارای ویژگی های زیر است:در شروع رابطه و در مرحله اول، هیجان فرد به دلیل تغییرات بیوشیمی خون متفاوت است؛ یعنی روزهای اول سطح نوراپی نفرین و دوپامین خون افزایش می یابد و چون رابطه جدید است هیجان جدیدی برای فرد ایجاد می‌شود و در نتیجه نوراپی نفرین و دوپامین که هورمون عشق نام دارند افزایش می یابند.

برای مثال فرد بیان می کند که بسیار خرسند است، هیجان زیادی دارد و به محض خداحافظی دلتنگ می شود، به بهانه های متفاوت تماس می گیرد و تمایل دارد با هم باشند. اما این ویژگیِ مرحله‌ی اول رابطه‌ی عاطفی است و اگر دختر و پسر سواد عاطفی لازم را نداشته باشند متوجه نمی شوند که این هیجانات به دلیل آن است که مغز در حالت کارکرد شدید قرار دارد و مانند موتور ماشین کار می کند. اما این ویژگی بیشتر از 6 ماه دوام نخواهد داشت، زیرا مغز طبیعتاً برای دفاع از سلامت خود، خودش را با وضعیت تطبیق می دهد و به تدریج هیجان فروکش می کند؛ یعنی درست است که هنوز هم در بدن نوراپی نفرین و دوپامین زیاد ترشح می شود اما بدن با این سطح هورمون دیگر به آن هیجان نمی رسد زیرا جسم شما عادت کرده تا مغز بتواند از سلامت خودش دفاع کند.

مغز نمی تواند هیجان بسیار را برای زمان طولانیِ زندگی حفظ کند و طبیعی است که وارد مرحله‌ی استراحت شود پس خیلی از هیجانات فروکش می کند و اگر شخص سواد عاطفی لازم را نداشته باشد ممکن است رابطه عاطفی خود را از بین ببرد.
 
بلوغ عاطفی در کنار سواد عاطفی
گاهی، افراد به دلیل بستر خانوادگی بی اختیار ممکن است سواد عاطفی نداشته باشند؛ یعنی خیلی ندیده باشند و یاد نگرفته باشند. بعضی از انسان ها در ابراز عواطف خود ضعیف هستند. برخی در فهم احساسات عاشقانه ای که درونشان دارند، دچار کج فهمی هستند و برخی نمی توانند احساساتشان را درست تحلیل کنند. اینجاست که مفهوم بلوغ عاطفی مطرح می شود. فرد باید توسط دیده ها و شنیده هایش سواد عاطفی کسب کند و از طریق این آگاهی، احساسات خود را بشناسد و برآن مسلط باشد. در یک کلام به بلوغ عاطفی برسد.وقتی فردی احساساتش را بشناسد و در تعامل با دیگران بیان کند و به کار ببرد، می گوییم این فرد به بلوغ عاطفی رسیده است. چنین فردی می تواند به شکل صحیحی احساساتش را ابراز کند. همچنین احساسات دیگران را نیز به همان خوبی شناسایی و درک می کند. ابراز عواطف و داشتن سواد عاطفی بخشی از هوش هیجانی انسان هاست. انسان هایی که هوش هیجانی بالایی دارند، در برقراری رابطه ی عاطفی بسیار قوی تر هستند.

رشد عاطفی معیوب
رشد عاطفی  فرآیندی است که از تولد کودک آغاز می شود و والدین نقش مهمی در این میان ایفا می کنند. اولین پیونددهنده کودک با محیط بیرون مادر است. از این رو نحوه تعامل کودک با مادر، تعیین کننده نحوه تعامل او با جهان خارج است.  دلبستگی یا پیوند بین مادر و کودک، اولین نیاز کودک برای برقراری ارتباط با جهان خارج است و هر قدر این دلبستگی ایمن تر باشد، جهان برای او ایمن تر خواهد بود. چنانچه این احساس در دوران رشد و تکامل رو به بهبود نباشد، فرد با همین احساس وارد رابطه زناشویی می شود و دلبستگی ناایمن خواهد داشت. این سبک دلبستگی ارتباط مستقیمی با تلاش کودک برای کسب استقلال دارد. کودک از 2 یا 3 سالگی مفهوم «من»، «اسباب بازی من»، «مادر من» و... را درک می کند و به دنبال کسب هویت خود است. او با تکیه بر دلبستگی ایمن که به مادر پیدا کرده، به دنبال دست یافتن به استقلال است.
 
استقلال عاطفی
به طور کلی انتظار ما این است که در سن نوجوانی، بلوغ هیجانی فرد کامل شود ولی در بسیاری از موارد یک فرد 30 ساله پس از مراجعه به مشاور ازدواج درمی یابد که هنوز به بلوغ عاطفی نرسیده و هنوز وارد یک رابطه نشده، نگران از دست دادن آن است.در واقع فرد به علت این که دلبستگی ایمن کسب نکرده و در دوران رشد و تکامل هم به بلوغ عاطفی نرسیده است، همین احساس ناایمنی را وارد رابطه با همسرش می کند.

وابستگی بیش از حد و فاصله گرفتن از همسر به طور همزمان نشان دهنده سبک دلبستگی ناایمن فرد است. این دسته از افراد اگر با همسر خود اختلاف نظر جزئی پیدا کنند، به سرعت دچار آشفتگی می شوند و احساس طردشدگی و تنهایی مفرط آن ها را رنج می دهد. این افراد گاهی به شدت به همسر خود وابسته و متکی هستند و هرگز نمی توانند تعادل را در فاصله با همسر خود حفظ کنند. آن ها هرگز نمی توانند احساسات خود را به درستی بشناسند، آن را درک و به شیوه صحیحی ابراز کنند. همچنین قادر نیستند احساسات همسرشان را نیز به خوبی درک کنند. برای آن ها هر اختلاف نظر و جواب منفی، نشانه ناکامی در زندگی مشترک است؛ درصورتی که فردی که به بلوغ عاطفی رسیده، قادر است پاسخ منفی همسرش را بشنود و در صورت لزوم آن را بپذیرد و عملی کند. چنانچه گفته شد افراط به شکل وابستگی بیش از حد و تفریط به معنای طرد کردن، جزو عادت افرادی است که دلبستگی ایمن را کسب نکرده اند.

این افراد نمی توانند در عین دوست داشتن از کسی فاصله بگیرند. همسری که دایم از تنها شدن و طرد شدن می ترسد و با وجود داشتن زندگی مشترک رضایت بخش، وابستگی بیمارگونه به همسرش دارد و آن را دوست داشتن نام می گذارد. این رفتار در درازمدت همسران را از هم خسته می کند و کارشان به جدایی می کشد.


 
 
چطور بفهمیم که به استرس معتاد هستیم یا نه؟!
نویسنده : مشاوره خانواده - ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٠
 

 

اعتیاد به استرس,استرس زیاد,معتاد استرس,

برخی متخصصین باور دارند که رابطه نزدیک ما با استرس تا حدودی به خودمان بسته است. آنها فکر می‌کنند که بسیاری از ما در واقع به استرس اعتیاد داریم ونمی خواهیم رهایش کنیم!

یک اخطار برای همه کسانی که معتاد به آدرنالین و کورتیزول هستند
ما خیلی با افتخار از استرس‌هایمان صحبت می‌کنیم، با فروتنی مدام می‌گوییم که چه قدر شب قبل کم خوابیده‌ایم یا چه طور آخر هفته را سخت کار کردیم تا کاری را سر موقع به پایان برسانیم و یا حتی اینکه آن قدر سرمان شلوغ است که حتی وقت تعطیلات رفتن هم ندارم. این مدل از زندگی به شدت اپیدمیک شده، چون براساس مطالعه بهار سال 2014 که توسط اِن پی آر و مدرسه سلامت عمومی هاروارد انجام شده 63% آمریکایی‌ها ابراز کرده‌اند که احساس استرس دارند و بیش از یک چهارم آنها اعتقاد دارند که به شدت دچار استرسند. بیشتر کسانی که در دوران بیست و چند سالگی خود به سر می برند و زنان بار سنگین مسئولیت‌ها را منبع اصلی عصبیت خود می‌دانند.

برخی متخصصین باور دارند که رابطه نزدیک ما با استرس تا حدودی به خودمان بسته است. آنها فکر می‌کنند که بسیاری از ما در واقع به استرس اعتیاد داریم، به دنبال فشار چیزهای مختلف یا حجم ایمیل‌های کاری هستیم به طوری که انگار آنها قهوه، سیگار، الکل یا مواد هستند! اما خبر خوب این است که همیشه راه‌هایی برای شکستن این چرخه ناسالم وجود دارد. مانند هر اعتیاد دیگری اولین قدم به سمت خوب شدن این است که متوجه شوید معتاد هستید.

اعتیاد به استرس,استرس زیاد,معتاد استرس,

استرس زیاد
استرس یک پروسه بیولوژیکی است که تغییر می کند تا به ما کمک کند. هورمون‌هایی مانند آدرنالین و کورتیزول در موقعیت‌های خطرناک به تمام بدن پمپاژ می شوند. زندگی روزانه کمتر بدن ما را در موقعیت‌های خطرناک و واکنشهای مختص آن قرار می‌دهد ولی همان عامل‌های واکنشی می‌توانند در زمان گل زدن و امتیاز گرفتن یا ارائه یک سخنرانی بی‌نقص یک فرمان باشند. این عوامل قدرت ما را جمع می‌کنند و عملیات غیرضروری را متوقف می‌کنند تا منابع بدن را در جهت عضلات و مغز متمرکز کنند.

متاسفانه زمانی که کورتیزول و آدرنالین در سیستم بدن ما برای مدت طولانی باقی می‌مانند، کارکرد‌ها مختل می‌شوند. به جای اینکه پس از پشت سر گذاشتن تهدید ایجاد شده این دو کم کم متوقف شوند، استرس زیاد باعث می‌شود که همچنان کورتیزول و آدرنالین قطره قطره تولید شوند و سیستم بدن ما را آلوده کنند. نه تنها این فرایند به مو، پوست، وزن، قلب و سیستم گوارش شما به شدت آسیب می زند، بلکه شما را گرفتار می‌کند و به دنبال میزان بیشتری هم خواهد بود. دِبی مَندِل، یک متخصص کنترل استرس و نویسنده کتاب "معتاد به استرس" می گوید: "مانند یک معتاد به مواد مخدر، شما همیشه به یک چاره بزرگتری نیاز دارید."

برای رسیدن به کارهای مختلف یا رهایی از خستگی کار، ما مدام به دنبال افزایش آدرنالین علاوه بر آن میزانی که در حال آسیب زدن به بدنمان است هستیم. جودیت اورلاف پزشک و پروفسور روانپزشکی در دانشگاه کالیفرنیا و نویسنده کتاب "شور تسلیم شدن" می گوید: "مردم خسته هستند و به یک هیجان نیاز دارند. ما به آدرنالین اعتیاد پیدا کردیم که آن هم باعث اعتیاد به کار می‌شود."

جامعه هم اعتیاد‌های این چنینی را ترغیب می‌کند. ما همه دوستانی داریم (یا خودمان این طور هستیم) که وقتی از آنها سوال می‌شود که چطور هستند همیشه پاسخشان یکی از این‌هاست "سرم شلوغه"، "خیلی درگیرم" و یا حتی "وحشتناک سرم شلوغه"، انگار که در ذهن ما مشغولیت برابر با مهم بودن است. به علاوه دستگاه‌های هوشمند باعث می‌شوند که ما حتی حین شام خوردن، تعطیلات و نشست‌های اجتماعی هم خودمان را درگیر و مشغول کنیم. اورلاف می گوید "همیشه در فکر این هستیم که آیا چیز بهتری در حال رخ دادن هست؟ یا آیا من یک موقعیت خوب پیدا می‌کنم؟ من هنوز هم می‌توانم در بهترین موقعیت در دنیا باشم و هنوز می‌خواهم موبایلم را چک کنم."

از آنجایی که ما ارزش خود را با پول می‌سنجیم، پول هم در این چرخه نقش مهمی ایفا می‌کند. اورلاف عقیده دارد که "جامعه به مردم می‌گوید که شما زمانی ارزش دارید که بیشتر پول به دست می‌آورید که همین مسئله باعث می‌شود مردم مانند دیوانه ها بیش از حد کار کنند."

مَندل عقیده دارد که ریشه این اعتیاد بی‌میلی ما به حل مشکلات شخصی و عمیق‌ترمان است. گذراندن هر لحظه از زندگی‌مان با شغلمان، قرارها و کارها به این معنی است که نمی‌خواهیم به مسائل بزرگتر فکر کنیم. و به نظر می‌رسد که مردم حاضرند هر کاری انجام دهند تا از خودشان فرار کنند. در تحقیقی که در جولای 2014 انجام شده مشاهده شد که شرکت کنندگان حتی دوست ندارند که برای شش تا پانزده دقیقه با افکار خود تنها باشند و حتی بعضی می‌خواستند به خودشان شوک الکتریکی وارد کنند تا از این خودکاوی فرار کنند. مندل می‌گوید "وقتی ما تا آنجایی که می‌توانیم سریع می‌دویم، مجبور نیستیم به اینکه از چه چیزهایی در زندگی راضی نیستیم فکر کنیم یا در آن غرق شویم. ما در حال فرار از ناخشنودی و ناراحتی‌مان هستیم."

اعتیاد به استرس,استرس زیاد,معتاد استرس,

شکست دادن اعتیاد
همان‌طور که بسیاری از تحقیقات علمی نشان داده‌اند، استرس حاد یک سری مشکلات جسمی و ذهنی شامل افسردگی، بیماری روانی، بیماری قلب و اضافه وزن را ایجاد می‌کند. نشانه‌هایی مانند بی‌خوابی، درد عضلات، بدخلقی، مشکلات گوارشی، سرماخوردگی های مکرر و دلهره و نگرانی می‌توانند دلیل بر این باشند که استرس دارد شما را فرا می‌گیرد. ما می‌توانیم با تلاش‌های هدایت شده و درست برای از بین بردن استرس و ریلکس کردن این چرخه را در هم بشکنیم. وقتی شما از این فشار خلاص شوید، در شغل خود کارآمدتر، از لحاظ فیزیکی و ذهنی سالمتر و برای دیگران جذاب تر خواهید بود (هم در درون و هم در بیرون؛ بدن عصبی، ابروهای در هم و چشم‌های پف‌کرده بامزه نیستند). این ها چند راهی هستند که می توانند به شما کمک کنند:

ارتباط با منبع استرس را قطع کنید
در ابتدا سخت خواهد بود، اما پیروز شدن بر اعتیاد به استرس به این نیاز دارد که یک منبع اصلی استرس را حذف کنید: موبایلتان!! بله درست است ! برای خود قوانینی بگذارید مانند اینکه موقع شام موبایلتان را چک نکنید، یا هیچ ایمیلی را در روز تعطیل نخوانید. اگر این میزان برایتان زیاد است با بیست دقیقه آغاز کنید و این مدت زمان را افزایش دهید.
 
از دست دوستان مسموم خلاص شوید
اگر دوستانتان برای اینکه از کار مرخصی گرفته‌اید شما را دچار احساس گناه می‌کنند، آنها خیر و صلاح شما را نمی‌خواهند. مندل می گوید "اگر دوستانتان از اینکه شما می‌خواهید به خودتان اهمیت دهید حمایت نمی‌کنند، این یک مشکل است." به جای آن‌ها با کسانی نزدیک باشید که شما را شاد می‌کنند، آنهایی که وقتی کارهای غیرمتعارف انجام می‌دهید به شما حقیقت را بگویند و کسانی که وقتی نیاز دارید خودتان را خالی کنید به حرف‌هایتان گوش می‌دهند."

اعتیاد به استرس,استرس زیاد,معتاد استرس,

فاصله بگیرید
اورلاف پیشنهاد می‌کند که برای صدایی که در سرتان غر می‌زند و شما را نقد می‌کند یک اسم بگذارید. وقتی کارش را شروع می‌کند این طور جواب او را بدهید "برای اظهار نظرت ممنون شِلی، اما من الآن دارم کمی استراحت می‌کنم و بعدا سراغت می‌آیم." متخصصین همچنین کشف کرده‌اند که ما زمانی که به جای اول شخص به عنوان سوم شخص به مشکلاتمان فکر می‌کنیم بیشتر قادر خواهیم بود آن‌ها را حل کنیم.

ورزش کنید
ورزش کردن به حدی که عرق کنید یکی از مطمئن‌ترین راه‌ها برای رهایی از استرس است که در عین حال به شما این فرصت را می‌دهد که خشم و عصبانیت سرکوب شده را رها کنید. ورزش کردن میزان زیادی اِندورفین آزاد می‌کند که می‌تواند جایگزین هورمون‌های استرسی شود که شما به آنها نیاز داشتید. با این حال مندل اخطار می‌دهد که "اگر استرستان زیاد است، بیرون ندوید، چون ماشین‌ها را نخواهید دید."

ریلکس کنید
برای ریلکس یا مدیتیشن کردن حتما قرار نیست بی‌حرکت و در سکوت باشید. لورین روش که دارای مدرک دکتراست و مدرس مدیتیشن و نویسنده نیز هست می‌گوید "بالغ بر 100 نوع تمرین مدیتیشن وجود دارد، از رقص گرفته تا آواز خواندن تا غذا خوردن که می‌توانند از 30 ثانیه تا یک ساعت یا بیشتر طول بکشند." او پیشنهاد می‌دهد که یک جنبه از زندگی خود را که دوست دارید انتخاب کنید و یک تمرین مدیتیشن مربوط به آن بسازید مثلا "چیزی مانند کاروئکه (آواز خواندن روی یک آهنگ شناخته شده) برای مدیتیشن مناسب است چون کاری لذت‌بخش است که با آرامش و حس رهایی در انتها همراه است." او اضا فه می‌کند که "نگران پاک کردن ذهنتان نباشید، با در آغوش گرفتن تنش است که شما آن را رها خواهید کرد."

اعتیاد به استرس,استرس زیاد,معتاد استرس,

به خودتان بیشتر از هر کار یا چیز دیگری اهمیت بدهید
مسئله مهم دیگر این است که برای خودتان زمان خالی بگذارید. این زمان می تواند صرف ماساژ، کلاس دوچرخه، یک ساعت سکوت با یک کتاب یا یک جعبه وسایل هنری، یا قدم زدن در طبیعت شود. فقط اطمینان داشته باشید که هر کاری انجام می‌دهید برای خودتان است. مندل می‌گوید: "زنانی که به استرس اعتیاد دارند وقت اضافی خود را برای رسیدن به کارهای خانه، دوختن لباسی برای دخترشان یا اضافه کاری و نه برای ریلکس کردن صرف می‌کنند. استرس هویت شما را از شما می‌گیرد. ولی انجام کاری که عاشقش هستید به شما کمک می‌کند تا آن را پس بگیرید."


 
 
← صفحه بعد
 



<

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس